ایرائولا و پروژه بازسازی لیورپول؛
پرس شدید، اعتماد به جوانان و معمای ویرتز
آندونی ایرائولا در نخستین ماه حضورش روی نیمکت لیورپول، مجموعهای از تغییرات در شیوه تمرین، مدیریت بازیکنان و ساختار تاکتیکی تیم ایجاد کرده است؛ تغییراتی که نشانههای روشنی از فوتبال موردنظر سرمربی اسپانیایی دارد، اما هنوز برای تبدیل شدن به یک هویت کامل، به زمان نیاز دارد.
به گزارش ایلنا، ایرائولا پس از هفت مسابقه روی نیمکت لیورپول، با چهار پیروزی و سه تساوی شروعی باثبات داشته، اما نتایج تنها بخشی از داستان هستند. آنچه بیش از همه توجهها را جلب کرده، تفاوت آشکار سبک کاری او با آرنه اسلات است؛ تفاوتی که از جلسات تمرینی آغاز میشود و تا نحوه انتخاب ترکیب و مدیریت ستارههای تیم ادامه پیدا میکند.
ایرائولا برخلاف اسلات، بخش بیشتری از زمان خود را در زمین تمرین و در ارتباط مستقیم با بازیکنان سپری میکند. جلسات طولانی تئوریک کمتر شده و تمرینهای عملی، فشرده و موقعیتمحور جای بیشتری در برنامه روزانه تیم گرفتهاند.
او حتی ساعات حضور بازیکنان در کمپ و زمان تمرین را متناسب با ساعت مسابقه بعدی تنظیم میکند تا بدن بازیکنان به ریتم زمانی بازی عادت کند.
تفاوت دیگر به انتخاب ترکیب اصلی مربوط میشود. در دوره اسلات، گاهی بازیکنان یک روز زودتر از ترکیب مطلع میشدند، اما ایرائولا تصمیم نهایی را تنها چند ساعت مانده به مسابقه اعلام میکند. این رویکرد علاوه بر افزایش رقابت در تمرینات، عملاً احتمال افشای زودهنگام ترکیب لیورپول را نیز کاهش داده است.
اصل اول ایرائولا؛ بدون توپ بدوید
مهمترین خواسته تاکتیکی سرمربی جدید لیورپول، افزایش شدت بازی بدون توپ است.
ایرائولا میخواهد تیمش از همان خط حمله پرس را آغاز کند، حریف را در نیمه خودش نگه دارد و فرصت بازیسازی آسان را از او بگیرد. در ساختار موردنظر او، مهاجمان فقط برای گلزنی در زمین نیستند؛ آنها نخستین مدافعان تیم محسوب میشوند.
در همین چارچوب، الکساندر ایساک به یکی از مهمترین پروژههای ایرائولا تبدیل شده است.
مهاجم سوئدی با چهار گل در لیگ برتر شروع خوبی داشته، اما سرمربی انتظار بیشتری از او دارد؛ بهخصوص در پرسینگ، دویدن بدون توپ، جابهجایی میان خطوط و ارتباط با فلوریان ویرتز.
ایرائولا برای نشان دادن استاندارد موردنظرش حتی نمونههایی از عملکرد لوئیس کوماس را به ایساک نشان داده است؛ بازیکنی که شاید از نظر کیفیت تمامکنندگی قابل مقایسه با مهاجم ۱۲۵ میلیون پوندی نباشد، اما از نظر دوندگی و تعهد بدون توپ دقیقاً همان چیزی را ارائه میکند که سرمربی میخواهد.
قیمت و شهرت، تضمینکننده جایگاه نیست
یکی دیگر از نشانههای دوران جدید، نگاه ایرائولا به سلسلهمراتب تیم است.
از دید او، قیمت انتقال، شهرت یا سابقه بازیکن نباید جایگاه ثابتی در ترکیب ایجاد کند. معیار اصلی، اجرای وظایف تاکتیکی و شدت عملکرد در زمین است.
ایرائولا حتی دوست دارد مهاجمان تا جایی انرژی صرف کنند که هنگام تعویض تقریباً خالی از توان باشند. بازیکنانی که بعداً وارد زمین میشوند نیز از نگاه او صرفاً «ذخیره» نیستند؛ بلکه «تمامکننده»هایی هستند که باید در دقایق پایانی، شدت بازی را حفظ یا حتی بیشتر کنند.
معمای خط میانی؛ نفرات یا ساختار؟
یکی از اصلیترین مشکلاتی که هنوز حل نشده، ساختار خط میانی است.
ایرائولا معتقد است مشکل لزوماً به کیفیت بازیکنان مربوط نیست، بلکه به نحوه کنار هم قرار گرفتن آنها برمیگردد. ساختار ایدهآل او شامل یک شماره ۶، یک شماره ۸ و یک شماره ۱۰ مشخص است؛ اما در ترکیب فعلی، چند بازیکن بهطور همزمان تمایل دارند در فضاهای مربوط به شماره ۱۰ فعالیت کنند.
همین مسئله گاهی باعث ازدحام در مرکز زمین و کاهش تعادل تیم میشود.
در چنین شرایطی، تری نیونی ۱۹ ساله بیش از گذشته به ترکیب اصلی نزدیک شده است. اعتماد بالای ایرائولا به بازیکنان جوان نیز یکی از دلایلی بود که لیورپول در روزهای پایانی بازار نقلوانتقالات برای خرید یک هافبک دیگر اقدام نکرد.
ویرتز؛ گرانترین معمای تاکتیکی
فلوریان ویرتز یکی دیگر از پروندههای مهم ایرائولاست.
ستاره ۱۱۶ میلیون پوندی هنوز به نقطهای نرسیده که تمام ظرفیت فنیاش در ساختار جدید لیورپول آزاد شود و سرمربی باید راهی پیدا کند که هم آزادی خلاقانه ویرتز حفظ شود و هم تعادل خط میانی از بین نرود.
تعطیلات سههفتهای مسابقات ملی، فرصت مهمی برای ایرائولا خواهد بود تا روی این مسئله کار کند؛ هرچند فشردگی برنامه مسابقات و کمبود زمان تمرینی همچنان یکی از موانع اصلی در مسیر انتقال کامل ایدههای اوست.
دفاع؛ سریعتر از انتظار شکل گرفت
در حالی که خط میانی و حمله همچنان نیازمند تنظیم هستند، خط دفاعی یکی از روشنترین نقاط آغاز کار ایرائولا بوده است.
جرمی ژاکه، مدافع ۲۱ ساله جدید تیم، با وجود نداشتن پیشفصل کامل و تجربه محدود در فوتبال انگلیس، خیلی سریع کنار ویرجیل فندایک جا افتاده و عملکردی فراتر از انتظار داشته است.
رونالد آرائوخو نیز پس از تماس مستقیم ایرائولا برای پیوستن به لیورپول متقاعد شد و به شکل قرضی وارد تیم شد؛ انتقالی که امکان دائمی شدن آن نیز وجود دارد.
بازگشت تدریجی جیووانی لئونی و کانر بردلی از مصدومیت و همچنین پیشرفت میلوس کرکز، دست ایرائولا را برای ساختن یک خط دفاعی عمیقتر و متنوعتر باز کرده است.
لیورپول جدید هنوز در حال ساخته شدن است
ایرائولا هنوز فاصله زیادی با نسخه نهایی لیورپول موردنظرش دارد، اما نشانههای اولیه کاملاً مشخص هستند؛ شدت بالا، پرس از جلو، اهمیت کار بدون توپ، رقابت بدون توجه به نام بازیکنان و اعتماد جدی به جوانان.
چالش اصلی از اینجا آغاز میشود: اینکه این نشانهها از مجموعهای از تغییرات اولیه، به یک هویت پایدار تبدیل شوند.
هفت بازی برای قضاوت نهایی کافی نیست، اما برای فهمیدن جهت حرکت کافی است؛ لیورپول ایرائولا قرار است تیمی باشد که بیشتر میدود، بیشتر فشار میآورد و برای هیچ بازیکنی جایگاه تضمینشدهای قائل نیست.