وینیسیوس فعلا در اوج/ امباپه هنوز مصدوم است
سه گل اخیر رئال در بازیهای حساس توسط وینیسیوس زده شده. او تعداد شوت ها را به دو برابر افزایش داده است.
به گزارش ایلنا، سازمان هجومی پرمهره رئال مادرید، دستکم روی کاغذ، در حال حاضر تنها یک منبع برای باز کردن دروازه حریفان دارد. وینیسیوس در میدان تنها مانده است؛ سایر مهرهها، به استثنای امباپه که با مشکلات جسمانی دستوپنجه نرم میکند، تنها جریانهایی بیرمق در فاز تهاجمی هستند.
هر سه گل اخیر کهکشانیها (برد ۴-۱ مقابل سوسیداد، شکست ۰-۱ به بنفیکا و تساوی ۱-۱ با اوساسونا) توسط ستاره شماره ۷ و به شکلهای گوناگون ثبت شده است: در برابر تیم «آبیوسفیدپوش» از روی نقطه پنالتی که خودش گرفته بود، در ورزشگاه «دا لوژ» با یکی از تماشاییترین گلهای مسیر حرفهایاش پیش از آنکه شب او توسط پرستیانی خراب شود، و در «ال سادار» با حضوری موثر در قلب خط حمله که حتی از نمایش خود امباپه هم پررنگتر به نظر میرسید.
اگر این شرایط برای کیلیان به خاطر درد زانو توجیهی پذیرفتنی باشد، برای دیگر عناصر هجومی تیم اینگونه نیست. گونسالو جریان کوچکی است که پتانسیل تبدیل شدن به یک رود خروشان را دارد. او این توانایی را در تقابل با سوسیداد با گلزنی روی نخستین ضربهاش اثبات کرد، اما گویا این نمایش برای متقاعد کردن آربلوآ کافی نبوده است.
در میان زنجیره تصمیمات چالشبرانگیز سرمربی مادریدی در پامپلونا، این مورد کاملاً به چشم میآمد. در لحظاتی که رئال عقب بود و در دقیقه ۶۰ بازیاش به بنبست خورده بود، کارگردان مسابقه تصویری معنادار از این پدیده آکادمی با چهرهای کاملاً جدی روی نیمکت در کنار آربلوآ با صورتی سنگی پخش کرد؛ شاید آربلوآ در آن لحظات از خود میپرسید که مورینیو در چنین وضعیتی چه میکرد. گونسالو تا دقیقه ۷۴ فرصت ورود به زمین را پیدا نکرد.
اما دوباره به وضعیت وینی نگاه کنیم. از مجموع ۳۳ شوت رئال در دیدارهای لیسبون و پامپلونا طی یک هفته اخیر، ۱۱ ضربه سهم این ستاره برزیلی بود. این آمار نشاندهنده یکسوم کل ضربات تیم است که جهشی بزرگ نسبت به میانگین قبلی او دارد؛ یعنی دقیقاً دو برابر شرایط عادی. شماره ۷ مادریدیها پیش از این به طور متوسط ۱۶ درصد از شوتهای تیم را در هر مسابقه به خود اختصاص میداد. از او خواسته شده بود که نقش رهبری را ایفا کند و او نیز ابایی از پذیرش این مسئولیت سنگین ندارد.
مجموعه تیم به قدری به میزان آمادگی او ایمان آورده که تمام وظایف را به او سپرده است؛ شاید حتی فراتر از حد استاندارد، همانطور که خود آربلوآ اعتراف میکند: «ما به نفوذ از هر دو سمت نیاز داریم. ما خیلی روی سمت چپ متمرکز میشویم، این طبیعی است، اما اینگونه دفاع کردن مقابل ما آسان میشود.» با وجود این پیشبینیپذیری که مربی هم به آن معترف است، دلیل دیگری برای انتخاب سادهترین راه، یعنی رساندن توپ به او، وجود دارد: اینکه تلاشهای وینیسیوس به ثمر مینشیند.
این موضوع فقط به گلزنی ختم نمیشود؛ برای روزیه که در پامپلونا لحظهای از او جدا نمیشد، وینی یک کابوس واقعی بود. تا جایی که در دو صحنه نفوذ که مدافع راست فرانسوی را کاملاً محو کرد، وینی توپ را به مرکز محوطه جریمه فرستاد ولی کسی نبود که از این فرصت استفاده کند. او تنها تیغ برنده در ترکیب رئالی بود که کُند و بیخطر نشان میداد.
آربلوآ چنان در پیدا کردن مسیرهای نفوذ با چالش روبرو شد که در نهایت خودِ وینی ناچار شد مانند یک مهاجم هدف فشار بیاورد و با همین نفوذ، گل تساوی را بزند. او بعد از باز کردن دروازه به نام پشت لباسش اشاره کرد؛ یک مطالبهگری و یادآوری (چه عمدی و چه غیرعمدی) مبنی بر اینکه وینیسیوس ناچار است تمامی کارها را به تنهایی پیش ببرد.