اوضاع در بارسا به هم ریخته است
فلیک در بنبست تفکر گرفتار شده یا سنتی فکر میکند؟
شکست سنگین بارسلونا مقابل اتلتیکو، سایهای سنگین بر آینده نیمکت آبی اناریها ایجاد کرده است.
به گزارش ایلنا، در میان دیوارهای نوکمپ و دالانهای کمپ خوان گامپر، کماکان طنین سقوط آزاد و شرمآور با ۴ گل برابر اتلتیکو مادرید در نیمهنهایی جام حذفی به گوش میرسد؛ ناکامی بزرگی که سایهای تاریک بر سرنوشت نیمکت کاتالانها تحت فرماندهی هانسی فلیک افکنده است.
این شکست تنها یک لغزش موقت در جاده قهرمانی نبود، بلکه به یک کارنامه تلخ بدل گشت که مربی آلمانی را هم در پیشگاه مدیریت باشگاه و هم در مقابل بازیکنان، مورد اتهام قرار داد. نمایشی که بارسا در متروپولیتانو از خود نشان داد، چیزی جز ورشکستگی راهبردی نبود؛ یک استراتژی جایگزین برای جبران غیبت ستارههای کلیدی نظیر پدری، رافینیا و راشفورد که به بدترین شکل ممکن با شکست مواجه شد. رخدادی که موجب گشت کاتالانها در برابر هوش دیهگو سیمئونه، همچون پیکری بیجان جلوه کنند.
در شرایطی که فلیک با سرسختی بر رویکرد تهاجمی و پرخطر خود اصرار میورزید، واقعیت میدان نبرد تیمی را به تصویر کشید که توان پرس کردن نداشت، در ساختار دفاعی کاملاً بیدفاع بود و تسلیم مطلق نقشهای شد که الچولو از پیش با دقت طراحی کرده بود؛ تکانی که حتی نزدیکترین افراد به کادر فنی نیز هنوز در هضم آن ناتوان ماندهاند.
هراس پیش از فاجعه
نکته جالب اینجاست که پیش از دمیده شدن سوت آغاز مسابقه در مادرید، امیدواری چندانی در سطوح مدیریتی بارسا دیده نمیشد. روزنامه الپائیس اسپانیا فاش کرد که مکالمات پنهانی مدیران باشگاه نشاندهنده دلواپسی عمیقی بود که از کیفیت چمن ورزشگاه و فقدان مهرههای اثرگذار نشأت میگرفت. طبق ادعای این روزنامه، برخی از اعضای بدنه مدیریتی پیش از بازی اعتراف کرده بودند که با توجه به غیبت پدری در قامت طراح میانه میدان و رافینیا به عنوان جلودار پرس تیمی، حتی یک نتیجه مساوی هم برای آنها پیروزی تلقی میشود.
پس از سوت پایان، مدیریت باشگاه از رویکرد بیتفاوت بازیکنانی مانند دنی اولمو و فران تورس به شدت گلایه کرد. آنها بر این باورند که فلیک مرز میان جسارت و بیتدبیری را گم کرده و نباید همواره با یک شیوه ثابت به مصاف رقبای گوناگون برود، بدون آنکه اوضاع متغیر مسابقه و تنگناهای نفراتش را لحاظ کند.
پشت درهای بسته و در اتوبوس تیم که در حال خروج از مادرید بود، پچپچهای بازیکنان حکایت از دلزدگی شدید و عدم درک تدابیر فلیک داشت؛ تصمیماتی که آنها را طعمه ضدحملات ویرانگر اتلتیکو کرد. بر پایه گزارش الپائیس، بازیکنان از برتری عددی که اتلتیکو روی هر ارسال از جناحین خلق میکرد معترض بودند؛ عاملی که منجر به متلاشی شدن مکرر دژ دفاعی کاتالانها شد. ستارههای بارسا بر این باور بودند که تیم در جابهجایی از فاز هجوم به دفاع همیشه در وضعیت ضعف قرار داشت، به گونهای که گاهی تنها ۴ مدافع بارسا ناچار بودند در برابر یورش ۶ بازیکن اتلتیکو مقاومت کنند. این باور در رختکن ریشه دوانده که تیم مدام در حال تکرار لغزشهای پیشین است و فلیک با وجود پافشاری بر بازیسازی و پرس از بالا، هنگامی که دستش توسط رقیب رو میشود، هیچ نقشه دوم یا پلان B برای تغییر روند بازی ندارد.

فلیک و آمارهای تکاندهنده: سقوط آزاد در دفاع
دادههای آماری از یک شکاف بزرگ در پیکره دفاعی فلیک پرده برمیدارد؛ اعدادی که در مقایسه با دوران مربیان پیشین بارسا، لرزه بر اندام طرفداران میاندازد. در ۹۷ رقابتی که فلیک بر روی نیمکت آبیاناریها نشسته، تیم ۱۱۶ گل دریافت کرده که میانگین نگرانکننده ۱.۲ گل در هر مسابقه را به ثبت رسانده است.
هنگامی که این رقم را با میانگین ۰.۷۳ گلِ زمان پپ گواردیولا یا ۰.۸۱ دوران لوئیس انریکه قیاس میکنیم، عمق بحران آشکار میشود. حتی در بایرن مونیخِ رویایی و فاتح ۶ گانه نیز میانگین فلیک (۰.۹۶) از پپ و انریکه ضعیفتر بود، اما اکنون در بارسا، آمار گلهای خورده او ۲۰ درصد نسبت به زمان حضورش در جمع باواریاییها وخیمتر شده است.
سیمئونه، یامال را بلعید
دیهگو سیمئونه یک کلاس تاکتیکی سنگدلانه به فلیک داد؛ او با منزوی کردن مخربترین اسلحه بارسا یعنی لامین یامال، او را در طول ۹۰ دقیقه به یک «شبح» بدل کرد. راهبرد سیمئونه به این صورت بود که با حضور گریزمان مرکز زمین را مسدود کرد و با فشار مستمر لوکمن و جولیانو روی کنده و بالده، مانع از رسیدن حتی یک توپ سالم به خط حمله شد.
آمارها عمق این ایست قلبی هجومی را بازتاب میدهند؛ یامال با آمار عجیب صفر شلیک در چارچوب به بارسلون بازگشت. در حالی که بارسا ۱۳ مرتبه بخت خود را آزمود (که فقط ۴ مورد در چارچوب بود)، اتلتیکو با ۱۱ ضربه که ۶ تای آن در چارچوب بود، بهینهتر عمل کرد و ۴ بار تور دروازه حریف را لرزاند.

بنبست تاکتیکی یا اصرار به سنتها
اکنون این ذهنیت تقویت شده که فلیک با لجاجت از آزمودن راهکارهای جایگزین که میتواند معادلات حریف را بر هم بزند، امتناع میورزد. او ترجیح میدهد به جای مستحکم کردن عقب زمین، به همان متد تهاجمی انتحاریاش ادامه دهد. منابع نزدیک به کادر مدیریتی بارسا به الپائیس گفتهاند که فلیک در جلسات تمرینی قرار دادن بالده در پست وینگر را بررسی کرده و حتی میتوانست از کانسلو در پستهای جلوتر بهره ببرد، اما در روز مسابقه مجدداً به همان چهرهها و نقشههای تکراری اطمینان کرد.
از دیدگاه باشگاه، فرمول فلیک به معنای «زجر کشیدن در دفاع برای لذت بردن در حمله» است؛ فرمولی که شاید در برابر تیمهای خرد جوابگو باشد، اما مقابل بزرگان، همانگونه که پیشتر در برابر اینتر نیز مشاهده کردیم، فرو میپاشد. بارسا در متروپولیتانو به لکنت افتاد و اکنون پرسش بزرگ این است: آیا فلیک پیش از نبرد برگشت، از این درسهای تلخ عبرتی خواهد گرفت؟