تسلیمِ بیقیدوشرطِ آمریکا؛
ترامپ پشتِ در ماند/ ایران پیروز شد؛ مردم آمریکا جشن گرفتند
ایران پیروز میدان شده است: حتی یک عاقل در دنیا نیست که بگوید ایران با همه آسیبی که دید؛ شکست خورده است. حتی یک عامی در دنیا نیست که بگوید ترامپ و نتانیاهو با همه ادعاهایشان؛ پیروز شدهاند.
به گزارش خبرنگار ایلنا، آنچه در ساعات گذشته رخ داده، نه یک آتشبس معمولی، که تسلیم تاریخی آمریکا در برابر ایران است. بیایید یکبار دیگر مفاد شروط ایران را باهم بخوانیم:
«توقف کامل هرگونه تجاوز به ایران و گروههای مقاومت همپیمان.
خروج نیروهای رزمی آمریکا از منطقه، ممنوعیت هرگونه حمله از پایگاهها به ایران و خودداری از اتخاذ آرایش رزمی.
عبور محدود روزانه کشتی از تنگه هرمز به مدت دو هفته، تحت عنوان پروتکل عبور امن که تحت نظارت و قواعد مشخص این کشور.
لغو کلیه تحریمهای اولیه، ثانویه و تحریمهای سازمان ملل.
تامین خسارات ایران با ایجاد صندوق سرمایه گذاری و مالی.
تعهد ایران مبنی بر عدم ساخت سلاح هستهای.
پذیرش حق غنی سازی ایران توسط آمریکا و مذاکره درباره سطح غنیسازی.
موافقت ایران برای مذاکره درباره پیمانهای صلح دوجانبه و چندجانبه با کشورهای منطقه در راستای منافع خود.
تسری عدم تجاوز به همه متجاوزین علیه تمام گروههای مقاومت.
خاتمه یافتن همه قطعنامههای شورای حکام و شورای امنیت و تصویب همه تعهدات در قطعنامه رسمی سازمان ملل.»
به نظر شما آیا بوی شکست از این بندها به مشام میرسد؟
بهتر است برای استشمام بوی پیروزی قطعی ایران، نظرات آمریکاییها را در پایان این راه مرور کنیم. اعتراف مقامات سابق و کنونی، تحلیلگران بینالمللی و حتی رسانههای غربی به این حقیقت تلخ برای واشنگتن، تصویری بیسابقه از سقوط یک امپراتوری مفلوک را به نمایش گذاشته است.
کریس مورفی، سناتور مطرح آمریکایی، با صراحت گفته است: «به نظر میرسد ترامپ به تازگی با اعطای کنترل تنگه هرمز به ایران موافقت کرده است، یک پیروزی تاریخی برای ایران. سطح بیکفایتی هم خیرهکننده و هم دلخراش است.» این اعتراف از زبان یک سناتور آمریکایی، سنگ محکی است برای سنجش ابعاد فاجعهای که واشنگتن در آن گرفتار آمده است.
ایران پیروز میدان، آمریکا در جایگاه تسلیمشونده
بندهای این توافق که ترامپ آن را به عنوان «مبنایی عملی برای مذاکره» پذیرفته، چهره واقعی شکست آمریکا را آشکار میسازد. مکس برنز، تحلیلگر آمریکایی، مفاد این توافق را چنین برشمرده است: «دونالد ترامپ این جنگ فاجعهبار را در ایران به راه انداخت و نتیجه نهایی توافقی است که در آن ایران به موارد زیر دست مییابد: کنترل تنگه هرمز، غنیسازی نامحدود اورانیوم، لغو تمامی تحریمهای ایالات متحده، لغو تمامی قطعنامههای سازمان ملل علیه این کشور، دریافت غرامت نقدی از ایالات متحده. دوباره بپرسیم، چه کسی پیروز شد؟»
اینها مفاد توافقی است که یک ابرقدرت با کشوری امضا کرده که به زعم خودش میخواست آن را «به عصر حجر بازگرداند.» هری سیسون، فعال رسانهای آمریکایی، در واکنش به این توافق نوشت: «توافق ترامپ با ایران خیلی وحشتناک به نظر میرسد. آنها کنترل کامل تنگه هرمز را بدست میآورند، همه تحریمها برداشته میشود، اورانیوم را نگه میدارند و همچنین موشکهایشان را! پس جنگ چه فایدهای داشت؟»
بزرگترین تحقیر در تاریخ آمریکا
آدام کینزینگر، نماینده سابق کنگره و سرهنگ بازنشسته ارتش آمریکا، با لحنی آکنده از شرمندگی گفته است: «خدای من! اگر کنترل تنگه را به ایران واگذار و با جبران خسارت موافقت کردیم، این بزرگترین تحقیر در تاریخ آمریکا خواهد بود.»
این تحقیر، فراتر از یک شکست نظامی یا دیپلماتیک است. این شکست اراده است. آمریکایی که با تمام توان نظامی و رسانهای خود وارد جنگ شد، امروز در جایگاهی قرار دارد که نه تنها به هیچ یک از اهداف خود نرسیده، بلکه ایران را در همه جبههها قویتر از قبل تحویل داده است.
اوون جونز، روزنامهنگار معروف انگلیسی، با قاطعیت گفته است: «ذرهای شک نکنید، این بزرگترین شکست استراتژیک آمریکا از زمان ظهورش به عنوان یک ابرقدرت است.»
چرخه احمقانه ترامپ؛ از بحرانسازی تا تسلیم
یاسمین انصاری، نماینده کنگره آمریکا، اما الگوی رفتاری ترامپ را به درستی تحلیل کرده است: «او یک بحران ایجاد میکند، سپس سعی میکند به مردم آمریکا بگوید که بحران را حل کرده است و سپس مسیر را معکوس طی میکند. و این دقیقاً همان چیزی است که با این آتشبس و با تنگه هرمز اتفاق افتاد.»
این چرخه در جنگ ایران نیز تکرار شد. ترامپ بحرانی ساخت که نه تنها کشورش را در باتلاقی فرو برد، بلکه در نهایت مجبور شد در جایگاهی بسیار ضعیفتر از قبل تسلیم شود. سخنگوی سابق وزارت خارجه آمریکا با تأسف گفته است: «اگر این وضعیت به هنجار جدید تبدیل شود، ما مقادیر عظیمی از خون، ثروت و اعتبار خود را هزینه کردهایم تا در نهایت ایران را در جنبههای کلیدی از نظر استراتژیک قویتر از قبل رها کنیم.»
خبرنگار نظامی کانال آی۲۴ نیوز رژیم صهیونیستی، سیر نزولی اهداف جنگ را به طرز دردناکی روایت کرده است:
شروع: «کمک در راه است» (حمایت از اغتشاشات داخلی)
هدف بعدی: «سرنگونی رژیم»
هدف بعدی: «حذف موشک بالستیک و تهدید هستهای»
و حالا هدفمان: «باز کردن تنگه» شده است (که از قبل باز بود)
او با حیرت میگوید: «شکاف بین نقطه شروع و نقطه پایان به سادگی شگفتانگیز است.» این شکاف، تصویری از یک فاجعه راهبردی تمامعیار است که واشنگتن و تلآویو را در برابر چشمان جهان رسوا کرده است.
یحیی ابوزکریا، تحلیلگر جهان عرب، با قاطعیت گفته است: «و ایران پیروز شد. جمهوری اسلامی باقی خواهد ماند. و مرگ بر عادیسازان…»
اما شاید مهمترین تصویر این پیروزی، صحنههایی است که از مقابل کاخ سفید مخابره شده است. مردمی که علیه سیاستهای جنگی ترامپ تظاهرات میکردند، با شنیدن خبر آتشبس، این دستاورد را جشن گرفتند. این یعنی حتی شهروندان آمریکایی نیز دریافتهاند که ادامه این جنگ جز تحقیر و شکست برای کشورشان حاصلی نداشته است.
پایان یک امپراتوری یا آغازی بر تحقیر پایدار؟
تسلیم بیقیدوشرط ترامپ در برابر ایران، یک نقطه عطف تاریخی است. او که با وعده «پیروزی آسان» و «فروپاشی سریع ایران» وارد جنگ شد، امروز مجبور است تمام خواستههای ایران را بپذیرد: کنترل تنگه هرمز، غنیسازی اورانیوم، لغو تحریمها، لغو قطعنامههای سازمان ملل، و حتی پرداخت غرامت.
رون فیلیپکوفسکی، دادستان سابق فدرال آمریکا، با کنایه به این وضعیت اشاره کرده است: «این هم از تسلیم بیقیدوشرط!»
آمریکای امروز، آمریکای دوران اوج خود نیست. کشوری که روزی با یک اشاره، نظامهای منطقه را به لرزه درمیآورد، اکنون در جایگاهی قرار دارد که باید برای خروج از باتلاقی که خود حفر کرده، به کشوری که میخواست نابود کند، غرامت بپردازد.
«ایران جنگ را برد» این جمله کوتاه اما پرمعنا، خلاصهای است از آنچه در هفتههای اخیر رخ داده است. و این پیروزی، نه یک پیروزی تاکتیکی، که یک پیروزی راهبردی است که معادلات منطقه و جهان را برای دهههای آینده تغییر خواهد داد.
اما به شروط ایران برای پیروزی، موارد دیگری را نیز میتوان افزود:
ترامپ نتوانست نظام را تغییر دهد.
ترامپ قصد داشت رهبر ایران را طبق نظر خودش انتخاب کند اما نتوانست.
ترامپ نتوانست از هیچ کشور اروپایی کمک مستقیم دریافت کند.
ترامپ با بزرگترین ارتش دنیا ۴۰ روز حریف ایران نشد.
ترامپ قصد داشت تمدن ایران را نابود کند اما به شروط ایران تن داد.
ترامپ قصد داشت در ایران جنگ داخلی بهراه بیاندازد، اما نتوانست.
ترامپ قصد داشت با کمک گروههای تجزیه طلب، ایران را تجزیه کند اما نتوانست.
ترامپ قصد داشت جزایر ایرانی را تصرف کند و با گرفتن خارک، نفت ایران را مثل ونزوئلا بدست آورد اما نتوانست.
ترامپ قصد داشت اورانیوم ایران را به سرقت ببرد اما رسوایی طبس ۲ را بهراه انداخت.
درنهایت باید باور کنیم که ایران پیروز میدان شده است: حتی یک عاقل در دنیا نیست که بگوید ایران با همه آسیبی که دید؛ شکست خورده است. حتی یک عامی در دنیا نیست که بگوید ترامپ و نتانیاهو با همه ادعاهایشان؛ پیروز شدهاند.(حسامالدین آشنا)
و آنچه امروز رقم خورد، نه یک پیروزی نظامی یا دیپلماتیک صرف، که تجلی «اراده الهی» و «همبستگی مردمی» بود. خدایی که در قرآن وعده داده است: «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِینَ اتَّقَوْا وَالَّذِینَ هُمْ مُحْسِنُونَ» خدا با کسانی است که پروا داشتهاند و آنها نیکوکارند.
و در کنار یاری الهی، ایستادگی مردم ایران بود که معادلات را تغییر داد. نه موشکها و نه پهپادها به تنهایی، بلکه ۱۵ میلیون داوطلب که تنها ظرف شش (جانفدا) روز برای دفاع از میهن ثبت نام کردند و خیابانهایی که هرگز خالی نشد، نشان دادند که رمز پیروزی، «وحدت حول محور ولایت» و «ایمان به وعده الهی» است.
این دو بال با هم پرواز کردند: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ» (خدا به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند، وعده میدهد که قطعاً آنان را در زمین جانشین کند). و امروز، ما شاهد تحقق این وعده بودیم.