روندهای ظالمانه جهانی به نقطه زوال نزدیک شدهاند
نماینده رهبر معظم انقلاب اسلامی در شورای عالی امنیت ملی گفت: از آنجا که روندهای ظالمانه جهانی به نقطه زوال نزدیک شدهاند، دشمنان احساس تهدید وجودی میکنند.
به گزارش ایلنا، سعید جلیلی در برنامه گفتگوی ویژه خبری افزود: در طول ۴۷ سال گذشته، دشمنی با ملت ایران محدود به یک جریان سیاسی خاص در آمریکا نبوده است. جمهوریخواهان و دموکراتها در مقاطع مختلف، سیاستهای خصمانه و تهدید علیه ملت ایران را دنبال کردهاند.
سؤال : پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی با این جملات آغاز می شود که روز ملی مبارزه با استکبار جهانی و روزی است که مجموعه ای از نقاط عطف صف آرایی جبهه حق در مقابل جبهه باطل و جبهه مظلوم در مقابل جبهه ظالم را در خودش جمع کرده است. آنچه که رهبری در ابتدای پیام شان به آن اشاره می کنند و تأکید می کنند ناظر بر چه موضوعی است؟
جلیلی: به نظر می رسد موضوع روندهایی که امروز در صحنه جهانی، در صحنه منطقه و همینطور در کشور ما، در این دهه های اخیر جاری بوده و ادامه پیدا کرده تا به امروز، به نقاط مهمی رسیده که آن نقاط یک نقطه بزنگاهی مهمی را در این مقطع شکل داده است. مجموعه ای از نقاط عطف شکل گرفته که امروز در نقطه بزنگاهی است. روندهایی در عرصه بین المللی جاری بوده که بسیاری از این روندها نادرست بوده، ظالمانه و اشتباه بوده است. اما مدت ها و دهه ها به ویژه بعد از جنگ جهانی دوم، با مناسبات جدیدی که شکل گرفت، نزدیک به 80 سال روند غلطی ادامه داشت و تا امروز هم ادامه دارد.
امروز خود آنها به این باور رسیده اند که این روندها دیگر نمی تواند ادامه پیدا کند، یک تهدید وجودی پیدا کرده است. این در سطح جهانی اش است. در موضوعات و در مناطق مختلف هم این روندهای نادرست، نادرستی و غلط بودن خودش را بیش از همیشه نشان می دهد. اینجا چیزی که اهمیت دارد اینکه نقش ملت ایران است. اینکه عرض کردم باید با افتخار به این ملت درود فرستاد این است که ملت ما پیشگام بوده است. اگر شناخت این روندهای نادرست، در به چالش کشیدن آن، در فریاد زدن اینکه این روندها روندهای غلطی است، اینها نمی تواند برای ملت ها، امنیت و آرامش و سعادت و پیشرفت بیاورد، در اینها ملت ما پیشگام بودند در اینکه این را فریاد بزند. امروز همه دنیا به حقانیت این ملت و حرف هایی که ملت ما از 47 سال به ویژه با انقلاب اسلامی بیان کرد معترف است و همه پذیرفته اند. حرف هایی که ملت ما از ابتدای انقلاب اسلامی مطرح می کرد امروز از اروپا و شهرهای آمریکا شنیده می شود و همینطور همه آزادگان عالم این را امروز فریاد می زنند.
نکته مهم اینکه در تمام این آزادیخواهی ملت ما و به چالش کشیدن این روندهای غلط، دشمن مرتب درحال هجمه و حمله به ملت ما بود. آزادیخواهی و استقلال ملت ما را برنمی تابید. حملات مختلفی می کرد، از کودتای 28 مرداد گرفته که بیش از 70 سال پیش بود که حاکمیت ملی ملت ما را برنمی تابید. طمعی که به منابع کشور ما، نفت ما، ثروت ما داشت که تا همین جنگ اخیر رسماً بیان می کند که می خواهم نفت داشته باشم تا هدف قرار دادن دانش ملت ما، دانشمندان ملت ما. جنگنده بلند می کنند و جنگی را شروع می کنند و به خانه دانشمندان و به دانش آموزان ما حمله می کنند. معیشت و سلامت ملت ما را هدف قرار داده بود. تحریم هایی که در کالاهای اساسی و دارو می کنند، در مناسباتی که ملت ما می خواهد برای پیشرفت داشته باشد، همه این کارها را انجام داده است.
یکی از چیزهایی که در این سال ها تهدید به آن می کرد، اینکه حالا این کارها را انجام داده ام، الان گزینه نظامی هم روی میز است. تهدیدی را همیشه بیان می کرد که بله این تهدیدها و فشار حداکثری تازه بعد از آن تهدید نظامی است. در یکی دو سال گذشته آن را هم عملی کرد. آخرین تیر در ترکش اش را هم آورد. این رفتاری هم که در این 47 سال انجام داد در دشمنی با ملت ما، حرکت هایی بود که فراتر از جریان خاص در آمریکا بود، هم جمهوری خواه و هم دموکرات هایشان، در مقاطع مختلف تهدید می کردند و گزینه نظامی و بحث های دیگر و این موضوعات را دنبال می کردند.
اما نقطه مهم این است که چرا امروز ما می گوییم در نقطه بزنگاهی قرار گرفته ایم، نه ما بلکه جهان. برای این است که این روندها به نقطه زوال خودشان نزدیک شده اند. اینها احساس تهدید وجودی می کنند. لذا آخرین تیرهای در ترکش شان را رو می کنند. اینها به نقطه ای دارند می رسند که خودشان می دانند این نقطه برگشت ناپذیر است. تهدید وجودی برای چه است؟ برای نظام سلطه و برای مناسبات غلط است. امروز همین هایی که زمانی با هم متحد می شدند، الان متحدان آنها هم حرف های آنها را دنبال نمی کنند یا بالعکس آن چیزی که شما می بینید در مباحثی که است او به متحدان اش هم رحم نمی کند. همین نگاه های زیاده خواهانه و تجاوزکارانه را حتی به متحدان شان دارد که «گریلند» باید اینطور شود، کانادا باید اینطور شود، تعرفه های فلان کشور اینطور شود. اینها دارد به نقطه بزنگاهی می رسد که اینجا نقش ملت ایران بسیار ارزشمند است، نقشی برجسته، پیشگام و پیش رو است و خروجی آن همین هایی که با ما دشمنی می کردند که به اصطلاح خودشان در آن تصورات باطلی که داشتند، فکر می کردند موفقیت هایی به دست بیاورند. امروز دیگر این ادعاها و اظهارات و ادعای ما نیست، اعتراف های خود آنها است که بیان می کنند ایران یکی از چهار قدرت مؤثر و تأثیرگذار جهان شده است. نه اینکه در منطقه، امروز خود آنها همین کسی که جنگ را کمتر از یک سال گذشته علیه ملت ما شروع کرد، می گفت: ظرف 3 یا 3 هفته تمام می کنم، الان شکست سنگینی در داخل کشور خودش خورده و می گوید این بخاطر جنگ علیه ایران بوده است.
زمانی این را ما می گوییم می گویند این تحلیل شما است، این را معاون رئیس حاکم بر آمریکا بیان و بعد خودش هم تأیید می کند. این نشان می دهد این قدرت تأثیرگذار است. کسی که خودش را قدرت اول نظامی، فناوری، اقتصادی و غیره می دانست، با همه ظرفیت اش بدترین جنگ را شروع می کند. خودشان بیان می کنند جنگ ما اصلاً اصطلاح داشتند، سرزنی. از اول جنگ را از کدام نقطه شروع می کنند؟ از کشور دوست، از شهادت رهبری معظم انقلاب. هدف را اینطوری شروع می کند و بعد هم می گوید تمام می کند. امروز به چه نقطه و استیصال و به چه نقطه شکستی رسیده است که هم ابهت اش و هم حیثیت اش و نه تنها ابهت و حیثیت اش بلکه خودشان هم می گویند معیشت اش همه تحت تأثیر قرار گرفته است.
یادم است زمانی که اوباما رئیس جمهور بود می گفت تنگه هرمز جزء منافع حیاتی ما است. منافع نامشروعی برای خودشان تعریف می کنند بعد هم بالاترین رده را به آن می دهند، می گویند منافع حیاتی. امروز ما به چه نقطه ای رسیده ایم، به نقطه عطفی رسیده ایم که در همان تنگه هرمز که اوباما در زمان ریاست خودش می گفت اینجا منافع ما است. امروز همان اوباما می گوید ایران در تنگه هرمز حق وتو دارد. این چه قدرتی است؟ یعنی اینکه می تواند از حق خودش دفاع کند. در همین موضوع اینکه شما بتوانید از حقوق ات دفاع کنی یک بحث مهم همیشه مطرح بوده است. اصلاً برای چه روند رفتارهای آمریکا اینقدر رفتارهای مستکبرانه بود؟ برای اینکه او برای خودش اختیاراتی را قائل بود. اقتداری را برای خودش تعریف می کرد و می گفت: من با کسی توافقی ببندم دلیلی ندارد من آن توافق را انجام بدهم و آنها باید انجام دهند.
در این 10 سال گذشته گفت توافق برجام. گفت این انجام شود، تعهداتی را برای ما تعریف کرد و تعهداتی را او باید انجام می داد. تعهدات شما چه بود؟ بارها عرض کرده ام، حتی قبل از برجام در سال 82 در توافق سعدآباد، اینها وقتی توافق می کردند تعبیری داشتند که ایران باید ضمانت عینی دهد، اما آن سه کشور اروپایی آن زمان گفته بودند که ما تضمین محکم می دهیم. فرقی این دو چه است؟ بعداً که با آنها صحبت می شد می گفتند تضمین محکم یعنی اینکه ما این کار را حتماً انجام می دهیم، اما اگر انجام هم ندادیم هم ندادیم. مثلاً قسم می خوریم که انجام می دهیم. برای همین در برجام دیدید آنها برای خودشان تضمینی که آوردند چه بود. اینکه شورای امنیت هم این را مصوب کند، یک تضمین محکم. اما وقتی خارج شد گفت انجام نشد که نشد. همین شورای امنیت یک بیانیه نداد. اما به ما می گفت شما باید تضمین عینی دهید. یعنی اینکه باید همه مواد را خارج کنید. باید در فلان مجموعه هسته ای، بتن بریزید و دستگاه های سانتریفیوژ را جمع کنید. علت شان چه بود؟ این بود که می گفتند تضمین عینی یعنی اینکه اگر ایران بخواهد بعداً کاری انجام دهد نتواند، اما تضمین محکم می گوید انجام نمی دهم بعد هم قسم می خورند و بعد هم می زنند زیر آن تضمین. بعد هم ادعا کردند که ما قدرت هستیم و می توانیم زیر آن تضمین بزنیم.
ملت ما شاهد بودند، همین هایی که این بحث ها را کردند ما در همان برجام همه تعهدات را انجام داده ایم. همین آژانس 15 بار گفت: ایران همه تعهدات خود را انجام داده، حتی فراتر از تعهداتش را انجام داده، همه اینها را انجام داد، ولی او یک دفعه خارج شد. آن تضمین محکم که سازمان ملل هم هست چه شد؟ هیچ. یک بیانیه هم نداد، بدترش، همین شورای امنیت است که اگر در صحنه جهانی قرار است عملیات نظامی شود، باید مجوز آنجا را داشت. دو بار به ایران حمله کردند؛ آیا شورای امنیت بیانیه داد؟ قطعنامه که هیچ، حتی یک بیانیه هم نداد محکوم کند. یا مثلاً شورای حکام آژانس که اصلاً وظیفه آژانس چیست؟ این است که از تأسیسات هستهای و این بحثها در چارچوب و معاهدهای مثلاً صیانت شود. بارها حمله نظامی شد، حالا این که دانشمندان ما به شهادت میرسیدند، این که خرابکاری میکردند؛ آنها جای خود، حمله نظامی مستقیم به همه تأسیسات هستهای در شکلهای مختلف. همین شورای حکامی که از سال 99 تا الان نزدیک 10 قطعنامه علیه ایران صادر کرده، آن هم چه؟ کشوری که بیشترین تکالیف را انجام داده. یعنی ما بیش از 70 درصد بازرسیهای اعضای پادمان که موافقتنامه همکاری با آژانس دارند، بیش از 70 درصد آن مال ایران است، در صورتی که سه درصد تأسیسات هستهای دنیا متعلق به ماست، ولی وقتی به آن حمله نظامی میشود، حتی یک بیانیه نمیدهد، قطعنامه که جای خود.