کد خبر: 752254 A

هیجان – سرگرمی –مخاطره ، نیازهای فطری و ذاتی

اگر قصد دارید به سراغ برگزاری همایش های مناسبتی بروید در وهله اول این نکته مهم را در نظر داشته باشید که رویدادتان باید آنقدر سرگرم کننده و جذاب باشد که بتوانید آدمها را از خانه هایشان بیرون بکشید. باید سرگرمی‌‌ای که به آنها پیشنهاد میدهید از سرگرمی درون خانه هایشان جذابتر باشد.

امروزه همه مردم انواع و اقسام سرگرمیهای مختلف و هیجان انگیز را در خانه هایشان دارند. از تلویزیون و رایانه گرفته تا این همه سرگرمی دنیای مجازی که میتوان با یک گوشی هوشمند کوچک در آن غرق شد؛ لذا اگر قصد دارید به سراغ برگزاری همایش های مناسبتی بروید در وهله اول این نکته مهم را در نظر داشته باشید که رویدادتان باید آنقدر سرگرم کننده و جذاب باشد که بتوانید آدمها را از خانه هایشان بیرون بکشید. باید سرگرمی‌‌ای که به آنها پیشنهاد میدهید از سرگرمی درون خانه هایشان جذابتر باشد.
"بیل ویک" که در طول سالهای جنگ جهانی دوم ـ اواخر دهه 30 تا اواخر دهه 40 ـ جامعه را بسیار افسرده و ناامید میدید، سعی کرد شیوه برگزاری مسابقات راگبی آمریکا را تا حد زیادی تغییر دهد. به طور مثال او متوجه شده بود در ایالت شیکاگو افراد به دلیل آنکه معمولاً بعدازظهرها و شبها در کارخانه ها و انبارها مشغول کار هستند، بهتر است زمان برگزاری مسابقات از عصر به صبح منتقل شود. به همین خاطر او با ارائه تخفیف های جذاب، مسابقات را ساعت 8:30 صبح برگزار میکرد. در کنار این تصمیم، برنامه های جذابی مانند موسیقی زنده تدارک میدید و زمانی که تیم میزبان گل میزد، از تمام نقاط دور زمین بازی فشفشه هایی رنگی که با رنگ تیم هماهنگ بود به آسمان شلیک میشدند و آسمان ، رنگ تیم محبوب تماشاگران را به خود میگرفت. کار جسورانه دیگری که او انجام داد، این بود که فردی کوتاه قد را برای بازی در تیم تحت مالکیتش به کار گرفت. هیجان بازی از آنجا شروع میشد که آن بازیکن با چوبی که در دست داشت، توپ را میزد و باید دور منطقه اصلی بازی میدوید. این صحنه پر از هیجان، شادی و دلهره بود و همه تماشاگران مشتاق دیدن آن بودند. آن تصویر آن قدر جذاب و متفاوت بود که امروز بعد از گذشت این همه سال هنوز هم در ذهن گروه زیادی از تماشاگران آن تیم مانده است. 
"جرج مارشال" که مالک تیم فوتبال واشینگتن ردزاسکینز بود، در اوایل دهه 40 میلادی که هنوز فوتبال در مقایسه با بیسبال ورزش چندان مهمی به حساب نمیآمد کاری کرد که هر بازی فوتبال برای طرفدارانش به یک رویداد جذاب، مهیج و به یادماندنی تبدیل شود. او با همکاری "بارنی بری اسکین" که رهبر ارکستر هتل شرهام واشینگتن نیز بود، برای اولین بار برای یک تیم فوتبال موسیقی ساخت. آن ترانه به حدی جذاب بود که تماشاگران آن را در استادیوم، خیابانها و فروشگاهها میخوانند و امروز بعد از گذشت نزدیک به 80 سال هنوز آن ترانه به همان اندازه مؤثر است. آنها در ادامه گروه موسیقی رداسکینز مارچینگ را ساختند که علاوه بر واشینگتن در ویرجینیا، جورجیا و سایر ایالتهای آمریکا نیز برنامه اجرا میکرد. مارشال در نتیجه اجرای ایده های خود توانسته بود رویدادی همچون یک مسابقه فوتبال را به چیزی بسیار بیشتر از یک مسابقه تبدیل کند. او آنچنان در اجرای برنامه های موسیقی خود موفق شده بود که بسیاری از تماشاگران نه برای تماشای فوتبال بلکه برای شنیدن موسیقی بین دو نیمه فوتبال، حاضر به خرید بلیت بازیها میشدند. مارشال همچنین آمدن بابانوئل در یک هفته مانده به سال نو در ورزشگاهها به شکلی که بابانوئل با سورتمه و... در ورزشگاه فرود بیاید، را طراحی و اجرا کرد. 
در هر رویدادی سه عنصر حیاتی حرف اول را می زنند:
1. سرگرمی
2. هیجان
3. تعهد به انجام یک کار مخاطرهآمیز
هر رویداد و مناسبتی که از این سه و یا حتی یکی از آنها بی بهره باشد، موفق نخواهد بود.

*پریسا خواجه نژاد (معاون اداره کل ورزش کارگران)

اداره کل ورزش جنگ جهانی دوم دنیای مجازی رایانه موسیقی
نرم افزار موبایل ایلنا
ارسال نظر