آقای بیرانوند قدت اینقدر بلند نشده برای علی دایی خط و نشان بکشی
علیرضا بیرانوند در متنی آشفته، متناقض و سرشار از خودستایی تلاش کرده پاسخ انتقاد علی دایی را بدهد؛ اما حاصل کار نه دفاعی قانعکننده از خودش بود و نه پاسخی در شأن افکار عمومی. او فقط ثابت کرد هنوز تفاوت میان «نقد شدن» و «تحقیر شدن» را نمیفهمد و هر بار که مقابل پرسشی جدی قرار میگیرد، به جای پاسخ، پشت سابقه ملی، جنگ، مردم و شعارهای بزرگ پنهان میشود.
به گزارش ایلنا، بیرانوند نوشته نزدیک صد بازی ملی دارد، در سه جام جهانی حاضر بوده و بدون رانت به این جایگاه رسیده است. انگار تعداد بازی ملی، مجوز بیاحترامی صادر میکند. انگار حضور در جام جهانی، کسی را از نقد معاف میسازد. انگار هر کس چند سال پیراهن تیم ملی پوشید، دیگر میتواند روبهروی یکی از بزرگترین نامهای تاریخ ورزش ایران بایستد و برای او از احترام، مردمی بودن و وطندوستی سخنرانی کند.
آقای بیرانوند، شما دروازهبان تیم ملی بودهاید؛ نه صاحب تیم ملی. نزدیک صد بازی ملی، سند مالکیت فوتبال ایران نیست. سه جام جهانی نیز تاجی بر سر هیچکس نمیگذارد که از بالای آن به علی دایی نگاه کند. پیش از شما بازیکنان بزرگی آمدهاند، بعد از شما نیز خواهند آمد. تیم ملی برای هیچ فردی متوقف نمیشود و تاریخ فوتبال ایران را هم با تعداد استوریها و مصاحبهها نمینویسند.
علی دایی برای بزرگ بودن به تعریف شما احتیاج ندارد. او سالها پیش جایگاهش را در فوتبال آسیا و جهان ساخته است؛ زمانی که بسیاری از بازیکنان نسل شما هنوز آرزوی دیده شدن در فوتبال ایران را داشتند. او در بوندسلیگا بازی کرد، پیراهن بایرن مونیخ را پوشید، در لیگ قهرمانان اروپا گل زد، سالها کاپیتان تیم ملی بود و رکوردی جهانی به جا گذاشت که نام ایران را در تمام دنیا تکرار کرد.
شما با چند جمله کنایهآمیز نمیتوانید این تاریخ را پاک کنید. حتی اگر تمام صفحه اینستاگرامتان را از طعنه و بیانیه پر کنید، باز هم یک واقعیت تغییر نمیکند: علی دایی بخشی از تاریخ فوتبال ایران است و شما هنوز بازیکنی هستید که برای توضیح بسیاری از رفتارها و تصمیماتش، مدام ناچار به نوشتن و توجیه کردن است.
از «مجسمه مربیگری» نوشتهاید تا علی دایی را تحقیر کنید. این کنایه پیش از آنکه دایی را هدف بگیرد، سطح ادبیات شما را نشان میدهد. کارنامه مربیگری علی دایی بینقص نیست و مانند هر مربی دیگری قابل نقد است؛ اما او سرمربی تیم ملی بوده، در فوتبال باشگاهی جام گرفته و سالها مسئولیت فنی داشته است. شما در جایگاهی نیستید که با یک جمله سبک و سطحی، برای کل آن سابقه حکم صادر کنید.
بیرانوند از احترام نوشته، اما متنش از ابتدا تا انتها بیاحترامی است. از قدردانی گفته، اما هر جملهاش بوی طلبکاری میدهد. از مردم حرف زده، اما مردم را سپر دفاع از خودش کرده است. از جنگ نوشته، اما موضوعی ملی و دردناک را وارد یک جدال شخصی فوتبالی کرده تا هر منتقدی را در موضع اتهام قرار دهد.
این شگرد تازهای نیست: وقتی پاسخ فنی وجود ندارد، واژههای بزرگ را وسط میکشند. وطن، مردم، جنگ، رانت، زحمت و افتخار را پشت سر هم ردیف میکنند تا اصل سؤال گم شود. اما اصل سؤال همچنان باقی است: چرا هر انتقاد از بیرانوند باید با خشم، کنایه، مظلومنمایی و پروندهسازی برای منتقد پاسخ داده شود؟
شما نوشتهاید شایسته احترام هستید یا تحقیر. بله، هر انسانی شایسته احترام است؛ اما احترام یک خیابان یکطرفه نیست. نمیتوان همزمان به علی دایی طعنه زد، سابقهاش را کوچک کرد، نیتش را زیر سؤال برد و بعد خود را قربانی بیاحترامی معرفی کرد. کسی که حرمت میخواهد، باید ابتدا زبان حرمت را یاد بگیرد.
موضوع فقط اختلاف یک دروازهبان با یک اسطوره نیست. مسئله، توهم جایگاهی است که در آن یک بازیکن گمان میکند چون چند مهار مهم داشته، دیگر فراتر از نقد ایستاده است. گمان میکند هر کس از او انتقاد کند، حسود، مغرض، فرصتطلب یا دور از مردم است. این دقیقاً همان نقطهای است که افتخار ورزشی به خودبزرگبینی تبدیل میشود.
مهار پنالتی رونالدو ارزشمند بود. حضور در جام جهانی افتخار بود. بازیهای خوب شما فراموش نمیشود. اما هیچکدام چک سفیدامضا نیست. هیچکدام رفتارهای بعدی را تطهیر نمیکند. هیچکدام به شما اجازه نمیدهد تاریخ را از نو بنویسید و جایگاه خودتان را کنار علی دایی قرار دهید.
فاصله شما با علی دایی فقط در تعداد گل، بازی، جام یا حضور اروپایی نیست. فاصله اصلی در اندازه اثرگذاری تاریخی است. دایی زمانی نماد فوتبال ایران شد که شبکههای اجتماعی وجود نداشتند تا با موجسازی، جایگاه مصنوعی ساخته شود. او اعتبارش را در زمین، در اروپا و در برابر جهان به دست آورد؛ نه با بیانیه، حاشیه و پاسخهای احساسی.
اینکه برای خودتان از «پسر کارگری زحمتکش» بنویسید، محترم است؛ اما گذشته سخت، انسان را برای همیشه محق نمیکند.
رنج کشیدن امتیاز اخلاقی دائمی نمیسازد. کسی که از پایین آمده، اتفاقاً باید بهتر بداند تحقیر دیگران، کوچک کردن بزرگان و پناه بردن به مظلومنمایی چه اندازه زشت است.
بیرانوند باید بفهمد که علی دایی رقیب رسانهای او نیست. نیازی ندارد با او مسابقه محبوبیت بدهد. نیازی ندارد برای دیده شدن نام بیرانوند را به زبان بیاورد. این بیرانوند است که با پاسخ دادن به دایی دیده میشود، نه دایی با انتقاد از بیرانوند.
شما میتوانید از خودتان دفاع کنید، اما نمیتوانید برای فرار از نقد، تاریخ را تحقیر کنید. میتوانید به حرف دایی پاسخ فنی بدهید، اما حق ندارید با چند کنایه ارزان، جایگاه کسی را نشانه بروید که پیش از آغاز دوران حرفهای شما، نامش در فوتبال جهان ثبت شده بود.
علی دایی با یک مصاحبه اسطوره نشده که با استوری شما فرو بریزد. او از این جنس حاشیهها بزرگتر است. اما شما با هر پاسخ هیجانی، بخشی از اعتبار خودتان را خرج میکنید و تصویری میسازید از دروازهبانی که مقابل توپهای بزرگ ایستاد، اما مقابل یک انتقاد ساده نتوانست قامت حرفهای خود را حفظ کند.
آقای بیرانوند، اندازه هر کس را تاریخ تعیین میکند، نه تعداد فالوئر، نه حجم استوری و نه شدت فریاد. تاریخ جای علی دایی را مشخص کرده است. بهتر است پیش از آنکه دوباره برای او تعیین تکلیف کنید، ابتدا جای خودتان را درست ببینید.