نزاع بیپایان قدرت در افغانستان و مسئولیت همسایگان
داشتن بیشترین مرز با کشور افغانستان و جایگاه نزدیکترین همسایه به این کشور از نظر فرهنگی و تاریخی موجب آن شده که سرنوشت کشور افغانستان خواه ناخواه هم بر مردم ایران تأثیر بگذارد و هم برایشان مهم باشد، شاید شاهد تاریخی آن حضور چندین ساله پناهجویان افغانستانی در خاک ایران بود که از جنگ در افغانستان به ایران پناه آورده بودند.
افغانستان کشوری با ۳۶ میلیون نفر جمعیت تنها نیم درصد از جمعیت دنیا را در خود جای داده اما شاید بتوان گفت از یکی از اصلیترین سوژههای خبری دنیا طی ۴۰ سال گذشته بوده، شاید بتوان ادعا کرد این کشور بعد از کودتای سفید داوودخان علیه پسر عمویش محمد ظاهرشاه دیگر هیچگاه روی آرامش را به خود ندید.
این کشور با وجود داشتن رودخانهها، معادن بزرگ و ارزشمند، جمعیتی جوان و توانمند به دلیل نزاع بیپایان قدرت بین گروههای مختلف از جهتی و نزاعهای پشتپرده قومی، امروز بعد از سالها همچنان در ابعاد مختلف درگیر نزاع قدرت بین گروههای مختلف است از طرفی طالبان به عنوان نماد بنیادگرایی دینی در این کشور به دنبال بسط قدرت خود و تعیین سهمی قهری، اجباری و قابل توجه برای خود میباشد، این گروه هیچگاه حکومت فعلی افغانستان که بعد از حمله آمریکا مستقر شده بود را به رسمیت نشناخت و از سال ۲۰۰۱ تاکنون بدون هیچ وقفهای حملات خود را علیه دولت و مردم افغانستان ادامه داده، تلاشها برای صلح توسط دولتهای قبل و کنونی افغاستان با این گروه نه تنها بینتیجه ماند بلکه رهبر شورای صلح دکتر ربانی نیز توسط طالبان کشته شد، این در حالی است که بعد از جریان انقلابات کشورهای عربی و ظهور داعش در سوریه و عراق این گروه هم در افغانستان نیز فعال شد، البته هر چند مسئولان افغان مدعی نابودی این گروه در افغانستان شدند اما برخی کارشناسان این ادعا را درست نمیدانند.
از طرف دیگر از زمان سقوط طالبان رقابت شدید اما نه چندان آشکاری بین مجاهدین افغان که در جنگ با نیروهای شوروی و همینطور طالبان فعالانه حضور داشتهاند در مقابل افغانهای ساکن و تحصیل کرده آمریکا و اروپا برای به دست گرفتن قدرت وجود داشته و همچنان ادامه دارد، نمونههای این رقابت را بین عبدالله عبدالله و اشرف غنی و یا تلاش زلمی خلیلزاد برای تعیین جایگاه ویژهای در انحصار خود میتوان دید.
رقابت دیگری که برای تصاحب قدرت بعد از سقوط ظاهرشاه تاکنون در جریان است رقابت قومی در این کشور است، افغانستان کشوری است با تنوع قومی، اقوامی همچون پشتون، تاجیک، هزاره، ازبک، ایماق، ترکمن و بلوچها در این کشور حضور دارند، بیشترین جمعیت اما متعلق به اقوام پشتون و تاجیک و سپس هزارهها و ازبکها میباشد در نتیجه رقابت سنگینی به صورت همیشگی بین این اقوام نیز وجود داشته، به عنوان نمونه با وجود حضور اکثر اقوام در بین مجاهدین افغان اما حکومت مجاهدین توسط ربانی و احمدشاه مسعود که تاجیک بودند مدیریت میشد و همین موضوع موجب نزاع و تنش آنها با گلبدین حکمتیار پشتون شد.
کشورهای خارجی نیز همیشه سعی داشتهاند در حاکمیت افغانستان به واسطه افراد نزدیک به خود سهم و نقش داشته باشند، شوروی تلاش داشت از طریق حاکم کردن حزب دموکراتیک خلق افغانستان و خصوصا ببرک کارمل نفوذ خود در افغانستان را تام و تمام سازد، پاکستان و عربستان سعودی از طریق حمایتهای علنی خود از طالبان نیز همین تلاش را داشتند و ایالات متحده نیز سعی داشت با حمایت برخی از افغانهای تحصیل کرده آمریکا و همچنین بخشی از نیروهای مجاهدین نفوذ خود در افغاستان را گسترش دهد.
شاید بتوان به وضوح دید که نزاع قدرت در افغانستان تا همین حالا نیز حول همین سه محور است، طالبان با دور زدن دولت افغانستان برای تعیین سرنوشت خود و افغانستان با دولت آمریکا مذاکره میکننژد، عبدالله عبدالله از بازماندگان مجاهدین و از یاران احمد ژشاه مسعود در حال رقابت با محمد اشرف غنی شهروند، ساکن و تحصیل کرده آمریکاست و همچنین رقابت قومی نیز به واسطه عبدالله عبدالله که از مادری تاجیک و البته پدری پشتون زاده شده با محمد اشرف غنی که در واقع نامش اشرف غنی احمدزی فردی متعلق به طایفه احمدزی از طوایف به نام پشتون در جریان است.
انتخابات سال ۱۳۹۳ و ۱۳۹۸ ریاست جمهوری افغانستان متأثر از این رقابتهای شدید بود، هر چند انتخابات سال ۱۳۸۸ افغانستان نیز با اعتراض عبدالله عبدالله همراه بود منتهی بنابر دلایل متعدد عبدالله در آن سال قصد رویارویی شدید با حامد کرزی را نداشت، اما در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۳ رقیب عبدالله عبدالله، اشرف غنی احمدزی بود، در دور اول انتخابات عبدالله پیروز شد اما در دور دوم کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان اشرف غنی احمدزی را پیروز میدانست، همین موضوع موجب اعتراض شدید عبدالله عبدالله و حامیان وی در سطح کشور شد، تلاشهای شخصیتهای داخلی و خارجی برای حل موضوع بینتیجه ماند.
جان کری وزیر وقت خارجه ایالات متحده آمریکا با سفر به افغانستان طی جلساتی با دو نامزد اصلی و مدعی انتخابات سعی در اقناع طرفین برای پذیرش یک تفاهم داشت، چند ساعت بعد در کنفرانس خبری با حضور دو نامزد و جان کری نتیجه اعلام شد، قرار شده کلیه آرای تقلبی از نتیجه انتخابات حذف شوند و همچنین اعلام شد دولت وحدت ملی تشکیل میشود. بعد از اعلام مجدد پیروزی اشرف غنی، عبدالله عبدالله ریاست جمهوری اشرف غنی را پذیرفت و در عوض قرار شد وی جایگاهی تحت عنوان ریاست اجرایی را برعهده گیرد، شاید ظاهرا قائله خوابیده بود اما شاید بتوان گفت درست از همینجا قائله جدیدی شکل گرفت.
از جهتی میتوان مدعی شد نتیجه آن مذاکرات راه را برای به تقلب کشاندن و منازعه بعد از هر انتخابات دیگری در افغانستان باز کرد، پر واضح است که هر کدام از نامزدها که پیروز انتخابات و منتخب مردم بوده میبایست دولت را تشکیل میداد و نامزد شکست خورده از صحنه رقابت کنار میرفت، اما حضور قدرتمند و خشن طالبان در مناطق مختلف این کشور و همچنین تسلط آنها بر برخی مناطق، نفوذ جناحبندیهای ذکر شده در دل کمیسیون انتخابات که طبق قانون اساسی باید مستقل میبود، رواج بسیار زیاد فساد اداری در ارکان مختلف حکومت، مسلح بودن گروههای مختلف رقیب سیاسی بدون هماهنگی با دولت و ارتش، اعمال نفوذ کشورهای دیگر در انتخابات افغانستان همه و همه از برگزاری یک انتخابات سالم و سراسری در این کشور جلوگیری میکند، همین موضوع موجب آن شده که نامزدهای مختلف انتخابات ریاست جمهوری در این کشور با جمعیتی نزدیک به ۳۶ میلیون نفر حداکثر ۴ میلیون رأی کسب میکنند.
اما این موضوع طبق پیشبینیها مجددا در انتخابات ۱۳۹۸ نیز تکرار شد، این بار نیز قبل از اعلام نتایج انتخابات دو نامزد اصلی یعنی رئیسجمهور غنی و رئیس هیئت اجرایی عبدالله اعلام کردند پیروز انتخابات در دور اول هستند، این موضوع اما موجب اضافه شدن بحرانی دیگر به بحران های همیشگی این کشور بود، بحرانی که در ادامه نزاع قدرت در این کشور است، این بار نیز تلاشهایی برای توافق و رفع مشکل آغاز شد؛ از شخصیتهای داخلی و خارجی تا سفر مایک پمپئو وزیر خارجه ترامپ به افغانستان تا شاید بتواند همچون جان کری موضوع را حل و فصل کند اما بدون هیچ نتیجه به واشنگتن بازگشت.
ایران اما با داشتن بیشترین مرز با کشور افغانستان و نزدیکترین همسایه به این کشور از نظر فرهنگی و تاریخی موجب آن شده که سرنوشت کشور افغانستان خواه ناخواه هم بر مردم ایران تأثیر بگذارد و هم برایشان مهم باشد، شاید شاهد تاریخی آن حضور چندین ساله پناهجویان افغانستانی در خاک ایران بود که از جنگ در افغانستان به ایران پناه آورده بودند.
نگرانی از وضعیت مردم افغانستان و همچنین بروز یک جنگ داخلی دیگر در این کشور و تأثیر بر سرنوشت مردم ایران موجب آن شده تا تلاشهای جدیدی توسط محمد جواد ظریف دیپلمات کارکشته و وزیر خارجه ایران آغاز شود، محمد جواد ظریف در این زمینه با محمد اشرف غنی و عبدالله عبدالله تماسهایی داشته، وی همچنین با محمد حنیف اتمر سرپرست وزارت خارجه افغانستان، مولود چاوش اوغلو وزیر خارجه ترکیه و محمد بن عبدالرحمن آل ثانی وزیر خارجه قطر نیز مذاکراتی را آغاز کرده است،
ترکیه به واسطه ارتباط حسنه با گروههای مختلف افغانی خصوصا افرادی همچون ژنرال دوستم که از شخصیتهای پرنفوذ و نزدیک به طرفین درگیر در این کشور، است میتواند یکی از کشورهایی باشد که در حل مناقشات داخلی افغانستان نقش کلیدی داشته باشد، از طرف دیگر به دلیل حضور دفتر و بخشی از رهبران طالبان در دوحه قطر و طبیعتا وابستگی نسبی طالبان به حاکمان این کشور قطر نیز میتواند نقش بسیار مهمی در بحرانهای افغانستان داشته باشد، محمدجواد ظریف طبیعتا در تلاش است تا این مناقشه با همکاری کشورهای همسایه و منطقه حل و فصل شود تا اثبات کند کشورهای منطقه خاورمیانه میتوانند بدون دخالت و اعمال نظر کشورهایی با هزاران کیلومتر فاصله همچون ایالات متحده، مشکلات و منازعات خود را حل و فصل کنند. باید منتظر ماند و دید ظریف در ادامه تلاشهای خود با کدام کشورهای دیگر منطقه ارتباط برقرار خواهد کرد، انتظار میرود کشورهای پاکستان و هندوستان و همچنین دیگر کشورهای عربی نیز برای حل این مناقشه با محمد جواد ظریف همکاری داشته باشند.
البته همه این تلاشها در صورتی موفق خواهد بود که افراد قدرتمند در حکومت افغانستان حداقل تا زمانی که طالبان همچنان در حال تلاش برای ربودن قدرت از دست آنان و ایجاد یک حکومت بنیادگرا و خطرناک در منطقه است میزان پذیرش و تحمل همدیگر را افزایش دهند و در کنار آن قانون اساسی افغانستان به گونهای اصلاح شود تا منازعات تاریخی این کشور در دل قانون قابل حل و فصل شدن باشد و نیازی به رقابتهای مسلحانه و حذف همدیگر نباشد.
شهریار حسینبر
کارشناس مسائل منطقه