کد خبر: 711717 A

مهارت روشن فکر کردن تحت فشار و توانایی طبیعی رفتار کردن در شرایط غیر طبیعی؛ این چیزی است که انسان‌های بزرگ را از انسان‌های خوب جدا می‌کند.

به گزارش ایلنا، در طول این هفته، فشار زیادی به لیورپول وارد شد. آیا آنها می‌توانستند این فشار را مدیریت کنند؟ آیا این فشار به آنها غلبه می‌کرد؟ پپ گواردیولا که اینطور فکر می‌کرد. او پیش از مسابقه صدرنشین با رقیب، گفت که وزن تاریخ برای لیورپول بسیار سنگین است.

لیورپول در دسامبر مانند قطاری افسارگسیخته از دست رقیبان می‌گریخت اما آنها در این ماه با رقیبی مانند منچسترسیتی روبه‌رو نشده بودند. بازی با سیتی چیزهای زیادی را برایشان فاش کرد.

یورگن کلوپ بیش از هر چیز به دنبال شروعی آرام و مطمئن برای تیمش بود. او می‌خواست تیمش با آرامش وارد میدان شود، توفان حملات حریف را آرام کند و توازن تیمی را داشته باشد که در فکر قهرمانی است.

اما در عمل اتفاق کاملا متفاوتی افتاد. تنها 9 ثانیه از بازی گذشته بود که توپی که سادیو مانه آن را معمولا با چشمان بسته هم می‌توانست کنترل کند، از پایش گریخت و از جریان بازی خارج شد اما این اتفاق ممکن بود در هر زمانی برای هر بازیکنی روی بدهد.

اما مانه در اضطرابش تنها نبود. در ثانیه 70، آلیسون بکر، دروازه‌بانی که بسیار به‌ندرت سرآسیمه می‌شود، توپ را با آشفتگی دفع کرد.

این دروازه‌بان برزیلی در دقیقه سوم هم کار مشابهی انجام داد. او پاسی ساده به دایره میانی داد اما این پاس آنقدر محکم نبود که به جیمز میلنر برسد. لروی سانه که تهدیدی همیشگی برای لیورپول به شمار می‌رفت، توپ را گرفت و یکی از آن ضدحملات سریعش را انجام داد، انگار موتورسواری دارد در میان ماشین‌های پشت ترافیک جولان می‌دهد و به پیش می‌تازد.

آیا لیورپول می‌توانست در جریان بازی جا بیفتد؟ پاسخ نه بود. دقیقه 4، این بار نوبت دژان لوورن بود که پاسش را اشتباه بفرستد. دقیقه 5، ترنت الکساندر آرنولد تسلیم شد. پاس عرضی او را فرناندینیو، بازیکن قدرتمند سیتی گرفت.

این تیم لیورپول نبود. کلوپ تمام تلاشش را کرد تا احساساتش را کنترل کند اما هربار که به او نگاه می‌کردید، او را بی‌قرارتر می‌دیدید. او شبیه فتیله یک دینامیت بود که آتشش زده باشند. در دقیقه 12 بود که بوم! او منفجر شد.

مانه دوباره اشتباه کرد. او به‌ جای آنکه دانیلو را در بالای زمین پرس کند، ثابت ایستاد. کلوپ عصبانی شد و به او اشاره کرد. مانه هم واکنش نشان داد. جیمز میلنر وارد عمل شد تا مانه را آرام کند.

کلوپ از این خسته شده بود که به این سوال پاسخ بدهد که آیا لیورپول می‌تواند برای نخستین بار پس از سال 1990 قهرمان لیگ برتر شود یا نه اما با دیدن لیورپول در 15 دقیقه ابتدایی مسابقه می‌توانستید ببینید که آنها چقدر به دنبال قهرمانی هستند.

لیورپول از آوریل 2014 تاکنون نشده بود با چنین اختلافی به مصاف رقیبش برای قهرمانی برود. بازی آنها در 45 دقیقه نخست آزادی عمل لازم را نداشت. آنها یک فرصت خوب برای پیش افتادن را داشتند که مانه توپ را به تیر دروازه زد و جان استونز توپ را از روی خط برگرداند اما آنها شلخته بازی می‌کردند.

آمار این تیم در نیمه اول گویا بود. تنها 77 درصد از 261 پاس آنها به مقصد رسید؛ یعنی سومین آمار ضعیف آنها در این فصل و آنها تنها دو ضربه به سمت دروازه حریف زدند که این کمترین میزان پس از بازی با منچسترسیتی در آنفیلد در 7 اکتبر بود.

کلوپ می‌دانست که معیارهای تیم نزول کرده است. او به محض آنکه آنتونی تیلور، داور مسابقه سوت پایان نیمه اول را زد، به سمت رختکن دوید. لیورپول در نیمه دوم بسیار بهتر شده بود و کلوپ توانسته بود سیستم تیمش را تنظیم کند.

آمدن فابینیو به جای میلنر باعث شد لیورپول به سراغ سیستم 1-3-2-4 برود و می‌شد دید که این تیم اوضاع بهتری پیدا کرده است. آنها با گل روبرتو فیرمینو به شایستگی بازی را به تساوی کشاندند. با این حال این عملکرد آنها کافی نبود و سیتی کمی بعد به گل دوم هم رسید.

البته همه چیز از دست نرفته است. پیروزی در این مسابقه هم قهرمانی آنها را قطعی نمی‌کرد اما آنها حالا آزمون اعصاب دشواری پیش رو دارند.

لیورپول منچستر سیتی یورگن کلوب پپ گوآردیولا
نرم افزار موبایل ایلنا
ارسال نظر