کد خبر: 641264 A

دکتر رضا شجیع، پژوهشگر جامعه شناسی فوتبال، در نشست ایران، فوتبال و جام جهانی که روز یکشنبه در پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری برگزار شد، ابعاد حضور ایران در جام جهانی ٢٠١٨ روسیه را از منظر روانکاوی اجتماعی تحلیل نمود.

 آنچه می خوانید بخش هایی از سخنرانی دکتر شجیع در این نشست تخصصی است:

ابتدا ضروری است چارچوب بحث خود را مشخص کنم، وقتی قرار است در مورد جام جهانی فوتبال صحبت کنم دقیقا مقصود ما چیست و نقطه تمرکز بحث بر روی چه محوری قرار دارد؟ آنچه مسلم است؛ فوتبال فرزند بر حق مدرنیته است و تمامی فرایندهای عقلانی سازی مدرنیته در فوتبال هم رسوخ کرده و این ورزش را به صنعتی رسانه ای شده با چاشنی جهانی سازی تبدیل کرده است. در حالی که تمامی فرایندهای آن از خارج تا لبه زمین چمن، همان اصول سخت دنیای ماشینی را به مثابه "تز" دنبال می کنند، خود بازی به مثابه "آنتی تز"، لذت و وهم مورد نیاز انسان برای تحمل این دنیای ماشینی را به مثابه "سنتز" تولید کرده و در کنار آن اهداف سرمایه داری خود را نیز دنبال می کند. از این منظر، فوتبال در جایگاه ممتازی است که نباید قدرت آن را دست کم گرفت. در اینجا محور توجه من به فوتبال و جام جهانی، خود بازی و کنش های هواداری پیرامون آن است و در این مجال کمتر به تشریح رویداد جام جهانی به مثابه یک فرارسانه جمعی با درون مایه های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی خواهم پرداخت. 

برای تشریح مختصات فوتبال ایران در جام جهانی و تبیین فوتبال به مثابه امر واقع لکانی، ضروری است نسبت به تشریح ارتباط فوتبال با الگوی سه ساحتی لکان اقدام کنم و به فوتبال از سه بعد امر خیالی، امر نمادین و امر واقع نگاه کنم. در امر خیالی به نظر می رسد؛ فوتبال اوج امر خیالی بشر است. بدین معنا که آفریده ای انسانی است که به او در خلق "من" یا "اگو" مطلوب کمک می کند. این "من مطلوب" هسته اصلی امر خیالی است و مکانیسم خود شیفتگی و تلاش مستمر انسان برای همواره کامل تر شدن را توصیف می کند. برای تشریح این وضعیت می توان به آرای مک لوهان مراجعه کرد. او هوادار فوتبال را به مثابه نارسیس رعنایی توصیف می کند که شیفته تصویر خود می شود. در اینجا سه نکته مهم وجود دارد؛ اول اینکه هوادار شیفته خود نیست، شیفته تصویر خود است، دوم اینکه هوادار قادر به تشخیص اینکه آنچه می بیند تصویر خود اوست و نه تصویر دیگری نمی باشد و سوم اینکه تصویر جنبه هایی را به فرد بازتاب می دهد که او دوست دارد ببیند، به عبارت ساده تر، به مانند آینه ای است که هر کس آنچه زیبا می پندارد را به فرد نشان می دهد. در حقیقت، همزمان هم آینه است و هم صفحه نمایش، و در کلیت، هدف فرافکنی یا تعمیم "اگو" را بر عهده دارد. از این منظر، همانطور که اشاره کردم، فوتبال و ساختاری هواداری آن، امر خیالی بشر را در بالاترین حد ممکن نشان می دهد و اتفاقا ریشه برخی خشونت های هواداری را می توان در این بخش جستجو کرد. 

در ضلع دوم الگوی لکان، می توان فوتبال را به مثابه امر نمادین در نظر گرفت. در اینجا فوتبال به مانند شبکه ای پیچیده از نشانه ها (بی نهایت دال و مدلول) است که می توان آن را مانند کارخانه تولید معنا در بستری نامحدود و بی نهایت در نظر گرفت. ورود به عرصه نشانه، به معنای ورود و اعمال قدرت ساختارهای اجتماعی است که سلطه خود را از طریق زبان، نشانه ها و نمادها اعمال کرده و آنها را در بستری پویا مرتبا بازتولید می کنند. به قول لکان، دیگر یک دال به یک مدلول مشخص منجر نمی شود، بلکه یک دال به دال دیگر ارجاع شده و زنجیره بی پایان از دال ها تشکیل می شود. از جنبه های نمادین فوتبال می توان به بازنمایی مرزهای جغرافیایی (خط کشی ها، دو نیمه کردن میدان، دروازه ها)، بازنمایی زبان و صحنه های جنگ (شلیک به دروازه، تاکتیک، دفاع و حمله) و در نهایت بازنمایی هویت های ملی از طریق رنگ ها اشاره کرد. ضمن اینکه محدود بودن زمان بازی (نود دقیقه) بازنمایی محدودیت عمر و زندگی انسان در بستری که قاضی میدان، بر اعمال و رفتارهای کنشگر قضاوت می کند و البته شانس و اقبال که نقشی بنیادین در این میدان نمادین ایفا می کند. به اینها تکنولوژی VAR را هم اضافه کنید که مانند خدای آسمانی بر پیدا و پنهان آگاه است، در گوش داور زمینی الهام کرده و نمادهای متافیزیک زندگی را برای ما بازنمایی می کند. در نتیجه امر نمادین فوتبال، با زبانی ساده قوانین و هنجارهای بازی را شامل شده و در نهایت واقعیت فوتبال را برایمان شکل می دهد. واقعیتی که به واقعیت زندگیمان تنه زده و با آن ارتباطی تنگاتنگ برقرار می کند. 

اما تشریح سومین ضلع الگوی لکان، یعنی فوتبال به مثابه "امر واقع" از پیچیدگی بسیاری برخوردار است و هرگز نمی توان آن را به سادگی دو ضلع قبلی تبیین کرد، چرا که هرگز به عرصه زبان و نشانه وارد نمی شود. شاید گزاره معروف "چیه این فوتبال؟" مبین همین بعد فوتبال به مثابه امر واقع لکانی است. در اینجا برای تشریح همزمان چیستی امر واقع و مختصات "ایران" در جام جهانی، ضروری است به کارکرد فوتبال در تولید فانتاسم یا فانتزی (وهم) بپردازم. فوتبال در سطح خرد و کلان باعث تولید وهم می شود؛ در سطح خرد، هر لحظه از بازی می تواند باعث تولید وهم شود، این ضربه گل می شود؟ نشد، این کرنر گل می شود؟ نشد، این پنالتی گل می شود؟ شد، این تیم می برد؟ برد. و ذهن ما مرتبا" و در هر صحنه و در هر بازی، جلوتر از اتفاقات، فانتزی سازی کرده و با فراخوان امیال خود، از این وضعیت لذت می برد. در واقع تصویر فوتبال به میزانسن یا تصویر سفیدی که امیال تماشاگر بر آن ظاهر می شوند تبدیل می شود. در حقیقت، یک فقدان کوچک مرتبا در ذهن ما پر شده و جای خود را به یک فقدان جدید می دهد و در نهایت فقدان هیچگاه پر نشده و امیال هیچگاه در وضعیت ارضاء شده قرار نمی گیرند. در اینجا ناخودآگاه که در دو ضلع قبلی هم حضور دارد، نقشی کلیدی تری ایفا کرده و فانتزی ها در جایی بین خودآگاهی و ناخودآگاه شکل می گیرند. این در حالی است که تروما یا روان ضربه ها که در نهایت فقدان اصلی یا بزرگ را شکل می دهند، از سطح هشیار و نیمه هشیار، به سطح ناخودآگاه رفته و اصطلاحا فراموش می شوند. 

اکنون در موقعیتی هستیم که می توان تحلیلی متفاوت در مورد ایران و جام جهانی ارایه داد و نقاط عطف آن را با تکیه بر امر واقع لکانی مورد بررسی قرار داد: 

١- اولین نقطه عطف مربوط به مراسم قرعه کشی جام جهانی است، جایی که واژه مرگ به گروه ایران اطلاق شده و در سطحی وسیع مورد استفاده قرار می گیرد. در اینجا ناخودآگاه جمعی فعال شده و هراس از مواجهه با امر واقع به شکل مشهودی نمایان می شود. اما در ناخودآگاه جمعی چه خبر است؟ معتقدم؛ جنگ ها، تجاوزها، بی ثباتی ها، نا امنی ها و ناکامی های تاریخی در قالب روان ضربه (تروما) در ناخودآگاه جمعی ایرانیان پنهان شده و با قرارگیری ایران در گروه مرگ و با ایجاد هراس از مواجهه با ناکامی یا شکستی دیگر، آن هم در بستری جهانی و رسانه ای فعال می شود. بنابراین تولید گفتمان گروه مرگ، اولین عملکرد مکانیسم دفاعی جمعی است که در آستانه جام جهانی، فعالیت خود را آغاز می کند. 

٢- این جمله گزارشگر در دقایق ابتدایی بازی ایران و مراکش، که آرزو می کند بازی های ایران با همان نتیجه مساوی تمام شود، بار دیگر، بحران امر واقع و هراس از مواجهه با آن را در ناخودگاه ایرانیان نشان می دهد. معتقدم این گزاره، گزاره تنها یک گزارشگر نبود، بلکه گزاره ای برخواسته از ناخودآگاه جریانی بود که بیش از ٢٠ سال، فوتبال ایران را در بعد رسانه ای راهبری کرده است. از این جهت، جمله مذکور جمله ای مهم و قابل تأمل است. 

٣- اما گل به خودی مراکش و پیروزی ایران در بازی اول، بی تردید مهمترین نقطه عطف در این راستا محسوب می شود. از این لحظه به بعد است که ما شاهد نوعی فانتاسم جمعی هستیم، فانتاسمی که معتقدم از یک ترومای جمعی ریشه گرفته و به دلیل امر نمادین مشترک، خاصیتی جمعی پیدا کرده و از این منظر موقعیت شگفت انگیزی را رقم می زند. این تبلور فانتاسم جمعی است که به شور و نشاط وصف ناپذیری در سراسر کشور منجر می شود. در اینجا جامعه به خود اجازه می دهد فقدان بزرگ را از طریق رویاپردازی تا اندازه ای جبران کند. به عبارت ساده تر، جامعه به ستوه آمده از فرط واقعیت، فرصت می یابد نفس بکشد، امیال فرو خورده اش را آشکار کند و در نهایت از تبلور فانتاسم جمعی لذت ببرد. در اینجا ما شاهد گشایش یک کمپلکس جمعی هستیم. هنرمندان دست به کار می شوند، شاعران قلم در دست می گیرند، و شگفت انگیزتر اینکه غریبه ها هم از گفتگوی با یکدیگر در خیابان ها و تاکسی ها به وجد می آیند. 

از اینجا به بعد است که ساختار روانی جامعه وارد موقعیت جدیدی شده است، من استاد دانشگاهی را دیدم که از فرط فانتاسم معتقد بود؛ ایران تا رده چهارم بازی ها صعود می کند. در این موقعیت، دیگر صدای هیچ منتقد و کارشناسی شنیده نمی شود. چراکه مکانیسم های جبرانی جامعه برای پر کردن خلاء فقدان فعالیت خود را آغاز کرده اند. 

٤- در بازی با اسپانیا هم همین روند ادامه می باید، و جامعه پس از شکست در برابر اسپانیا به روند فانتزی سازی خود ادامه می دهد. جالب اینکه بر عکس بازی با آرژانتین، دیگر نمی توان شکست را فورا به گردن داور انداخت. در اینجا اشاره به این نکته ضروری است که تلاش برای اسناد بیرونی و ارجاع فوری عامل شکست، یکی دیگر از مکانیسم های دفاعی فعال در ساختار روانی جامعه ایران است. نکته مهمتر در مورد بازی با اسپانیا، ادامه روند فانتاسم جمعی است که در قالب لذت از شکست هم تداوم می یابد. سوال اصلی من اینجاست؛ چرا جامعه ایران می تواند از شکست هم لذت ببرد؟ 

٥- ژیژک در کتاب امر واقع لکانی مثال جالبی را مطرح می کند؛ او به گربه معروف انیمیشن تام و جری اشاره می کند که پس از رسیدن به پرتگاه و عبور از آن، همچنان به راه رفتن ادامه داده و چند قدمی در آسمان قدم می زند و پس از آن است که ناگهان به زمین نگاه کرده و متوجه می شود از قانون جاذبه عدول کرده و در نهایت سقوط می کند. بازی ایران و پرتغال، که نقطه عطف آن به اعتقاد من، مواجهه آغشته به بدبینی "ما" و بازیکنان ایران با فناوری VAR است، در انتها، ما را در لحظه تجربه یک آستانه تحریک جدید قرار داده و پس از شکست، ما را به نقطه احساس "ژوئی سانس"، نقطه ای که لذت با درد و اشک و حسرت همراه می شود می رساند. در نهایت مانند هواپیمایی که آرام آرام به زمین می نشیند، جامعه شروع به برقراری ارتباط مجدد با واقعیت می کند و دقیقا یکی دو روز پس از حذف ایران است که کم کم تحلیل ها رنگ و بوی واقعیت و عقلانیت می گیرد. 

"آستانه تحریک" کلیدواژه ویکتور ترنر، انسان شناس معاصر است که از آن می توان برای توصیف موقعیت ذهنی ایرانیان در پایان بازی سوم استفاده کرد. ترنر از قبیله ای سرخ پوستی صحبت می کند که نوجوان قرار گرفته در آستانه بلوغ را عریان و چشم بسته به نقطه دور دست برده و رها می کنند. نوجوان مذکور باید خود را از دست حیوانات وحشی نجات داده و با تحمل سختی ها و رنج های فراوان، خود را به قبیله برساند. این تجربه، روان نوجوان بازگشته به قبیله را در موقعیت جدیدی قرار می دهد. به قول ترنر، ظاهر نوجوان تغییر نکرده ولی از درون، انسان قبلی از بین رفته و جای خود را به انسان دیگری داده است. معتقدم جامعه ایران، در لحظات پایانی بازی با پرتغال، در لحظه تجربه آستانه تحریک قرار گرفت و کافی بود ضربه سر طارمی گل شود تا این تجربه اتفاق بیفتد. البته مواجهه با این تجربه به معنای قرارگیری در موقعیت ذهنی بهتر یا پالایش روان جمع نیست، بلکه صرفا تجربه قرارگیری در موقعیت ذهنی جمعی و رسانه ای شده جدید است. 

در نهایت این دوره از بازی های جام جهانی نشان داد که مکانیسم های دفاعی و جبران جامعه ایرانی شدیدا فعال بوده و باید از نقطه ای بیم داشت که این مکانیسم ها به هر دلیلی غیرفعال شوند. در عین حال معتقدم قدرت اثرگذاری فوتبال برای جامعه ایرانی در این دوره از بازی ها به دلیل همگرایی سه امر خیالی، نمادین و واقع و فراخوان ناخودآگاه جمعی در هر سه ساحت لکانی، به اوج رسید. اما سوال اصلی پابرجاست که آیا فوتبال می تواند گره گشای چالش های روانی جمع هم باشد؟ این سئوالی است که در نشست های آتی به آن پاسخ خواهم داد.

فوتبال جام جهانی 2018 روانکاوی جامعه ایران
نرم افزار موبایل ایلنا
ارسال نظر