بحران پنهان در حمله المپیاکوس؛
نجات با طارمی و الکعبی یا سقوط تدریجی؟
المپیاکوس بیش از هر زمان دیگری به طارمی و الکعبی وابسته شده. دو ستارهای که اگر مهار شوند، تمام نقشههای هجومی تیم از کار میافتد.
به گزارش ایلنا، هر بار که ترکیب اصلی المپیاکوس اعلام میشود، یک تصویر تکراری جلب توجه میکند؛ حضور همزمان مهدی طارمی و ایوب الکعبی در نوک خط حمله. تصمیمی که برای بخشی از هواداران نشانه جسارت است و برای برخی دیگر زنگ خطر. اما پشت این انتخاب مداوم از سوی خوزه لوئیس مندلیبار، واقعیتی عمیقتر پنهان شده؛ واقعیتی که به ضعف ساختاری تیم در تولید گل از سایر خطوط بازمیگردد.
مندلیبار مربی ریسکپذیر بیمنطق نیست. او در دیدار مقابل بایرلورکوزن نشان داد که با تراکم در محوطه جریمه حریف میتواند فشار ایجاد کند و حتی تیمی در سطح اروپا را تحت تأثیر قرار دهد. با این حال، آن نمایش بیشتر یک استثنا بود تا نسخهای پایدار برای حل مشکلات هجومی.
در فوتبال مدرن، اتکا به یک یا دو مهاجم برای گلزنی کافی نیست. تیمهای موفق سهم قابلتوجهی از گلهای خود را از هافبکهای نفوذی و وینگرها میگیرند؛ توازنی که در المپیاکوس دیده نمیشود. آمارهای این فصل نشان میدهد هافبکهای تیم بیشتر در گردش توپ نقش دارند تا حضور مؤثر در محوطه جریمه و تمامکنندگی.
در کنارهها نیز تنها ژلسون مارتینز بهطور مستمر توان ایجاد موقعیت و برهمزدن ساختار دفاعی رقبا را دارد. در سمت مقابل، افت نقش تهاجمی چیکینیو باعث شده فاصله او با دروازه حریفان بیش از گذشته شود. نتیجه روشن است؛ اگر طارمی و الکعبی مهار شوند، جریان گلزنی تیم عملاً متوقف میشود.
بررسی مسابقات اخیر تصویر دقیقتری ارائه میدهد. برابر بایرلورکوزن، طارمی بیشتر در نقش مهاجم سایه ظاهر شد؛ عقب میآمد، پاس کلیدی میداد و در شکلدهی حملات نقش داشت، اما در ضربه نهایی موفق نبود. در همان بازی، الکعبی زیر فشار مدافعان تنها یک شوت در چارچوب ثبت کرد.
در دیدار مقابل پانتولیکوس، شرایط تغییر کرد. طارمی با حرکات تکنیکی دفاع را بههم ریخت و در ساخت گل نقش داشت، اما باز هم گل نزد؛ این بار الکعبی بود که از فرصت استفاده کرد و نشان داد همچنان تمامکننده اول تیم است. در دربی با پاناتینایکوس نیز طارمی با دوندگی و گرفتن خطا به تیم کمک کرد، در حالی که الکعبی فضای مانور کمتری داشت.
این آمار نشان میدهد طارمی بیشتر در خلق موقعیت و بازی ترکیبی مؤثر است و الکعبی در تبدیل فرصت به گل. دو مهاجمی که روی کاغذ مکمل هم هستند، اما نبود پشتیبانی از خط میانی فشار مضاعفی را بر هر دو تحمیل میکند.
در لیگ یونان، بسیاری از تیمها برابر المپیاکوس با بلوک دفاعی پایین و تراکم شدید در محوطه جریمه بازی میکنند. در چنین شرایطی، وقتی مسیر گلزنی عمدتاً به ارسال از جناحین یا ترکیب میان دو مهاجم محدود میشود، بازی بهشدت قابل پیشبینی خواهد شد. مدافعان میدانند تمرکز اصلی باید روی طارمی و الکعبی باشد و سایر بازیکنان تهدید جدی محسوب نمیشوند.
این همان نقطهای است که وابستگی به دو مهاجم به یک ریسک ساختاری تبدیل میشود؛ افت فرم، مهار تاکتیکی یا حتی خستگی ناشی از بازیهای متوالی میتواند کل سیستم هجومی را از کار بیندازد.
پاسخ در کمبود گزینههای گلزن نهفته است. وقتی هافبکها سهم اندکی در گلزنی دارند و وینگر دوم تهدید دائمی ایجاد نمیکند، منطقیترین راه برای افزایش احتمال گل، بالا بردن تعداد بازیکنان حاضر در محوطه جریمه است. رویکردی که شاید چشمنواز نباشد، اما در کوتاهمدت نتیجهمحور است.
با این حال، این مدل برای موفقیت در مسابقات بزرگ و رقابتهای اروپایی کافی نخواهد بود. تیمهای منظم با مدافعان سطح بالا میتوانند بهسادگی آن را خنثی کنند. راهحل، مشارکت فعالتر خط میانی در فاز تهاجمی است؛ ورود هافبکها به محوطه و تهدید از پشت باکس میتواند بار را از روی دو مهاجم بردارد.
دادهها نشان میدهد طارمی در خلق موقعیت و بازی ترکیبی نمره بالاتری دارد و الکعبی در نرخ تبدیل موقعیت به گل موفقتر است. ترکیبی که با پشتیبانی مناسب میتواند یکی از خطرناکترین خطوط حمله لیگ باشد. اما بدون این حمایت، هر دو زیر فشار فرسایشی قرار میگیرند.
المپیاکوس حالا در یک دوراهی مهم ایستاده است؛ ادامه مسیر با اتکای کامل به دو مهاجم یا بازسازی ساختار هجومی با مشارکت گستردهتر سایر خطوط. تصمیمهای مندلیبار در هفتههای آینده مشخص خواهد کرد این تیم تا چه اندازه میتواند از وابستگی خطرناک خود عبور کند. فعلاً اما همهچیز به ساقهای طارمی و الکعبی گره خورده و هر بازی آزمونی تازه برای دوام این مدل است.