کد خبر: 667650 A

باز ساحل ، بادبادک ها با نوای کودکانه ، جشنواره...

بازهم اول خدا را شاکرم و بعد می خواهم از همه مسئولین که اسمشان را نمی دانم ولی می دانم از وزارت تعاون و کار هستند نهایت تشکر را داشته باشم. خدا پدر و مادر آن هایی را بیامرزد که به فکر کارگران و خانواده های آنها هستند.

ایلنا: مصاحبه با کودکان واقعا کاری دشوار است. از جهاتی هم اگر بتوان با آنها ارتباط برقرار کرد خیلی ناب حرف می زنند. راحت و ساده. فقط کافی است با آنها بتوانی مثل خودشان باشی.

علیرضا کودک 5 ساله همدانی است که کمی هم سرما خورده و با پدرش در حال بادبادک هوا کردن است.

منم قاطی می شوم و با علیرضا که نسیم خنکی که از روی آب دریا به سروصورتش می خورد کمی نوازشش می کند  کلاه بر سر می کشد و بی توجه به احوالپرسی من نخ بادبادک را تکانی می دهد و بادبادک کاغذی دست ساز بالا و بالاتر می رود و این موضوع علیرضا را سر شوق می آورد. بر می گردد رو به من که عمو ببین کجا رفته بادبادک من.

گفتم: دوست داری...

بدون توجه به حرف من بازهم مشغول بادبادک بازی شد.

خوبه عمو خیلی خوبه. عمو میای کمک کنی بادبادک منو بفرستیم اون بالا بالاها. تا از همه بالاتر باشه.

خوشحالی کودکانه او به منم سرایت می کند.

روی ماسه های ساحل زیبای سنگاچین قلطی می زنم و کمی ماسه هم به طرف پسرک می پاشم و او هم همچنان که نخ بادبادک را تکان می دهد با نوک پا چندبار ماسه ها را به سروصورت من می پاشد. پدر علیرضا کنارم می نشیند و می گوید خدا پدر و مادرشان را بیامرزد.

خیلی در روحیه همسرم و علیرضا تاثیر گذاشته. اصلا باورش را نمی کردم یک روزی به اینجا بیام و و مهمان اداره کار خودمان باشم. واقعا الان هم هنوز ذوق زده ام. چنین مسافرت هایی کم کم دست می دهد.

می گویم چگونه شما را انتخاب کردند.

پدر علیرضا ادامه می دهد: والا وقتی خدا بخواهد درست کند درست می شود. وقتی به من یک فرم دادند از طرف کارخانه که پر کنم و بعد اداره کار با ما تماس گرفت و زمان حرکت را پرسید گفتم هزینه اش چقدر است! گفتند هزینه ایی ندارد. شما مهمان هستید و از سوی وزارت خانه( بخش ورزشی وزارت تعاون و کار) مهمان هستید سه روز به اتفاق خانواده .

خب ، اول فکر می کردم که ما چند خانواده کارگری می آییم یک سالن ورزشی و نهایتا خانم ها جدا و آقایان جدا در انزلی سه روز می مانیم و بر می گردیم. تصور دیگری نداشتم ولی بازهم خوشحال بودم.

اما وقتی آمدیم داخل این مجموعه و کلید یک ویلا را به من دادند و گفتند با خانواده بروم استراحت کنم و بن غذا هم دادند تا رسیدن به اطاقی که داده بودند فکر می کردم ی یک اطاق است و بس. اما سوییت یک خوابه روبه دریا و با امکانات مجهز و آشپزخانه و یک بسته شامل آب و وسایل صبحانه و چای و قند و نسکافه و میوه و ....

تحویل وسایل بازی برای فرزندم و تی شرت و شال برای خودم و همسرم و این همه برنامه های متنوع ورزشی و تفریحی که خانوادگی هم هست و بسیار زیبا جای تشکر دارد. بازهم اول خدا را شاکرم و بعد می خواهم از همه مسئولین که اسمشان را نمی دانم ولی می دانم از وزارت تعاون و کار هستند نهایت تشکر را داشته باشم. خدا پدر و مادر آن هایی را بیامرزد که به فکر کارگران و خانواده های آنها هستند.

علیرضای کوچولو از ما 50 متری فاصله گرفته و چون نزدیک دریاست پدرش اجازه می خواهد و عذر خواهی می کند تا برود مراقب علیرضا باشد.

عکسی از دور از علیرضا می گیرم و خدا حافظی می کنم و به شور و اشتیاق این خانواده ها فکر می کنم که چقدر راحت می توان به مردم انگیزه و امید داد.

آنهاییکه بخش خالی لیوان را برای جشنواره می بینند بد نیست به این همه مزایای جشنواره نگاه کنند تا با تداوم جشنواره ها خانواده های بیشتری بتوانند از امکانات سنگاچین- زریوار در کنار دریاچه مریوان- مهدیشهرسمنان- زائرسرای مجهز امام رضا در مشهد مقدس- زائر سرای قم و امکانات ورزشگاهها و مجموعه های ورزشی استفاده ببرند.

دومین جشنواره تفریحی ورزشی خانوادگی کارگران 14 تا 16 شهریورماه در سنگاچین بندر انزلی با حضور خانواده های کارگر منطقه 6 با شکوه و زیبایی تمام برگزار شد.

 

 

پدر و مادر چای خانواده مصاحبه وزارت تعاون
نرم افزار موبایل ایلنا
ارسال نظر