کد خبر: 634857 A

در جلسه نقد و بررسی رمان «مردی به‌‌نام اوه» مطرح شد:

رمان "مردی به نام اوه" ازجمله رمان‌های کارکردگرایانه است که در جهت ترویج و توسعه مفاهیم روانشناسی، جامعه شناسی مانند امید به زندگی، ارتباط فرهنگی جوامع مختلف و یا فرهنگ زیستی جهانی کارکرد دارند.

به گزارش ایلنا، رمان «مردی به‌نام اوه» نوشته فردریک بکمن با حضور اعضای کانون واژه مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت.

در این نشست؛ داوود ملکی (مدرس داستان‌نویسی) با اشاره به سبک نگارش رمان، آن را رمانی مدرن خواند که نگاه سوژه محور به درون انسان امروزی جامعه اروپا خط اصلی آنرا تشکیل می‌دهد: «مردی به‌نام اوه» داستان مرد سوئدی است با رفتارهایی وسواس‌گونه که در زندگی خود رعایت اصول و مقررات اخلاقی، اجتماعی و حتی فردی را گاها بیش از حد مدنظر قرار داده که این خلقیات را نشان طرف بودن مخاطب با شخصیتی کمال‌گرا دانسته که دچار نوعی اختلال شخصیت وسواسی- جبری است و  می‌خواهد با خودکشی به زندگی‌خود پایان دهد. پارکر در خصوص این دسته افراد می‌گوید کمال‌گرایان ارزش خود را با میزان کارکرد و دستاوردهایشان می‌سنجند.

ملکی با اشاره به این موضوع گفت: با توجه این دیدگاه انتخاب این سوژه یعنی فردی با احساس تهیگی و تفکر خودکشی ناشی از نزدیک شدن به دوران بازنشستگی و فقدان سونیا همسر شاداب و سرزنده‌اش،  کاملا درست و منطقی به نظر می‌رسد. در عین حالیکه شکل‌گیری و رسیدن به شخصیتی با ویژگی‌های موجود نیز طوری پردازش شده که شخصیت باورپذیر بوده و همذات‌پنداری با آن دلنشین. اوه فرزند پدری مودب و دقیق است که در صفحات میانی کتاب به این ویژگی‌های پدر اشاره شده و می‌توان این ویژگی‌ها و اقتدارگرایی پدر را دلیلی بر شکل گرفتن مردی بنام اوه دانست.

ملکی در ادامه حضور شخصیت پروانه همراه با خانواده خود متشکل از همسر(دست و پاچلفتی) و دو دختر بچه را گره‌گشای موضوع رمان دانسته و گفت: حضور پروانه و شکل گرفتن شخصیتی شرقی چون او را می‌توان ناشی از تجربه زیسته نویسنده احتمال داد که به هر روی در این بخش  پروانه به عنوان ناجی با فرهنگ شرقی خلق شده و در ادامه و پایان رمان می‌بینیم که اوست که با تاثیر بر اوه نجات‌بخش وی از تفکر خودکشی ناشی از سرخوردگی و احساس پوچی است. پروانه با حفظ همین نقش، در واقع بشکل جایگزینی برای سونیا در ذهن اوه نیز شکل می‌گیرد که با اثرپذیری از پروانه، اوه مسیر بهبود و درمان ناخودآگاه خود از اختلال شخصیت خود را با تقویت عواملی مانند تقویت عدم قضاوت دیگران، پذیرش افراد به همان شکلی که هستند و یا تقویت نگاه موثر بودن، را در پیش می‌گیرد.

او افزود: رمان در برخی موارد دچار اطناب مخل است که ناشی از تکرار برخی تفکرات و زوایای شخصیتی اوه توسط نویسنده است. در عین حال عدم وجود تعلیق چه ذهنی و چه عینی نیز از دیگر ضعف‌های این رمان است که نویسنده سعی کرده با تغییر ساختاری نسبت به شروع رمان و همچنین فصل‌بندی‌های کوتاه در صدد کم رنگ کردن آن بربیاید.

ملکی در انتها گفت: مردی به‌نام اوه علی‌رغم طرح و پیرنگ خوبی که دارد در زمره ادبیات جدی قرار نمی‌گیرد. این رمان ازجمله رمان‌های کارکردگرایانه است که در جهت ترویج و توسعه مفاهیم روانشناسی، جامعه شناسی مانند امید به زندگی، ارتباط فرهنگی جوامع مختلف و یا فرهنگ زیستی جهانی کارکرد دارند و نه ایجاد گره فکری و فضای کشف و شهود برای مخاطب. که خب اقبال حال حاضر به این دست رمان‌ها در ایران خود ناشی از دلایل مختلفی است که ازجمله آنها نیاز عمومی جامعه به ایجاد فضای روحیه‌بخش، فاصله گرفتن سطح سلیقه عمومی مردم در انتخاب آثار ادبی فکرافزا و همچنین نقش بنگاه‌های نشر در انتخاب و مطرح کردن این دست رمان‌ها با نگاه اقتصادی صرف را می‌توان نام برد. در عین حال نباید از عدم وجود آثار داخلی خوب با دلایلی مانند ممیزی یا عدم پذیرش ناشران به دلیل ریسک ناپذیری ایشان غافل بود.

جلسه نقد و بررسی رمان «مردی به‌‌نام اوه» فردریک بکمن
نرم افزار موبایل ایلنا
ارسال نظر