خبرگزاری کار ایران

کارگردان نمایش «سبک» در گفتگو با ایلنا مطرح کرد؛

زیرساخت‌های فرسوده تئاتر پاسخگوی نیاز امروز نیست/ برای ریشه‌کن شدن فقر فرهنگی گروها را حمایت کنیم

زیرساخت‌های فرسوده تئاتر پاسخگوی نیاز امروز نیست/ برای ریشه‌کن شدن فقر فرهنگی گروها را حمایت کنیم

یک کارگردان تئاتر گفت: متأسفانه تئاتر استان یزد، همانند بسیاری از کارهای نمایشی در سطح کشور، از نظر کیفیت دچار افت شده و به نظر من سال به سال بی‌محتواتر و سطحی‌ترمی‌شود. هنر مقدس تئاتر در شرایط امروز تا حد زیادی رنگ باخته و بخش‌هایی از تولیدات نمایشی بیشتر به سمت کارهای بی‌محتوا و «باری به هر جهت» برای درآمدزایی حرکت کرده‌اند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، نمایش «سبک» به نویسندگی وحید هملاحیدری و کارگردانی محمدرضا ابوالحسنی، پس از کسب رتبه دوم بخش نمایشنامه‌نویسی‌ و پنجمین جشنواره تئاتر استان یزد، از ۲۷ تیرماه در تالار هنر یزد روی صحنه رفته است.

این نمایش با حضور نزدیک به ۲۰ بازیگر، روایتی اجتماعی و روان‌شناختی را دنبال می‌کند و در کنار پرداختن به موضوعاتی همچون روابط انسانی و مسائل اجتماعی، تجربه‌ای از فرآیند تولید یک اثر نمایشی در فضای تئاتر استان یزد را نیز پیش روی مخاطب قرار می‌دهد.

محمدرضا ابوالحسنی کارگردان اثر، به مناسبت این اجرا  درباره دلایل انتخاب نمایشنامه «سبک»، نحوه تبدیل متن به اجرا، مدیریت گروه بازیگران، وضعیت تولیدات نمایشی در یزد، مشکلات اقتصادی، شرایط مخاطب، نقش رسانه‌ها و چشم‌انداز آینده تئاتر این استان در گفتگو با ایلنا توضیحاتی ارائه کرد. 

نمایش «سبک» با محوریت مسائل اجتماعی و روان‌شناختی روی صحنه رفته است. چه دغدغه‌ای باعث شد این متن را برای اجرا انتخاب کنید؟ 

نویسنده این متن، وحید هملاحیدری، از هنرجویان کلاس نمایشنامه‌نویسی آموزشگاه آزاد است که مدیریت آن با من بوده و آموزش نمایشنامه‌نویسی نیز به صورت مستقیم برعهده خودم بوده است. در این کلاس، ۱۶ متن توسط هنرجویان نوشته شد و این آثار در مسابقه نمایشنامه‌نویسی‌ و پنجمین جشنواره تئاتر استان یزد شرکت کردند که در نهایت متن «سبک» توانست مقام دوم استانی را کسب کند. همین موفقیت باعث شد هنرجویان از من بخواهند این متن را به عنوان یک کار کارگاهی با یکدیگر کار کنیم تا بتوانند مسیر تبدیل شدن یک نوشته به یک اثر نمایشی را از مرحله شکل‌گیری متن تا رسیدن به صحنه ببینند و تجربه کنند. بنابراین انتخاب «سبک» علاوه بر ظرفیت‌های خود متن، جنبه آموزشی نیز داشت و قرار بود هنرجویان با فرآیند واقعی تولید یک اثر نمایشی آشنا شوند. 

در مقام کارگردان، هنگام تبدیل متن به اجرا، بیشتر تلاش کردید به وفاداری به نمایشنامه پایبند باشید یا برداشت شخصی خودتان را نیز وارد اثر کردید؟ 

از آنجایی که متن «سبک» سوژه خوبی داشت، به سوژه اصلی کار وفادار بودم، اما در بخش‌هایی برای بهبود متن و رسیدن به شخصیت‌پردازی واقعی‌تر، دخل و تصرف‌هایی انجام دادم. نویسنده با نگاه فمینیستی که در کل کار داشت، متن را نوشته بود، اما من در جایگاه کارگردان تلاش کردم این نگاه را تا حدی تغییر دهم. برای من مهم بود که آدم‌ها در نمایش، مانند دنیای واقعی، شخصیت‌هایی خاکستری داشته باشند و صرفاً در جایگاه شخصیت خوب یا بد قرار نگیرند. به همین دلیل تلاش کردم بحث برتری جنسیتی از اثر برداشته شود و موضوع به سمت مسئله‌ای حرکت کند که بتواند با دغدغه‌های امروز جامعه ما ارتباط بیشتری برقرار کند. 

حضور نزدیک به ۲۰ بازیگر در این نمایش، مدیریت گروه را دشوارتر می‌کند. مهم‌ترین چالش شما در هدایت این گروه چه بود؟ 

بیشتر کارهای نمایشی من در ژانر حماسی و پهلوانی بوده و معمولاً آثارم پر پرسوناژ هستند؛ بنابراین به کار با گروه‌های پر جمعیت عادت داشته و دارم. متن «سبک» نیز در ابتدا، منهای سیاهی‌لشکر، حدود ۱۰ نفر داشت، اما برای کامل‌تر شدن محتوا و تقویت سوژه، تعداد شخصیت‌ها و بازیگران به حدود ۲۰ نفر رسید. خوشبختانه در فرآیند کار با بازیگران با چالش خاصی مواجه نبودم و گروه همکاری خوبی داشت. مهم‌ترین مسئله‌ای که روند تولید را تحت تأثیر قرار داد، شرایط جنگ و تعطیلی‌هایی بود که به وجود آمد و باعث شد نزدیک به چهار ماه کار عقب بیفتد. این وقفه طبیعتاً روند تمرین‌ها و تولید اثر را با دشواری مواجه کرد، اما در نهایت توانستیم مسیر تولید را ادامه دهیم و نمایش را به مرحله اجرای عمومی برسانیم. 

تئاتر یزد امروز را از نظر کیفیت تولیدات و نیروی انسانی در چه جایگاهی نسبت به سال‌های گذشته می‌بینید؟ 

متأسفانه تئاتر استان یزد، همانند بسیاری از کارهای نمایشی در سطح کشور، از نظر کیفیت دچار افت شده و به نظر من سال به سال بی‌محتواتر و سطحی‌ترمی‌شود. هنر مقدس تئاتر در شرایط امروز تا حد زیادی رنگ باخته و بخش‌هایی از تولیدات نمایشی بیشتر به سمت کارهای بی‌محتوا و «باری به هر جهت» برای درآمدزایی حرکت کرده‌اند. این روند باعث شده بخشی از تئاتر به سمت لودگی و لوده‌بازی کشیده شود و این مسئله به نظرم به جایگاه و کیفیت هنر نمایش آسیب می‌زند. تئاتر زمانی می‌تواند جایگاه واقعی خود را حفظ کند که در کنار سرگرمی، اندیشه، محتوا و دغدغه‌های انسانی و اجتماعی نیز در آن وجود داشته باشد. 

به نظر شما بزرگ‌ترین مانع رشد تئاتر یزد، کمبود امکانات است یا نبود یک برنامه‌ریزی فرهنگی منسجم؟ 

متأسفانه هر دو مشکل وجود دارد. وقتی بانی هنر در استان بودجه مکفی نداشته باشد، دستش خالی باشد و نتواند از هنر و هنرمند حمایت کند، طبیعتاً نمی‌توان انتظار داشت که یک برنامه‌ریزی فرهنگی منسجم و بلندمدت نیز شکل بگیرد. از یک سو امکانات و منابع مالی کافی وجود ندارد و از سوی دیگر، همین کمبود منابع دست متولیان فرهنگی را برای برنامه‌ریزی و حمایت مستمر می‌بندد. بنابراین نمی‌توان گفت فقط یکی از این دو عامل مشکل اصلی است؛ هر دو در وضعیت فعلی تئاتر استان تأثیرگذار هستند. 

بسیاری از هنرمندان مستعد شهرستان برای ادامه فعالیت به تهران مهاجرت می‌کنند. این مسئله را چگونه ارزیابی می‌کنید و چه راهکاری برای حفظ سرمایه‌های هنری استان وجود دارد؟ 

ارزیابی من این است که اکثریت هنرمندان شهرستان‌ها به شکل حرفه‌ای کار نمی‌کنند و معمولاً شغلی برای امرار معاش خود دارند. بنابراین، هنر برای بسیاری از آن‌ها شغل اصلی نیست و نمی‌توانند تمام زندگی خود را بر پایه فعالیت هنری بنا کنند. از سوی دیگر، آن اقلیتی که به تهران مهاجرت می‌کنند نیز وقتی مدتی در آنجا فعالیت می‌کنند، متوجه می‌شوند که بسیاری از مشکلات همچنان وجود دارد و به قول معروف، آسمان تهران هم برای آن‌ها رنگ دیگری ندارد. به همین دلیل بخشی از آن‌ها دوباره به استان خود بازمی‌گردند. به نظر من، تنها راهکار حفظ این سرمایه‌های هنری، حمایت از کار هنرمند است. باید شرایطی فراهم شود که هنرمند بتواند از فعالیت هنری خود امورات زندگی‌اش را بگذراند و مجبور نباشد برای تأمین معاش، هنر را کنار بگذارد. 

به نظر شما مخاطب امروز یزد چه انتظاری از تئاتر دارد و آیا تولیدات نمایشی توانسته‌اند با این انتظار همراه شوند؟ 

به اعتقاد من، اکثریت مخاطبان امروز یزد از تئاتر انتظار خاصی ندارند، چون ارتباط عمیقی با تئاتر برقرار نمی‌کنند. بخشی از مخاطبان بیشتر به دنبال نمایش‌هایی هستند که به تعبیر خودشان «خَش» باشد و خنده‌دار باشد و برای چنین نمایش‌هایی نیز حاضرند هزینه کنند. این مسئله نشان می‌دهد که میان بخشی از مخاطبان و تئاتر جدی و اندیشه‌محور فاصله ایجاد شده است. وقتی مخاطب بیشتر به دنبال لوده‌بازی و سرگرمی صرف باشد، طبیعی است که آثار جدی‌تر برای ارتباط برقرار کردن با او مسیر دشوارتری داشته باشند. 

رسانه‌ها چه نقشی در معرفی آثار نمایشی دارند و آیا تاکنون از ظرفیت رسانه‌های استان به‌درستی استفاده شده است؟ 

خوشبختانه رسانه‌ها در یزد برای معرفی آثار خوب عمل کرده‌اند و از ظرفیت رسانه‌های استان به درستی استفاده شده است. رسانه‌ها در معرفی و اطلاع‌رسانی درباره آثار نمایشی حضور داشته‌اند و این بخش را نمی‌توان نادیده گرفت. با این حال، رسانه‌ها نیز نتوانسته‌اند سرمایه اصلی ما تئاتری‌ها، یعنی تماشاگر، را به خوبی فراهم کنند. اینکه چرا چنین اتفاقی رخ داده است، مسئله بسیار پیچیده‌ای است و پاسخ ساده‌ای ندارد. معرفی یک نمایش یک موضوع است و ایجاد ارتباط واقعی میان مخاطب و تئاتر موضوع دیگری است که باید به صورت جدی‌تر مورد توجه قرار گیرد. 

اجرای عمومی چه تفاوتی با حضور در جشنواره‌ها دارد و یک نمایش در مواجهه با مخاطب عام چه آزمونی را پشت سر می‌گذارد؟ 

تفاوت اجرای عمومی و حضور در جشنواره بسیار زیاد است. معمولاً بسیاری از کارهای جشنواره‌ای اصلاً برای اجرای عمومی مناسب نیستند، زیرا مخاطب عمومی از نظر اندیشه و شناخت سبک‌های مختلف نمایشی، شرایط متفاوتی با مخاطب جشنواره دارد و بسیاری از این سبک‌ها را نمی‌شناسد و نمی‌پسندد. در چنین شرایطی، نمایش‌هایی که با استقبال بیشتری مواجه می‌شوند، معمولاً آثاری هستند که جنبه کمدی و سرگرم‌کننده پررنگ‌تری دارند و می‌توانند مخاطب را به خنده وادارند. به همین دلیل نمی‌توان موفقیت یک اثر در جشنواره را الزاماً به معنای موفقیت آن در اجرای عمومی دانست. 

در شرایط اقتصادی امروز، تولید یک اثر نمایشی با چه دشواری‌هایی همراه است و گروه‌های تئاتری چگونه این مسیر را ادامه می‌دهند؟ 

تولید یک اثر نمایشی امروز با دشواری‌های زیادی همراه است و در بسیاری از موارد هیچ کمکی از هیچ ارگانی به گروه‌ها نمی‌شود. اسپانسر نیز دیگر مانند گذشته وجود ندارد و گروه باید از سرمایه‌ای استفاده کند که اساساً در اختیار ندارد. در چنین شرایطی، گروه‌های تئاتری یا اساساً کار نمی‌کنند یا اگر تصمیم به تولید اثر بگیرند، معمولاً تولید آن‌ها با شو و برنامه‌های جانبی همراه می‌شود. وقتی حمایت کافی وجود نداشته باشد و هزینه تولید نیز از توان گروه خارج باشد، ادامه فعالیت حرفه‌ای برای گروه‌های نمایشی بسیار دشوار خواهد شد. 

اگر قرار باشد تنها یک مطالبه از مسئولان فرهنگی استان مطرح کنید، آن مطالبه چیست؟ 

مطالبه من کمک به گروه‌های تئاتر است تا ریشه فقر فرهنگی کنده شود. اگر گروه‌های نمایشی امکان تولید و اجرای آثار باکیفیت را نداشته باشند، نمی‌توان انتظار داشت تئاتر بتواند نقش فرهنگی خود را در جامعه ایفا کند. حمایت از گروه‌ها باید به گونه‌ای باشد که هنرمند احساس کند فعالیت او دیده می‌شود و برای ادامه مسیر، یک پشتوانه حداقلی وجود دارد. بدون چنین حمایتی، تئاتر نمی‌تواند به شکل مستمر و حرفه‌ای به فعالیت خود ادامه دهد. 

به نظر شما حمایت از تئاتر باید بیشتر در حوزه تأمین زیرساخت‌ها باشد یا در بخش حمایت از تولید و اجرای عمومی؟ 

امروزه هر دو مورد لازم است. مدت زیادی است که زیرساخت‌های تئاتر فرسوده شده‌اند و با توجه به رشد جمعیتی که در استان داشته‌ایم، دیگر پاسخگوی نیاز موجود نیستند. از سوی دیگر، حمایت از تولید و اجرای عمومی نیز همیشه مورد نیاز بوده است. بنابراین نمی‌توان گفت فقط باید سالن بسازیم یا فقط باید از تولید حمایت کنیم؛ هر دو موضوع باید همزمان مورد توجه قرار بگیرند. 

آموزش و پرورش نسل جدید بازیگران و کارگردانان را تا چه اندازه در آینده تئاتر یزد مؤثر می‌دانید؟ 

از آنجایی که مربیان اکثراً تحصیلات غیرمرتبط دارند، متأسفانه آموزش در تئاتر استان به لحاظ کمی خیلی مؤثر بوده، اما از لحاظ کیفی نیز در عدم رشد تئاتر نقش داشته است. اگر قرار باشد نسل جدید تئاتر بر اساس آموزش‌های تخصصی و علمی تربیت شود، باید کسانی این آموزش را ارائه کنند که خودشان دانش و تجربه تخصصی لازم را داشته باشند. صرفاً افزایش تعداد کلاس‌ها و هنرجویان نمی‌تواند به معنای رشد کیفی تئاتر باشد. 

اگر امروز یک هنرمند جوان بخواهد فعالیت حرفه‌ای خود را از یزد آغاز کند، چه توصیه‌ای برای او دارید؟ 

اگر منظور از حرفه‌ای این باشد که فرد بخواهد با هنر تئاتر درآمدزایی کند، اصلاً چنین چیزی را توصیه نمی‌کنم. به چنین هنرمند جوانی پیشنهاد می‌کنم ابتدا شغل مناسبی برای خودش دست‌وپا کند و اوقات فراغتش را با هنر تئاتر بگذراند. این همان کاری است که خودم انجام داده‌ام. در شرایط فعلی، وابسته کردن تمام زندگی و معیشت به درآمد تئاتر برای یک هنرمند جوان، تصمیمی پرریسک است و بهتر است ابتدا یک پشتوانه شغلی برای خودش ایجاد کند و در کنار آن، مسیر هنری خود را ادامه دهد. 

با توجه به ظرفیت‌های فرهنگی و تاریخی یزد، چشم‌انداز تئاتر این استان در سال‌های آینده چگونه است و برای رسیدن به جایگاهی ملی چه اقداماتی باید انجام شود؟ 

با روندی که پیش می‌رود، پیش‌بینی خوبی ندارم. هنرمندان باسواد و متعهد معمولاً دست به هر کاری نمی‌زنند و حاضر نیستند برای صرفاً حضور داشتن روی صحنه، هر متنی را اجرا کنند. آن‌ها بیشتر در خانه می‌نشینند، مطالعه می‌کنند و گاهی دور هم جمع می‌شوند و متنی را تجزیه و تحلیل می‌کنند. ممکن است سال‌ها بگذرد تا برای دل خودشان یک کار تئاتر خوب را روی صحنه ببرند و حتی هزینه‌های آن را نیز از جیب خودشان پرداخت کنند. از طرف دیگر، علاقه‌مندانی هم هستند که هیچ‌گونه سواد تئاتری ندارند و نمایش‌هایی را روی صحنه می‌برند که دغدغه اصلی آن‌ها مسائل سطحی و سرگرم‌کننده است.

و سخن آخر؟ 

اگر قرار است تئاتر یزد به جایگاه ملی برسد، باید میان تولید آثار صرفاً سرگرم‌کننده و تولید آثار متکی بر دانش، اندیشه و دغدغه فرهنگی تفاوت قائل شویم. حمایت باید به سمت هنرمندان و گروه‌هایی برود که برای تولید اثر ارزش هنری و فرهنگی قائل هستند و می‌خواهند تئاتر را جدی و مسئولانه دنبال کنند.

 

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز