کد خبر: 781133 A

ایلنا از خرم آباد گزارش می‌دهد؛

از پنجره تاکسی، بیرون را نگاه می‌کنم. یک پسر تپل و موفرفری با یک اسفنج و اسپری آب مشغول پاک کردن شیشه تاکسی می شود. راننده داد می زند: نمی‌خواد… نمی خواد... نوجوان دوباره التماس می‌کند... راننده عصبانی می شود... نوجوان فحش می دهد، راننده بیشتر عصبانی می‌شود و اگر وسط ترافیک نبود، حتما قشرقی به پا می شد و کار به کتک کاری هم می رسید.

به گزارش ایلنا از لرستان، نوجوان به تاکسی دیگری می‌رسد. راننده زن است لبخندی می زند و پسر در عرض چند دقیقه شیشه ماشین‌اش را برق می اندازد و می رود. لابد حس خوبی دارد، کمک کرده آن هم به همنوع به یک فرشته کوچک.

فرشته می‌رود، سر وقت ماشین بعدی.راننده صدایش را بلند می‌کند و می گوید: مگه نگفتم: پاک نکن نمی‌خواد، نمی فهمی!

فرشته لگدی به پراید نقره ای می زند و با چند فحش رکیک از راننده انتقام می گیرد.

وقتی خورشید به وسط آسمان می‌رسد، چنبره می زنند گرد یک ساندویچی و بساط شویندگی شیشه تاکسی‌ها را زمین می گذارند.

حالا از درآمدشان حرف می زنند:

– پویا گربه من امروز تا ظهر ۴۵ هزار کار کردم.

– احمدرضا کوتوله خوش به حالت من بیچاره ۱۵ هزار باید بریم طرفای مطهری.

آرین مارمولک هم می گوید: من روزی زیر ۵۰ باشه کار نمی کنم!

سینا جنتلمن هم اعتراض می کند: بیاید بریم تهران پول اونجاس…..فقط تهران

ستایش هم بیشتر روزها در خیابان انقلاب آدامس می فروشد. کنار خیایان با بساطی به وسعت یک خاله بازی، روی همان مقوای کوچک. دوست دارم همه را بخرم و بگویم برو خانه ات مثل همه همسن هات نقاشی بکش، کارتون نگاه کن، زندگی کن و کار نکن. فحش نشو، ترحم نخر، سوء استفاده نکن از حس محبت و دلسوزی آدم‌ها ولی او کودک است اینها را چه کسی باید بفهمد؟ "من" شهروند یا توی مسئول!؟

اگر به اداره بهزیستی مراجعه کنیم، خواهند گفت: این دسته کودکان کار متکدی نیستند بلکه کودک کار هستند یعنی والدین‌شان مددجوست که مستمری بگیر نهادهای حمایتی هستند! حال طمع کرده و دلبندشان را راهی خیابان‌ها می کنند.

مدیر پایگاه خبری سنگ نوشته می گوید: اگر معیشت و بضاعت مالی خانوارهای ضعیف این کودکان کافی بود، هرگز آنها را به خیابانها نمی سپردند. کدام مادری دلش راضی می‌شود کودک‌اش در گرمای تابستان با وزن کردن آدم‌ها برایش روزی ببرد و کدام مادر نرمالی کودکش را لابه لای خطر تصادف در جستجوی پول حواله می کند!

ضعف معیشتی، بیکاری و بی مهارتی و نبود فرهنگ کار اینجا بیداد می‌کند. چرا شهر ما در پیشی گرفتن از شغل‌های کاذب و آسیب‌های اجتماعی پیشتاز است! سهم مسئولان و ادارات در اشتغالزایی و توسعه کار و کارآفرینی چقدر است!؟ اصلا احساس مسئولیت دارند! در قبال آسیب‌هایی که فقط و فقط با بهبود این اقتصاد مریض استان رفع خواهند شد.

سهم شهروندان در مقابله با ناهنجاری ها چیست؟

حس نوع دوستی در ما آدم ها یعنی راهی برای سو استفاده متکدیان و کودکان کار. یک چهره معصوم و چند جمله اظهار بدبختی کافی است که تسلیم شویم. حالا این پول که منو نمیکشه گناه داره…..شیشه تمیزه یا آدامس هاش به در نخوره اما بزار کمکش کنم بخاطر خدا ….

اما همان خدا در کنار حس نوع دوستی به ما تفکر هم بخشیده است.

یک‌روز گدایی می گفت: این خیایان قرق من است؛ از صبح تا شب اینجام و هیچکس هم حق نداره پاشو اینجا بزاره . ماهی یک میلیون درآمد دارم! پیرمرد ژنده پوش و پر حرفی که چهره شهر را مخدوش کرده بود و وا اسف که معلول نبود و خودش را به لنگیدن می زد!

راضیه خانم می گوید: خب بیچاره اس… چکار کنه!

به راضیه خانم‌ها می گویم: می دانی گدایی هم نوعی اعتیاد است؛ اگر من و شما به آنها پولی ندهیم یا سمت نهاد حمایتی می روند یا دنبال کاری بهتر!

کودکان کار

حالا مسئولی نیست که این صحبت ها را بشنود البته نیاز نیست بشنوند خود مسئولان صحنه را می‌بینند و شاید شیشه خودروی آنها بیشتر از مردم عادی تمیز می شود و پولی هم حواله آن کودک می کنند که در آستانه تبدیل شدن به یک آسیب اجتماعی است! فرار از درس و کتاب، نبود کلاس‌های آموزشی، زندگی در خیابان و فحاشی در انظار عموم!

در ذهن کودک امروز ما دغدغه درآمد بیشتر است. او بچگی نمی کند؛ نان آوری می کند با شعوری ناپخته و جثه‌ای کوچک. چه کسی مقصر است!؟

کدام اداره و کدام مسئول باید به مادرش بفهماند که این پول سود نیست و زیان است. چنین کودکانی غرامت جبران ناپذیری بر روح و روان و شخصیت بر جای می گذارد و انسان هایی آسیب دیده تحویل جامعه می‌شود.

کدام شهروند احساس رضایت می کند که پول ندادن به گدا یا کودک کار اشتباهی نیست.

کدام گفتمان مردمی به لطف فلان مدیر و واحد فرهنگی فلان اداره حاصل شد که پول ندادن به متکدیان و کودکان کار یعنی “نه گفتن به بروز آسیب‌های اجتماعی”؛ یعنی مقاومت در برابر حس طمع خانواده ها؛ یعنی مقابله با تنبلی و جنگ یا راحت طلبی و بی عرضگی نسل ها

همه شهر می دانند، مصرف شیر برای استخوان‌ها مطلوب است و یا پیاده روی برای سلامتی مفید است اما هنوز مردم شهرم لزوم درمان یا راهکاری برای مقابله با آسیب های اجتماعی را در خود حس نمی کنند!

گداها را عادت داده ایم به اشغال گوشه از خیابان شهری که نام نیکو دارد.

ازدحام کودکان کار را در حرص درآمدی سیاه عادی می بینیم.

و آن پیرزن بی پا که مادری از مادران این شهر است و با دو پای قطع شده از زانو به زمین چنگ می کشد، برای تصاحب هزار تومانی و دو هزار تومانی های ما ……

اگر معلول است چرا زیر چتر حمایت بهزیستی نیست! اگر بی سرپناه است چرا در خانه سالمندان نیست! اگر معتاد است چرا در مرکز ماده ۱۶ نیست!؟ اگر به اجبار برای گدایی آمده چرا من و شمای شهروند خواسته اش را برآورده می کنیم که روز بعد هم بیاید!؟

اقتصاد بیمار لرستان ریشه دوانده در همه امور؛ هر جا که آسیبی هست نشات گرفته از فقر است. فقر اقتصادی و فرهنگی! حال چه کسی پاسخگوست؟! سهم و وظیفه هر دستگاه یا هر شهروند در مبارزه با این آسیب‌ها چیست!؟

کودکان کار مصداق بارز افراد در معرض خطر جامعه

در همین راستا با بهنام فروتن جامعه شناس می گوید: دوران کودکی مهمترین دوران از لحاظ تربیتی، رشد و شکل‌گیری شخصیت اجتماعی است. توجه همه جانبه به نیازهای مادی و معنوی کودکان تاثیر بسزایی در سلامت و آینده افراد اجتماع ایفا می کند. به طور قطع بی توجهی به این قشر از جامعه در هر جایگاه و منزلت اجتماعی به ویژه کودکان در معرض خطر برای جامعه مخاطره آمیز است.

فروتن می افزاید: کودکان کار مصداق بارز افراد در معرض خطر محسوب می‌شوند که به سبب فقر حاکم بر خانواده مجبور به انجام فعالیت‌های عمدتا” کاذب برای کسب درآمد و امرار معاش هستند. کودکان کار از لحاظ فردی و اجتماعی در معرض شدیدترین آسیب‌های اجتماعی قرار دارند، آسیب‌های درون زا مبتنی بر فقرخانواده(بهداشت،تغذیه،آموزش،اوقات فراغت،مسائل روحی روانی و از طرفی آسیب های محیطی از جانب کجروهای اجتماع(سوداگران مرگ،خانه‌های‌فساد، سارقان، مفسدان اقتصادی، متکدیان‌حرفه‌ای) از جمله مواردی است که کودکان کار را با خطر مواجه می کند.

فقر؛ پدیده ای اجتماعی، پیچیده و چند وجهی

وی مهمترین عامل پدیده کودک کار را فقر خانوادگی و بنیان ضعیف اقتصادی خانواده عنوان می‌کند و ادامه می‌دهد: فقر یک پدیده اجتماعی پیچیده و چند وجهی است که می‌تواند نشات گرفته از (اعتیاد،طلاق،مرگ والدین، بیکاری سرپرست، حاشیه نشینی، بیماری صعب العلاج و…) باشد. در چنین شرایطی و در غیاب سازمان‌های حمایتی اولین قربانی فقر کودکان هستند که باید منبع درآمد باشند.

کودکان کار بیشتر در معرض آسیب روحی، جسمی و حتی بهداشتی قرار دارند

فروتن تاکید می‌کند: شیوه های بکارگیری کودکان کار در مناطق مختلف جغرافیایی متنوع و متفاوت است. آنچه در دهه‌های اخیر در حال گسترش است می‌توان به بهره‌کشی بنگاه‌های‌کوچک کسب‌وکار، دستفروشی، شیشه پاک‌کردن اتومبیل پشت‌چراغ قرمز، فروش موادمخدر،خانه‌های فساد و… البته باید توجه داشت کودک‌کار به کودکانی اطلاق می شود که بصورت کامل، مستمر و بر اساس ایجاب و قبول طی ساعاتی از شبانه روز برخلاف قواعد و مقررات با حداقل دستمزد بکارگیری می‌شوند و عمدتا” از تحصیل و تربیت باز می مانند. این گروه از کودکان بیشتر در معرض آسیب روحی روانی، جسمی و حتی بهداشتی قرار دارند. اما برخی کودکان در کنار والدین خارج از ساعات مدرسه و در اوقات‌فراغت در امورات اقتصادی خانواده فعالیت می‌کنند که نباید این موارد را در شمول کودکان کار قرارداد.

و حرف آخر؛

پدیده اجتماعی کودکان کار یک ناهنجاری است که در حال گسترش به شهرستان های کوچک استان است. زنگ خطری که مدت هاست به صدا درآمده و نیاز است سازمان های مسئول با انجام تحقیقات علمی در گام اول رصد و شناسایی دقیق کودکان کار و خانواده به ویژه در شهرها و مناطق حاشیه نشین کرده و با مداخلات علمی و کارشناسی بصورت بنیادی و ریشه ای این مساله اجتماعی را برطرف کنند.

مهمترین راهکار در حل معضل کودکان کار ابتدا حل مشکلات اقتصادی(شغل و درآمد) خانواده، مسائل بهداشتی، آموزش و کسب مهارت های فنی و اجتماعی،کنترل موالید، جلوگیری از ترک تحصیل و اعمال قوانین سختگیرانه در خصوص استثمارگران کودکان است.

گزارش از : نرگس سپه وند

نویسنده: نرگس سپه وند

جولان کودکان کار در خرم آباد:
نرم افزار موبایل ایلنا
ارسال نظر