یادداشتی از محسن قنبرزاده؛ ف
زنانی کارگزار خداوند!
فرقی نمیکند تحصیل کرده و زباندان باشد و زیر بمباران «الله اکبرِ انقلاب اسلامی» را از تقلبهای داعشی برای جهان بازتعریف کند یا پیرزنی بیسواد در منطقه محروم باشد و کنار جنازه فرزند، رجز بخواند و از تبیینهای رهبر شهید بگوید.
به گزارش ایلنا، محسن قنبریان در یادداشتی به نقش مهم زنان در جهاد با کفار پرداخت و در همین باره نوشت: «جهاد» را «مردان» به پا میدارند؛ اما «مقاومت» را «زنان»!
متن یادداشت به شرح زیر است:
۱. جنگ، «زد» و «خورد» دارد. برنده فقط کسی نیست که بیشتر میزند. اگر وقت خوردن، تاب نیاورد، بازنده است.
جنگهای مدرن دیگر دو صفْ لشکر در یک بیابان نیست؛ زد و خوردش در «شهرها» و «معاش ها» است. تعطیلی، کسادی، بیکاری، گرانی، کمبود و… «ترکشهای جنگ مدرن» است.
اینها دقیقاً در «حوزه استحفاظی زنان» است. «ستون فقراتِ تاب آوری» مقابل «ضربات معاشی» آنهایند.
زنان تاب آورتر، کشورشان را پیروز میکنند!
رسول الله (ص) بهترین زنان را «التی إنْ انفقت انفقت بمعروف و إنْ امسک امسک بمعروف: اگر خرج کند به معروف و متعارف و اگر نگه دارد چنین است»؛ خواند. یعنی «کنترل درست خرج و امساک» دست آنهاست. همینها را «کارگزاران خداوند» خواند که «دچار انسداد و یأس نمیشوند» (فتلک مِن عُمّال الله و عامل الله لایخیب)
۲. «خوردنهای جنگ»، جراحتها، شهادت ها، از دست دادن ها، جاماندنها و… دارد.
اینها «هَمّ» و «غم» میآفریند.
این کارگزاران الهی، «مدیریتِ هَمّ و غم» جامعه را هم برعهده دارند!
رسول خدا (ص) در جواب مرد اعرابی که درباره همسرش میگفت: «وقتی مرا مهموم و محزون میبیند میپرسد از چیست؟ اگر بخاطر رزق و معاش است، من تکفل کرده بر عهده میگیرم و اگر به خاطر آخرت و معاد است، پس خدا بدان بیفزاید!»؛ فرمود: «إنّ للّه عُمّالاً و هذه مِن عُمّاله لها نصف أجر الشهید: برای خداوند کارگزارانی هست که همسرت یکی از آنهاست برای او نصف اجر شهید میباشد».
کشوری که زنانش بتوانند سوگ را حماسه کنند، پیروز است!
۳. اگر جنگ، نابرابر بود، «ناترازیِ نظامی» را «ایمان» باید جبران کند.
ایمان به وعدههای الهی، «صبر و استقامت» میآورد. جامعه ایمانیتر ۱۰۰ نفرش بر ۱۰۰۰ و جامعه ضعیف الایمان بر ۲۰۰ کفر پیشه غلبه میکند. (۶۵و۶۶انفال)
زنان، صاحبِ «ایمانِ خود» و در وقت نکاح متکفل «نیم ایمانِ مردان» هم شدهاند.(۱)
تو گوئی «زرادخانه ایمانِ جامعه»، زنان هستند!
وقتی آنها «نترسند» و «نترسانند»، مانع لغزشهای مردان بخاطر اشتهاهای کاذب در بزنگاههای حساس شوند (۲)، ناترازی نظامی هم اگر باشد، جبران میشود.
از اینجا بوده که «تشجیع کردن زنان» در جنگها همیشه تعیین کننده بود. در صفین هم امیرالمومنین (ع) از آنان بهره برد: «ام الخیر»، «عکرشه»، «زرقاء»، «سوده» و…
امام صادق (ع) یکی از چیزهای در همه زمانها عزیز را «الصالحة الألیفة فی دین الله: همسر درستکاری که در دین خدا با شوهر الفت دارد»؛ خواند. چنین زنانی منظور داشت.
۴. جنگ، «سخت» و «نرم» دارد.
میشود زینبی، «صدای همه وجدان خفته» یک جامعه محتضر شود و شکستی ظاهری اما «شهادت» را در کوفه و شام چنان «بشنواند» که «سلسله جنبان قیامها و خون خواهیها» شود.
و میشود جنگی پیروز هم بخاطر «ناروایتی» و «کج روایتها» به سازش و شکست بکشد!
جامعهی «علی دیده»، زنانش، «فقیه و ژرف اندیش» شده اند. معاویه به عکرشه همین را گفت (:«هیهات یا أهل العراق فقّهکم ابن أبی طالب»)
فرقی نمیکند تحصیل کرده و زباندان باشد و زیر بمباران «الله اکبرِ انقلاب اسلامی» را از تقلبهای داعشی برای جهان بازتعریف کند یا پیرزنی بیسواد در منطقه محروم باشد و کنار جنازه فرزند، رجز بخواند و از تبیینهای رهبر شهید بگوید.
خامنهای زنان ایران را فقیه کرد؛ زنان ایران هم او را در جهان سربلند کردند! …
۱. اشاره به روایت معروف: هرکه ازدواج کند نیم ایمانش تضمین شده است.
۲. اشاره به آیه ۱۵۵آل عمران که دلیل گریختن عدهای در اُحد و رها کردن تنگه را «انما استزلهم الشیطان ببعض ما کسبوا» بیان میکند یعنی: شیطان آنان را به سبب برخی گناهانی (که قبلا) انجام داده بودند، لغزاند.