خبرگزاری کار ایران

یک نوازنده و مدرس موسیقی با ایلنا مطرح کرد؛

باید منتظر کم شدن احساسات در آهنگ‌هایی که در آینده تولید می‌شود، باشیم/ صنعت موسیقی جزو آخرین اولویت‌های هوش مصنوعی در کشور قرار دارد

باید منتظر کم شدن احساسات در آهنگ‌هایی که در آینده تولید می‌شود، باشیم/ صنعت موسیقی جزو آخرین اولویت‌های هوش مصنوعی در کشور قرار دارد

سینا جوکار می‌گوید: هوش مصنوعی به دلیل اینکه بدون خلاقیت انسانی و بر اساس کدهای دستوری و به شکل پارامتری فعالیت می‌کند، نمی‌تواند زیبایی‌های ذهنی یک انسان را خلق کند. در مقابل، در بخش‌هایی مانند میکس، مسترینگ، فضاسازی و چیدمان سازها (به دلیل اینکه این فرآیندها ساختاری پارامتری و قابل تحلیل دارند)، هوش مصنوعی می‌تواند عملکرد بسیار قدرتمندی داشته باشد و حتی در برخی موارد از انسان پیشی گیرد!

به گزارش خبرنگار ایلنا، ورود هوش مصنوعی به عرصه‌های مختلف هنری، به‌ ویژه موسیقی، در سال‌های اخیر پرسش‌های تازه‌ای درباره آینده این هنر، جایگاه هنرمند و نقش فناوری در فرآیند تولید آثار موسیقایی ایجاد کرده است. ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی امروز در بخش‌هایی مانند ساخت وکال، طراحی صدا، تنظیم، میکس، مسترینگ و حتی آموزش موسیقی مورد استفاده قرار می‌گیرند و همین موضوع، بحث درباره فرصت‌ها و تهدیدهای این فناوری را گسترده‌تر کرده است. 

در این میان، یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها این است که آیا هوش مصنوعی می‌تواند جایگزین خلاقیت انسانی شود یا تنها ابزاری برای کمک به هنرمندان خواهد بود؟ همچنین این موضوع مطرح است که مخاطبان تا چه اندازه می‌توانند تفاوت میان یک اثر انسانی و اثری تولیدشده با کمک ماشین را تشخیص دهند. 

با سینا جوکار، آهنگساز، تنظیم‌کننده، مدرس گیتار پاپ، درباره تجربه استفاده از هوش مصنوعی در تولید موسیقی، تأثیر این فناوری بر خلاقیت هنرمندان و آینده موسیقی گفت‌وگو کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید. 

 شما به عنوان یکی از فعالان عرصه موسیقی آیا تا به حال از ابزارهای هوش مصنوعی در تولید موسیقی استفاده کرده‌اید؟ 

بله، از ابزارهای هوش مصنوعی در بخش‌های مختلف تولید موسیقی استفاده کرده‌ام. از جمله در زمینه ساخت «وکال» و «بک‌ وکال» و همچنین در طراحی فضاها و به اصطلاح اتمسفرهای یک آهنگ از این فناوری بهره گرفته‌ام. علاوه بر این، در حوزه آموزش موسیقی نیز از ظرفیت‌های هوش مصنوعی برای تولید مطالب آموزشی به‌روز و طراحی متدهای جدید آموزشی استفاده کرده‌ام. 

بسیاری از کارشناسان و هنرمندان هوش مصنوعی را تیغی دو لبه می‌دانند. این پدیده را چقدر بر خلاقیت هنرمندان عرصه‌های مختلف و نسل جوان موثر می‌دانید. 

به طور کلی، با به روز شدن سیستم‌های آموزشی و همچنین رشد فناوری در صنایع مختلف، چالش‌های تازه‌ای برای ایجاد خلاقیت به وجود می‌آید. هوش مصنوعی نیز یکی از همین فناوری‌هایی است که ورود آن به حوزه هنر، نگاه‌های متفاوتی را ایجاد کرده است. از آنجا که چنین ابزارهایی تا امروز برای بسیاری از هنرمندان ناشناخته بوده‌اند و هنرمند بدون تجربه قبلی با این موضوع مواجه شده، طبیعی است که واکنش‌های متفاوتی شکل بگیرد. یک هنرمند ممکن است با استفاده از این ابزارها بتواند خلاقیت‌های جدیدی ایجاد کند و به مسیرهای تازه‌ای در تولید اثر برسد؛ در مقابل هنرمندی دیگر ممکن است در مواجهه با این فناوری، نسبت به توانایی‌ها و خلاقیت‌های شخصی خود دچار تردید یا ناامیدی شود. 

 آیا استفاده از هوش مصنوعی باعث کاهش کیفیت موسیقی می‌شود یا بالعکس؟ در زمینه آموزش چه؟ 

نمی‌توان با قطعیت به این سؤال پاسخ داد، زیرا این موضوع به جایگاه استفاده از هوش مصنوعی در فرآیند تولید موسیقی بستگی دارد. اگر منظور، سواد ساخت یک قطعه موسیقی و فرآیند آهنگسازی باشد، هوش مصنوعی به دلیل اینکه بدون خلاقیت انسانی و بر اساس کدهای دستوری و به شکل پارامتری فعالیت می‌کند، نمی‌تواند زیبایی‌های ذهنی یک انسان را خلق کند. در مقابل، در بخش‌هایی مانند میکس، مسترینگ، فضاسازی و چیدمان سازها (به دلیل اینکه این فرآیندها ساختاری پارامتری و قابل تحلیل دارند)، هوش مصنوعی می‌تواند عملکرد بسیار قدرتمندی داشته باشد و حتی در برخی موارد از انسان پیشی گیرد! در زمینه آموزش نیز شخصاً معتقدم رفتار یک مدرس حرفه‌ای باید با هر هنرجو، بر اساس ویژگی‌های شخصیتی و شرایط فردی او متفاوت باشد. در این زمینه نیز، به دلیل همین تفاوت‌های انسانی، هوش مصنوعی نمی‌تواند جایگزین نوآوری و درک یک مدرس حرفه‌ای شود. 

طی چند ماه و یکی، دو سال گذشته آثار متعددی منتشر شده که مبنای تولید آن‌ها هوش مصنوعی بوده؛ با توجه به این کثرت، تفاوت موسیقی تولیدشده توسط انسان و ماشین را چگونه تعریف می‌کنید؟ 

بگذارید سوالتان را با ذکر مثالی پاسخ دهم. برای مثال می‌توان یک غذای معمولی که در یک رستوران سرو می‌شود را با یک غذای لذیذ که در خانه و توسط یک فرد با دقت و علاقه تهیه شده، مقایسه کرد. ممکن است هرکدام از این دو مورد، مطابق با سلیقه شخصی افراد مختلف باشد؛ اما به طور کلی، جامعه اثری را بیشتر می‌پسندد که در جزئیات آن دقت بیشتری وجود داشته باشد و روح هنر در آن دمیده شده باشد. در موسیقی نیز شرایط به همین شکل است. ممکن است یک اثر تولید شده توسط ماشین از نظر فنی دقیق و منظم باشد، اما چیزی که یک اثر انسانی را متمایز می‌کند، توجه به جزئیات، تجربه، نگاه شخصی و حسی است که هنرمند در فرآیند خلق اثر وارد می‌کند. 

آیا مخاطبان می‌توانند تفاوت میان موسیقی انسانی و ماشینی را تشخیص دهند؟ بر سر این موضوع نیز چالش‌هایی وجود دارد. 

متأسفانه با توجه به اینکه در کشور ما آموزش‌های آکادمیک موسیقی و روش‌های ساخت یک آهنگ برای بسیاری از مخاطبان ناشناخته است، درصد زیادی از مخاطبان موسیقی در ایران ممکن است نتوانند این تفاوت را به شکل تکنیکال تشخیص دهند. بخش زیادی از مخاطبان، بیشتر با نتیجه نهایی یک اثر مواجه هستند و کمتر با فرآیند ساخت، تنظیم، آهنگسازی و جزئیات فنی تولید موسیقی آشنایی دارند. به همین دلیل، تشخیص تفاوت میان موسیقی انسانی و ماشینی در شرایط فعلی برای بسیاری از افراد آسان نیست. با این حال، با گذشت زمان و تکرار شنیدن یک قطعه برای مخاطب، می‌توان احتمال تشخیص این تفاوت را بیشتر دانست؛ زیرا گوش انسان در طول زمان تربیت می‌شود و توانایی درک جزئیات بیشتری را پیدا می‌کند. 

با توجه به اینکه بهره گیری از هوش مصنوعی را در بخش‌های سخت افزاری و فنی مانند تنظیم و میکس موثر می‌دانید، آیا این پدیده می‌تواند جایگزین آهنگسازان و تنظیم‌کنندگان شود؟ 

در تعریف اولیه، موسیقی هنری برای بیان احساسات است؛ بنابراین، مسئله اصلی در اینجا تنها ساخت یک ملودی یا کنار هم قرار دادن صداها نیست؛ بلکه توانایی انتقال احساس و تجربه انسانی اهمیت دارد. از هوش مصنوعی که احساسات را به شکل یک کد و عدد تحلیل می‌کند، نمی‌توان انتظار داشت که بتواند احساسات را در سطح بالایی مانند یک انسان ابراز کند. انسان به دلیل داشتن تجربه، خاطره، احساس و قدرت انتخاب، توانایی خلق اثری را دارد که ریشه در زندگی و درک شخصی او دارد. احساس و قدرت انتخاب رفتاری، یکی از ابزارهای قدرت انسان و یکی از ویژگی‌های برتر او نسبت به تمام موجودات است. به همین دلیل، بعید می‌دانم روزی برسد که یک هوش مصنوعی یا یک فناوری بتواند جایگزین کامل احساسات یک انسان شود. 

آیا هوش مصنوعی می‌تواند در حوزه آموزش موثر و مفید واقع شود؟ منظور از موثر این است که به این واسطه سطح کیفی آموزش را بالا ببریم. 

بله، به طور قطع می‌توان گفت که امروزه انسان‌ها ترجیح می‌دهند مسیرهای کوتاه‌تر و سریع‌تری برای یادگیری و حتی دریافت خدمات داشته باشند. به همین دلیل، هوش مصنوعی می‌تواند در حوزه آموزش نیز تأثیرگذاری زیادی داشته باشد. این فناوری می‌تواند دسترسی به منابع آموزشی را آسان‌تر کند و در بخش‌هایی از فرآیند یادگیری نقش کمک‌کننده داشته باشد، اما همچنان تأکید می‌کنم که نتیجه کار یک مدرس خلاق و حرفه‌ای، با توجه به روحیات مختلف هنرجویان، می‌تواند به مراتب تأثیرگذارتر باشد. یک مدرس حرفه‌ای فقط انتقال دهنده اطلاعات نیست، بلکه باید بتواند ویژگی‌های شخصیتی، توانایی‌ها و نیازهای هر هنرجو را درک کند و روش آموزشی خود را بر اساس آن تغییر دهد. با این حال، ترکیب توانایی‌های یک مدرس حرفه‌ای و خلاق با امکانات هوش مصنوعی می‌تواند نتایج بسیار ارزشمندی ایجاد کند و حتی به یک اتفاق تحول‌آفرین در آموزش موسیقی تبدیل شود. 

به هرحال باید بپذیریم که هوش مصنوعی می‌تواند مشاغل هنری را مورد تهدید قرار دهد. 

هوش مصنوعی می‌تواند بر برخی مشاغل هنری تأثیرگذار باشد. در صنایع هنری دیگر مانند فیلم‌سازی و هنر تصویرسازی، این فناوری بدون شک می‌تواند جایگزین بسیاری از فعالیت‌ها و افراد شود. در حوزه موسیقی نیز همینطور است و برخی مشاغل جانبی این عرصه می‌توانند تحت تأثیر قرار بگیرند؛ از جمله طراحی سازها، فعالیت‌های گرافیکی مرتبط با ساخت کاور موسیقی و همچنین تولید برخی متن‌های آموزشی. البته این موضوع به معنای حذف کامل انسان از عرصه هنر نیست؛ بلکه می‌تواند باعث تغییر شکل برخی فعالیت‌ها و ایجاد نیاز به مهارت‌های جدید شود. همان‌طور که بسیاری از فناوری‌های گذشته شیوه فعالیت هنرمندان را تغییر داده‌اند، هوش مصنوعی نیز احتمالاً ساختار برخی مشاغل هنری را دگرگون خواهد کرد. 

با توجه به تولیداتی که تا امروز وجود داشته، چه نوع موسیقی‌هایی بیشتر با هوش مصنوعی تولید می‌شوند؟ 

به نظر من، در حال حاضر سبک‌هایی مانند «EDM» یا همان «Electronic Dance Music» و به طور کلی موسیقی الکترونیک، بیشترین ظرفیت را برای تولید با استفاده از هوش مصنوعی دارند.

دلیلش چیست؟ 

دلیلش به ساختار این نوع موسیقی بازمی‌گردد؛ زیرا صداها در موسیقی الکترونیک قابلیت طراحی و پردازش بیشتری دارند و هارمونی‌های آن نیز معمولاً ساده‌تر و هم‌خوان‌تر هستند. به همین دلیل، هوش مصنوعی می‌تواند راحت‌تر در این حوزه وارد شود و نتایج قابل قبول‌تری ارائه دهد. 

آیا هوش مصنوعی در صورت موفقیت و اقبال و محبوبیت، می‌تواند احساسات انسانی را در موسیقی بازسازی کند؟ 

خیر. انسان می‌تواند به اتفاقات احساسی بی‌شماری واکنش نشان دهد؛ اما هوش مصنوعی تنها تا جایی که برای آن تعریف و برنامه‌ریزی شده باشد، می‌تواند پاسخ ارائه دهد. طبیعتاً این دریای تمام نشدنی از احساسات انسانی، چیزی نیست که بتوان آن را به طور کامل در هوش مصنوعی مشاهده کرد. انسان بر اساس تجربه‌های شخصی، خاطرات، اتفاقات زندگی و شرایط روحی خود واکنش نشان می‌دهد و همین موضوع باعث می‌شود احساس در هنر انسانی جایگاه ویژه‌ای داشته باشد. هوش مصنوعی می‌تواند احساسات را تحلیل یا بازسازی ظاهری کند؛ اما تجربه واقعی احساس و انتقال آن در سطح عمیق، همچنان ویژگی منحصر به فرد انسان باقی می‌ماند. 

آیا در ایران زیر ساخت‌های لازم برای تولید موسیقی با هوش مصنوعی وجود دارد؟ 

در حال حاضر، نمونه‌های خارجی در حوزه هوش مصنوعی پاسخ‌دهی و عملکرد بهتری دارند و ابزارهایی که در خارج از کشور توسعه پیدا کرده‌اند، امکانات گسترده‌تری را در اختیار کاربران قرار می‌دهند. 

مسئولان را چقدر دغدغه‌مند می‌بینید؟ 

به شخصه، ابزارهای تولید موسیقی با هوش مصنوعی را در اولویت مسئولان حوزه هوش مصنوعی در ایران نمی‌بینم و متأسفانه صنعت موسیقی جزو آخرین اولویت‌های هوش مصنوعی در کشور قرار دارد. در حالی که موسیقی نیز مانند بسیاری از حوزه‌های دیگر می‌تواند از ظرفیت‌های این فناوری استفاده کند، برای توسعه این بخش نیازمند توجه بیشتر، ایجاد زیرساخت‌های مناسب و سرمایه‌گذاری در زمینه پژوهش و تولید ابزارهای تخصصی هستیم. 

چه تجربه‌ای از همکاری با ابزارهای هوشمند در تولید موسیقی داشته‌اید؟ 

همانطور که در ابتدا اشاره کردم یکی از تجربه‌های من در استفاده از ابزارهای هوشمند، ساخت «بک‌ وکال» با صدای خواننده‌هایی با جنس‌های متفاوت بوده است. این امکان می‌تواند برای بررسی ایده‌های مختلف صوتی و تجربه کردن رنگ‌های متفاوت صدا مورد استفاده قرار گیرد. همچنین در زمینه طراحی صدا و ادوات سازها نیز از این ابزارها استفاده کرده‌ام. هوش مصنوعی در این بخش می‌تواند به هنرمند کمک کند تا ایده‌های مختلف را سریع‌تر بررسی کند و مسیرهای تازه‌ای برای طراحی صوتی پیدا کند. 

اگر بخواهید یک جمله الهام‌بخش درباره رابطه انسان و ماشین در هنر بگویید، چیست؟ 

تقابل یک نسل احساسی با معادلات پارامتری و عددی، یک برنده دارد و آن هم ذات خلاقیت انسان است. با وجود تمام پیشرفت‌های فناوری، هنر همچنان از درون انسان، تجربه‌های او و احساساتی که در زندگی به دست می‌آورد شکل می‌گیرد. ماشین می‌تواند ابزار قدرتمندی برای کمک به هنرمند باشد، اما سرچشمه اصلی خلاقیت و آفرینش هنری همچنان در وجود انسان قرار دارد. 

آینده را چگونه می‌بینید؟ 

به نظر من، یکی از اتفاق‌هایی که ممکن است در آینده رخ دهد، کم شدن احساسات در آهنگ‌هاست. در مقابل، رقابتی میان احساسات و تکنولوژی شکل خواهد گرفت؛ رقابتی میان توانایی‌های انسانی و امکانات روزافزون ماشین. با این حال، آینده موسیقی را نمی‌توان با درصد اطمینان بالایی پیش‌بینی کرد. حضور هوش مصنوعی، مسیر تازه‌ای را پیش روی این هنر قرار داده و مشخص نیست در نهایت این فناوری تا چه اندازه بتواند فرآیند تولید موسیقی را تغییر دهد. آنچه مسلم است، این است که رابطه میان انسان و تکنولوژی در آینده موسیقی اهمیت زیادی دارد و نحوه استفاده هنرمندان از این ابزارها، نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری این آینده خواهد داشت.

و سخن پایانی؟ 

امیدوارم آموزش‌های آینده در حوزه موسیقی باعث رشد استعداد شنیداری مخاطبان شود و سطح شناخت جامعه نسبت به فرآیند تولید یک اثر موسیقایی افزایش پیدا کند. 

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز