کاوه تیموری در گفتگو با ایلنا مطرح کرد؛
هیچ اولویتی جز وطن وجود ندارد/ اگر شرایط اجازه میداد، نمایشگاه را در پادگانها برپا میکردم
نمایشگاه «خط وطن»؛ رویدادی درباره ایران/ ما به وطن بدهکاریم
کاوه تیموری خوشنویس پیشکسوت که نمایشگاه «خط وطن» را در برج آزادی پیش روی مخاطبان دارد، گفت: نمایشگاهم با یک قطره خون دانش آموزان مدرسه شجره طیبه برابری نمیکند. او افزود: من برای خوشنویسی سقف معیشتی ایجاد نکردهام که فکر کنید زندگیام از این راه میگذرد. حتی حقوق بازنشستگی معلمیام را هم خرج خط میکنم، به این دلیل که ما به خط بدهکار هستیم و بالاتر از آن به وطنمان بدهکاریم!
به گزارش خبرنگار ایلنا، خوشنویسی هنری ایرانی اسلامی است که همواره مورد توجه هنرمندان این عرصه بوده است. خوشنویسی صرفا خط نیست بلکه شامل مضامین ادبی و قرآنی است و حتی میتوان آن را هنری گرافیکی دانست چرا که خطوط در خوشنویسی تنوع و قدمت بسیار دارند. پس از حملات آمریکا و اسرائیل غاصب به کشورمان تقریبا تمام فعالیتهای هنری به دلیل بروز شرایط جنگی تعطیل شدند. البته در جنگ دوازده روزه نیز این رکود وجود داشت و به مرور بود که برخی هنرمندان در قالب رویدادهای مختلف به میدان فعالیت بازگشتند. پس از حدود دو ماه از حملات ناجوانمردانه دشمنان، حال برخی هنرمندان فعالیتهای هنری خود را در قالب رویدادهای مختلف آغاز کردهاند.
کاوه تیموری خطاط و مدرس خوشنویسی یکی از همین هنرمندان است که با برگزاری نمایشگاه «خط وطن» در برج آزادی تهران مخاطبان را به دیدن آثاری با مضامین وطن دعوت کرده است.
نمایشگاه «خط وطن» در بر دارنده جدیدترین آثار خوشنویسی تیموری، روز اول اردیبهشتماه در تالار آیینه برج آزادی تهران با حضور مهدی شفیعی معاون هنری وزارت ارشاد، فاطمه مهاجرانی، و جمعی از مدیران فرهنگی و مخاطبان در برج آزادی تهران، افتتاح شد.
کاوه تیموری بنیانگذار «خوشنویسی اجتماعی و کارکردگرا» در روزگار معاصر که بیست و دومین نمایشگاه خود را به ستایش مضامینی درمورد نام شکوهمندایران اختصاص داده درباره این رویداد و اهمیت مضمون وطن با ایلنا گفتگو کرد.
گفتنی است، نمایشگاه «خط وطن» تا دهم اردیبهشتماه، برقرار خواهد بود.

از ایده و چگونگی برگزاری نمایشگاه «خط وطن» بگویید. خلق آثار را از چه زمانی آغاز کردید؟
در ابتدا بگویم که «خط وطن» اولین نمایشگاه هنری و خوشنویسی در سال ۱۴۰۵ است. در رابطه با چگونگی برگزاری این رویداد هم باید بگویم از سوی من کاملا خودجوش بوده است. بنیاد رودکی و وزارت ارشاد برج آزادی را به عنوان مکان برگزاری در نظر گرفت، اما مستحضر باشید که نمایشگاه «خط وطن» خلق الساعه به وجود نیامده. انجام صفر تا صد کارها به عهده خودم بوده است. اگر به گذشته بازگردید متوجه این موضوع خواهید شد که نمایشگاه اختصاصی که مربوط به مضامین ایران باشد را تا به امروز کمتر داشته ایم.
پس خلق آثاری که در نمایشگاه «خط وطن» پیش روی مخاطبان قرار گرفته مربوط به یکی دو ماه اخیر نیست؟
آثاری که در نمایشگاه میبینید حاصل پنج سال کار است و از سال ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۴ به طول انجامیده است. «خط وطن» بیست و دومین نمایشگاه خوشنویسی بنده است. از آنجایی که من دانش آموخته جامعهشناسی هستم، لذا سرمایههای اجتماعی غیر مادی یا به عبارتی سرمایه اجتماعی معنوی را یکی از مفاهیم مهم میدانم. یکی از مفاهیم کلیدی که در واقع میتواند سرمایههای اجتماعی را به خوبی تبیین کند، موضوع «وطن» است، که برای ما به طور اختصاصی «ایران» است. بنابراین موضوع «ایران» یا موضوع «وطن» مسئله و مضمونی است که با ذات هر ایرانی نسبت تام و تمام دارد. در این زمینه به این بیت حافظ اشاره میکنم که میگوید؛ «در اندرون من خسته دل ندانم کیست؟!/که من خموشم و او در فغان و در غوغاست». از آنجایی که موضوع «ایران» کشش و جاذبه زیادی دارد؛ لذا خواه ناخواه انگیزه برای هنرآفرینی هنرمند فراهم میشود.
اما خب بستر و ایدهای لازم است تا این مقوله به درستی بیان شود و در جامعه نمود پیدا کند.
بله. طرح مسئله «وطن» و به طور خاص در بحث ما ایران، نیاز به دستمایههایی دارد که ما بتوانیم این مفهوم ارزشمند را هم توسعه دهیم و هم اینکه با یک ادبیات شایسته آن را بیان نماییم. که این نکته خودش برای ما نوعی ارزش افزوده فراهم میکند. تمام توش و توان کشور در شرایط فعلی پشت کلمه ایران متمرکز شده است. در واقع الان ایران و وطن سنگری به وسعت کشور است. ما چطور میتوانیم این سنگر را محکمتر کنیم؟ چطور میتوانیم کاری کنیم که عده بیشتری در پشت این سنگر قرار بگیرند، تا به این واسطه تقویت شود؟ یکی از روشها بهره گیری از سرمایهی ادبیات و هنر نزدیک به آن یعنی خوشنویسی است.
«ادبیات» و «خوشنویسی» » برای هنرمند فهیم و اهل تاریخ درهم تنیده شدهاند.
بله قطعا همینطور است. یکی از تکیه گاههای اصلی «وطن»، و «ایران» همانا ادبیات کهن سال ماست. که من این را به تعبیر دکتر اسلامی ندوشن به عنوان «پیر محترم زمان» یا «پیر محتشم زمان» دستمایه قرار داده ام. به نوبه خودم و در حد توانم، سعی کردهام از ادبیات در نسبت با ایران بهره گیری لازم کنم؛ به قول سنجر کاشانی: «به آوای ایران نوایی بزن/نوای وطن آشنایی بزن». معاصران ما نیز میگویند: «به گیتی نام ایران جاودان باد/همیشه خاک پاکش در امان باد»، که این شعر از دکتر رسا خراسانی است.
«وطن» از همان بدو تاریخ برای ادیبان و شاعران کشورمان اهمیتی ویژه داشته.
همینطور است از همان ابتدای تاریخ تاکنون این اهمیت وجود داشته است؛ همانطور که حضرت استاد شهریار حدود پنجاه سال پیش فرموده: «هماره رایت ایران بلند باد و برومند» و «چه کنم عشق وطن میورزم» این مضمون «وطن» از گذشته برای من اهمیت داشته است. میخواهم بگویم خلق آثار نمایشگاهم مربوط به الان نیست. اصلا باید بگویم که این مضمون از همان دوران دبستان برای من اهمیت داشته است. ما میخواندیم؛ «همه جای ایران سرای من است». از زمانی که هنر خوشنویسی بنده به آن حدی رسید که جرات برگزاری نمایشگاه را برای من فراهم کرد، مضمون «وطن» در آرشیو ذهنی من بوده است. همانطور که گفتم از پنج سال پیش اولین قدم را به طور جدی برداشتم و تابلوی «بر و بومت آباد باد ایران» را نگاشتم که الان به عنوان پوستر نمایشگاه چاپ شده است.
طی این مدت بود که به گزینش اشعار پرداختید؟
بله. شعرهایی که من یادداشت کرده بودم به تدریج نوشته شدند. البته نوشتن که میگویم یک بار نبوده و شاید هر تابلو بیش از ده بار نوشته شده؛ تا خروجی آن چیزی باشد که میخواهم و پیش روی مخاطبان قرار گیرد. به هرحال آثار را آماده کردم و آنها را به گروه تذهیب سپردم. اعضای این گروه زیر نظر سرکار خانم رفعت السادات موسوی که از تذهیبکاران قدر اول هستند کار را پیش بردند.
همه این کارها هزینه بر است. به لحاظ مالی چگونه حمایت شدید؟
تمام کارها و امور مربوط به آثار و نمایشگاه را با هزینه شخصی انجام دادهام و اصلا تصور نکنید که بابت آنها حمایتی بوده و سفارشی وجود داشته است. خیر اینطور نبوده است. من فقط با متر و معیار عشق و علاقه پیش رفتهام و میخواستم برای وطن کاری انجام داده باشم. لذا آثار به زیور تذهیب نیز آراسته شده اند. یعنی مخاطب چیدمانی از «شعر ناب» و «خط خوش نستعلیق» و «تذهیب فاخر ایرانی» را میبیند. همه این موارد در کنار هم قرار گرفتند؛ و چون جمع شد معانی، گوی سخن توان زد.

یکی از آثار کاوه تیموری در نمایشگاه «خط وطن»
تعداد آثار در نهایت به چند تابلو رسید و چه شد که با همکاری بنیاد رودکی نمایشگاه را برگزار کردید؟
آثار به تعداد سی تا سی و پنج اثر رسید. من از مدرسان بنیاد رودکی هستم و مسئولان مربوطه پرسیدند که آیا کاری در مورد ایران و وطن انجام شده است یا خیر؟ که من پاسخ مثبت دادم و چند اثر هم ارائه کردم و آنها استقبال کردند. به هرحال من ایدهام را پیشنهاد دادم و در ادامه بنیاد رودکی و معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آن را پذیرفت و سپس برج آزادی را به مکان برگزاری نمایشگاه «خط وطن» اختصاص دادند.
خودتان میدانید که اغلب هنرمندان در تمام عرصهها طی جنگ اخیر و آسیبهای آن، سکوت کرده اند! البته که برخی خوشنویسان مردمی شبها در تجمعات مردمی به میدانهای شهر میروند و خطاطی میکنند.
بنده فرض را بر این گذاشتم که به قول مولانا: «هین تو کار خویش کن، ای ارجمند»؛ یعنی اینکه شما مسئولیت اجتماعی خود را انجام بده! من هم مسئولیت اجتماعی خودم را انجام دادم زیرا هنر دارای هویت اجتماعی است ونسبت به وقایع، رخدادها و پویایی جامعه و تحولات آن واکنش نشان میدهد.
موضوعی که همواره مطرح بوده، خوشنویسی و حمایتی است که به آن اختصاص دارد. این بودجه باید در مواقعی چون اکنون برای رویدادهایی چون نمایشگاه «خط وطن» هزینه شود. به هرحال نهاد و مکانهای تعلیمی خوشنویسی، نباید حامی باشند؟
همانطور که گفتم همه هزینههای اصلی و جنبی تابلوها با خودم بوده است. در عین حال بنیاد رودکی به لحاظ اختصاص مکان هنری، همراهی نمودند که کمال تشکر را دارم. حتی جناب دکتر شفیعی معاونت هنری و همکارانشان در آیین افتتاحیه وقت زیادی صرف کردند که جای تقدیر دارد.
طبیعتا در شرایط فعلی خرید آثار هنری در اولویت مردم نیست چون آنها در تامین هزینههای اولیه زندگی نیز با مشکل مواجه هستند. اما مسئولان میتوانند آثار شما را خریداری کنند. معاونت هنری میتواند چنین حمایتی را ترتیب دهد؟
چقدر خوب است که مجموعهی آثار این نمایشگاه درباره ایران که میتواند تغییر نگرش ایجاد کند در مکانهای مختلف به نمایش درآید. بله درست است و چنین اتفاق و حمایتی امکانپذیر است. اما خب به طور کلی اینگونه است که بعد از پایان برگزاری نمایشگاه میگویند بیا و آثارت را جمع کن و ببر. در ادامه هنرمند مربوطه آثارش را بر میدارد و مانند آینه دق مقابلش قرار میدهد و به آنها مینگرد.

نمایشگاه «خط وطن» و یادی از شهدای مدرسه میناب
در صورتی که نباید این طور باشد. این موضوع را هم باید مطرح شود که شما در نمایشگاه «خط وطن» دانش آموزان شهید مدرسه شجره طیبه میناب را هم مد نظر داشتهاید.
اگر کل نمایشگاه را در کفه یک ترازو قرار دهیم، با یک قطره خون ریحانههای ما در مدرسه شجره طیبه میناب برابری نمیکند. یعنی آن قطره خونها سنگینیشان از تابلوهای من بیشتر است؛ اما به قول fیهقی؛ «امروز در دست من جز این قلم نیست، باری خدمتی میکنم». توان من نیز به عنوان خوشنویس، همین قدر بوده است. من برای خوشنویسی سقف معیشتی ایجاد نکردهام که فکر کنید زندگیام از این راه میگذرد. حتی حقوق بازنشستگی معلمیام را هم خرج خط میکنم، چرا؟ به این دلیل که ما به خط بدهکار هستیم و بالاتر از آن به وطنمان بدهکاریم! ما در روز افتتاحیه عکس شهید هادی انتظاری را به عنوان نماد و نماینده کل شهدا، روی دیوار نصب کردیم و نمایشگاه به این عزیزان تقدیم شد. آیا ما شجاعت آنها را داریم که جانمان را کف دست بگیریم و وسط میدان برویم؟ شخصا چنین شهامتی ندارم. آنها دلاورانه در حال دفاع کردن از کشورمان هستند و حال فردی چون بنده با قلم نیم بند و شکسته خویش در وسط میدان آزادی حرکتی چون برگزاری نمایشگاه خط وطن را، انجام دادهام و نه بیشتر!
موضوع دیگری که لازم است دربارهاش توضیح دهید، مجموعهای از برنامهها در روز افتتاحیه بود. شهدای میناب را مد نظر داشتید و پرفورمنسی هم اجرا شد. موسیقی هم داشتید. از این قالب و محتوا رضایت دارید؟
کاری که انجام شد، یک اتفاق ترکیبیِ خیلی خوب بود. از اجرایی که خواننده محترم آقای حسینی داشتند بسیار زیبا بود و چندین بار بغضمان ترکید و اشک از چشمانمان جاری شد. آثار خوشنویسی ایران هم در کنار برنامهها و نمایش انجام شده، دارای ارزش افزودهی قابل توجهی بود. این قالب ترکیبی زیبا با ابتکار دوستانمان در برج آزادی به سرانجام رسید که جا دارد از همت مستدام آنان تشکر شود.
بازخورد مخاطبان نسبت به نمایشگاه «خط وطن» چگونه بوده است؟
ارزیابیها را مثبت دیدم. خیلی از دوستان آمدهاند و نظرشان را ارائه کردهاند و میتوانم آن نظرات را برایتان ارسال کنم. آنها به سرانجام رساندن چنین رویدادی را بسیار با اهمیت دانسته اند. همچنین زمانشناسی را هم مدنظر داشته اند؛ اینکه برگزاری نمایشگاه در زمانی مناسب انجام شده است و اینکه نمایشگاه در برج آزادی برگزار شده نیز اتفاقی نمادین است. اگر برج آزادی نماد ایران نباشد، حتما نماد تهران محسوب میشود.
در رابطه با برگزاری این نمایشگاه و چنین رویدادهایی به طور مشخص چه مواردی را خیلی پراهمیت میدانید؟
به نظرم آنچه اهمیت دارد دیده شدن این نمایشگاه و نمایشگاه مشابه و اثرگذاری و ایجاد نگرش مثبت است. رسانهها در این زمینه ایفای نقش بسیار مهمی دارند.
مثلا اینکه نمایشگاهتان در پادگانهای نظامی برپا شود، چه نظری ندارید؟
بدون شک اگر شرایط اجازه میداد، بنده نمایشگاه را در پادگانهای نظامی برپا میکردم. من نوشتهام؛ «ما کوه اگر هستیم الوند توییم/ما رود اگر هستیم اروند توییم/ای مادر مهربان ما، میهن ما؟ هرجا هستیم باز فرزند توییم» چنین بیتی بسیار تاثیرگذار است. یا مثلا «هماره رایت ایران بلند باد و برومند» که نقشه ایران زیر آن کار شده است.

از میهن گفتن و داد «وطن» سر دادن همواره برای مردم جذاب است و بیش از آن، برای سربازان و نظامیان روحیه بخش است.
بله. حس خوبی ایجاد میشود و به این واسطه، حس میهن پرستی و ایران دوستی سربازان وطن تهییج میشود. شهریار شصت سال پیش گفته است؛ «گَرَم خون ریخت دشمن شهریارا/به خون دانی چه بندم نقش؟ ایران». و شما حساب کنید که خوشنویسی، هنری متین و شریف است و این شعری که در نهایت زیبایی نوشته میشود بخشی از ادبیات غنی ماست؛ پس تاثیرگذار خواهد بود؛ چراکه «پارسی را پارسایی مشرب است». یا مثلا در آثارم شعری از هوشنگ ابتهاج دارم که میگوید؛ «گفتمای جان و جهان، چشم چراغ دل من/ من همان عاشق دیرینه جان افشانم/ گفتم این کیست که پیوسته مرا میخواند؟ /خنده زد از بن جانم، که منم ایرانم». همین اشعار اگر در خیابانها خوانده شوند، از خیلی برنامهها بار معنایی بیشتری خواهند داشت.
چرا از بهره گیری از خوشنویسی با اشعار فاخر در مبلمان شهری نمیگویید؟ وظیفه سازمان فرهنگی هنری و سازمان زیباسازی شهرداری پرداختن به چنین مواردی است که متاسفانه کم کاری میکنند. به هرحال مسئولان مربوطه در این بخش باید بیایند و کارهای شما را ببیند. مگر نهایتا چند نفر به نمایشگاه شما میآیند؟ هرچقدر هم استقبال بالا باشد بازهم محدودیت وجود دارد و نسبت به جمعیت میلیونی تهران، جمعیت کمی خواهند آمد.
درست است و پرداختن به خوشنویسی جای بسیار دارد. همین سی و پنج اثری که نوشتهام را در نقاط اصلی شهر و میادین نصب کنند. من فایل تصاویر را میدهم و آنها فقط باید برای چاپ و نصب هزینه کنند. به واسطه خط و خوشنویسی، کارهای بسیار تاثیرگذاری میتوان انجام داد و باید به درستی با آن برخورد کنیم و مواجه شویم.
گفتنیها بسیار است اما مجال نیست؛ آیا ناگفتهای مانده است؟
ما ایران را دوست داریم و باید گفت؛ «به امیدم، به امیدم، به امید». همچنان امیدوارانه به فعالیت ادامه خواهیم داد. همانطور که در نمایشگاه نیز طی آیهای از قرآن آوردهایم؛ «ان الله یحب المتوکلین» به این معنا که ما ایران را در کنار توکل به خدا و امید به آینده تا همیشه، دوست خواهیم داشت. به قول دکتر اکرامی فر: ایران پر از آیینه و لبخند بمانی/بشکوهتر از روح دماوند بمانی/سرزندهتر از صبح خراسان بدرخشی/شادابتر از سیب سمرقند بمانی