ساوالانپور در گفتوگو با ایلنا خبر داد:
«اطلس ارتباطات ایران» پس از بیش از یک سال و نیم فعالیت پژوهشی به مرحله اجرا رسید
مدرس و پژوهشگر حوزه علوم ارتباطات و مسئول پروژه «اطلس ارتباطات ایران»، از ورود این پروژه به مرحله اجرا پس از بیش از یک سال و نیم فعالیت مطالعاتی و پژوهشی خبر داد و هدف اصلی آن را ثبت و بررسی تاریخ شفاهی دانشگاهی رشته علوم ارتباطات و حوزههای مرتبط با آن عنوان کرد.
محمد ساوالان پور، در گفتگو با خبرنگار ایلنا، اعلام کرد که پروژه «اطلس ارتباطات ایران» با تمرکز بر تاریخ شفاهی دانشگاهی رشته علوم ارتباطات و بررسی حوزههای مرتبط با آن، از جمله مدیریت رسانه، روابط عمومی، روزنامهنگاری و زیرمجموعههای آنها، تحت نظارت و راهبری دکتر محمد سلطانیفر پیش میرود.
ایشان با اشاره به همکاری جمعی از دانشجویان و علاقهمندان و همراهی علمی نخبگان و صاحبنظران گفت: در این مدت منابع تاریخی، آثار استادان و فعالیتهایی را که پیش از این درباره تاریخ علوم ارتباطات انجام شده بود بررسی کردیم تا ببینیم چه موضوعاتی کمتر مورد توجه قرار گرفته و چه پرسشهایی همچنان نیازمند بررسی است. حالا که وارد مرحله اجرا شدهایم، تلاش میکنیم با ثبت روایت استادان و پیشگامان، بخش دیگری از این تاریخ را مستند کنیم.
او معتقد است برای شناخت وضعیت امروز علوم ارتباطات در ایران، نمیتوان تنها به برنامههای آموزشی و ساختار فعلی دانشگاهها توجه کرد، بلکه باید دید این رشته از چه مسیری به جایگاه کنونی رسیده، چه تصمیمهایی در شکلگیری آن تأثیر داشته و استادان نسلهای مختلف چه تجربههایی از این تحولات داشتهاند.
در ادامه مشروح گفتوگوی ما با مسئول پروژه «اطلس ارتباطات ایران» را میخوانید:
در ابتدا بفرمایید «اطلس ارتباطات ایران» با چه هدفی شکل گرفته است؟
ایده اصلی اطلس از این پرسش شکل گرفت که ما چقدر از تاریخ دانشگاهی علوم ارتباطات در ایران اطلاع داریم و آنچه میدانیم تا چه اندازه بر اسناد و روایتهای مستقیم کسانی استوار است که در شکلگیری و توسعه این رشته حضور داشتهاند. درباره تاریخ تأسیس مراکز آموزشی، استادان پیشگام و بعضی تحولات مهم، اطلاعاتی وجود دارد، اما وقتی وارد جزئیات میشویم، میبینیم هنوز موضوعات زیادی جای بررسی دارند.
هدف ما این است که با استفاده از روش تاریخ شفاهی، تجربه استادان، پژوهشگران و افرادی را که در دورههای مختلف با این رشته ارتباط داشتهاند ثبت کنیم و در کنار منابع موجود قرار دهیم. البته تمرکز اصلی بر علوم ارتباطات است، اما با توجه به پیوند تاریخی و علمی آن با روزنامهنگاری، روابط عمومی، مدیریت رسانه و زیرمجموعههای این حوزهها، بررسی آنها نیز بخشی از برنامه اطلس خواهد بود.
همچنین ما نمیخواهیم مصاحبهها فقط به زندگینامه استادان یا بیان خاطرات دانشگاهی محدود شوند. آنچه برای ما اهمیت دارد، شناخت اتفاقات، تصمیمها، دیدگاهها و تجربههایی است که در طول زمان بر شکلگیری و وضعیت امروز رشته تأثیر گذاشتهاند.
این پروژه بیش از یک سال و نیم سابقه دارد، در این مدت چه اقداماتی انجام دادهاید و با چه مسائلی روبهرو شدهاید؟
خب ما از همان ابتدا تصمیم گرفتیم پیش از انجام مصاحبهها، تا جایی که امکان دارد با پیشینه موضوع آشنا شویم، چون وقتی قرار است درباره تاریخ یک رشته با استادان گفتوگو کنیم، باید بدانیم چه اطلاعاتی پیشتر ثبت شده و چه پرسشهایی هنوز پاسخ روشنی ندارند.
در این مدت بخشی از کتابها، مقالهها، مصاحبههای منتشرشده و منابع تاریخی علوم ارتباطات را بررسی کردیم و همزمان روی شناسایی دورههای مهم، سرفصلهای اصلی و طراحی چارچوب پژوهش کار کردیم. در جریان این بررسیها متوجه شدیم منابع ارزشمندی در اختیار داریم، اما اطلاعات در کتابها، نشریات، آرشیوها و اسناد مراکز دانشگاهی پراکندهاند و گاهی درباره یک اتفاق، توضیحات متفاوتی ارائه شده است.
از طرفی دیگر، تعیین محدوده پروژه هم کار سادهای نبود، چون علوم ارتباطات با حوزههای علمی و حرفهای متعددی پیوند دارد و اگر قرار باشد همه موضوعات را با یک گستردگی بررسی کنیم، تمرکز پژوهش از بین میرود. به همین دلیل، تاریخ دانشگاهی علوم ارتباطات را محور اصلی قرار دادیم و تصمیم گرفتیم حوزههای مرتبط را نیز در ارتباط با همین محور دنبال کنیم.
با توجه به وارد پیشگفته، بهطور کلی این یک سال و نیم صرف شناخت موضوع، بررسی کارهای قبلی و طراحی مسیر پژوهش شده و اکنون پروژه وارد مرحله اجرا شده است.
پروژه تحت نظارت چه کسانی پیش میرود و ساختار اجرایی آن چگونه است؟
این پروژه تحت نظارت و راهبری آقای دکتر محمد سلطانیفر پیش میرود و مسئولیت پروژه، هماهنگی و پیگیری فعالیتهای اجرایی آن بر عهده بنده است. جمعی از دانشجویان و علاقهمندان حوزه ارتباطات نیز در بخشهای پژوهشی و اجرایی همکاری میکنند و از همراهی علمی استادان و صاحبنظران بهره میبریم.
در این مدت تلاش کردهایم از تجربه استادان در کنار علاقه و توان دانشجویان استفاده کنیم، چون چنین کاری هم به شناخت تاریخی نیاز دارد و هم به پیگیری و دقت در جمعآوری و ثبت اطلاعات. به همین دلیل، از مطالعه پیشینه هر مصاحبهشونده تا آمادهسازی پرسشها و نگهداری اطلاعات، باید مراحل مشخصی را دنبال کنیم.
شما بر اهمیت علوم ارتباطات تأکید زیادی دارید. چه ویژگیای این رشته را مهم میکند و چرا شناخت تاریخ شفاهی آن ضرورت دارد؟
من فکر میکنم کمتر رشته تحصیلی یا حوزهای از زندگی انسان را میتوان پیدا کرد که ارتباطات در آن نقش نداشته باشد. حتی اگر موضوع فعالیت ما پزشکی، مهندسی، اقتصاد یا مدیریت باشد، باز هم برای انتقال دانش، همکاری، تصمیمگیری و تعامل با دیگران به ارتباطات نیاز داریم. در زندگی شخصی و روابط اجتماعی هم بسیاری از مسائل ما از چگونگی برقراری ارتباط تأثیر میگیرند و گاهی یک ارتباط درست یا نادرست میتواند نتیجه یک تصمیم یا حتی مسیر یک رابطه را تغییر دهد.
من همیشه ارتباطات را به هوا تشبیه میکنم، چون تا زمانی که بهخوبی جریان دارد، کمتر متوجه حضور و اهمیتش میشویم، اما کافی است در آن اختلالی ایجاد شود تا ببینیم چه اندازه از فعالیتهای فردی و اجتماعی ما به آن وابسته است.
با این حال، باید میان خود ارتباطات که بخشی از زندگی انسان است و علوم ارتباطات که این فرایندها را به شکل علمی مطالعه میکند تفاوت بگذاریم. اتفاقاً یکی از مسائل ما همین است که با وجود گستردگی کاربردهای ارتباطات، هنوز شناخت کافی از ماهیت و ظرفیتهای این رشته وجود ندارد و گاهی حتی بعضی دانشجویان آن نیز تصویر روشنی از تاریخ و قلمرو علمی رشته خود ندارند.
حالا وقتی با چنین حوزه گستردهای روبهرو هستیم، طبیعی است که بخواهیم بدانیم علوم ارتباطات در ایران چگونه شکل گرفته، با چه نگاهی وارد دانشگاه شده، چه کسانی در توسعه آن نقش داشتهاند و چرا در دورههای مختلف، بعضی موضوعات بیشتر مورد توجه قرار گرفتهاند. پاسخ به این پرسشها فقط در تاریخ تأسیس دانشکدهها یا فهرست درسها پیدا نمیشود و بخشی از آن را باید از استادانی شنید که خودشان در این تحولات حضور داشتهاند.
به همین دلیل، شناخت تاریخ شفاهی علوم ارتباطات برای من فقط به معنای ثبت گذشته نیست، بلکه فرصتی است تا بفهمیم امروز در چه جایگاهی قرار داریم، بعضی مسائل رشته از کجا شکل گرفتهاند و تجربههای گذشته چه کمکی به تصمیمگیری درباره آینده آن میکنند.
آیا میتوانید نمونههایی از رویدادهای تاریخی مهم علوم ارتباطات ایران را که نیازمند بررسی بیشتر هستند بیان کنید؟
یکی از موضوعاتی که به نظرم باید با دقت بیشتری بررسی شود، روند شکلگیری و تغییر ساختار آموزش دانشگاهی علوم ارتباطات در ایران است. استاد گرانقدر ما، آقای دکتر کاظم معتمدنژاد، در گفتوگویی که سال ۱۳۸۳ منتشر شده، درباره پیشینه آموزش روزنامهنگاری، شکلگیری مؤسسه عالی مطبوعات و روابط عمومی، تبدیل آن به دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی و تغییراتی که در دورههای بعد اتفاق افتاده توضیحات ارزشمندی ارائه کردهاند.
در همان روایت به تغییر ساختار دانشکده در سال ۱۳۵۹ و تلاشهایی که برای احیای رشته در سال ۱۳۶۸ انجام شده نیز اشاره میشود، اما موضوع فقط دانستن این تاریخها نیست. پرسش مهمتر این است که چنین تغییراتی چه تأثیری بر آموزش، پژوهش، استادان و دانشجویان گذاشته و افرادی که در آن دورهها حضور داشتهاند، علت و پیامدهای این تصمیمها را چگونه ارزیابی میکنند.
این فقط یک نمونه است و در تاریخ رشته، موضوعات دیگری هم وجود دارند که برای شناخت دقیقتر آنها باید روایت افراد مختلف را در کنار اسناد و منابع تاریخی قرار دهیم.
با وجود پژوهشها و مصاحبههای تاریخی پیشین، اطلس چه ضرورتی دارد و چه چیزی به منابع موجود اضافه خواهد کرد؟
یکی از نکاتی که در مطالعات مقدماتی برای ما روشن شد، این بود که نباید تصور کنیم پیش از این درباره تاریخ علوم ارتباطات کاری انجام نشده است. مصاحبههای تاریخی، پژوهشهای استادان و آثار منتشرشده درباره آموزش روزنامهنگاری و ارتباطات، اطلاعات ارزشمندی در اختیار ما گذاشتهاند. برای نمونه، گفتوگوی جمعی «کهکشان ارتباطی مکتب تهران» در شماره ۲۲۰ کیهان فرهنگی از جمله منابعی است که میتوان در بررسی دیدگاهها و تجربههای استادان به آن مراجعه کرد.
با این حال، هر پژوهش یا مصاحبهای با هدف مشخصی انجام شده و طبیعی است که همه پرسشهای امروز ما را پوشش ندهد. ممکن است درباره یک دوره تاریخی اطلاعات خوبی داشته باشیم، اما درباره دورهای دیگر منابع محدودتر باشند یا رویدادی فقط از نگاه یک نفر ثبت شده باشد.
تلاش ما این است که ابتدا همین آثار را بهخوبی بشناسیم و سپس با پرسشهای تازه و گفتوگو با افراد دیگر، اطلاعات موجود را تکمیل کنیم. به این ترتیب، اطلس قرار نیست جایگزین کارهای گذشته شود، بلکه میخواهد از آنها استفاده کند و زمینه بررسی موضوعاتی را فراهم کند که هنوز روایتهای کافی دربارهشان در اختیار نداریم.
روایتهای استادان ممکن است تحت تأثیر اختلاف دیدگاه، روابط شخصی یا گذشت زمان قرار بگیرند. چگونه میخواهید با این مسئله برخورد کنید و اعتبار اطلاعات را بررسی کنید؟
این یکی از حساسترین بخشهای کار ماست، چون در تاریخ شفاهی با حافظه و تجربه انسانها سروکار داریم و طبیعی است که همه افراد یک اتفاق را به یک شکل به یاد نیاورند. برای مثال، ممکن است مدیری که در تأسیس یک دوره دانشگاهی نقش داشته، همان موضوع را متفاوت از استادی روایت کند که در آن دوره تدریس میکرده و هرکدام به بخشی از واقعیت دسترسی داشته باشند.
از طرفی، نمیتوان تأثیر گذشت زمان، روابط شخصی یا اختلاف دیدگاههای علمی را نادیده گرفت. حتی ممکن است فردی با وجود سابقه و جایگاه علمی برجسته، تاریخ یک اتفاق را دقیق به یاد نیاورد یا برداشت خودش را از آن رویداد بیان کند.
برای همین، قرار نیست هر گفتهای را بدون بررسی بهعنوان واقعیت قطعی تاریخی ثبت کنیم. تلاش میکنیم مشخص شود هر فرد از چه جایگاهی صحبت میکند، چه مقدار از اطلاعاتش حاصل تجربه مستقیم است و گفتههای او تا چه اندازه با اسناد یا روایتهای دیگر همخوانی دارد.
البته وجود اختلاف میان روایتها به معنای بیارزشبودن آنها نیست. گاهی همین تفاوتها پرسشهای تازهای ایجاد میکنند و ما را به جزئیاتی میرسانند که در منابع رسمی کمتر دیده شدهاند. مهم این است که بهجای جانبداری از یک روایت، شرایط بررسی علمی روایتهای مختلف را فراهم کنیم.
آیا در تاریخ علوم ارتباطات ایران جریانهای فکری متفاوتی وجود داشتهاند و بررسی آنها چه کمکی به شناخت هویت علمی رشته میکند؟
در هر رشته دانشگاهی، تفاوت دیدگاههای علمی تا اندازهای طبیعی است و علوم ارتباطات هم از این موضوع جدا نیست. اگر آثار استادان دورههای مختلف را بررسی کنیم، میبینیم که در تعریف ارتباطات، انتخاب موضوعات پژوهشی و نگاه به رابطه ارتباطات با جامعه و توسعه، رویکردهای یکسانی وجود نداشته است.
این تفاوتها از نظر ما اهمیت دارند، چون نشان میدهند نگاه به علوم ارتباطات در طول زمان چگونه تغییر کرده و چه عواملی بر آموزش و پژوهش آن تأثیر گذاشتهاند.
از طرف دیگر، علوم ارتباطات با رشتههایی مانند جامعهشناسی، روانشناسی، علوم سیاسی و مدیریت ارتباط نزدیکی دارد و همین ویژگی، پرسشهایی درباره ماهیت و هویت علمی آن ایجاد کرده است. اینکه استادان نسلهای مختلف چه تعریفی از علوم ارتباطات داشتهاند، چه موضوعاتی را در قلمرو آن قرار میدادهاند و چه نگاهی به استقلال علمی رشته داشتهاند، از مسائلی است که میخواهیم در مصاحبهها دنبال کنیم.
البته صرف شنیدن دیدگاه استادان کافی نیست و برای شناخت جریانهای علمی باید آثار منتشرشده، برنامههای آموزشی و شرایط تاریخی هر دوره را هم بررسی کنیم.
دانشگاههای مختلف چه جایگاهی در اطلس دارند و آیا این پروژه میتواند به همکاری بیشتر میان آنها کمک کند؟
بخش مهمی از تاریخ علوم ارتباطات ایران در دانشگاهها شکل گرفته و طبیعتا نمیتوان این تاریخ را به یک دانشگاه یا مرکز آموزشی محدود کرد. دانشگاه علامه طباطبایی به دلیل پیشینه آموزش علوم ارتباطات جایگاه مهمی دارد، اما دانشگاه تهران، دانشگاه آزاد، دانشگاه صداوسیما، دانشگاه امام صادق(ع)، دانشگاه سوره و دیگر مراکز علمی هم در دورههای مختلف فعالیتهایی داشتهاند که باید سهم آنها بررسی شود.
در اطلس به دنبال این هستیم که بدانیم هرکدام از این مراکز چه مسیری را طی کردهاند، چه افرادی در شکلگیری و توسعه دورههای آموزشی آنها نقش داشتهاند و آیا تفاوتی در نگاهشان به آموزش و پژوهش علوم ارتباطات وجود داشته است.
این بررسیها میتواند به شناخت بهتر تجربه دانشگاههای مختلف کمک کند و زمینه گفتوگوی بیشتری میان استادان و پژوهشگران فراهم آورد. به نظر من، تفاوت رویکردهای علمی نباید مانع همکاری دانشگاهها شود، بهویژه در موضوعی مانند تاریخ یک رشته که شناخت دقیقتر آن به مشارکت افراد و مراکز مختلف نیاز دارد.
آیا اطلس فقط بر استادان شناختهشده تمرکز خواهد داشت یا افراد کمتر شناختهشده نیز بررسی میشوند؟
شناخت استادان پیشگام اهمیت دارد، اما تاریخ یک رشته را نمیتوان فقط با زندگینامه چند شخصیت شناختهشده توضیح داد. استادان بزرگی مانند دکتر کاظم معتمدنژاد، دکتر مجید تهرانیان، دکتر حمید نطقی و دیگر پیشگامان، در شکلگیری و توسعه حوزههای مختلف ارتباطات در ایران نقش داشتهاند، اما در کنار آنها نسلهای متعددی از استادان، پژوهشگران و مدیران دانشگاهی نیز در این مسیر حضور داشتهاند که تجربههایشان برای ما اهمیت دارد.
گاهی ممکن است فردی در راهاندازی یک مرکز آموزشی، تدوین برنامه درسی یا توسعه یک گرایش تخصصی نقش مؤثری داشته باشد، اما نام او کمتر در منابع تاریخی مطرح شده باشد. اگر انتخاب مصاحبهشوندگان فقط براساس شهرت افراد انجام شود، ممکن است چنین تجربههایی را از دست بدهیم.
به همین دلیل تلاش میکنیم هنگام انتخاب افراد، علاوه بر جایگاه علمی، به نوع فعالیت، تجربه مستقیم، نقش تاریخی و حضور آنها در دورهها و دانشگاههای مختلف توجه کنیم تا روایتها به چند شخصیت یا یک جریان علمی محدود نشوند.
مدیریت رسانه، روابط عمومی و روزنامهنگاری چگونه در پروژه بررسی خواهند شد؟
همانطور که اشاره کردم، محور اصلی اطلس تاریخ شفاهی دانشگاهی علوم ارتباطات است، اما نمیتوانیم مسیر شکلگیری این رشته را بدون توجه به روزنامهنگاری و روابط عمومی بررسی کنیم، چون این دو حوزه از ابتدا با تاریخ آموزش ارتباطات در ایران پیوند داشتهاند. مدیریت رسانه نیز در دورههای بعد به یکی از حوزههای مهم آموزشی و پژوهشی مرتبط تبدیل شده است.
برای همین، در کنار تاریخ علوم ارتباطات، به چگونگی شکلگیری و توسعه این حوزهها، استادان و مراکز آموزشی مرتبط، تغییر برنامههای درسی و ارتباط آنها با فضای حرفهای هم توجه خواهیم داشت. بعضی شاخههای تخصصی مانند ارتباطات سازمانی، روزنامهنگاری تخصصی و مدیریت سازمانهای رسانهای نیز متناسب با موضوع پژوهش بررسی میشوند.
البته در مواردی که شناخت تاریخ دانشگاهی به تجربههای حرفهای وابسته باشد، گفتوگو با روزنامهنگاران، مدیران رسانه و متخصصان روابط عمومی هم میتواند به تکمیل اطلاعات کمک کند.
در مرحله اجرایی پروژه چه چالشهایی پیش روی شما خواهد بود؟
یکی از مهمترین چالشها، دسترسی به استادان و پیشگامانی است که تجربههایشان برای این پژوهش اهمیت دارد. بعضی از این افراد به دلیل مشغله، شرایط جسمی، فاصله جغرافیایی یا ملاحظات شخصی ممکن است امکان حضور در مصاحبههای طولانی را نداشته باشند و همین موضوع برنامهریزی را دشوار میکند.
از سوی دیگر، کیفیت مصاحبهها برای ما اهمیت زیادی دارد. اگر بدون شناخت پیشینه یک استاد یا رویداد تاریخی وارد گفتوگو شویم، ممکن است فرصت طرح پرسشهایی را از دست بدهیم که دیگر بهسادگی تکرارشدنی نیستند. به همین دلیل، هر مصاحبه باید با مطالعه قبلی و آمادگی مناسب انجام شود.
در کنار این مسائل، ضبط مناسب، پیادهسازی مصاحبهها، بررسی اطلاعات، دستهبندی موضوعی و نگهداری فایلها نیز به امکانات، نیروی انسانی و زمان نیاز دارد. رعایت حقوق مصاحبهشوندگان و مشخصبودن شرایط انتشار روایتها هم بخش دیگری از مسئولیت ماست.
در نهایت، تعداد مصاحبهها بهتنهایی معیار موفقیت اطلس نخواهد بود و آنچه اهمیت بیشتری دارد، کیفیت اطلاعات و امکان استفاده پژوهشی از آنها در آینده است.
تاریخ شفاهی علوم ارتباطات چه کمکی به شناخت وضعیت امروز و مسائل آینده این رشته خواهد کرد؟
بسیاری از مسائلی که امروز درباره علوم ارتباطات مطرح میشوند، پیشینهای دارند که ممکن است بهخوبی از آن اطلاع نداشته باشیم. برای مثال، وقتی درباره تغییر برنامههای درسی، ایجاد گرایشهای جدید یا وضعیت دورههای تحصیلات تکمیلی صحبت میکنیم، بد نیست بدانیم این تصمیمها در چه شرایطی گرفته شدهاند و چه کسانی در آنها نقش داشتهاند.
گاهی ممکن است مسئلهای که امروز با آن روبهرو هستیم، نتیجه تصمیمی باشد که سالها پیش گرفته شده یا موضوعی باشد که نسلهای قبلی استادان هم با آن مواجه بودهاند. شنیدن تجربه کسانی که در آن دورهها حضور داشتهاند، به ما کمک میکند شناخت دقیقتری از ریشه این مسائل پیدا کنیم.
البته تاریخ شفاهی بهتنهایی نمیتواند درباره درست یا نادرست بودن همه تصمیمهای گذشته قضاوت کند، اما اطلاعاتی فراهم میکند که در کنار پژوهشهای دیگر میتوانند برای بررسی وضعیت فعلی رشته و تصمیمگیری درباره آینده آن مفید باشند.
این پروژه چه کاربردی برای دانشجویان و پژوهشگران علوم ارتباطات خواهد داشت؟
در سالهایی که درس خواندهام و تدریس کردهام، بارها دیدهام بعضی دانشجویان با وجود علاقه به علوم ارتباطات، شناخت چندانی از تاریخ و گستردگی این رشته ندارند. حتی در مقاطع تحصیلات تکمیلی هم ممکن است دانشجو با نظریهها و نام استادان آشنا باشد، اما نداند علوم ارتباطات در ایران چگونه شکل گرفته و چه تحولاتی را پشت سر گذاشته است.
طبیعی است که چنین شناختی فقط با معرفی چند شخصیت یا مرور تاریخ تأسیس دانشگاهها به دست نمیآید و باید بتوان مسیر رشد رشته، تغییر دیدگاههای علمی و تجربه مراکز آموزشی مختلف را هم مطالعه کرد.
اگر بتوانیم روایتها را به شکل منظم ثبت و در دسترس پژوهشگران قرار دهیم، دانشجویان به منابعی دسترسی خواهند داشت که بخشی از آنها پیشتر در قالب مکتوب وجود نداشتهاند. این مجموعه میتواند برای پژوهشهای تاریخی، پایاننامهها، مقالهها و حتی آموزش برخی درسهای دانشگاهی مورد استفاده قرار بگیرد و زمینه طرح پرسشهای تازهای درباره علوم ارتباطات ایران را فراهم کند.
چه خروجیهایی برای اطلس پیشبینی کردهاید و چگونه میتوان از آنها استفاده کرد؟
یکی از برنامههای اصلی ما ایجاد آرشیوی منظم از مصاحبههای صوتی و تصویری است تا روایتها فقط در قالب چند گفتوگوی منتشرشده باقی نمانند و امکان مراجعه و استفاده پژوهشی از آنها وجود داشته باشد.
در کنار ضبط مصاحبهها، پیادهسازی متن، ثبت مشخصات راویان و دستهبندی اطلاعات نیز اهمیت دارد تا در آینده بتوان درباره یک استاد، دانشگاه، دوره تاریخی یا موضوع مشخص جستوجو کرد.
همچنین انتشار مجموعههای مکتوب، گزارشهای پژوهشی، آثار تصویری و محتوای آموزشی را در برنامه توسعه اطلس پیشبینی کردهایم، اما از نظر من اصل ماجرا حفظ نسخههای اصلی و فراهمکردن امکان استفاده دوباره از اطلاعات است، چون ممکن است پژوهشگری در آینده با پرسشی متفاوت به یکی از همین مصاحبهها مراجعه کند و نکتهای را مورد توجه قرار دهد که امروز موضوع اصلی ما نیست.
برای ادامه اجرای اطلس به چه نوع همکاریها و حمایتهایی نیاز دارید؟
اجرای چنین پروژهای بدون همراهی استادان، دانشگاهها و مجموعههای علمی دشوار خواهد بود. در مرحله فعلی، مهمترین نیاز ما همکاری استادان و پیشگامان برای ثبت روایتها و همچنین دسترسی به منابع و اسنادی است که ممکن است در دانشگاهها، مراکز پژوهشی یا آرشیوهای شخصی نگهداری شوند.
در بخش اجرایی نیز برای ضبط مصاحبههای تصویری، آمادهسازی فایلها و ایجاد آرشیو مناسب به امکانات فنی و حمایت نیاز داریم و از همکاری مجموعههای علمی، رسانهای و حامیانی که به مستندسازی تاریخ علمی کشور توجه دارند استقبال میکنیم.
طبیعی است که در چنین همکاریهایی باید استقلال علمی پروژه، حقوق مصاحبهشوندگان و نحوه استفاده از آثار تولیدشده بهروشنی مشخص و رعایت شود.
در پایان، مهمترین انتظاری که از اجرای «اطلس ارتباطات ایران» دارید چیست؟
انتظار من این است که بتوانیم بخشی از تاریخ دانشگاهی علوم ارتباطات ایران را که هنوز بهصورت پراکنده یا ناقص ثبت شده، با دقت بیشتری بشناسیم و مستند کنیم. قرار نیست ادعا کنیم پیش از این کاری انجام نشده یا میخواهیم تاریخ رشته را از ابتدا بنویسیم، چون استادان و پژوهشگران پیش از ما آثار ارزشمندی تولید کردهاند و همین منابع، بخش مهمی از پشتوانه پژوهشی اطلس هستند.
آنچه دنبال میکنیم، تکمیل این شناخت از طریق گفتوگو با کسانی است که خودشان در شکلگیری و تحولات رشته حضور داشتهاند و تجربههایی دارند که شاید هنوز فرصت ثبت آنها فراهم نشده باشد.
من فکر میکنم اگر امروز درباره بعضی رویدادهای تاریخی پرسشهایی داریم، باید تا زمانی که امکان گفتوگو با شاهدان و نقشآفرینان آنها وجود دارد، از این فرصت استفاده کنیم. شاید در آینده به اسناد بیشتری دسترسی پیدا کنیم، اما همیشه این امکان وجود نخواهد داشت که از افراد درباره جزئیات یک تصمیم یا تجربه دانشگاهی سؤال کنیم.
امیدوارم اطلس بتواند به شناخت بهتر گذشته و وضعیت امروز علوم ارتباطات کمک کند و مجموعهای در اختیار دانشجویان و پژوهشگران قرار دهد که سالها بعد هم برای بررسی تاریخ این رشته قابل استفاده باشد. ما بیش از یک سال و نیم برای مطالعه و طراحی این پروژه زمان گذاشتهایم و اکنون تلاش میکنیم مرحله اجرایی آن را با همان دقت پژوهشی پیش ببریم.