خبرگزاری کار ایران

کشف یکی از کهن ترین آیین های آتش سپاری در دل آفریقا

کشف یکی از کهن ترین آیین های آتش سپاری در دل آفریقا

حدود ده هزار سال پیش، در پای صخره ای در مالاوی آفریقا شعله‌های آتش سهمگینی خاکستری از خود بجا گذاشتند که رازی عجیب را برای هزاران سال در خود نگه داشتند. اخیرا، تیمی از باستان‌شناسان و انسان‌شناسان و کاوشگران از موزه تاریخ طبیعی کلیولند، دانشگاه ییل، دانشگاه اوکلاهاما پرده از راز این آتش باستانی برداشته‌اند و نتیجه‌ی پژوهش خود را در ژانویه 2026 در مجله ساینس که یکی از معتبرترین نشریات علمی جهان است، منتشر کرده‌اند.

‌به گزارش ایلنا، آیین آتش‌سپاری در آفریقا، کشفی‌ست که قدیمی‌ترین مدرک قطعیِ «سوزاندن عمدی و کامل» پیکر انسان در قاره‌ی آفریقا به شمار می‌رود و از این نظر، کهن‌ترین نمونه‌ی شناخته‌شده‌ی سوزاندن جسد یک انسان روی کومه‌ای از هیزم در سراسر جهان محسوب می‌شود. کاوش این گروه پژوهشگر طی سالهای 2016 تا 2019 انجام شد.

آنچه در ابتدا تنها ردّی از خاکستر به نظر می‌رسید، با پیشروی کاوشگران در عمق نیم‌متریِ زیر سقفِ یک تخته‌سنگ عظیم در محوطه‌ی باستانی «هورا» در شمال کشور مالاوی، به دیواره‌ای سخت و ضخیم از مواد سوخته تبدیل شد؛ تا اینکه ناگهان، نوک کمچه یکی از باستان‌شناسان به تکه‌استخوان کوچکی برخورد کرد که انتهای شکسته‌ی استخوان بازو یک انسانِ کهن را با خود داشت. استخوانی که بر اثر حرارتی طاقت‌فرسا ترک‌خورده و سیاه شده بود، نخستین سرنخ را برای حل معمایی بزرگ در اختیار آنان قرار داد. بررسی‌های دقیق با روش‌های زیست‌باستان‌شناسی و پزشکی قانونی نشان داد که تمام قطعات استخوانیِ به‌جا مانده از این آتشِ عظیم، متعلق به یک فرد بالغ و میانسال است؛ زنی کوتاه‌قامت که در دوران زندگی خود، فعالیت بدنی شدیدی داشته و رد پای یک عفونت کهنه‌ی استخوانی نیز در بازویش دیده می‌شود. شگفتیِ ماجرا اما به همین جا ختم نشد؛ بررسی ریزترک‌ها و تغییرات رنگِ ناشی از حرارت، نشان داد که پیکر این زن در حالی که هنوز گوشت بر استخوان داشته، درون آتشی با دمای دست‌کم پانصد و چهل درجه‌ی سانتی‌گراد قرار گرفته است.

شگفت‌آورتر از آن، بریدگی‌های ریز و ظریفی بود که زیر میکروسکوپ بر روی استخوان‌های ساعد و محل اتصال ماهیچه‌های پا دیده می‌شد؛ گواهی که نشان می‌دهد شرکت‌کنندگان در این آیین کهن، با ابزارهای سنگیِ تیز، روند سوختن را تسریع می‌کرده‌اند و گوشت را از استخوان جدا می‌ساخته‌اند تا آتش بتواند کار خود را کامل کند. در میان لایه‌های خاکستر، همچنین ده‌ها تکه‌ ابزار سنگی نوک‌تیز یافت شد که گویا درست در همان لحظاتِ برپایی آتش تراشیده شده و بر روی شعله‌ها انداخته شده‌اند. اما شاید غریب‌ترین بخش این واقعه، نبود بقایای جمجمه یا دندان‌های این زن باشد؛ در حالی که این بخش‌های استخوانی معمولاً در برابر حرارت مقاومت بیشتری نشان می‌دهند و در کاوش‌های مشابه بهتر حفظ می‌شوند. محققان بر این گمان‌اند که سر این زن، پیش از آغازِ سوزاندن یا در میانه‌های آن، بنا بر باوری آیینی، از تن جدا شده باشد و مراسم بدون آن به انجام رسیده است.

تاریخ‌سنجی با استفاده از کربن، قدمت این رویداد را حدود ۹۵۰۰ سال پیش تأیید کرد و مشخص ساخت که برخلاف تصور اولیه، این خاکسترِ انبوه حاصل یک آتش‌سوزیِ مقطعی نیست، بلکه مجموعه‌ای از چندین رویداد سوزاندن است که طی چند صد سال، بارها و بارها درست بر روی همان نقطه تکرار شده‌اند. قدیمی‌ترین این آتش‌سوزی‌ها به حدود ده هزار و دویست و چهل سال پیش بازمی‌گردد و پس از چند صد سال، کومه‌ی هیزم اصلی برای سوزاندن این زنِ میانسال برپا شده و سپس تا سال‌ها بعد، باز هم آتشی تازه بر روی همان محل افروخته شده است. این تداومِ عجیب استفاده از مکانی خاص، نشان‌دهنده‌ی اهمیت ژرف این مکان در حافظه‌ی جمعی آن گروه از شکارچیانِ دوره‌ی سنگ است، چراکه برپایی یک کومه‌ی آتشِ روباز برای سوزاندن کامل یک پیکر، نیازمند ساعتها و حتی روزها مراقبت و انبوهی عظیم از هیزم است و بوی دود و شعله‌های آن از دید و دوردست‌ها پنهان نمی‌ماند و قاعدتاً یک رویدادِ خصوصی نبوده، بلکه تمامی اعضای قبیله را درگیر می‌کرده است.

باستان‌شناسان با شگفتی دریافتند که در همان محوطه، پیش‌تر و پس‌تر از این رویداد، اجساد افراد دیگری به خاک سپرده شده‌اند، اما هرگز چنین تشریفات سخت و پیچیده‌ای برای آنان به کار نرفته است؛ این موضوع بیانگر آن است که در میان اعضای این گروه، منزلت و جایگاه اجتماعی با یکدیگر تفاوت داشته و رفتار با مردگان نیز یکسان نبوده است.

برای سالیانِ طولانی، باورِ رایج بر این بود که جوامع شکارچی-گردآورنده‌ی آفریقا به چنین آیین‌های باشکوهی دست نمی‌زنند و سوزاندن پیکر، عمدتا با جوامع کشاورز و یکجانشینِ دوران‌های بعد مرتبط دانسته می‌شد، حال آنکه این کشفِ تازه، نه تنها زمانِ شناخته‌شده‌ی سوزاندنِ کاملِ اجساد در آفریقا را به شکلی چشمگیر به عقب راند، بلکه تصور  کلی  دانشمندان از توانایی‌های نمادین و آیینیِ شکارچیانِ باستان را دگرگون کرد. با این حال، کاوشگران همچنان با پرسش‌های حل‌نشده‌ی بسیاری دست به گریبان‌اند؛ چه چیزی باعث شد که این زنِ ویژه، چنین آیینِ بی‌نظیری را به خود ببیند؟

 آیا او یک رییس، یک شفاگر، یا شاید یک فردِ بیگانه و اسیر بود که مرگِ او چنین واکنشی برانگیخت؟ آیا جداسازیِ سر، نماد جدایی  روح از تن بود یا پاسخی به یک باورِ ماورایی خاص درباره‌ی جهانِ پس از مرگ؟ محققان امیدوارند با ادامه‌ی کاوش‌ها در منطقه و تجزیه و تحلیلِ دقیق‌تر لایه‌های خاکستر، به سرنخ‌های بیشتری برای رمزگشایی از این راز  نه‌هزار و پانصدساله دست یابند. آنچه مسلم است.

گردآوری و ترجمه: عاطفه یونسی، دانش آموخته باستان شناسی

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز