فوتبال نقشه راه و تصمیم درست نیاز دارد، نه بیانیه
عذرخواهی کافی نیست آقای فدراسیون فوتبال
بیانیه فدراسیون فوتبال پس از شکست چهار بر یک تیم امید ایران مقابل کرهشمالی، از یک جهت قابل توجه بود؛ فدراسیون اینبار نتیجه را بدون توجیه پذیرفت، بابت حذف از بازیهای آسیایی ناگویا عذرخواهی کرد و صراحتاً نوشت عملکرد تیم در این مسابقه «به هیچ وجه قابل توجیه نیست». پذیرش مسئولیت، اتفاق مثبتی است؛ اما حالا پرسش اصلی این است که بعد از این عذرخواهی چه اتفاقی قرار است بیفتد؟
به گزارش ایلنا، فوتبال ایران سالهاست پس از هر ناکامی با چرخهای آشنا روبهرو میشود؛ شکست، انتقاد، تشکیل جلسه، وعده بررسی و در نهایت عبور از ماجرا تا شکست بعدی. تفاوت بیانیه اخیر شاید در این باشد که فدراسیون تلاش نکرد نتیجه را پشت داوری، بدشانسی، شرایط اردو یا کمبود امکانات پنهان کند. اما همین پذیرش شکست، مسئولیت مرحله بعد را سنگینتر میکند.
وقتی خود فدراسیون میگوید عملکرد تیم «به هیچ وجه قابل توجیه نیست»، دیگر مسئله فقط پیدا کردن توضیح برای یک باخت نیست. باید بررسی شود چگونه تیمی که برای آن اردوهای متعدد داخلی و خارجی برگزار شده، مسابقات تدارکاتی داشته و برای آمادهسازیاش هزینه شده، در یکی از مهمترین مسابقات خود چنین نتیجهای میگیرد.
اردو برگزار شده، کمپ خارجی وجود داشته و امکاناتی برای تیم فراهم شده است؛ اما فوتبال پایه با شمارش تعداد روزهای اردو ساخته نمیشود.
مسئله اصلی، ریلگذاری است.
اینکه تیم امید از چند سال قبل بر اساس چه پروژهای ساخته شده، بازیکنان چگونه شناسایی شدهاند، ارتباط میان باشگاهها و تیمهای ملی پایه چگونه تعریف شده، نسلهای نوجوانان و جوانان چطور به تیم امید منتقل میشوند و در نهایت قرار است چند بازیکن از این چرخه به تیم ملی بزرگسالان برسند.
اگر چنین مسیر مشخصی وجود نداشته باشد، تعدد اردوها بیشتر شبیه آمادهسازی مقطعی برای یک تورنمنت خواهد بود تا بخشی از یک پروژه توسعهای.
شکست ناگویا فقط یک مسابقه نبود
تقلیل شکست چهار بر یک مقابل کرهشمالی به عملکرد ضعیف در یک روز، سادهترین شکل تحلیل این اتفاق است.
تیم امید ممکن است در یک مسابقه بد بازی کند، یک مربی ممکن است تصمیم اشتباه بگیرد و بازیکنان نیز ممکن است تحت فشار کیفیت واقعی خود را نشان ندهند؛ اما وقتی ناکامیهای ردههای پایه در سالهای مختلف و تورنمنتهای متفاوت کنار یکدیگر قرار میگیرند، دیگر نمیتوان همه چیز را به یک شب بد نسبت داد.
به همین دلیل، «بررسی دقیق و موشکافانه» که فدراسیون در بیانیه خود وعده داده، زمانی معنا خواهد داشت که فقط عملکرد کادر فنی و بازیکنان در ناگویا بررسی نشود.
باید خود ساختار نیز مورد ارزیابی قرار بگیرد.
اگر نتیجه بررسی فقط تغییر سرمربی تیم امید باشد، همان چرخه قدیمی دوباره تکرار خواهد شد. ریل اشتباه با عوض کردن راننده اصلاح نمیشود.
«تصمیم شجاعانه» یعنی تغییر ساختار، نه فقط تغییر مربی
فدراسیون در بیانیه خود از اتخاذ تصمیمهای جدی سخن گفته است. اگر قرار است چنین تصمیمهایی گرفته شود، باید از سطح نیمکت فراتر برود.
نحوه انتخاب مربیان پایه، استمرار پروژهها با تغییر مدیران، سیستم استعدادیابی، کیفیت لیگهای پایه، هماهنگی با باشگاهها، تعداد مسابقات بازیکنان جوان و حتی معیار انتخاب نفرات تیمهای ملی باید بخشی از این بازنگری باشد.
فوتبال پایه یک پروژه کوتاهمدت نیست که چند ماه پیش از تورنمنت آغاز شود و با آخرین سوت مسابقات هم پایان پیدا کند.
نسلی که قرار است برای المپیک بعدی رقابت کند، باید از امروز شناخته شود؛ نه چند ماه مانده به مسابقات مقدماتی.
المپیک؛ هدفی که برنامه میخواهد
در بخش پایانی بیانیه فدراسیون بار دیگر از هدف حضور در المپیک صحبت شده است؛ هدفی که دهههاست فوتبال ایران برای رسیدن دوباره به آن تلاش میکند.
اما اینبار مسیر حتی دشوارتر خواهد بود و رقابت آسیایی برای سهمیههای محدود المپیک، جایی برای برنامههای کوتاهمدت باقی نمیگذارد.
بنابراین سؤال اصلی باید همین امروز پاسخ داده شود: برنامه تیم امید از فردای ناگویا چیست؟
آیا کادر و ساختار این تیم قرار است بر مبنای یک پروژه چندساله شکل بگیرد؟ آیا بازیکنان مستعد نسل بعد از همین حالا تحت نظارت قرار خواهند گرفت؟ آیا برنامه مسابقات تدارکاتی، اردوها و هماهنگی با باشگاهها از قبل مشخص خواهد شد؟ یا دوباره چند ماه مانده به مسابقات، پروژه تیم امید وارد فاز جدی میشود؟
اینها پرسشهایی است که پاسخشان اهمیت بیشتری از هر بیانیه عذرخواهی دارد.
عذرخواهی باید نقطه شروع باشد
عذرخواهی فدراسیون بابت شکست تیم امید را میتوان گامی درست دانست. فوتبال ایران اتفاقاً به چنین فرهنگی نیاز دارد؛ اینکه مدیر، مربی یا مسئول پس از ناکامی مسئولیت نتیجه را بپذیرد و همه چیز را به عوامل بیرونی نسبت ندهد.
این رویکرد میتواند در تیم ملی بزرگسالان
و سایر ردههای ملی نیز به یک اصل تبدیل شود.
اما عذرخواهی زمانی ارزش واقعی پیدا میکند که مقدمه اصلاح باشد.
هوادار فوتبال در نهایت نه به تعداد جلسات بعد از شکست اهمیت میدهد و نه به ادبیات بیانیهها. او میخواهد بداند چه چیزی قرار است تغییر کند، چه کسی مسئول اجرای آن است و چه زمانی باید نتیجه آن دیده شود.
شکست ناگویا میتواند فقط یک ناکامی دیگر باشد و چند هفته بعد فراموش شود؛ یا میتواند نقطه شروع بازنگری جدی در فوتبال پایه ایران باشد.
تفاوت این دو مسیر، نه در متن بیانیه فدراسیون، بلکه در تصمیمهایی مشخص خواهد شد که از همین امروز گرفته میشود.
فوتبال ایران بیش از یک عذرخواهی، به نقشه راه نیاز دارد؛ نقشهای که قبل از شکست بعدی نوشته شده باشد، نه بعد از آن.