خبرگزاری کار ایران

رئیس دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران در گفت‌وگو با ایلنا:

برخورد با اعتراضات می‌توانست بسیار هوشمندانه‌تر باشد/ نباید «اسلام‌» و «ایران‌» را مقابل هم قرار دهیم

برخورد با اعتراضات می‌توانست بسیار هوشمندانه‌تر باشد/ نباید «اسلام‌» و «ایران‌» را مقابل هم قرار دهیم

رئیس دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران با بیان اینکه برخورد با اعتراضات اخیر می‌توانست بسیار هوشمندانه‌تر از آنچه رخ داد باشد، تأکید کرد: از این جهت نقدهایی وارد است و این موضوع نیازمند بازنگری است. ابتدا باید بپذیریم که هیچ وضعیتی بهترین وضعیت ممکن نیست و نباید چنین تلقی کنیم که عملکرد ما کاملاً درست بوده است؛ چراکه اگر تدبیرها به‌درستی انجام می‌شد، اساساً کار به اینجا نمی‌رسید.

«مجتبی امیری» رئیس دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا در پاسخ به این سوال که با توجه به مأموریتی که رئیس‌جمهور به وزیر علوم برای بررسی ابعاد و زمینه‌های بروز اعتراضات اخیر در دانشگاه‌ها داده است، این اعتراضات را چگونه صورت‌بندی می‌کنید؟ گفت: اگر بخواهم اعتراضات و حوادث اخیر را صورت‌بندی کنم، باید گفت بعدی که برجستگی خاص داشت و زمینه‌ساز جریانات اخیر بود، شروع آن از اعتراضاتی بود که در ابتدا سبقه اقتصادی داشت. اما به‌تدریج به عرصه سیاست کشیده شد که در این مرحله، روایت معترضان و آشوبگران مطرح شد که جریان را از اعتراض به آشوب سوق داد و آسیب‌هایی را متوجه جامعه کرد. 

‎وی افزود: در این شرایط، حاکمیت ناچار شد از مدارا عبور کرده و به برخورد قاطع با این مسئله کشیده شود. این روند به نقطه‌ای رسید که عملاً راه بازگشتی وجود نداشت و باید با آشوبگران برخورد می‌شد، به‌ویژه با محرز شدن دخالت خارجی‌ها و بیگانگان، به‌خصوص آمریکا و اسرائیل. دیگر جایی برای تردید باقی نماند که باید با جریانی که سلاح به دست گرفته و اشکال مختلف حاکمیت ملی را هدف قرار داده است، برخورد شود. 

به شیوه مواجهه با اعتراضات اخیر نقدهایی وارد است

‎رئیس دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران تصریح کرد: با این حال، شیوه مواجهه با این اعتراضات می‌توانست از این که بود، بسیار هوشمندانه‌تر باشد و از این جهت نقدهایی وارد است و این موضوع نیازمند بازنگری است. ابتدا باید بپذیریم که هیچ وضعیتی بهترین وضعیت ممکن نیست و نباید چنین تلقی کنیم که عملکرد ما کاملاً درست بوده است؛ چراکه اگر تدبیرها به‌درستی انجام می‌شد، اساساً کار به اینجا نمی‌رسید. 

‎وی ادامه داد: به گمان من، یکی از موضوعاتی که کمتر مورد توجه قرار گرفته و باید در تحلیل‌ها به آن پرداخته شود، زمینه‌سازان شکل‌گیری این وضعیت هستند؛ کسانی که به آشوبگران داخلی، نفوذی‌ها و کشورهای خارجی بهانه دادند تا نسبت به کشور طمع کنند. در این میان، موضع کشورهای همسایه قابل توجه است؛ حتی آن‌هایی که با ما همسو نبوده و نیستند، احتیاط را رعایت کردند و با آمریکا، اسرائیل و آشوبگران همراهی نکردند. 

با کسانی که زمینه‌های بروز این شرایط را در داخل فراهم کردند، باید برخورد شود

‎امیری تأکید کرد: در داخل کشور نیز باید با کسانی که زمینه‌های بروز این شرایط را فراهم کردند برخورد شود و اجازه داده نشود بار دیگر چنین شرایطی ایجاد شود. نمونه آن را در حوزه اقتصادی می‌توان مشاهده کرد؛ برای مثال افزایش قیمت خودرو در روزهای اخیر، در حالی که قیمت‌ها باید کنترل شوند. برخی افزایش قیمت‌ها مانند طلا ممکن است با تحولات جهانی قابل توجیه باشد، اما برخی دیگر از اقلام باید با در نظر گرفتن آستانه تحمل مردمی که ستون اصلی نظام هستند، مدیریت شود. هرچند سیاست‌هایی در این زمینه به کار گرفته شده، اما این سیاست‌ها کفایت نمی‌کند. 

‎وی افزود: نکته دیگر، توجه به حوزه آموزش عالی، دانشگاه‌ها و مهم‌تر از آن آموزش‌وپرورش است. بسیاری از افرادی که وارد این عرصه‌ها شدند، قربانی شرایط بودند. بنده این افراد را تحت عنوان متأثران از شرایط می‌دانم که تحت تأثیر آشوبگران قرار گرفتند؛ چه آن‌هایی که کشته شدند، چه آسیب دیدند و چه کسانی که مشارکت داشتند یا دارند. نکته قابل تأمل این است که از این پس چگونه قرار است با این افراد مواجه شویم. 

‎رئیس دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران گفت: استادان دانشگاه و حتی برخی مسئولان دانشگاهی در مواردی منفعل عمل کردند. برخی نخبگان و مدیران اجرایی نظام دانشگاهی تا جایی پیش رفتند که سخن از تسلیم شدن و پذیرش شروط ترامپ که اساساً یک فرد معامله‌گر است و نمی‌توان به او اعتماد کرد را پیش می‌کشند و می‌گویند باید از جنگ هراسید. 

نبود گفت‌وگو میان حاکمیت و نسل جدید زمینه بی‌اعتمادی اجتماعی را تشدید کرده است

‎وی ادامه داد: این مسائل نشان می‌دهد که باید فضاهای عقلانی‌تری در دانشگاه‌ها ایجاد شود تا استادان بتوانند با یکدیگر و با حاکمیت گفت‌وگو کنند. یکی از مشکلات اساسی، نبود گفت‌وگو میان حاکمیت و نسل جدید، به‌ویژه نسل موسوم به «زد» است. این یک واقعیت است که زبان مشترکی شکل نگرفته است. این مسئله زمینه بی‌اعتمادی اجتماعی را تشدید کرده است. 

‎امیری افزود: در شرایطی که وضعیت لجام‌گسیخته قیمت‌ها باعث شده برخی اقلام غذایی مانند لبنیات و گوشت از سفره مردم حذف شود، این موضوعات چیزی نیست که نتوانیم برای آن تدابیری داشته باشیم، بلکه قابل تدبیر در داخل کشور است. حتی در دوران جنگ نیز تدابیری اندیشیده شد تا این مسائل باعث تفرقه نشود، بلکه همبستگی اجتماعی را تقویت کند. 

‎وی در ادامه گفت: در ادبیات مدیریتی مطرح می‌شود که تهدید خارجی می‌تواند موجب انسجام داخلی شود؛ موضوعی که در جنگ ۱۲ روزه نیز مشاهده شد. با این حال، به نظر می‌رسد در جنگ روایت‌ها بیش از عرصه عمل دچار ضعف شده‌ایم. روایت‌هایی مانند اینکه این جنگ، جنگ با جمهوری اسلامی است نه با ایران و مردم، یا این روایت که ایران مقتدر موجب ناامنی در منطقه می‌شود، باید به چالش کشیده شود. 

برخورد با اعتراضات می‌توانست بسیار هوشمندانه‌تر باشد/ نباید «اسلام‌» و «ایران‌» را مقابل هم قرار دهیم

‎رئیس دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران تأکید کرد: باید در تعامل با کشورهای همسایه و سایر کشورها اطمینان داده شود که ایران مقتدر به ثبات بیشتر خاورمیانه کمک می‌کند، برخلاف ادعاهای آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها که با ایجاد ترس و ناامنی به دنبال جنگ روانی هستند. راهبرد اصلی آن‌ها فروپاشی ایران از درون است، چراکه از بیرون امکان ضربه زدن وجود ندارد. حتی اگر وارد جنگ شوند، تاریخ نشان داده است که ایرانیان ممکن است در کوتاه‌مدت آسیب ببینند، اما تاب‌آوری دارند، خود را بازمی‌یابند و در نهایت درس سختی به دشمنان خواهند داد. 

نباید اسلام‌گرایی و ایران‌گرایی را در مقابل یکدیگر قرار دهیم

او در پاسخ به این پرسش که چرا با وجود آنکه دانشگاهیان از پیش نسبت به بروز برخی بحران‌ها هشدار می‌دادند، این هشدارها از سوی مسئولان جدی گرفته نشود و تنها پس از وقوع بحران است که برای یافتن راهکار به سراغ دانشگاه و نظرات کارشناسی آن‌ها می‌روند؟ گفت: پس از جنگ ۱۲ روزه، یکی از مباحث جدی که در جامعه مطرح شد، این بود که چه درس‌هایی می‌توان از این جنگ گرفت. به نظر من، مهم‌ترین درس این بود که نباید اسلام‌گرایی و ایران‌گرایی را در مقابل یکدیگر قرار دهیم. سنت ما، از دوران مشروطه تاکنون، همواره با این پرسش مواجه بوده است که ایران خود را ذیل سنت تعریف کند یا ذیل مدرنیته. منظور از سنت نیز ملی‌گرایی ایرانی و اسلام‌گرایی است. این دو نباید در تعارض با یکدیگر قرار گیرند. جنگ ۱۲ روزه نشان داد که ایران ظرف اسلام است و نباید میان این دو جدایی انداخت؛ هر دو، یعنی ارزش‌های ایرانی و ارزش‌های اسلامی، باید در کنار یکدیگر دیده شوند. 

این واقعیت را در جهان باید جا بیندازیم: اهل تعاملیم، نه تقابل

وی ادامه داد: ایران اسلام را پذیرفته و آن را در خود هضم کرده است و در تعامل با جهان نیز باید بتوانیم این واقعیت را جا بیندازیم که اهل تعامل هستیم، نه اهل تقابل؛ البته نه هر نوع تعاملی. تعاملی که مدنظر ماست، با آنچه ترامپ تحت عنوان مذاکره و در واقع تسلیم دنبال می‌کند متفاوت است. ایران همواره در طول تاریخ اهل تعامل بوده است. ایرانیان هیچ‌گاه به جایی حمله نکردند و هر جا که رفتند، ایران فرهنگی دل‌ها را شیفته خود کرد. این نکته‌ای است که باید به آن توجه داشته باشیم. 

میدان دادن به عقلانیت را جدی نگرفتیم

وی گفت: نکته دیگر این است که در دهه‌های پس از انقلاب، هر زمان که به مردم نیاز داشتیم، آن‌ها را به صحنه آوردیم و به محض اینکه نیاز برطرف شد یا بحران کاهش یافت، گفتیم خب دیگر ما خودمان هستیم. به این معنا که مشارکت مردم، مشارکت معنادار و در شأن آن‌ها نبوده است. ما خودآگاهی مردم را افزایش ندادیم و میدان دادن به عقلانیت را جدی نگرفتیم. 

خردمندان جامعه و سرمایه اجتماعی را پاس نداشتیم

رئیس دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران ادامه داد: ما خردمندان جامعه و سرمایه اجتماعی را پاس نداشتیم. دانشگاه را به رسمیت نشناختیم و از توانایی‌ها و محصولات دانشگاه استفاده نکردیم. نه توان دانشگاه را به کار گرفتیم و نه زمینه شکوفایی آن را در تراز ایران فراهم کردیم؛ در حالی که دانشگاه می‌توانست در جهان بدرخشد. 

وی افزود: یکی از نمودهای این وضعیت، مهاجرت استادان، دانشجویان و حتی دانش‌آموزان است. ما نباید شرایطی را فراهم می‌کردیم که چنین وضعیتی شکل بگیرد و امروز نیز باید مانع استمرار آن شویم. دیگر کشورها با جذب نخبگان، خود را ارتقا می‌دهند و ما با فراهم آوردن زمینه خروج نخبگان از کشور، چه به‌صورت فردی و چه نهادی، به این روند دامن زده‌ایم. 

زمینه‌ای فراهم شده که افراد خودِ واقعی‌شان نباشند: ریاکاری و دوگانگی شخصیت

امیری تأکید کرد: به گمان من، در دانشگاه نیازمند ایجاد فضاهای عقلانی هستیم تا افراد دچار خودسانسوری نشوند. متأسفانه زمینه‌ای فراهم شده که افراد خودِ واقعی‌شان نباشند و این امر به ریاکاری، دوگانگی شخصیت و در نهایت نفوذ منجر شده است. 

وی ادامه داد: یکی از پرسش‌هایی که باید در دانشگاه‌ها و همچنین از سوی مسئولان و متولیان فرهنگی کشور مطرح شود، این است که چرا با وجود هزینه‌هایی که شده، محصول آن به اینجا رسیده است که دانش‌آموز یا دانشجو به این شکل بی‌پروا چنین موضعی از خود نشان دهد. در سه چهار سال اخیر دیده‌اید که چگونه در فضاهای علمی با استفاده از الفاظ رکیک دیگران را مورد خطاب قرار می‌دهند، این‌ها پدیده‌های عجیبی است که دولت‌مردان، به‌ویژه متولیان فرهنگی، چه در آموزش‌وپرورش و چه در دانشگاه، باید نسبت به آن پاسخگو باشند و نقش خود را به‌عنوان شخصیت‌های حقیقی و حقوقی روشن کنند. 

بی‌تصمیمی بین نخبگان اداری؛ احساس می‌کنند امور را رها کنند، در جایگاه خود باقی می‌مانند

رئیس دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران گفت: پرسش بسیار جدی این است که از این پس نقش ما در این زمینه چیست. یکی از مسائل سال‌های اخیر، بی‌تفاوتی نخبگان، کنار کشیدن آن‌ها و بی‌تصمیمی است که حتی به نخبگان اداری نیز سرایت کرده است. در برخی موارد، افراد احساس می‌کنند اگر تصمیمی نگیرند و امور را به حال خود رها کنند، در جایگاه خود باقی می‌مانند و کسی کاری به آن‌ها ندارد، در حالی که جامعه نیز هر مسیری را که پیش آید، می‌پذیرد. 

الگوی مدیریتی کنونی: «امروز بگذرد، فردا از این ستون به آن ستون فرج است»

وی افزود: به نظر من، نظام دانشگاهی ما نیازمند زمینه‌های واقعی گفت‌وگو است. مفاهیمی مانند کرسی‌های آزاداندیشی و نظریه‌پردازی در سال‌های اخیر بیشتر به شکل ظاهری درآمده و کارکرد واقعی خود را از دست داده است. در بسیاری از مقاطع، به جای ارائه راهکارهای اساسی و پایدار، صرفاً مسکن‌هایی تزریق شده تا اعتراضات به‌صورت آشکار یا پنهان کنترل شود و الگوهای مدیریتی مانند «امروز بگذرد، فردا از این ستون به آن ستون فرج است» دیده می‌شود. 

امیری در پایان تاکید کرد: معترضان، عمدتاً کسانی بودند که فشارهای اقتصادی و شرایط زندگی آن‌ها را به نقطه‌ای رسانده بود که صدای خود را بلند کردند. ما باید نخبگان را به میدان بیاوریم؛ کسانی که اهل فکر و اندیشه‌اند. اگر به عقل، علم و علم‌محوری اعتنا کنیم، از این مرحله نیز عبور خواهیم کرد و دوباره به ایرانی خواهیم رسید که امنیت بر آن حاکم است و آرامش ذهنی و روانی بر جسم و جان مردم غلبه دارد.

انتهای پیام/
خبرنگار : فاطمه رحیم‌ پور
ارسال نظر
پیشنهاد امروز