کد خبر: 689208 A

پرسپولیس در بحث سطح بازی به هیچ وجه مشکلی برای بازی با حتی بزرگتر از کاشیما را ندارد، اما مشکل وقتی عود پیدا می کند که پای تفاوت ها به میان می آید.

به گزارش ایلنا، پرسپولیس داشت در سرزمین خالق "هنر جنگ" بازی می کرد. مردی که در سرتاسر کتاب ارزشمند خود می کوشد سه توصیه مهم را به تمامی فرماندهان و رهبران و مدیران و مربیان یادآور شود. اول. هرگز به حریفت اجازه مسلط شدن بر مواضعت را نده. دوم. هرگز به حریفت اجازه استفاده از توانایی هایش را نده. و سوم. از توانایی های خودت به نحو احسن استفاده کن. سه توصیه مهم و اساسی برای تمام فرماندهان و رهبران و مدیران و مربیان. برانکو هم یکی از آنهاست. یکی از مربیان. 

خوب ما اینجا آمارهایی را داریم که برایمان روشن می سازد برانکو و تیمش نسبت به این سه توصیه مهم بی تفاوت بوده اند یا بر اساس آنها بازی کرده اند؟ از توصیه اول شروع کنیم: "هرگز به حریف اجازه مسلط شدن بر مواضعت را نده". برای تسلط بر مواضع دشمن و به طور خاص برای ایجاد بازی اردویی در زمین حریف در یک بازی فوتبال به دو عامل نیاز دارید. تمرکز و فشار. اینجا ما این دو عامل را در دو آیتم بررسی کرده ایم. کاشیما چند بار توانسته در زمین پرسپولیس پنج پاس متوالی رد و بدل کند (یعنی به تمرکز رسیده است)؟ 10 مرتبه. و ضمنا کاشیما چند بار توانسته سه حمله پیاپی شصت درصد به بالا در خطرسازی را ثبت کند (یعنی به فشار دست یافته است)؟ 7 مرتبه.

در مورد بخش اول و عدد ده، ما با یک نرخ متوسط روبرو هستیم. نه خوب و نه بد. در واقع پرسپولیس به یک دلیل بسیار مهم تلاش های موفقی را برای برهم زدن تمرکز ریتمیک کاشیما ارائه کرده است. دلیل اینکه اساسا پرسپولیس "بازنده جنگ بر سر توپ" نشد و در تمام تایم بازی در تلاش برای بالابردن مالکیت توپ خود بود. مالکیت پایانی 55 به 45 هم به خوبی نبود تفاوت جدی را نشان می دهد. ضمن اینکه خود پرسپولیس نیز 7 مرتبه توانسته در زمین کاشیما به پنج پاس متوالی برسد و باز هم اینجا ما تفاوتی جدی با نرخ ثبت شده حریف را مشاهده نمی کنیم. کوتاه سخن اینکه کاشیما برای به دست گرفتن ریتم بازی و ایجاد تمرکزی که به تسلط بر ساختار حریف منجر شود به توپ نیاز داشت، آن نیز با درصد زیاد. ولی پرسپولیس این اجازه را نداد. عدم اجازه دادنی که 4-4-2 پرسپولیس و شش هافبکه شدن با کمک علیپور- منشا از دلایل اصلی آن بود.

اما خوب در بحث "دستیابی به فشار" قضیه با چالش جدی روبرو می شود. گفتیم که کاشیمایی ها 7 مرتبه موفق به خلق سه حمله پیاپی شده اند که 6 مرتبه آن در نیمه دوم اتفاق افتاده است. نرخ 7 مرتبه برای یک بازی کامل اصلا نرخ ترسناکی نیست، ولی 6 حمله سه تایی بالای شصت درصد خطر برای یک نیمه چرا، قدرتمندانه هست. ضمن اینکه هر دو گل دریافتی پرسپولیس بر اثر این ماجرا رقم خوردند. حملات پیاپی- فشارسازی- خراب کردن دفاع حریف- نفوذ نهایی. این سیکل اجرا شده توسط کاشیما در صحنه هر دو گل می باشد. حالا یک سوال بسیار مهم و جدی وجود دارد: چه اتفاقی می افتد پرسپولیسی که در نیمه اول تنها یک بار به حریف اجازه ثبت سه حمله پیاپی را داده و در مقابل خود سه بار این مسئله را تجربه کرده است، در نیمه دوم کاملا قافیه را می بازد و شش بر صفر در این آیتم مغلوب می شود؟

پاسخ اینجاست: در نیمه اول کاشیما تاکید زیادی روی حملات سرعتی با پاس های طولی بلند و خطوط فاصله گرفته از هم داشت. اما این رویه در نیمه دوم کاملا برعکس شد. خطوط تیم به سمت زمین پرسپولیس به هم نزدیک شدند و پاس ها نیز به انتقال های کوتاه و پیاپی عرضی تغییر کردند. هدف کاملا مشخص بود. دواندن خط هافبک پرسپولیس- خسته کردن آنها- ایجاد شکاف بین هافبک ها و خط دفاع. به همین منظور همانطور که روی گل اول هم دیدیم "آبه" دقیقا در این فضای بین لایه ای سرخ ها بازی می کرد. خوب حالا مهمترین مسئله واکنش پرسپولیس به این تغییر بود؟ در واقع برانکو باید یک انتخاب تاکتیکی می کرد که بدون تردید از تاکتیکی ترین حرکات وی در سه فصل گذشته می بود. حتی شاید تاکتیکی ترین. پروفسور انتخابش را کرد: "تغییر نکردن". بله، این ایده برانکو در آن لحظات بود که جنگ بر سر توپ را با کم کردن فاصله خطوطش به جنگ بر سر فضا تغییر ندهد. سرخ ها همچنان محکم و پیشتاز از جلوی زمین پرس می کردند و خوب به همین علت اتفاق مورد علاقه کاشیما رقم خورد. خط هافبک دچار یک دوپارگی شد که این نه فقط فضا که تا گل دوم حتی توپ را هم تقدیم کاشیما کرد. مطمئنا شما انتظار ندارید وقتی در این سطح توپ و فضا را به حریف می دهید، باز همچنان مواضع تان را دور از دسترس نگه دارید!

به سراغ توصیه دوم برویم: "هرگز به حریف اجازه استفاده از توانایی هایش را نده". توانایی های کاشیما چه بودند؟ آمار و تحلیل بازی های گذشته این تیم دو خصوصیت مهم را بولد می کنند. کاشیمای تهاجمی و کاشیمای سرعتی. واکنش پرسپولیس برابر این دو خصوصیت چه بوده است؟ کاشیما مجموعا 75 مرتبه وارد زمین پرسپولیس شده است که از این تعداد 41 بار موفق شده تا یک سوم بیاید. پس مشکل به هیچ وجه توپ نبود، بلکه توپ به اندازه کافی در اختیار آنها قرار داشت. مشکل ناتوانی در خلق فضای نفوذ بود. هر چقدر که بازیکنانی نظیر علیپور و منشا اقدام به بازی بدون توپ می کردند باز چون به صورت ذاتی سرعت کمتری از مدافعان داشتند پس در بحث ایجاد شتاب نیز ناکام می ماندند. حرکات نعمتی و رسن در جناحین نیز در دایره همین مسئله قرار داشت. پرسپولیس برای استفاده از توانایی اش وارد یک نبرد باخت-باخت با ذات بازیکنان آسیای شرقی شده بود. شاید به طور مثال اگر تاکید بیشتری روی ارسال های بلند داشتند می توانستند امیدوارانه تر بازی را ادامه دهند.

در پایان باید گفت که یک چیز بحث سطح بازی شماست و یک چیز بحث تفاوت های بازی شما و حریفتان. پرسپولیس در بحث سطح بازی به هیچ وجه مشکلی برای بازی با حتی بزرگتر از کاشیما را ندارد، اما مشکل وقتی عود پیدا می کند که پای تفاوت ها به میان می آید. تفاوت هایی که در بازی شما و در ذات بازیکنان شما نهفته است و باید نسبت به آنها آگاه باشید و از آنها استفاده کنید. کاشیما این آگاهی را داشت و آن را به توانایی تبدیل کرد. مطمئنا اگر پرسپولیس هم نسبت به این تفاوت ها آگاهی پیدا کند قهرمانی چیزی در قله قاف نیست..

مجتبی مرشدنژاد

پرسپولیس کاشیما آنتلرز ژاپن
نرم افزار موبایل ایلنا
ارسال نظر