کد خبر: 678312 A

آقای قاسمی منت سر ملی پوشان نگذارید

داستان حذف ماست و دوغ از اردوی تیم ملی بسکتبال را ماه ها پیش می دانستیم؛ قبل از سفر تیم ملی به جاکارتا. اما مصلحت ایجاب می‌کرد سکوت کنیم که مبادا گزگ بدهیم دست عده ای که رهرو راه مدیران قبلی شده اند. با اینکه ننوشتیم اما باز هم سرمربی تیم ملی دیواری کوتاه تر از رسانه پیدا نکرد.

 به گزارش ایلنا، گاهی اما سکوت کفایت می‌کند. اگر مقرر بود موفقیتی پشت این سکوت ما بنشیند، تا امروز رخ‌نمایی کرده بود. اینکه بازیکنان تیم ملی  مثل مردم عادی بلیت می خرند و در ژاپن سوار اتوبوس می شوند شاید برای مدیر تیم های ملی اتفاق عجیبی نباشد اما برای ما هست چون بسکتبال در بدترین روزها و عمر افولش هم چنین شرایطی را تجربه نکرده بود.

«مسعود قاسمی» در واکنش به اینکه صحبت هایی مبنی بر نبودن ماست و سلفون در اردوی تیم ملی شده، به گفت: «فکر می کنم این صحبت ها اصلا در شان تیم ملی نیست. این ها شیطنت برخی افراد است و یکی، دو بازیکن هم چنین مسائلی را مطرح می کنند که خیلی چیزها یادشان نمی آید. واقعا خیلی خنده دار است که بازیکن تیم ملی بیاید درباره نبودن ماست سر میز غذا حرف بزند. من نمی خواهم مدیران قبلی را زیر سوال ببرم و برای آقای مشحون هم احترام زیادی قائلم؛ اما گویا برخی بازیکنان یادشان رفته که در خوابگاه فدراسیون با کمترین امکانات می ماندند؟ الان که برای آنها هتل المپیک را رزرو می کنیم و هر روز ۳۰۰ هزار تومان برای اقامت و ارائه بهترین خدمات و غذاها می دهیم. شاید درست نباشد من هم این حرف ها را بزنم؛ اما اینکه بازیکن ساعت ۸:۳۰ در هواپیما غذا می خورد و ساعت ۹:۳۰ در فرودگاه توکیو می گوید، گرسنه ام، عجیب نیست؟! یادشان رفته که ساعت ۱۱ شب برای دومین بار شام را در «مک دونالد» خوردند؟ قبلا در سفرهای بین المللی اینطور بوده یا اینکه برخی شب ها به بازیکنان شام هم نمی دادند؟ همه فاکتورها موجود است و مشخص است که بازیکنان به چه رستوران هایی رفتند و چه مبالغی برای آنها هزینه شده است.»

باید به آقای قاسمی بگوییم که «شما به بزرگواری خودت ببخش» بله آقای قاسمی شما ببخش که غذای هواپیما ما را هم سیر نمی کند چه برسد به یک ورزشکار حرفه ای را!

آقای قاسمی احتمالا یادمان نرفته و فراموش نکرده‌ایم که در زمان مدیریت آقای مشحون، بسکتبال ایران چه دردهایی کشید. هم روزهای خوش آن دوران را به یاد داریم هم روزهای ناخوشش را. شاید آن روزها آقای طباطبایی از بسکتبال دور بود و درگیر سخنوری برای کمیته ضد دوپینگ، اما ما وسط ماجرا بودیم و بهتر از شما پستی و بلندی‌های آن دوران را به یاد می آوریم. 

بسکتبال ایران با مشحون از فراز شروع کرد و به فرود رسید. قطعا برای همین جنگیدیم، شاید شما آن زمان را به یاد نیاورید اما ما به معنای واقعی جنگیدیم تا شرایط را تغییر دهیم آرمان ما این نبود که مدیرجدید تیم های ملی در جواب اینکه چرا ماست و دوغ از اردوی تیم های ملی حذف شده و یا اینکه چرا با اتوبوس بازیکنان را در ژاپن به رستوران برده اید بشنویم میگوید مثل اینکه بازیکنان یادشان رفته شام نمی خوردند یا در خوابگاه بودند. 

ما نجنگیدیم برای تغییراتی که ما را به چنین نقطه‌ای از امکانات، چنین درکی از مدیریت و چنین سطحی از نگرش و بینش برای بسکتبال ملی ایران برساند. آن‌چه مورد اعتراض قرار گرفت، حداقل هایی است که یک فدراسیون موظف است و باید برای ملی‌پوش‌های خود فراهم کند. خرید ماست و سلفون، جزیی از مایحتاج اولیه یک تیم است .

آقای قاسمی شما قطعا قابل احترام بوده و هستید. اما با اسکان دادن تیم ملی در هتل المپیک فتح الفتوح مدیریتی نکرده اید که منتی بر سر بازیکنان تیم ملی می گذارید و انتظار دارید همه سپاسگوی شما باشند. آیا خودتان در نقش یک منتقد برابر این اتفاقات تاسف برانگیز ساکت می‌مانید؟

 اگر شما امروز چنین موضعی اتخاذ کرده‌اید باز هم بخشی از قصور متوجه محمود مشحون است که شان تیم ملی را تا این حد نزول داده بود که امروز شما تصور کنید اگر بازیکنان در هتل المپیک مستقر شوند و ساختمان فدراسیون به آزادی آمده است کار بزرگی انجام داده اید. کاش درک کنید که شان بسکتبال فراتر از این باورهای شماست. 

آقای قاسمی! بسکتبال ایران اگر نوع مدیریت و باور و تفکر مشحون را می‌خواست دیگر چرا برای تحول جنگید؟ آیا صرف این که گروهی تازه، از در وارد شود و بسکتبال ایران باز هم درجا بزند کفایت می‌کرد؟ آیا با شنیدن همان حرف های تکراری مدیران قبلی از زبان مدیران جدید، تحول ایجاد می شود؟ ما و بسکتبال، آدم های جدید را برای فضای جدید می خواستیم، برای بهتر شدن برای اینکه گذشته را فراموش کنیم و به اینده امیدوار شویم.

اقای قاسمی با این شرایط  آینده ای که شما امروز برای بسکتبال ایران ترسیم میکنید چیست؟

سعیده فتحی

تیم ملی بسکتبال
نرم افزار موبایل ایلنا
ارسال نظر