خبرگزاری کار ایران

در گفتگو بایک نویسنده مطرح شد؛

تاریخ شفاهی تجربه‌های امنیتی، اقتصادی و سیاسی افراد مهم را زنده نگاه می‌دارد/ تزریق میلیاردها دلار به بنیاد فورد و هاروارد نشان‌دهنده خروجی مهم تاریخ‌نگاری است

تاریخ شفاهی تجربه‌های امنیتی، اقتصادی و سیاسی افراد مهم را زنده نگاه می‌دارد/  تزریق میلیاردها دلار به بنیاد فورد و هاروارد نشان‌دهنده خروجی مهم تاریخ‌نگاری است

در نهادهایی مانند وزارت نفت یا برخی مجموعه‌های نظامی و امنیتی، تاریخ شفاهی‌نویسی از آن جهت اهمیت دارد که افراد در موقعیت‌هایی منحصربه‌فرد قرار گرفته‌اند و تجربیات و دانش آن‌ها صرفا دارایی شخصی نیست، بلکه متعلق به ساختار و سازمانی است که آن‌ها را پرورش داده است.

به گزارش خبرنگار ایلنا، کتاب‌های مربوط به حوزه تاریخ شفاهی این روزها با استقبال مخاطبان مواجه شده است. از سویی دیگر پژوهشگران و نویسندگان بسیاری نیز در این حوزه فعالیت می‌کنند. اما این شغل جذاب از دور زیباست، چراکه حداقل درآمد را برای محققان به همراه دارد و همین امر موجب شده دانش‌آموزان و دانشجویان تاریخ را از رشته‌های تحصیلی خود خط بزنند. 

بسیاری آن‌را در زمره ناداستان می‌دانند اما تاریخ شفاهی بیشتر روایتی مستندگونه و تاریخی است تا داستانی. به هرروی برای ثبت وقایعی که توسط تاریخ‌نویسان روایت نمی‌شوند، بسیار مهم و حیاتی است. 

محمد رحمانی، نویسنده و پژوهشگر تاریخ به خبرنگار ایلنا گفت: تاریخ شفاهی جزو شیوه‌های مدرن تاریخ‌نگاری محسوب می‌شود. البته در این حوزه نقاط ضعفی نیز وجود دارد، با عده‌ای از کنشگران تاریخی مواجه‌ایم که توانایی نگارش ندارند، اما در عین حال سمت و مسئولیت‌های مهمی برعهده داشتند یا اتفاقاتی بسیار مهم را تجربه کرده‌اند اما نمی‌توانند خود به نگارش خاطراتشان بپردازند؛ توانایی، انگیزه یا وقت کافی ندارند.

او افزود: در این میان افرادی با تخصص و تجربه لازم، وظیفه نگارش و ثبت تاریخ افراد مهم را برعهده گرفتند. باتوجه به توانایی این افراد، به عنوان پژوهشگر یا نویسنده به گردآوری خاطرات افراد مهم پرداختند. به طور نمونه خاطرات فرد را ضبط کرده و تبدیل به کتاب کردند که این اقدامات و فعالیت‌ها، در حوزه تاریخ شفاهی قرار می‌گیرند.

رحمانی گفت: در گذشته شرایط به این صورت نبوده که فردی دیگر خاطرات اشخاص مهم و تاثیرگذار یا علاقمند به ثبت خاطرات را ثبت و ضبط کرده و تبدیل به کتاب کند؛ خود فرد خاطراتش را به روش‌های مختلف به عنوان خاطرات منتشر می‌کرد.

معایت و نقص‌های تاریخ شفاهی

او افزود: البته تاریخ شفاهی ایراداتی هم دارد، در بسیاری از مواقع این کتاب‌ها آنچنان که باید مستند نیستند، سال‌های سال از خاطرات فرد گذشته و با توجه به شرایط امروز آن خاطرات را به خاطر می‌آورد و مستندات را منتشر می‌کند، این امر از اعتبار اثر می‌کاهد. بسیاری ممکن است قسمتی از خاطرات خود را فراموش کرده باشند، یا خاطرات دیگران را به عنوان خاطرات خودشان جایگزین کنند که مساله‌ای عمدی نیست و روانشناسی است.

این پژوهشگر تاریخ گفت: پژوهشگران نیز زمانی که در حوزه تاریخ شفاهی فعالیت می‌کنند، پژوهش عمیق نمی‌کنند و خاطرات و مستندات را صحت‌سنجی نمی‌کنند؛ صرفا خاطرات و مصاحبه فرد را ضبط کرده و آن‌را پیاده می‌کنند.

او با اشاره به اهمیت تاریخ شفاهی بیان کرد: تمامی مدارک، اسناد و اتفاقاتی که در تاریخ رخ می‌دهد در اسناد دولتی ثبت نمی‌شود. به همین روی تاریخ شفاهی اهمیت بالایی دارد.

تفاوت‌های خاطره‌نگاری با تاریخ شفاهی

رحمانی درباره تفاوت‌های تاریخ شفاهی با خاطره‌نگاری بیان کرد: خاطرات را خود فرد می‌نویسد اما تاریخ شفاهی حرفه‌ای‌تر است چراکه محقق این حوزه تلاش می‌کند حقیقت را کشف کند و اگر اتفاقی واقعی رخ داده باشد که نیاز به توضیح و پاسخگویی باشد، محقق مانند یک روزنامه‌نگار با فرد وارد چالش می‌شود تا زوایای آن اتفاق را پیدا کند. در حقیقت پژوهشگر تاریخ شفاهی نقش مصاحبه‌کننده را دارد و همین موجب می‌شود تا تاریخ شفاهی دقیق‌تر، حقیقی‌تر و مهم‌تر از خاطره‌نگاری باشد.

او افزود: مثال این امر نیز خاطرات تاریخ شفاهی است که از آقای عزت‌شاهی منتشر شده است. ابتدا این خاطرات به صورت خام و مصاحبه ساده توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شد اما اقبالی صورت نگرفت چراکه شیوه‌های نگارشی و پژوهشی حرفه‌ای رعایت نشده بودند. اما محسن کاظمی در انتشارات سوره همان اثر را منتشر کرد و استقبال بسیاری از آن شد، این اثر در زمره جریان‌سازترین کتاب‌های تاریخ انقلاب است.

رحمانی گفت: همان خاطرات و روایت به دو روش منتشر شد و از روایت دوم استقبال بیشتری شد. اگر خود عزت‌شاهی قرار بود خاطراتش را منتشر کند، با روایت خوب و قابل قبولی مواجه نبودیم چراکه او توانایی این کار را نداشت.

انتشار کتاب‌های سفارشی توسط سلبریتی‌ها و سیاسیون

او درباره این‌که در گذشته برخی سیاستمداران و سلبریتی‌ها خاطراتشان را به نویسنده‌ای سفارش می‌دادند و در نهایت به نام خود منتشر می‌کردند، بیان کرد: تاریخ شفاهی روشی بسیار علم و پیشرفته است؛ در گذشته افراد برای تبلیغ خود کتاب منتشر می‌کردند، یک نویسنده درجه دو و سه نیز نگارش کتاب را برعهده می‌گرفت و به نام سفارش‌دهنده منتشر می‌شد. بیشتر برای تبلیغات و رزومه‌سازی بود.

رحمانی گفت: در تاریخ شفاهی اگر کار به درستی صورت بگیرد، نه به هدف تبلیغات بلکه به منظور کشف حقیقت تاریخی انجام می‌شود. در کشورمان نهادهایی هستند که در زمینه تاریخ شفاهی پژوهش می‌کنند. حوزه هنری و مرکز اسناد انقلاب اسلامی   از آن جمله‌اند.

او افزود: در این نهادها برای کسی تبلیغات صورت نمی‌گیرد بلکه گفتگو‌ها چالشی انجام می‌شوند، افراد مصاحبه شونده نیز پولی بابت مصاحبه پرداخت نمی‌کنند، بنابراین پژوهشگر آزاد است که پژوهش عمیقی انجام دهد.

رحمانی با اشاره به عدم گردش مالی و عدم توجه به علوم انسانی و تاریخ، بیان کرد: این موارد موجب شده افراد و کارشناسان ضعیف در این حوزه فعالیت کنند که همان‌ها هم اگر فرصت شغلی بهتری بیابند قطعا در این حوزه به کار خود ادامه نخواهند داد. این موارد آسیب‌های بسیاری به حوزه تاریخ در کشورمان وارد کرده است.

او افزود: افرادی که در این حوزه فعالیت می‌کنند یا به صورت خصوصی در آن مشغول به کارند یا کارمند نهادی هستند؛ فردی که خصوصی در این حوزه فعالیت می‌کند اگر حق تالیف هم دریافت کند، معمولا 10 درصد از قیمت کتاب است. به دلیل کاهش سرانه مطالعه در کشورمان تیراژ کتاب‌ها در بهترین حالت بین 500 تا هزار نسخه است، بنابراین محقق برای تالیف اثری که یک تا دوسال از زمان او را به خود اختصاص داده، تنها 50 میلیون تومان دستمزد دریافت می‌کند.

رحمانی گفت: دستمزد یک محقق تاریخ شفاهی برابر با حقوق یک ماه یک کارمند عادی است که کار خاصی هم انجام نمی‌دهد. حال فرض کنیم که محقق کارمند یک نهاد تاریخی باشد. برخی نهادها کاملا سفارشی‌نویس هستند، به علت وجود مدیران غیرتاریخی و غیرمتخصص در پی این هستند که به اهداف سیاسی خود دست یابند و سوژه‌های مرتبط با اهداف و یا سفارشی که گرفته‌اند ارائه می‌کنند که بخش اصلی سوژه مغفول واقع می‌شود.

او افزود: کارمندان نهادهای تاریخی معمولا کمترین حقوق را دریافت می‌کنند. نتیجه حوزه تاریخ نگاری این است که محققان در تنگنای مالی و رفاه حداقلی هستند. پیام آن به نخبگان و نوجوانان این است که در این حوزه فعالیت نکنند و در رشته‌هایی تحصیل کنند که درآمد بالاتری دارد. درنتیجه افرادی وارد این حوزه می‌شوند که فرصت‌های شغلی دیگری نصیبشان نشده است یا در معدود مواردی افرادی که عاشق تاریخ هستند و دوست دارند در این فضا نفس بکشند، وارد این حوزه می‌شوند. اما نمی‌توان صرفا به این افراد تکیه کرد و باید ساختار داشته باشیم.

رحمانی گفت: مجموعه تاریخ شفاهی دانشگاه هاروارد سال‌هاست به طور جدی در این حوزه فعال است. فارغ از بحث دسترسی‌پذیری ــ که در مقایسه با نهادهای داخلی با محدودیت‌های بسیار کمتری همراه است و خود موضوعی مهم محسوب می‌شود ــ پشتوانه نهادهایی مانند بنیاد فورد و دانشگاه هاروارد و تزریق میلیاردها دلار بودجه به تیمی چندنفره، باعث شده خروجی این پروژه‌ها اثری قابل توجه و ماندگار داشته باشد. طبیعی است که افرادی هم که به این پروژه‌ها جذب می‌شوند، از نظر اعتبار علمی و حرفه‌ای، چهره‌های کم‌اهمیتی نیستند.

او افزود: در مقابل، در برخی نمونه‌های داخلی شاهد ده‌ها سفر پژوهشی در اروپا هستیم که حتی در چارچوب‌های نظری اعلام‌شده نیز به دشواری قابل دفاع‌اند. نکته مهم دیگر این است که تاریخ شفاهی الزاما واجد روایت داستانی نیست. ناداستان، به عنوان یک قالب، پدیده‌ای جدیدتر است و در مرز میان مستندنگاری و روایت قرار می‌گیرد. در حوزه مستندنگاری، برخی جریان‌ها ــ که گاه از یزدانی خرم به عنوان سردمدار آن یاد می‌شود ــ به سمت آثاری رفته‌اند که هرچند خواندنی‌اند، اما از میزان مستندبودن اثر می‌کاهند.

رحمانی گفت: وقتی یک موضوع ماهیت داستانی پیدا می‌کند، نویسنده ناچار است جزئیاتی را اضافه کند که لزوما در واقعیت به همان شکل وجود نداشته یا به یاد نمانده‌اند. نویسنده با وام گرفتن از هسته‌های واقعی ماجرا، جزئیاتی می‌سازد تا روایت جذاب شود. برای مثال، خاطره‌ای که از هشت‌سالگی فردی ثبت می‌شود، اگرچه ممکن است چهار پارامتر اصلیِ دارای ارزش تاریخی ــ مانند روابط خانوادگی، موقعیت اجتماعی و شرایط زیستی ــ را داشته باشد، اما جزئیات دقیق آن دوره معمولا در حافظه باقی نمانده است.

او افزود: در ناداستان نیز، با وجود نام‌گذاری‌اش، همین مساله وجود دارد. وقتی قرار است متن به روایتی جذاب برای مخاطب عمومی تبدیل شود، ناچار جزئیاتی مانند نوع لباس، حالات چهره یا فضاپردازی اضافه می‌شود؛ جزئیاتی که لزوما مبتنی بر حافظه دقیق نیستند، اما برای ارتباط با مخاطب عمومی ضروری به نظر می‌رسند. تاریخ‌نگار کلاسیک از ورود به این حوزه پرهیز می‌کند، چون معتقد است این کار اعتبار مستندنگاری را کاهش می‌دهد. اما زمانی که هدف جلب توجه مخاطب عام باشد، گریزی از این مسیر نیست.

رحمانی گفت: شاید راهکار، تولید همزمان دو نسخه از یک موضوع باشد: یک روایت دقیق و وفادار به داده‌های تاریخی، و یک برداشت آزاد داستانی. این تفکیک می‌تواند مانع از تحریف ناخواسته تاریخ در ادوار بعدی شود. در حوزه علوم انسانی، بسیاری از واژه‌ها ــ از جمله جستار ــ تعریف‌های مشترک و تثبیت‌شده‌ای ندارند و رسیدن به تعریف واحد، کاری بسیار دشوار است. با این حال، درباره ناداستان تا حد زیادی به فهم مشترک رسیده‌ایم.

او افزود: موفقیت تاریخ شفاهی نیز تا حد زیادی به عمومی‌بودن آن بازمی‌گردد. برای نمونه، درباره «اصغر قاتل» دو نسخه متفاوت منتشر شده است که هم مولفان و هم مجموعه منتشرکننده بر تفاوت ماهوی آن‌ها اتفاق نظر دارند: یکی کاملا مستند و دیگری بازآفرینی‌شده در قالب ناداستان. نسخه ناداستان مخاطبان بسیار بیشتری پیدا کرده، هرچند اثر مستند نیز از نظر کیفی قابل دفاع است.

رحمانی گفت: واقعیت این است که انسان به قصه، روایت و جزئیات نیاز دارد. آثار خشک و کلاسیک، همچنان مخاطبان خاص خود و جایگاه ارجاع پژوهشی‌شان را حفظ می‌کنند، اما مخاطب عمومی امروز ــ که بیش از کتاب، درگیر شبکه‌های اجتماعی و روایت‌های کوتاه و انفجاری است ــ جذب فرم‌های دیگری می‌شود. در این میان، گونه دوم جذاب‌تر است و گاهی رویکردی شبه‌روشنفکرانه در ادبیات ایجاد می‌کند که صرفا پژوهشی نیست و فضایی تازه می‌سازد.

او افزود: تاریخ شفاهی از ظرفیت بالایی برای جذابیت برخوردار است و می‌تواند در حوزه‌های مختلف کاربرد داشته باشد. به همین دلیل، بسیاری از مجموعه‌های حاکمیتی، دولتی و حتی خصوصی به دنبال ثبت تاریخ مدیران و چهره‌های کلیدی خود هستند. این کار صرفا ثبت تاریخ نیست، بلکه نوعی انتقال تجربه و دانش سازمانی به نسل‌های بعدی محسوب می‌شود.

رحمانی گفت: در نهادهایی مانند وزارت نفت یا برخی مجموعه‌های نظامی و امنیتی، این رویکرد از آن جهت اهمیت دارد که افراد در موقعیت‌هایی منحصربه‌فرد قرار گرفته‌اند و تجربیات و دانش آن‌ها صرفا دارایی شخصی نیست، بلکه متعلق به ساختار و سازمانی است که آن‌ها را پرورش داده است. در گذشته، با بازنشستگی این افراد، تجربه‌ها به حاشیه می‌رفت، اما امروز در حوزه‌های اقتصادی، امنیتی و فرهنگی، شرایط تازه‌ای شکل گرفته است.

این نویسنده و پژوهشگر تاریخ بیان کرد: برای مثال، روابط یک سردبیر با خبرنگاران و منابع خبری، پر از جزئیات و اتفاقاتی است که هرگز در گزارش‌های رسمی ثبت نمی‌شود یا انتشار آن‌ها در زمان وقوع صلاح نبوده است. اما وقتی با فاصله زمانی و به عنوان یک کار مستقل به آن‌ها نگاه می‌شود، داده‌هایی فراتر از تاریخ‌نگاری رسمی تولید می‌شود.

او افزود: در روزنامه‌نگاری، نمونه‌ای مانند خاطرات آقای بلوری که بخشی از آن را برای یک روزنامه‌نگار جوان روایت کرده و بعدها در قالب کتابی از سوی نشر نی منتشر شده، تصویری متفاوت از دهه‌های ۴۰ تا ۷۰ ارائه می‌دهد؛ مطالبی که هرگز در کیهان منتشر نشده‌اند و به روشنی نقش جریان‌های سیاسی، از جمله توده‌ای‌ها، و نوع برخورد دستگاه امنیتی را نشان می‌دهند. در نهایت، هرچه تاریخ شفاهی زودتر منتشر شود، امکان گفت‌وگو، نقد و دیالکتیک درباره آن بیشتر خواهد بود؛ و همین، مهم‌ترین امتیاز آن در قیاس با تاریخ‌نگاری بسته و رسمی است.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز