شکست روایت واشنگتن؛ ایران عقب ننشست، معادلات تغییر کرد
مواضع متناقض آمریکا، سردرگمی واشنگتن در مدیریت جنگ با ایران را آشکار میکند؛ در حالی که تهدیدها افزایش یافته، پاسخ ایران همچنان قاطع و غیرقابل پیشبینی است.
به گزارش ایلنا به نقل از الاخبار، نشانههای متناقض از سوی آمریکا نشاندهنده سردرگمی در مدیریت جنگ علیه ایران است. در حالی که دولت ترامپ به ایجاد تصویر تمایل تهران به عقبنشینی دم میزند، همزمان تهدیدهایش افزایش و کاهش مییابد و سقف خواستهها بارها تغییر میکند.
واقعیتهای میدانی نشان میدهد کنترل کامل ایران یا وادار کردن آن به پذیرش شروط آمریکا دشوار است. هفته گذشته، واشنگتن بر مسیر مذاکراتی از طریق پاکستان تکیه کرد و هیأتی را برای بحث روی توافق ۱۵ بندی اعزام نمود، اما این رویکرد بیش از آنکه واقعبینانه باشد، مبتنی بر آرزو و خیالپردازی بود؛ اینکه هر تمایل ایران به مذاکره، به معنای تسلیم زیر فشار نظامی است.
یکی از شاخصهای مهم، مسئله تنگه هرمز است؛ جایی که ادامه بسته بودن آن، هرگونه روایت پیروزی آمریکا را بیاعتبار میکند.
در مقابل، ایران پاسخهای محکم و غیرقابل انتظار ارائه کرده است؛ تهران نه تنها شروط واشنگتن را رد کرد، بلکه شروط مقابلی مطرح کرد؛ از جمله مطالبه غرامت جنگ، تأیید حاکمیت ایران بر تنگه هرمز و رفع تحریمهای دهههای گذشته. این رویکرد، آمریکا را در موقعیتی دشوار قرار داده و گزینههایش را محدود میکند.
به همین دلیل، گزینهای که واشنگتن اکنون دنبال میکند، نه انصراف است و نه حمله زمینی، بلکه گزینه سوم: افزایش شدت حملات هوایی و گسترش ضربات به اهداف اقتصادی، آموزشی، رسانهای و زیرساختی است؛ از دانشگاهها و مدارس گرفته تا بیمارستانها، نیروگاهها و مراکز تولیدی و مسکونی. با این حال، ایران هیچ نشانهای از عقبنشینی نشان نمیدهد.
در مجموع، نوسان مواضع آمریکا نمایانگر دشواری دستیابی به اهداف اعلامشده جنگ است. افزایش تهدیدها، نشانهای از فقدان ابزارهای مؤثر است نه اقتدار واقعی؛ در حالی که کلید هرگونه کاهش تنش، تنها در دست واشنگتن نیست و به تصمیمات تهران، بهویژه در مسئله استراتژیک تنگه هرمز، بستگی دارد.
سوال اصلی این است: آیا ترامپ تهدید خود به «تخریب کامل ایران» را عملی خواهد کرد یا از این تهدیدها برای تقویت موقعیت در مذاکرات آینده و آمادهسازی مسیر برای توافق و انصراف استفاده میکند؟