عباس پناهی:
مشروطیت یک دستاورد مهم در تاریخ فکر و فرهنگ ایران بود
استاد تاریخ دانشگاه گیلان با اشاره به نقش قانون در شکلگیری مشروطیت گفت: تصویب متمم قانون اساسی و تغییر جایگاه شاه و وزیر، از مهمترین دستاوردهای مشروطه بود و این جنبش جامعه ایران را وارد عرصهای جدید در تاریخ فکر و فرهنگ کرد.
به گزارش خبرنگار ایلنا، عباس پناهی، استاد تاریخ دانشگاه گیلان در نشست «مشروطیت به مثابه میراث ایرانیان و جنبشی ناتمام» گفت: در رابطه با برداشت و دیدگاه کنشگران سیاسی عصر مشروطه، یکی از چالشهای عصر مشروطه، برداشت متفاوت از مشروطیت بود. بنابراین، این برداشتهای متفاوت و مبهم بودن واژه مشروطیت و دستاوردهای آن باعث شده که ما شاهد چالشهای بسیار مهم، بهویژه در همان اواخر مجلس اول، باشیم که در نهایت منجر میشود یکی از چالشهای نیروها و جریانهای سیاسی شکل بگیرد. علت این تعریف متفاوت از مشروطیت، ریشه در بحرانهای سیاسی ایران، استبداد مطلقه محمدشاهی، نظام سنتی حاکم بر ایران و سایر دشمنان مشروطه که بیشتر نیروهای طرفدار استبداد بودند، داشته است.
وی ادامه داد: این مسئله باعث حاکمیت مردم در نظام مشروطه شده بود و حتی حاکمیت سیاسی را از آن مردم میدانستند؛ اما به قول مولوی، هدف این بوده که استبداد حکومت متزلزل شود، بعد هر چه شد، شد. در نتیجه، در رابطه با واژه مشروطیت، بحث آنچنانی صورت نپذیرفت و این برداشتهایی که از واژه مشروطه داشتند، باعث شده بود که دیدگاههای مختلفی مطرح شود و در نهایت، آن حادثه معروفی که در اواخر مجلس اول روی داد و منجر به استبداد محمدعلیشاه و مخالفان مشروطهخواه بود، شکل بگیرد؛ در حالی که بعضی از متفکران آن دوره، مثل مستشارالدوله، در رابطه با قانون آثار بسیار زیادی نوشته بودند و بهویژه فتحعلی آخوندزاده به صراحت مسئله را مطرح کرد.
این استاد تاریخ دانشگاه گیلان گفت: بحث بعدی من در رابطه با قانون و جایگاه آن از منظر تاریخی است. کلیدیترین واژهای که در مشروطیت ایران میتوان به آن برخورد، «قانون» است. اگر در روزنامههای مجلس یک تجزیهوتحلیل انجام دهیم، میبینیم که فراوانی واژه قانون بیشترین فراوانی را دارد. یک کاری را من در مطبوعات مشروطه انجام دادم، دیدم که واژه قانون نسبت به واژههایی مثل آزادی، دموکراسی و سایرین بیشترین تکرار را داشته است.
وی در بخش دیگری از صحبتهایش گفت: آموختن دانش حکمرانی و اداره کشور زمان میخواهد و این دانش را باید آموخت. همین روزنامه قانون میگوید در این مملکت هیچ چیز نیست، زیرا که قانون نیست.
عباس پناهی گفت: کتاب بسیار ارزشمند دیگری نیز، باز هم در ستایش قانون، مطالبی دارد و به دلیل اینکه از مفهوم قانون دفاع کرده، در آثار ادبای ایرانی، مثل فرخی یزدی، مثل میرزاده عشقی و دیگران، ستایشهای فراوانی از قانون شده است. در برابر این شیفتگی، روشنفکران از مستبدان در برابر حاکمیت قانون متنفر بودهاند. حتی صدراعظم نوگرایی مثل امینالدوله نیز درباره روزنامه قانون نوشتههایی دارد.
وی ادامه داد: با وجود چالشهای بسیار در برنامه مشروطهخواهان و ایجاد حاکمیت قانون، سرانجام با فشار بسیاری از آزادیخواهان، متمم قانون اساسی تصویب شد. دعواهای بسیار زیادی که آزادیخواهان روی میز داشتند، تقریباً میشود گفت که آغاز رادیکالیسم اجتماعی و سیاسی در ایران است.
این استاد تاریخ دانشگاه گیلان گفت: تمام قانون اساسی، با وجود تمامی ضعفهای آن دوره، برای بسیاری حاوی اصول مدرن و مفاهیمی بود که متضمن حقوق اساسی تمامی اقوام و منافع سلطنت در آن زمان نبود.
وی گفت: مورد بعدی این بوده که از این به بعد دیگر شاه حق امضای لوایح را ندارد، بلکه وزیر پاسخگو است. شاه فقط در سمبل حاکمیت بوده و یکی از اصول مترقی متمم قانون اساسی، همان بحث صنایع مختلف است. بنابراین، مشروطیت از نظر قانونگذاری بسیار پیشرو محسوب میشد. مشروطیت یک دستاورد بسیار مهم در تاریخ فکر و فرهنگ ایران محسوب میشد و جامعه ایران از دوران مشروطه وارد عرصه جدیدی شده است.