کد خبر: 601902 A

در یادداشتی مطرح شد؛

تا کجای مسیر 64% از جامعة آماری یک پژوهش انتشار نیافتة بین رشته­‌ای جامعه­‌شناسی و تاریخ­ دربارة علل مؤثر در مهاجرت نخبگان را می­‌بایست این دانشجویان استثمار شده تشکیل دهند؟! تا کجای مسیر این بار کج در خط مسیر باقی می­‌ماند؟!

راه صعب و فرد افکنی است طی نمودن مسیر از حرف تا عمل، در سرزمینی که مرزهای بلاغت در آن دیر یا زود به بلاهت و ظلالت می‌­انجامد، در جامعه­‌ای که هر روزش مملو از نشست و همایش دربارة حقوق معنوی، اخلاقیات، سالم زیستن و انتشار ارقام تولید علم است. ... ارقام تولید علم ...! خنده‌دار است، علم را هم با قد و وزن و اندازه می‌سنجیم نه به کیفیت! مادی­‌گرایی این قوم به این خطه هم سرایت کرده است! همیشه از این عبارت که «این خانه از پای­‌بست ویران است» گریزان بودم. آرمانی داشتم بر دل که بی­‌شک در خشت به خشت این خانه استحکام یافت می­‌شود، اساتیدی را که وارسته می­‌پنداشتم، تمام مقتدایم آن که روزگاری کلامم به ژرفایی کلامشان، قلمم به روانی قلم‌شان، وجوه نظرم به مسئله­‌نگری نظرشان و گامم به ثبات و استواری گام‌شان رسد. ... در بسیاری از این الگوها که زمانی در ذهنم تنیده بودم، آهی بر دلم بر جای ماند که نه از بی­‌همتی من بلکه تنها از مشاهدة آشکار هرچه بیشتر فاصلة حرف تا عمل در آن مقتدایان ناشی می­‌شد!

زمانی که فوکو در دهة 1960 از عواقب مخرب جذب روشنفکران قرن بیستم در ساختار دانشگاه­‌ها و ارتقای شغلی آنان بر مبنای گسترة تولیدات علمی­‌شان هشدار داد و ادوارد سعید این نگرانی را در دهة 1990 تکرار کرد، شاید هنوز هیچ‌کس از روشنفکران وطنی این هشدار را چنان جدی تلقی نکردند و حتی با احساس خطر از سیطرة کامل تمامیت‌خواهان بر تمام ابزارهای ارتباط با کانون­‌های تغییر، خواهان ورود و جذب هرچه بیشتر روشنفکران در هیاکل اساتید در دانشگاه­‌های کشور بودند.

امروز به تقریب بالغ بر ده سال است که آثار سوء این مقوله خود را به وضوح در برابر چشمان نگران هر نظاره­‌گر بی‌طرفی قرار داده است. اساتیدی که علی­رغم ماهیت فعالیت­‌های آکادمیک، روشمند و فارغ از هر گونه نیاز مادی و معنوی در طلب استاد تمامی به اشباع و فرا اشباع رزومة کاری خود با سیطرة تمامیت‌خواهانة خود بر تمام مجلات علمی- پژوهشی و علمی- ترویجی، مناسبات گسترده با اساتید سایر دانشگاه­‌ها و هیئت­‌های تحریریة مجلات علمی و وزارتخانه­‌های علوم و آموزش عالی و ارشاد اسلامی و دبیرخانة همایش­‌های علمی دانشجویان را به یک سطر از رزومة کاری خود تقلیل داده و مبدل ساخته­‌اند. این سوءاستفادة آشکار علمی که نمونه­‌های آن حداقل تا سه دهه قبل بسیار محدود بود و یا تا این حد گستردگی خود را به نمایش نگذارده بود، برای طرف شاکی این پروندة سیاه عایدی جز ناامیدی، سرخوردگی، تن دادن به این استثمار علمی برای اشتغال آینده با حداقل دستمزد در پژوهشکده‌­های مرتبط با رشتة تحصیلی ندارد. بسیاری از این دانشجویان به واسطة قدرت فزایندة اساتیدی از این نوع از شکایت به وزارت علوم و نهادهای قضایی نیز غالباً بی­‌نتیجه و تنها با یک نتیجه بازمی­‌گردند: رد شدن دائم در مصاحبه­‌های دکتری علی­رغم رتبه­‌های قابل و صلاحیت­‌های علمی لازم! به طوری که به گفتة یک شاهد عینی در تماسی که وی دو سال پیش با معاونت پژوهشی وزارت علوم داشته است، منشی ایشان هم با نگرانی برای وی اظهار داشته­‌اند: «عزیز من، مگر تو نمی­‌خواهی در این مملکت دکتری بخوانی؟ ول‌شان کن. تو سعی خودت را بکن. سعی کن از هرگونه درگیری با ایشان پرهیز کنی. بالاخره یک زمانی ایشان هم دلشان می­‌سوزد و اسم شما را به عنوان همکار در کار درج می‌­کنند»...! سؤال اینجاست: تا کی می­‌بایست دانشجویان منتظر بمانند که این کفتران گرسنه تک‌ه­ای از شکار خوش نقش را پس از مثله کردن آن در قالب نام همکار درون جلد و سپاسگزاری در مقدمه مقابل دانشجو این شیر بی­‌یال و کوپال زخمی بیاندازند؟! تا کجای مسیر دانشجویان برای کار کردن در رشتة تحصیلی خود به این وضعیت تن در می‌دهند؟! تا کجای مسیر حرمت­‌های میان دانشجو و استاد محفوظ می­‌ماند؟! تا کجای مسیر این نا­امیدی و سرخوردگی مانع از تبدیل یافتن دانشجویان مذکور به افرادی اخلاق باور و متعهد و به دور از تن دادن به چنین بی‌اخلاقی­‌های علمی معمول در ردای استادان آینده می­‌شود؟! تا کجای مسیر دانشجویان با شور و حدت پیشین امیدوارانه به رشتة تحصیلی خود نظر می­‌کنند و از آن خارج نمی­‌گردند؟! تا کجای این مسیر مقرر شده که این صداها شنیده نشوند؟! تا کجای مسیر 64% از جامعة آماری یک پژوهش انتشار نیافتة بین رشته­‌ای جامعه­‌شناسی و تاریخ­ دربارة علل مؤثر در مهاجرت نخبگان را می­‌بایست این دانشجویان استثمار شده تشکیل دهند؟! تا کجای مسیر این بار کج در خط مسیر باقی می­‌ماند؟!

یادداشت: آتش مهر آیوشن

وضعیت دانشجویان
نرم افزار موبایل ایلنا
ارسال نظر