خبرگزاری کار ایران

اشک در استانبول؛ لوچسکو با رؤیای ناتمام خداحافظی کرد

اشک در استانبول؛ لوچسکو با رؤیای ناتمام خداحافظی کرد

شکست تلخ رومانی در ورزشگاه بشیکتاش نه‌تنها امید صعود به جام جهانی پس از ۲۸ سال را نابود کرد، بلکه به شبی احساسی تبدیل شد که در آن میرچا لوچسکو پس از نزدیک به پنج دهه حضور در فوتبال با دنیای مربیگری وداع کرد.

به گزارش ایلنا، در ورزشگاه پرهیاهو و آتشین بشیکتاش، جایی که سکوها از هیجان موج می‌زد، پایان مسابقه نه‌تنها صعود ترکیه به جام جهانی و ناکامی رومانی را رقم زد، بلکه نقطه پایانی بر دوران طولانی، پرافتخار و پرفرازونشیب یکی از ماندگارترین مربیان فوتبال اروپا بود.

میرچا لوچسکو، مرد سالخورده و باتجربه فوتبال رومانی، در ۸۰ سالگی نتوانست رویای حضور سه‌رنگ‌ها در جام جهانی را احیا کند و تیمش برای هفتمین دوره متوالی از بزرگ‌ترین صحنه فوتبال جهان دور ماند. اما ماجرای این بازی، تنها یک حذف ساده نبود؛ روایت آن آمیخته بود با لحظاتی خشم‌آلود، انتقادهای بی‌رحمانه، صحنه‌های احساسی و وداعی که در ذهن بسیاری باقی خواهد ماند.

لوچسکو که آشکارا از عملکرد تیمش ناامید و عصبانی به نظر می‌رسید، در گفت‌وگو با شبکه پریما تی‌وی لحن تندی به خود گرفت و از اختلاف فاحش سطح آمادگی دو تیم سخن گفت.

او با اشاره به تلاش و انرژی بالای بازیکنان ترکیه بیان کرد: «نتایج همیشه مال تیمی است که بیشتر زحمت می‌کشد. فوتبال ترکیه نسبت به ما در دوره‌ای بسیار بهتر قرار دارد. آنها تیمی هستند که شدیداً رقابت‌پذیرند و به باور من در جام جهانی چیزهای زیادی برای ارائه دارند.

بعد از پایان مسابقه از هاکان چالهان‌اوغلو پرسیدم چقدر دویده و جواب داد حدود ۱۲.۵ کیلومتر! وقتی این را کنار آمار لیگ خودمان می‌گذارم که بازیکنان معمولاً چیزی بین ۸ تا ۹ کیلومتر دویدن دارند، می‌فهمم اختلاف از زمین تا آسمان است.»

پیرمرد خسته و بی‌حوصله فوتبال رومانی، وقتی خبرنگار تلاش داشت سوال دیگری مطرح کند، دیگر تاب نیاورد و حرف را قطع کرد. او در حالی که مصاحبه را نیمه‌تمام رها می‌کرد، تنها گفت: «من همینی‌ام که هستم، روز بخیر!» و قدم‌زنان راهی تونل ورزشگاه شد.

در نشست خبری، لوچسکو انتقاداتش را مستقیم به سمت آندری راتئو گرفت. تک‌گل ترکیه روی حرکت برق‌آسای کنان ییلدیز باعث فروپاشی خط دفاعی رومانی شد و لوچسکو با تندی درباره آن گفت: «اگر مدافع من، راتئو، آن اشتباه عجیب در پیش‌بینی حرکت ییلدیز را مرتکب نمی‌شد، حالا شرایط کاملاً متفاوت بود.

می‌دانستم ییلدیز در آن ناحیه تمایل دارد مورب حرکت کند. راتئو باید او را تا خط بیرون هدایت می‌کرد و زاویه را می‌بست، اما ترس از دریبل خوردن باعث شد فضا را برایش باز بگذارد و همین ما را نابود کرد.»

از نگاه او، بازیکنان رومانی هرچند از نظر تکنیکی کمبود جدی ندارند، اما در ذهنیت حرفه‌ای و آمادگی بدنی فاصله زیادی با استانداردهای سطح بالا دارند و سیستم فوتبال کشور نیازمند اصلاحات اساسی است.

اما جدا از هیاهوی فنی و انتقادات تند، صحنه‌هایی که پس از پایان بازی رقم خورد، فضای استادیوم را کاملاً تحت‌تأثیر قرار داد. لوچسکو در سرزمینی ناکام شد که سال‌ها در آن محبوب و محترم بود. هدایت گالاتاسرای، بشیکتاش و تیم ملی ترکیه بخشی از کارنامه اوست و همین باعث شد مردم ترکیه همیشه برایش جایگاه ویژه‌ای قائل باشند.

در حالی که لوچسکو در شوک حذف فرو رفته بود، نخستین فردی که سمت او دوید هاکان چالهان‌اوغلو بود. کاپیتان ترکیه پیرمرد ۸۰ ساله را محکم در آغوش گرفت و چندین ثانیه رها نکرد.

او در حالی که او را در بغل داشت، با لحنی آرام زمزمه کرد و برای تمام سال‌هایی که لوچسکو برای فوتبال ترکیه صرف کرده بود، از او قدردانی نمود. پس از او، مرت مولدور، مریح دمیرال، زکی چلیک و سایر بازیکنان ترکیه نیز تک‌تک پیش رفتند و به این مربی کهنه‌کار ادای احترام کردند. حتی وینچنزو مونتلا، سرمربی ایتالیایی ترکیه که بارها گفته بود لوچسکو یکی از الهام‌بخش‌ترین چهره‌های مربیگری برای او بوده، دقایقی کنارش ایستاد و با گرمی در آغوشش کشید.

لوچسکو که چشم‌هایش از شدت احساس اشک‌آلود شده بود و نور پروژکتورها آن لحظه را دراماتیک‌تر می‌کرد، درباره این صحنه‌ها چنین گفت: «شاید دیده باشید چگونه بازیکنان ترک، کسانی که زمانی به آن‌ها فرصت دادم، آمدند و مرا در آغوش گرفتند. این برای من لذت بزرگی بود. یعنی توانسته‌ام چیزی از خود جای بگذارم. امیدوارم روزی بازیکنان رومانی هم همین را درباره من بگویند.»

برای میرچا لوچسکو، دیگر چیزی باقی نمانده است. پس از دیدار دوستانه روز سه‌شنبه، او از تیم ملی رومانی و دنیای مربیگری خداحافظی خواهد کرد. تحمل ماه‌های فرساینده‌ای که زیر فشار انتظارات گذراند، آن هم در شرایطی که ۸۰ سال سن دارد و در محیطی پر استرس مانند بشیکتاش کار می‌کرد، کار هر کسی نیست.

اشک در استانبول؛ لوچسکو با رؤیای ناتمام خداحافظی کرد

اما فدراسیون فوتبال رومانی برای شروع فصل جدید منتظر نمانده است. پس از یک‌چهارم قرن، قرار است نامی بزرگ دوباره روی نیمکت تیم ملی بنشیند: گئورگی هاجی. اسطوره‌ای که سال‌ها عنوان «مارادونای کارپات» را یدک می‌کشید و اوایل دهه ۲۰۰۰ تجربه‌ای کوتاه روی نیمکت تیم ملی داشت، حالا آماده است تا نقش ناجی را بر عهده بگیرد. او باید تیمی را که از رسیدن به جام جهانی بازمانده، از نو بسازد و روحیه ازدست‌رفته فوتبال رومانی را بازگرداند. اینکه آیا هاجی موفق به نجات این تیم خواهد شد یا نه، تنها گذر زمان پاسخ آن را می‌دهد.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز