دنیا مانند قبل روی توان آمریکا حساب نمی کند
ناصر ایمانی، فعال سیاسی اصولگرا در ارزیابی خود از «مقاومت ۴۰ روزه» و جنگ رمضان، این رویداد را نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران میداند. نقطهای که بهزعم او نه فقط موازنه سیاسی و امنیتی منطقه و جهان را تغییر داده، بلکه زمینه ساز دستاوردهای بزرگ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی برای ایران شده است.
او گفت: این مقاومت، هم هیبت هژمونیک امریکا را شکست، هم جایگاه ایران را ارتقا داد، هم امکان گشایشهای اقتصادی را فراهم کرد و هم نوعی ترمیم تاریخی احساس تحقیر ۲۵۰ ساله در ضمیر جمعی ایرانیان به وجود آورد.
به اعتقاد این تحلیلگر ابعاد «دستاوردهای مقاومت ۴۰ روزه» در جنگ رمضان، فراتر از چند دستاورد کوتاهمدت سیاسی یا نظامی است و باید آن را در مقیاس تاریخ معاصر ایران سنجید. این تحلیلگر تأکید میکند هرچند جنگ ذاتا با خسارت، تلفات و ویرانی همراه است و برای هر دو طرف هزینههای مادی و انسانی دارد، اما واقعیت این است که این جنگ به ایران تحمیل شد و کشور ما در موقعیتی تدافعی و مشروع وارد آن شد.
در چنین چارچوبی، به اعتقاد او، باید دستاوردهای این مقاومت را سنجید.
ایمانی ابتدا یک نکته مقدماتی را روشن کرده و میگوید: « جنگ، حتی اگر تحمیلی و ناخواسته باشد، از خسارت جدا نیست. اما آنچه اهمیت دارد، نحوه تبدیل هزینههای میدان به «ارزش افزوده سیاسی، اقتصادی و فرهنگی» است. در این جنگ و مقاومت ۴۰ روزه، ایران به دستاوردهایی رسیده که در ۲۵۰ سال گذشته بیسابقه است. از زمان عهدنامههای گلستان و ترکمنچای تا امروز، مشابه چنین موقعیتی را تجربه نکرده بود. در بُعد سیاسی، بزرگترین دستاورد این جنگ شکستن هیبت هژمونیک امریکا است. پس از جنگ رمضان، امریکا دیگر آن «ابرقدرت دست نخورده» سابق در ذهن افکار عمومی جهان نیست. ایران با اتکا به مقاومت مردم و توان نظامی خود نشان داد که میتواند در برابر فشار دو قدرت بزرگ (یکی قدرت نظامی و دیگری قدرت اتمی) بایستد، از خود دفاع کند و حتی آسیبهای جدی به آنها وارد آورد. این اتفاق جایگاه ایران را در نظام بینالملل به شکل محسوسی ارتقا داده است.»
این تحلیلگر معتقد است: «از این پس، نگاه جهان به ایران همان نگاه پیش از این جنگ نخواهد بود. کشوری که زیر فشار شدید تحریمها، تهدیدهای نظامی و انزوای سیاسی قرار داشت، این بار در میدانی نابرابر ایستاد و نهتنها فرو نپاشید، بلکه توانست ابتکار عمل را در مواردی به دست بگیرد. همین امر سبب شده که سطح اعتبار و نفوذ سیاسی ایران در معادلات منطقهای و جهانی بالاتر برود. ایران «نشان داد که ایران سابق نیست» و امریکا هم دیگر «امریکای سابق» به لحاظ اقتدار دستنخورده و ترسآفرین گذشته نیست.»
او ادامه میدهد: «اما این تغییر موقعیت سیاسی صرفا در سطح نمادین و روانی باقی نمیماند. ایران در این جنگ نشان داد تا چه حد میتواند بر اقتصاد جهان تأثیر بگذارد. نمونه شاخص آن نقش ایران در تنگه هرمز است. تهدید یا بستن این گذرگاه راهبردی، پیام روشنی به جهان داد. اگر حقوق ایران نادیده گرفته شود، اقتصاد جهانی نیز از تبعات آن مصون نمیماند. اگر ایران بتواند در روند مذاکرات و ترتیبات پس از جنگ، حق خود را بگیرد و تحریمها را رفع کند، کشور وارد دورهای از شکوفایی اقتصادی خواهد شد. رفع تحریمها به معنای افزایش سرمایهگذاری خارجی، توسعه مبادلات تجاری و رشد چشمگیر درآمدهای ارزی است. حتی در سناریویی که ایالات متحده رسما همه تحریمها را برندارد، تحولات اخیر عملا اثر تحریمها را کمرنگ کرده است؛ زیرا بسیاری از کشورها دیگر همان حساسیت سابق را نسبت به تحریمهای یکجانبه امریکا نخواهند داشت و ایران با تکیه بر جایگاه تقویت شده خود، میتواند راههای تازهای برای تعامل اقتصادی پیدا کند.»
ایمانی با اشاره به اینکه در همین دوره ۴۰ روزه نیز ایران از منظر اقتصادی بینصیب نمانده است، یادآور میشود: «افزایش قیمت نفت و استمرار صادرات آن، نمونهای از منافعی است که در میانه جنگ برای کشور حاصل شد. به این ترتیب، جنگ رمضان فقط میدان هزینه و خسارت نبود، بلکه عرصهای بود که در آن، امکان بازتعریف نقش ایران در اقتصاد جهانی نیز آشکار شد.» بُعد سوم تحلیل ایمانی، به دستاوردهای فرهنگی و اجتماعی اشاره دارد.
او در این خصوص میگوید: «ملت ایران در ۲۵۰ سال اخیر، پس از قراردادهای گلستان و ترکمنچای، بارها و بارها در صحنه بینالمللی تحقیر شده است؛ از دست دادن بخشهایی از خاک، شکستهای سیاسی و تجربه حاکمانی که «بیلیاقتی» آنها هزینههای بزرگی بر ملت تحمیل کرده، نوعی زخم تاریخی در حافظه جمعی ایرانیان ایجاد کرده بود. در جنگ رمضان این تحقیر تاریخی به طور نمادین جبران شد. در این جنگ، ملت ایران با همه تفاوتها و سلیقهها، پشت کشورشان ایستادند. همه با «هر سلیقهای، هر فکری و هر انگیزهای» در یک نقطه مشترک جمع شدند. ایمانی تأکید میکند: «این جنگ به ما تحمیل شد و انتخاب ما نبود؛ اما با وجود این، ملت ایران توانستند از دل یک «شرایط ناخواسته» دستاوردهای بزرگی بیرون بکشند. تاریخ آینده ایران این جنگ را به عنوان رویدادی ثبت خواهد کرد که در آن، کشور از موضع ضعف و انفعال بیرون آمد و به جایگاهی تازه دست یافت؛ جایگاهی که در آن، هم در سطح سیاسی جدیتر گرفته میشود، هم در سطح اقتصادی امکان چانهزنی و تأثیرگذاری بیشتری دارد و هم در سطح فرهنگی، احساس عزت و اعتماد به نفس ملی تقویت شده است.»