گفتگو با دبیر نشست هوشمندسازی زیرساختهای فناورانه حوزه بینالملل دانشگاهها؛
به دنبال برنامهریزی برای آینده زیرساختهای هوشمند آموزش عالی و بینالملل در کشور و جهان اسلام هستیم/ تسهیل تعاملات علمی میان دانشگاهها و دانشجویان کشورهای اسلامی در دستور کار است
نشست ملی توسعه و هوشمندسازی زیرساختهای فناورانه حوزه بینالملل دانشگاهها؛ روز چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۵ با حضور جمعی از مسئولین، مدیران و فعالان حوزه آموزش عالی، همکاریهای بینالمللی و فناوری کشور در دانشگاه صنعتی امیرکبیر برگزار خواهد شد. درباره جزییات این نشست و آینده هوش مصنوعی در فرآیند علمی دانشگاهها با دبیر این نشست گفتگو کردهایم.
به گزارش خبرنگار ایلنا، دبیر «نشست ملی توسعه و هوشمندسازی زیرساختهای فناورانه حوزه بینالملل دانشگاهها» و مدیرعامل مؤسسه دانشبنیان موج تفکر دانشگستر، از فعالان حوزه فناوریهای هوشمند آموزشی و زیرساختهای بینالمللی آموزش عالی است. وی در سالهای اخیر در حوزه توسعه سامانههای هوشمند آموزش، ارزیابی، تعاملات بینالمللی و فناوریهای مبتنی بر هوش مصنوعی فعالیت داشته است. با او درباره جزییات نشست ملی توسعه و هوشمندسازی زیرساختهای فناورانه حوزه بینالملل دانشگاهها گفتگو کردهایم که در پی میآید.
این روزها بسیاری از مجموعهها از «هوشمندسازی» صحبت میکنند. به نظر شما اساساً هوشمندسازی چه تفاوتی با مکانیزهسازی دارد و این موضوع چه اهمیتی برای توسعه همکاریهای علمی جهان اسلام دارد؟
فکر میکنم امروز یکی از نیازهای جدی کشور، حرکت به سمت ایجاد زیرساختهای هوشمند، مستقل و تحلیلمحور در حوزه آموزش، ارتباطات علمی و تعاملات دانشگاهی است. اگر بخواهیم همکاریهای علمی، تبادل دانشجو، آموزش زبان و ارتباطات دانشگاهی میان کشورهای مختلف در مقیاس گسترده و پایدار توسعه پیدا کند، دیگر نمیتوان صرفاً با مدلهای سنتی یا سامانههای جزیرهای پیش رفت. در همین مسیر، یکی از مهمترین موضوعاتی که باید درباره آن شفاف صحبت کنیم، تفاوت میان «مکانیزهسازی» و «هوشمندسازی» است. در سالهای اخیر، بسیاری از سازمانها، دانشگاهها و مراکز آموزشی به سمت دیجیتالسازی فرآیندهای خود حرکت کردهاند و این اتفاق ارزشمندی است؛ اما باید توجه داشت که مکانیزهسازی لزوماً به معنای هوشمندسازی نیست. اینکه ما یک سایت، پرتال یا سامانه ثبتنام ایجاد کنیم، در واقع بخشی از فرآیندها را مکانیزه کردهایم؛ یعنی اجرای کارها را از حالت دستی خارج کردهایم. اما هوشمندسازی یک مرحله جلوتر است. در هوشمندسازی، سیستم باید بتواند تحلیل انجام دهد، الگوها را شناسایی کند، به مدیران قدرت مضاعف تصمیمسازی بدهد و فرآیندها را بهصورت پویا بهینه کند. بهعبارت دیگر، مکانیزهسازی صرفاً «اجرای دیجیتال فرآیند» است، اما هوشمندسازی یعنی افزودن قوه تحلیل، یادگیری و تصمیمسازی به آن فرآیندها. امروز در دنیا نیز معماریهای مختلفی برای توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی وجود دارد. بخشی از مجموعهها از مدلهای مبتنی بر API استفاده میکنند که سریع و ساده است اما وابستگی بالایی به سرویسهای خارجی دارد. در کنار آن، مدلهایی مانند زیرساختهای اختصاصی هوش مصنوعی (Private / Self-Hosted AI Infrastructure)، معماریهای ترکیبی (Hybrid AI Architecture)، مدلهای تخصصیسازیشده (Domain-Specific / Fine-Tuned AI) و سیستمهای عاملمحور (Agentic AI Systems) نیز وجود دارند که امکان توسعه پایدارتر و مستقلتر زیرساختها را فراهم میکنند. واقعیت این است که ما باید از مرحله «دیجیتالسازی صرف» عبور کنیم و به سمت ایجاد زیرساختهای هوشمند، تحلیلمحور و تصمیمساز حرکت کنیم؛ زیرساختهایی که بتوانند آینده آموزش عالی، تعاملات علمی جهان اسلام و فرآیندهای اجرایی را متحول کنند.
شما به مدلهای مختلف معماری هوش مصنوعی اشاره کردید. با توجه به شرایط امروز، به نظر شما چه مدلی برای توسعه زیرساختهای هوشمند در کشور مناسبتر است؟
واقعیت این است که امروز دیگر نمیتوان با نگاه صرفاً مصرفکنندهمحور به هوش مصنوعی نگاه کرد. کشور ما، بهویژه در دوره بازسازی و توسعه زیرساختهای پساجنگ، نیاز دارد به سمت معماریهایی حرکت کند که علاوه بر هوشمندی، از پایداری، امنیت و استقلال زیرساختی نیز برخوردار باشند. مدلهای مبتنی بر API (API-Based AI) اگرچه سرعت توسعه بالایی دارند و در بسیاری از موارد بسیار کاربردی هستند، اما وابستگی جدیتری به سرویسهای خارجی ایجاد میکنند و طبیعتاً هرگونه محدودیت، اختلال یا تصمیم بیرونی میتواند بر پایداری خدمات اثر بگذارد. به همین دلیل، ما معتقدیم آینده هوشمندسازی کشور نباید صرفاً بر یک مدل وابسته باشد. در چهار معماری دیگر یعنی زیرساختهای اختصاصی هوش مصنوعی، معماریهای ترکیبی، مدلهای تخصصیسازیشده و سیستمهای عاملمحور، این امکان وجود دارد که بخش قابل توجهی از زیرساختهای هوشمند بهصورت بومی، امن و پایدار توسعه پیدا کنند. این موضوع فقط یک بحث فنی نیست؛ بلکه یک نگاه راهبردی به آینده آموزش عالی، ارتباطات علمی و زیرساختهای دانشی کشور است. اگر امروز به سمت توسعه معماریهای هوشمند بومی و تابآور حرکت نکنیم، ممکن است در آینده بخش مهمی از زیرساختهای آموزشی و علمی ما وابسته به تصمیمها و زیرساختهای خارج از کشور باقی بماند. هدف ما قطع ارتباط با فناوریهای جهانی نیست؛ بلکه تلاش میکنیم در کنار استفاده هوشمندانه از ظرفیتهای بینالمللی، زیرساختهایی ایجاد کنیم که بتوانند بهصورت پایدار، امن و مستقل، خدمات آموزشی، علمی و بینالمللی کشور و جهان اسلام را پشتیبانی کنند.
به نظر میرسد در طراحی این زیرساختها، نگاه شما صرفاً فناورانه نبوده و به فرآیندها نیز توجه ویژهای داشتهاید. این رویکرد چگونه شکل گرفت؟
دقیقاً همینطور است. ما معتقدیم هوشمندسازی، قبل از آنکه یک مسئله صرفاً فناورانه باشد، یک مسئله فرآیندی و مدیریتی است. اگر فرآیندها بهدرستی شناسایی نشوند، حتی پیشرفتهترین فناوریها هم نمیتوانند تحول واقعی ایجاد کنند. به همین دلیل، در طراحی بسیاری از زیرساختها، ابتدا تلاش کردیم فرآیندهای واقعی حوزه آموزش عالی، ارتباطات بینالمللی، جذب دانشجویان خارجی، پاسخگویی، ارزیابی آموزشی و تعاملات دانشگاهی را شناسایی و تحلیل کنیم. در این مسیر، از برخی استانداردها و چارچوبهای بینالمللی مانند ISO ۲۱۰۰۱ و ISO ۹۰۰۱ نیز استفاده کردیم؛ چرا که این استانداردها نگاه فرآیندمحور به مدیریت و کیفیت را تقویت میکنند. منطق طراحی ما این بود که ابتدا فرآیندها را شفاف و مکانیزه کنیم و سپس به آنها لایه تحلیل، یادگیری و تصمیمسازی اضافه نماییم. در واقع، زمانی که یک سیستم بتواند رفتارها، دادهها و الگوها را تحلیل کند، آنوقت از یک سامانه صرفاً اجرایی فاصله میگیرد و به یک زیرساخت هوشمند تبدیل میشود. ما معتقدیم آینده آموزش عالی و تعاملات علمی جهان اسلام، متعلق به سیستمهایی است که بتوانند علاوه بر اجرا، تحلیل کنند، یاد بگیرند و به مدیران برای تصمیمگیری دقیقتر کمک نمایند.
این نوع هوشمندسازی در عمل چه تغییری در ساختار دانشگاهها و مجموعههای آموزشی ایجاد میکند؟
یکی از مهمترین نکات این است که هدف هوشمندسازی، حذف نیروی انسانی نیست؛ بلکه تخصصیتر کردن نقش نیروی انسانی است. امروز بخش زیادی از زمان کارشناسان و مدیران صرف فرآیندهای تکراری، پیگیریهای اجرایی، مکاتبات و کارهای روزمره میشود. وقتی این فرآیندها مکانیزه و هوشمند شوند، نیروی انسانی میتواند بهجای درگیر شدن با امور تکراری، روی تحلیل، توسعه ارتباطات، سیاستگذاری و تصمیمهای راهبردی متمرکز شود. برای مثال، در حوزه همکاریهای بینالمللی دانشگاهها، بخش قابل توجهی از زمان صرف پیگیری ارتباطات، ارسال اطلاعات، پاسخگویی و مدیریت فرآیندهای اجرایی میشود. اما زمانی که یک زیرساخت هوشمند شکل بگیرد، بسیاری از این فرآیندها بهصورت منظم و خودکار مدیریت میشوند و در کنار آن، سیستم میتواند تحلیلهایی ارائه دهد که اساساً چرا باید با یک مجموعه همکاری صورت بگیرد، اولویتها چه هستند و کدام مسیرها اثربخشی بیشتری دارند. در این شرایط، مدیران نیز بهجای تصمیمگیری مبتنی بر حدس و تجربه محدود، میتوانند بر اساس داده، تحلیل و شناخت دقیقتر تصمیمسازی کنند. به همین دلیل، ما معتقدیم هوشمندسازی واقعی فقط سرعت ایجاد نمیکند؛ بلکه کیفیت تصمیمگیری، کیفیت مدیریت و حتی کیفیت تعاملات علمی میان کشورهای اسلامی را نیز متحول میکند.
شما بهعنوان دبیر نشست، اشاره کردید که در این برنامه بخشی از فناوریها و زیرساختهای هوشمند توسعهیافته در حوزه آموزش عالی و بینالملل نیز معرفی خواهند شد. در این مسیر، مجموعه دانش¬بنیان دانشگستر چه تجربهها و زیرساختهایی را توسعه داده است؟
مجموعه دانشگستر تلاش کرده است تا بهجای توسعه ابزارهای پراکنده، یک اکوسیستم نسبتاً منسجم از زیرساختهای هوشمند حوزه آموزش عالی و بینالملل ایجاد کند؛ زیرساختهایی که هرکدام بخشی از یک نیاز واقعی دانشگاهها و مجموعههای آموزشی را پاسخ میدهند. در حوزه مدیریت همکاریهای بینالمللی، زیرساخت DaneshGate را توسعه داده است که به دانشگاهها کمک میکند فرآیندهای ارتباطات و تعاملات بینالمللی خود را بهصورت هوشمندتر و یکپارچهتر مدیریت کنند. در حوزه جذب و هدایت دانشجویان بینالمللی نیز زیرساخت DaneshGo طراحی شده که بهعنوان یک لایه مکمل و پیشینی، فرآیند معرفی، ارتباط، هدایت و آمادهسازی دانشجویان خارجی را تسهیل میکند. این زیرساخت جایگزین سامانههای رسمی پذیرش، مانند سامانه ادب که سازمان دانشجویان وزارت عتف طراحی کرده است نیست، بلکه میتواند به دانشگاهها و سامانههای ملی کمک کند تا فرآیندهای بینالمللی خود را هدفمندتر و هوشمندتر پیش ببرند. یکی از اهداف جدی ما در این بخش، تسهیل تعاملات علمی میان دانشگاهها و دانشجویان کشورهای اسلامی است؛ چرا که معتقدیم فناوریهای هوشمند میتوانند فاصلههای علمی و ارتباطی جهان اسلام را کاهش دهند. در حوزه آموزش زبان فارسی، پلتفرم ParsiGO را توسعه یافته است که امروز تجربه اجرایی آموزش هزاران زبانآموز بینالمللی را پشت سر گذاشته و تلاش میکند آموزش زبان فارسی را بهسمت مدلهای هوشمند، مقیاسپذیر و تعاملی سوق دهد. به اعتقاد بنده، زبان فارسی تنها یک زبان آموزشی نیست؛ بلکه بخشی از میراث علمی و فرهنگی جهان اسلام است و توسعه زیرساختهای هوشمند آموزش فارسی میتواند به گسترش تعاملات فرهنگی و علمی میان ملتهای اسلامی کمک کند. در حوزه ارزیابی آموزشی نیز سامانه PARS توسعه داده شده که زیرساختی برای آزمونها، ارزیابیهای هوشمند و فرآیندهای سنجش آموزشی است. این سامانه تاکنون تجربه برگزاری هزاران آزمون را داشته و حتی میتواند بهعنوان بستری برای آزمونهای و فرآیندهای ارزیابی گستردهتر در کشورهای اسلامی مورد استفاده قرار گیرد. در کنار اینها، روی زیرساختهای پاسخگویی هوشمند دانشگاهی نیز کار شده است تا بخشی از تعاملات و پاسخگویی به دانشجویان داخلی و بینالمللی بهصورت هوشمند، منظم و مقیاسپذیر انجام شود. همچنین پروژه «کورپس پارسیپژوه» را نیز در دست توسعه است که هدف آن ایجاد یک مرجع علمی و تحلیلی هوشمند در حوزه¬های متعدد علمی است؛ زیرساختی که در آینده میتواند در تحلیل علمی، ارزیابی متون تخصصی و توسعه مدلهای هوش مصنوعی نقش مهمی ایفا کند.
در این میان، نقش شرکتهای دانشبنیان را در توسعه زیرساختهای هوشمند کشور چگونه ارزیابی میکنید؟
فلسفه اصلی شکلگیری شرکتهای دانشبنیان این است که بتوانند میان دانش و نیاز واقعی جامعه، صنعت و نهادها پل ایجاد کنند. دانش زمانی ارزش واقعی پیدا میکند که بتواند به محصول، زیرساخت و راهکار اجرایی تبدیل شود. شرکتهای دانشبنیان معمولاً چابکی بیشتری دارند و میتوانند سریعتر وارد مسائل اجرایی شوند، نیازها را شناسایی کنند و برای آنها راهکارهای عملیاتی توسعه دهند. این موضوع بهویژه در حوزه فناوری و هوش مصنوعی اهمیت بسیار بیشتری پیدا میکند؛ چرا که سرعت تحولات در این حوزه بالاست و مدلهای سنتی توسعه، معمولاً پاسخگوی این سرعت نیستند. در حوزه آموزش عالی نیز دانشگاهها با نیازهای متعددی روبرو هستند؛ از مدیریت تعاملات بینالمللی گرفته تا آموزش، ارزیابی، پاسخگویی و تحلیل داده. طبیعتاً توسعه این زیرساختها نیازمند مجموعههایی است که بتوانند هم فضای علمی را درک کنند و هم توان تبدیل این دانش به محصول اجرایی را داشته باشند. ما نیز در مجموعه دانشگستر تلاش کردیم دقیقاً در همین نقطه ایفای نقش کنیم؛ یعنی میان نیازهای واقعی دانشگاهها و توسعه زیرساختهای هوشمند، یک ارتباط عملیاتی و قابل اجرا ایجاد نماییم. به اعتقاد من، کشورهای اسلامی نیز برای توسعه همکاریهای علمی و آموزشی آیندهمحور، نیازمند تقویت اکوسیستمهای دانشبنیان و توسعه زیرساختهای فناورانه مشترک هستند.
کمی هم درباره نشست ملی توسعه و هوشمندسازی زیرساختهای فناورانه حوزه بینالملل دانشگاهها توضیح دهید. این نشست با چه هدفی برگزار میشود؟
این نشست روز چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۵ با حضور جمعی از مسئولین، مدیران و فعالان حوزه آموزش عالی، همکاریهای بینالمللی و فناوری کشور در دانشگاه صنعتی امیرکبیر برگزار خواهد شد. در این برنامه، جمعی از مدیران وزارت علوم، سازمان امور دانشجویان، مرکز همکاریهای علمی بینالمللی، معاونین و مدیران بینالملل دانشگاهها، مسئولین حوزه فناوری و همچنین برخی نهادهای علمی و بینالمللی حضور خواهند داشت. همچنین حضور مدیران و نمایندگان مجموعههایی مانند آیسسکو و برخی شبکههای دانشگاهی بینالمللی نیز برای ما ارزشمند و مهم است. هدف اصلی نشست، صرفاً معرفی چند سامانه یا فناوری نیست؛ بلکه تلاش می¬کنیم تا گفتگویی جدی درباره آینده زیرساختهای هوشمند آموزش عالی و بینالملل در کشور و جهان اسلام شکل بگیرد. واقعیت این است که اگر بخواهیم آموزش، زبان فارسی و تعاملات بینالمللی دانشگاهها را در مقیاس منطقهای و جهانی توسعه دهیم، بدون زیرساختهای هوشمند، تحلیلمحور و مقیاسپذیر عملاً کار بسیار دشوار خواهد بود. امیدواریم این نشست بتواند زمینهای برای همافزایی بیشتر میان دانشگاهها، نهادهای ملی و اکوسیستم دانشبنیان کشور ایجاد کند و در آینده به توسعه زیرساختهایی منجر شود که هم در سطح ملی و هم در توسعه تعاملات علمی و فرهنگی جهان اسلام، نقش مؤثری ایفا نمایند.