خبرگزاری کار ایران

علی لدنی در گفت‌وگو با ایلنا:

تلویزیون رسانه مردم ایران است نه یک طیف خاص/ مدیریت تلویزیون باید به تفاوت‌ها در جامعه معتقد باشد

تلویزیون رسانه مردم ایران است نه یک طیف خاص/ مدیریت تلویزیون باید به تفاوت‌ها در جامعه معتقد باشد

علی لدنی معتقد است که تلویزیون به عنوان رسانه ملی باید رسانه همه مردم ایران باشد اما در حال حاضر با مدیریت فعلی می‌توان گفت که صداوسیما به رسانه یک طیف خاص تبدیل شده است.

علی لدنی تهیه‌کننده سینما و تلویزیون در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا، با انتقاد از مدیریت سال‌های گذشته تلویزیون، اظهار کرد: به عنوان یک تهیه‌کننده پس از حدود سی سال کار در تلویزیون باید بگویم که نگاه مدیریت در رسانه ملی نسبت به همیشه متفاوت‌تر شده و به سمتی رفته که مدیران تلویزیون سعی دارند از یک جریان یا طیف خاص حمایت کنند و تا حدی این حمایت جناحی جدی است که تلویزیون امروز افراد باسابقه‌ای را که نگرش متفاوتی دارند یا از فضای فکری این دوستان فاصله دارند را کنار گذاشته‌ و با طرد کردن افراد با تجربه تلویزیون در فضایی آماتور گرفتار شده است.

لدنی تصریح کرد: کنار گذاشتن افراد باتجربه و جایگزین کردن افراد آماتور یک انتخاب بود برای اینکه بتوانند افراد تیم خود را وارد تلویزیون کنند، از طیف خود حمایت کنند که در نهایت امروز می‌بینیم خروجی این سیاست چه نتیجه‌ای داشته است. افرادی در تلویزیون تهیه‌کننده و کارگردان و... شدند که نهایتاً چند بار در سمت دستیار کار کرده بودند، طبیعی است که از این جریان ما تولیدات ضعیفی ببینیم.

وی افزود: کسانیکه امروز مدیریت صداوسیما را بر عهده دارند گروهی هستند که پیش‌تر منتقد تلویزیون بودند، این گروه با تفکر و دیدگاهی وارد تلویزیون شدند که می‌خواستند همه چیز را از بین ببرند و دوباره بسازند اما این سیاست نتیجه‌ای جز تخریب رسانه ملی نداشت. من به عنوان یک تهیه‌کننده که سال‌ها در تلویزیون کار کردم بارها با آقای جلیلی جلسه داشتم، ایشان را ملاقات کردم،‌ در ملاقات با من برخورد بسیار محترمانه‌ای داشتند اما با وجود این جلسات من را هم کنار گذاشتند چون با آن‌ها همسو نبودم باید کنار گذاشته می‌شدم.

وی افزود: شاید در این سال‌ها به ندرت افرادی را هم ببینیم که در تلویزیون کار کرده‌اند و چندان هم با سیاست‌های گروه حاضر همسو نیستند اما تعداد این افراد بسیار کم است و همکاری با آن‌ها هم فقط به این دلیل بوده که ظاهری موجه به تلویزیون بدهند و از ملتهب‌تر شدن فضا جلوگیری کنند وگرنه سیاست غالب این بوده که دیدگاه‌های متفاوت کنار گذاشته شوند تا یک جریان سیاسی و عناصر فعال در آن جریان رشد کنند. هر چند این جریان قبل از اینکه به صداوسیما راه پیدا کند به شدت صداوسیما را نقد می‌کرد ولی حالا خودش رسانه ملی را تا این حد تخریب کرده است. قطعاً من بر این عقیده نیستم که مدیران قبلی رسانه ملی بی‌عیب بودند اما این دوستان منتقد قرار بود وضعیت را بهتر کنند نه اینکه همه چیز بدتر از قبل شود.

وی افزود: امروز تلویزیون کارگردان‌ها، تهیه‌کننده‌ها، بازیگرها و حتی عوامل فنی بسیاری را کنار گذاشته است و به افرادی فرصت داده که هیچ تجربه‌ای ندارند. من مخالف ورود نیروهای جدید و جوان نیستم، اما این نیروها در نبود افراد باتجربه چطور می‌خواهند رشد کنند؛ در همه جای دنیا جوانان در کنار افراد باتجربه رشد می‌کنند. در مدیریت سال‌های اخیر تلویزیون افراد بر اساس نزدیک بودنشان به تفکرات و نگرش‌های سیاسی مدیران امکان کار در تلویزیون را داشتند و این سیاست به شدت غلطی است، تلویزیون رسانه مردم ایران است نه یک طیف فکری خاص؛ نمی‌شود رسانه‌ای که بودجه‌اش با پول مردم تأمین می‌شود را به طیف سیاسی مطلوب خود اختصاص داد.

تهیه‌کننده سریال «معمای شاه» تصریح کرد: مدیران تلویزیون اگر می‌خواهند عملکرد مطلوبی داشته باشند باید بپذیرند که فضای امروز جامعه ایران متفاوت از گذشته است، فضای فرهنگی تغییر کرده، ما باید بتوانیم جامعه را پای برنامه‌های خود بنشانیم و برای این کار باید واقعیت‌های جامعه را ببینیم. تلویزیون قبلاً چنین قدرتی داشت، مردم خود را در رسانه ملی می‌دیدند و به نظر من فضا باید به همین سمت برود، توجه نکردن به نیازهای جامعه و نادیده گرفتن بخش‌هایی از آن باعث می‌شود که فضا را به سمت افراطی‌گری ببریم و جامعه به این وضعیت واکنش‌های شدیدی نشان می‌دهد. در واقع هرچقدر ما در جایگاه مسئول درگیر رفتارهای افراطی شویم جامعه هم با افراطی‌گری پاسخ می‌دهد چون با عملکردمان جامعه را به لجبازی دعوت می‌کنیم.

وی افزود: جریان‌سازی‌های فرهنگی با طیف‌های مختلفی از روشنفکران صورت می‌گیرد، ما نتوانستیم روشنفکران را جذب کنیم و جریان‌سازی را از دست دادیم و حتی با سیاست‌هایمان روشنفکران را هم به سمت افراط پیش بردیم. نباید این اتفاقات رخ می‌داد و برای جلوگیری از ضعیف‌تر شدن رسانه ملی باید به مدیریتی برسیم که به تفاوت‌های جامعه معتقد باشد. به عقیده من دوران مدیریت آقای ضرغامی بهترین دوران تلویزیون بود چراکه ایشان توانسته بود طیف‌های مختلف را جذب کند و ما شاهد حضور سلبریتی‌ها، تهیه‌کننده‌ها، کارگردان‌های خوب بودیم اما متأسفانه پس از ایشان نه تنها پیشرفت نکردیم، بلکه دچار افول شدیم. قطعاً مدیریت آقای ضرغامی هم ضعف‌هایی داشته و قابل نقد است اما در میان مدیران سال‌های گذشته تلویزیون من ایشان را بهترین می‌دانم و فکر می‌کنم قرار گرفتن چنین شخصی در سمت ریاست صداوسیما هم برای جامعه و هم برای نظام جمهوری اسلامی بهتر است؛ او توانایی این را داشت که طیف‌های مختلف را به تلویزیون بیاورد.

لدنی تصریح کرد: در صورتیکه روند فعلی مدیریت تلویزیون ادامه داشته باشد، سرخوردگی فرهنگی در جامعه ادامه پیدا می‌کند. مدیریت فعلی صداوسیما تصور می‌کرد با نگرشی که دارد می‌تواند تحولی بزرگ ایجاد کند اما نتیجه این تحول اصلاً مطلوب نبود. متأسفانه در این سال‌ها ما هزینه‌های بی‌مورد بسیاری در کشور داشتیم و حالا هم در تلویزیون چند سال هزینه شد تا بفهمیم این نوع مدیریت اصلاً مناسب نیست؛ بسیاری از کسانیکه توسط این مدیریت طرد شده‌اند کسانی هستند که برای نظام جمهوری اسلامی سال‌ها کار کرده‌اند، هزینه و حتی خون داده‌اند و حالا توسط این جریان فکری نامطلوب تصور می‌شوند.

تهیه‌کننده سریال «از یاد رفته» در پایان تصریح کرد: من فکر می‌کنم که باید فرد دیگری به عنوان رئیس صداوسیما انتخاب شود، فردی که فرهنگی باشد، جهان‌بینی متفاوتی نسبت به این دوستان داشته باشد و تحولات لازم را ایجاد کند. آقای جبلی توان سیاستگذاری ندارد، دیگران برایش این کار را می‌کنند درحالیکه رئیس صداوسیما باید خودش توان سیاستگذاری داشته باشد؛ هر چند که در نهایت تلویزیون هم طبق سیاستگذاری‌های مشخصی باید عمل کند اما مدیر باید خودش هم قدرت مدیریت و سیاستگذاری داشته باشد، باید بتواند تعادلی ایجاد کند و آن سیاست تعیین شده را به شکلی پیش ببرد که همه اقشار جامعه با آن همراه شوند و به صداوسیما هویت بدهد اما رئیس فعلی صداوسیما این توانایی را ندارد. به عنوان مثال آقای جبلی زمانی که به صداوسیما آمد وعده داد که عادل فردوسی‌پور را به تلویزیون برمی‌گرداند، اما بعد از چند روز این وعده را کلاً کنار گذاشت، گویی به او گفتند که فردوسی‌پور نمی‌تواند به تلویزیون برگردد و او خیلی راحت وعده‌ای که داده بود را فراموش کرد درحالیکه مدیر باید قدرت چانه‌زنی داشته باشد و بتواند مشکلات را حل کند و برای تحقق وعده‌ای که داده کمی تلاش کند؛ موارد اینچنین بسیار زیاد است که آقای جبلی در حل آن‌ها ناکام بوده و اصلاً پیگیری لازم را نداشته است. مدیریت فعلی وضعیتی برای تلویزیون ایجاد کرده که حتی ما به عنوان یک خانواده مذهبی دیگر تلویزیون نگاه نمی‌کنیم. نمونه‌های اینچنین بسیار زیاد است و این مسئله کوچکی نیست که حتی خانواده‌هایی که همواره از این نظام دفاع کرده‌اند، برای آن خون داده‌اند و همیشه پای نظام ایستاده‌اند هم تمایلی به دیدن تلویزیون ندارند.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز