خبرگزاری کار ایران

یادداشت یک خبرنگار؛

آمریکایی‌ها خود را آماده کنند، ضربه نهایی نزدیک است

آمریکایی‌ها خود را آماده کنند، ضربه نهایی نزدیک است

ایرانیان در همین روزهایی که از جنگ گذشته نشان دادند که اینجا ایران است و این‌ مردان و زنان و کودکان، شیرمردان و شیرزنان و شیربچه‌هایی هستند که دشمن هرگز نخواهد توانست با روایت غلط آنها را مصادره کند.

در جایی که پلیس بد جهان هنوز از اجازه خود به جهانیان برای زنده ماندن، معامله و تجارت کردن، سرنوشت کشورشان، تعیین رئیس جمهور و ترسیم اهداف داخلی و خارجی کشورها سخن می‌گوید تا جایی که ترامپ و وزیر انرژی‌اش می‌گویند: اجازه ما به هند برای خرید نفت روسیه یک تغییر موقت و سریع برای حفظ قیمت پایین نفت است، در بخشی از همین دنیا، افراد، ملت‌ها و کشورهایی هستند که خود را از چنین خفتی نجات داده و از تغییر سخن می‌گویند. وقتی یک ورزشکار در جهان غرب معادلات فکری پلیس بد را به هم می‌ریزد. پپ گواردیولا، سرمربی منچسترسیتی، در مصاحبه‌اش با روزنامه گاردین، جمله عجیبی به زبان آورده است: شک ندارم روزی اسرائیل جنایتکار به دست ایران نابود میشه. 

درواقع تاریخ، گورستانی پهناور از امپراطوری‌هایی است که روزگاری خود را جاودانه می‌پنداشتند. از روم باستان تا بریتانیای قرن نوزدهم، هر ابرقدرتی روزی با این توهم مواجه شد که نظم جهانی تحت سلطه اش، نظمی طبیعی و ابدی است. امروز، ایالات متحده آمریکا نیز نشانه‌هایی عمیق و غیرقابل بازگشت از این نابودی قطعی را از خود بروز می‌دهد. 

نخستین و مهمترین نشانه‌ی زوال هر تمدنی، پوسیدگی از درون است. آمریکای امروز جامعه‌ای است به شدت دوقطبی شده. شکاف میان جمهوریخواهان و دموکرات‌ها دیگر صرفاً یک رقابت سیاسی نیست، به دو جهان کاملاً متفاوت با واقعیت‌های رسانه‌ای، ارزشی و حتی علمی متضاد تبدیل شده است. 

شبکه‌های اجتماعی و الگوریتم‌ها نیز این شکاف را عمیق‌تر کرده و گفتگوی ملی در این کشور را به سخره‌ای تلخ تبدیل کرده‌اند. وقتی اعتماد به نهادهایی مانند کنگره، دادگاه عالی و حتی رسانه‌ها به پایین‌ترین حد خود می‌رسد، چتری به نام «ملت آمریکا» دیگر نمی‌تواند سایه‌ی امنیت بر سر همه بگستراند. این فروپاشی انسجام، بزرگترین دارایی یک ابرقدرت را نابود می‌کند: قدرت نرم و جذابیت الگوی حکمرانی‌اش.

اقتصاد آمریکا نیز اینک روی پایه‌های رو به زوالی ایستاده است. نظام سرمایه‌داری آمریکا که روزگاری الگوی کارایی و نوآوری بود، اکنون به الگویی برای نابرابری افسارگسیخته تبدیل شده؛ جایی که ثروت ۱٪ جمعیت، با ثروت ۹۰٪ دیگر برابری می‌کند. اما مهمترین نشانه‌ی زوال قدرت اقتصادی، به خطر افتادن هژمونی دلار است. دلار آمریکا سالهاست که نه فقط پول ملی، که سلاح ژئوپلیتیک واشنگتن بوده است. اما سوءاستفاده‌ی مکرر از این سلاح از طریق تحریم‌های یکجانبه و مصادره دارایی‌های سایر کشورها، مدت‌هاست انگیزه‌ای قوی برای «دلارزدایی» در جهان ایجاد کرده است.  

حال آمریکایی که پس از جنگ سرد، خود را «برنده‌ی تاریخ» و نظم نوین جهانی را «حلقه‌ی امن» خود می‌انگاشت، سقوط خود را به نظاره نشسته است. مدت‌هاست چین به عنوان یک رقیب استراتژیک در شرق ظاهر شده که نه تنها از نظر اقتصادی، بلکه در فناوری و نفوذ جهانی، گوی سبقت را از آمریکا می‌رباید. روسیه با جنگ اوکراین، اگرچه هزینه داد، اما ثابت کرد که می‌تواند مستقیماً به خط قرمزهای آمریکا و ناتو شلیک کند و از پس تحریم‌های بی‌سابقه نیز برآید. 

ناتوانی آمریکا در مهار این دو قدرت بزرگ، در کنار خروج ذلت‌بار از افغانستان و ناکارآمدی در مدیریت بحران‌های خاورمیانه، تصویر یک ابرقدرت فرسوده و فاقد اراده‌ی لازم برای حفظ نظم مورد نظر خود را به نمایش گذاشته است.

اما قدرت آمریکا تنها دربرابر این دو کشور، رو به افول نگذاشته است. این کشور در طول دو دهه‌ی گذشته، تمام توان نظامی، اطلاعاتی و دیپلماتیک خود را برای مهار و تضعیف کشوری مانند ایران به کار گرفت. درحالیکه واقعیت میدان چیزی دیگری است. محور مقاومت، که ایران قلب تپنده‌ی آن است، امروز به قدرتی تبدیل شده که معادلات منطقه را نه در واشنگتن، که در تهران تعیین می‌کند. خروج ذلت‌بار آمریکا از افغانستان و فرار متحدانش در منطقه، نمادی روشن از این حقیقت بود: هیمنه‌ی پوشالی آمریکا در برابر اراده‌ی ملت‌های مسلمان، دوامی ندارد. 

آمریکا که سال‌ها با تهدید گزینه‌ی نظامی علیه ایران سخن می‌گفت، امروز در جریان درگیری مستقیم با ایران دچار ضعف‌های فراوان شده است. قدرت موشکی ایران، با دقتی که ابرقدرت‌ها را به حیرت واداشته، نه فقط یک توان نظامی، که یک معادله‌ی استراتژیک جدید در جهان ایجاد کرده است. پدافند نفوذناپذیر ایران و قدرت موشکی و پهپادی آن، کاری کرده که این روزها فرماندهان، سران و ژنرال‌های فاسد آمریکایی دیگر حتی خواب غلبه بر ایران را نمی‌بینند.  چراکه در این مدت ایران با حفظ استقلال خود و به چالش کشیدن قدرت‌های استکباری در جهان، ثابت کرد که می‌توان در برابر «شیطان بزرگ» ایستاد و سر تعظیم فرود نیاورد. لذا در نهایت باید گفت نابودی آمریکا به دست ایران، نزدیک و به نقطه نهایی خود رسیده است.

پس امروز دیگر بسیار برای همگان قابل درک است که خورشید قدرت آمریکا رو به افول است و این غروب، با دستان ملتی رقم می‌خورد که آموخته است «ما می‌توانیم» تنها راه غلبه بر «آن‌ها نمی‌گذارند» است. ایران امروز نه فقط یک کشور، که یک ایده و الهام‌بخش است؛ ایده‌ای که ثابت کرد قدرت واقعی از صندوقچه‌های اسلحه‌ی ابرقدرت‌ها بیرون نمی‌آید، از دل ایمان و غیرت مردمی سرچشمه می‌گیرد که حاضرند برای عزت خود، با تمام دنیا بایستند. ایرانیان در همین روزهایی که از جنگ گذشته نشان دادند که اینجا ایران است و این‌ مردان و زنان و کودکان، شیرمردان و شیرزنان و شیربچه‌هایی هستند که دشمن هرگز نخواهد توانست با روایت غلط آنها را مصادره کند. 

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز