خبرگزاری کار ایران

سفیر پیشین ایران در فرانسه در گفت‌وگو با ایلنا:

نباید اجازه دهیم کشورها به‌دنبال دور زدن تنگه هرمز بروند/ تصور ادامه جنگ فراگیر با استراتژی عمومی آمریکا همخوانی ندارد

نباید اجازه دهیم کشورها به‌دنبال دور زدن تنگه هرمز بروند/ تصور ادامه جنگ فراگیر با استراتژی عمومی آمریکا همخوانی ندارد

باید روان‌شناسی رفتار سیاسی ترامپ را در نظر گرفت

سفیر پیشین ایران در فرانسه گفت: شرایط کنونی، شرایطی خاص و ناشی از وضعیت جنگی است، اما باید به گونه‌ای عمل شود که هرچند شرایط تنگه هرمز به وضعیت پیش از جنگ بازنخواهد گشت، اما جایگاه راهبردی آن در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی حفظ شود. حفظ این جایگاه به آن معناست که مسیر تردد کشتی‌های تجاری و نفتکش‌ها همچنان امن، قابل اعتماد و مسیر اصلی انتقال انرژی باقی بماند. نباید شرایط به گونه‌ای پیش برود که کشورها به‌دنبال مسیرهای جایگزین برای دور زدن تنگه هرمز و عدم عبور از این تنگه باشند.

ابوالقاسم دلفی سفیر سابق ایران در فرانسه در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا، درباره حملات اخیر آمریکا و ایران علیه یکدیگر، گفت:  در شرایط فعلی آنچه میان ایران و آمریکا مبنای گفت‌وگو و منازعه است، یادداشت تفاهمی است که میان رؤسای جمهور دو کشور به امضا رسیده و طبیعتاً هر دو طرف باید خود را به اجرای مفاد آن متعهد بدانند.

وی ادامه داد: این یادداشت تفاهم، همان‌طور که بارها گفته شده، از مهم‌ترین اسناد افتخارآمیز دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران پس از انقلاب و حتی از برجسته‌ترین دستاوردهای تاریخ دیپلماسی کشور به شمار می‌رود. آمریکا و اسرائیل دو بار با اقدام نظامی علیه ایران تلاش کردند به اهداف خود برسند، اما نه‌تنها در دستیابی به آن اهداف موفق نشدند، بلکه در نهایت به پذیرش یادداشت تفاهمی تن دادند که به اذعان بسیاری از محافل داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی، منافع جمهوری اسلامی ایران را بیش از آنهایی که با تجاوز نظامی می‌خواستند به اهداف خود برسند، تأمین می‌کند. از این رو، این یادداشت تفاهم یک سند مهم و افتخارآمیز برای کشور است و همه تلاش‌ها باید صورت گیرد  که مفاد آن به‌طور کامل اجرا شود.

اجرای سند تفاهم نامه مستلزم سعه‌صدر، ظرفیت بالای مذاکراتی و در نظر گرفتن همه ملاحظات داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی است

این دیپلمات پیشین گفت:  اجرای این سند مستلزم سعه‌صدر، ظرفیت بالای مذاکراتی و در نظر گرفتن همه ملاحظات داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی است. مهم‌ترین دستاورد این توافق باید دور نگه داشتن سایه جنگ از کشور باشد. هر اقدامی که احتمال بازگشت جنگ را افزایش دهد، در راستای منافع ملی نیست و باید از آن پرهیز شود. بنابراین، تحولات و اقداماتی که طی روزهای اخیر رخ داده است هم باید در همین چارچوب تحلیل شود.

دلفی گفت: یعنی باید توجه داشت که این یادداشت تفاهم، چارچوبی است که اختلافات چند دهه‌ای ایران و آمریکا را در بر می‌گیرد. اگر بخواهیم واقع‌بینانه نگاه کنیم، بیش از ۴۰ سال اختلاف، تنش و تقابل میان دو کشور وجود داشته و طبیعی است که انتظار نداشته باشیم همه این مسائل ظرف دو ماه، یعنی در بازه زمانی تعیین‌شده برای اجرای اولیه توافق، به نتیجه نهایی برسد.

وی ادامه داد: طبیعتاً در این مسیر ممکن است مقاطعی پیش بیاید که برخی مفاد را نقض کنند و ما هم به جهت پاسخگویی اقدامات آنها ممکن است اقداماتی را انجام دهیم، با این حال، باید با سعه‌صدر، توان بالای مذاکره، شناخت دقیق از شرایط منطقه و همچنین درک روان‌شناسی اظهارات آقای ترامپ، این تحولات را تحلیل کرد.

 ترامپ همواره از ادبیات خود به‌عنوان ابزاری برای اعمال فشار بر میز مذاکره استفاده کرده است

سفیر سابق ایران در فرانسه گفت: ترامپ همواره از ادبیات خود به‌عنوان ابزاری برای اعمال فشار بر میز مذاکره استفاده کرده است. او هر زمان که احساس کند لازم است، با به‌کارگیری تعابیر مختلف؛ گاهی توهین‌آمیز، گاهی تحقیرآمیز و حتی در برخی مواقع با ادبیاتی ملتمسانه، تلاش می‌کند فضای مذاکرات را تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین ما باید حواسمان به این موضوع باشد. 

دلفی تصریح کرد: آنچه طی روزهای اخیر رخ داده هم عمدتاً باید در همین چارچوب تحلیل شود که ترامپ در اجلاس سالانه سران ناتو در آنکارا حضور یافته بود تا حمایت هم‌پیمانان خود را برای سیاست‌هایش علیه ایران جلب کند؛ حمایتی که در جریان جنگ هم موفق به کسب آن نشده بود. هدف او این بود که اعضای ناتو را متقاعد کند از اقدامات نظامی آمریکا و سیاست‌هایش برای منزوی کردن یا شکست ایران حمایت کنند، اما بسیاری از کشورهای اروپایی و حتی برخی متحدان غیراروپایی آمریکا، از جمله کانادا، ژاپن و کره جنوبی، حاضر به همراهی با این رویکرد نشدند و صراحتاً اعلام کردند که راه‌حل نظامی را برای حل مسائل مربوط به ایران و منطقه مناسب نمی‌دانند.

ترامپ در اجلاس آنکارا به اهداف مورد نظر خود دست پیدا نکرد

وی ادامه داد: در نتیجه، آقای ترامپ در اجلاس آنکارا به اهداف مورد نظر خود دست پیدا نکرد. حتی برخی کشورها، از جمله اسپانیا، مواضع تندی علیه سیاست‌های آمریکا و جنگ اتخاذ کردند و همین مسئله واکنش تند ترامپ را در پی داشت؛ به‌گونه‌ای که روابط اقتصادی با اسپانیا را هم قطع کرد چراکه اسپانیایی‌ها مواضع تندی را علیه او و ارتش آمریکا و تجاوز آمریکا عیله ایران داشتند.

این دیپلمات پیشین با اشاره به بیانیه پایانی اجلاس ناتو گفت: در مجموع، بیانیه پایانی اجلاس ناتو هم هیچ اشاره‌ای به حمایت از مواضع آمریکا علیه ایران یا تأیید اقدامات نظامی این کشور نداشت. این اجلاس دستاوردی برای ترامپ نداشت اگرچه در حاشیه اجلاس،  ترامپ و دبیرکل ناتو اظهاراتی علیه جمهوری اسلامی ایران مطرح کردند و چند نفر از سران کشورها هم برای عرض ارادت به آمریکایی‌ها از برخی از مطالب ترامپ حمایت کردند، اما در اصل، اجلاس دستاورد مهمی برای واشنگتن در قبال ایران نداشت. این وضعیت تا حدی شبیه سفر قبلی ترامپ به چین بود؛ سفری که انتظار داشت پکن را با سیاست‌های خود همراه کند یا دست‌کم حمایت چین از ایران را کاهش دهد، اما در آن هم موفقیتی به دست نیاورد.

دلفی گفت: به نظر می‌رسد بخش مهمی از عصبانیت و ادبیات تند ترامپ پس از اجلاس آنکارا هم ناشی از همین ناکامی بود. به همین دلیل، از عبارات نامناسبی استفاده کرد که در شأن مقامات عالی‌رتبه آمریکا نیست و آمریکایی‌ها کمتر به این نوع عبارات و موضع‌گیری‌ها متوصل می‌شوند،  البته این اظهارات با واکنش مقامات ما هم مواجه شد و پاسخ آن را شنید. بنابراین بخشی از عصبانیت ترامپ در این خصوص بود و به این ترتیب علیه ما موضع‌گیری کرد و اعلام کرد که آتش‌بس میان ایران و آمریکا دیگر وجود ندارد، اما همزمان تأکید کرد که مسیر مذاکرات همچنان می‌تواند ادامه پیدا کند؛ موضوعی که خود نشان‌دهنده وجود نوعی تناقض در مواضع اعلامی اوست.

 برای تحلیل اظهارات ترامپ باید روان‌شناسی رفتار سیاسی او را در نظر گرفت 

وی گفت:  اگر گفته شود که میان ایران و آمریکا دیگر آتش‌بسی وجود ندارد، در واقع اصل یادداشت تفاهم زیر سؤال می‌رود. بند نخست این یادداشت بر توقف درگیری‌ها در همه جبهه‌ها، از جمله لبنان، تأکید دارد. بنابراین، وقتی اعلام می‌شود که آتش‌بس وجود ندارد، معنایش این است که یکی از مهم‌ترین پایه‌های یادداشت تفاهم با چالش مواجه شده است و اصل یادداشت تفاهم را زیر سوال می‌برد و این با اظهارات دیگر  ترامپ که همزمان از ادامه مذاکرات حمایت می‌کند، در تناقض است. به همین دلیل، برای تحلیل اظهارات ایشان باید روان‌شناسی رفتار سیاسی ترامپ را در نظر گرفت و بر همان اساس، مواضع و تنظیمات سیاست خارجی خود را پیش برد.

این دیپلمات پیشین خاطرنشان کرد: نکته دیگری که باید به آن توجه داشت، مراسم تشییع و خاکسپاری رهبر انقلاب در روزهای گذشته است. در این مراسم، چه در داخل ایران و چه در عراق، شاهد حضور و حمایت گسترده مردمی بودیم؛ موضوعی که برای بسیاری از ناظران خارجی و محافل بین‌المللی تا حدی غیرمنتظره و تعجب برانگیز بود. برای همه محافلی که این تحولات را پیگیری می‌کردند این پرسش مطرح شد که چگونه پس از جنگ، خسارت‌ها و مشکلات متعدد، همچنان چنین حضوری در حمایت و تجلیل از رهبری شکل گرفته است. طبیعی است که این مسئله هم برای آمریکا و شخص ترامپ خوشایند نبوده باشد.

دلفی گفت: البته در حاشیه این مراسم، برخی شعارها و اظهارات تند با محوریت انتقام و شعارهایی مبنی بر اینکه ترامپ را می‌کشیم و  صدور دستور قتل برای رئیس‌جمهور آمریکا  فرصتی در اختیار اسرائیل قرار داد تا فضای رسانه‌ای و سیاسی را علیه جمهوری اسلامی ایران فعال کند. همان‌گونه که مطرح شد، نتانیاهو هم با مقامات آمریکایی تماس گرفت و مدعی شد اطلاعاتی در اختیار دارد که نشان می‌دهد طرحی برای ترور ترامپ وجود دارد؛ ادعایی که با هدف افزایش فشار بر ایران در افکار عمومی بین‌المللی مطرح شد. همین فضا موجب شد ترامپ هم مواضع تندتری اتخاذ کند و درباره واکنش احتمالی آمریکا در صورت وقوع چنین اتفاقی سخن بگوید.

وی ادامه داد: در مجموع، مجموعه رویدادهای چند روز گذشته از موضوع آزادی تردد در تنگه هرمز گرفته تا حملات مجدد آمریکا به برخی نقاط ایران و خسارت‌های واردشده نشان می‌دهد که عواملی خارج از چارچوب یادداشت تفاهم و روند مذاکرات، بر فضای سیاسی تأثیر گذاشته و باعث افزایش فشارها شده و باعث شده آمریکایی‌ها از حد و حدود خودشان خارج شوند. با این حال، بلافاصله شاهد تحرکات دیپلماتیک برای کنترل اوضاع بودیم. هیأتی از قطر با هماهنگی آمریکا به تهران سفر کرد و تلاش برای میانجیگری را از سر گرفت. همچنین پاکستان، ترکیه، عربستان سعودی، مصر و دیگر کشورهای منطقه هم در جهت کاهش تنش‌ها و فراهم کردن زمینه ادامه مذاکرات وارد عمل شدند.

این دیپلمات پیشین گفت: از سوی دیگر، سخنگوی کاخ سفید هم اعلام کرد که در نشست ترامپ با مسئولان نظامی و امنیتی آمریکا، بر ادامه مذاکرات و پیگیری راه‌حل سیاسی تأکید شده است. بنابراین، این حواشی و تحولات نباید اصل موضوع، یعنی پیگیری منافع جمهوری اسلامی ایران در چارچوب یادداشت تفاهم و روند مذاکرات را تحت‌الشعاع قرار دهد. مذاکرات باید با هوشمندی، دقت و در چارچوب سیاست‌های تعیین‌شده از سوی نظام و تیم مذاکره‌کننده ادامه پیدا کند. دیپلماسی کشور باید با قدرت در چهارچوبی که برای تیم مذاکره‌کننده تعیین شده است، ادامه پیدا کند تا به اهدافی که برای آن تعیین شده است، دست یابیم.

دلفی گفت:  اگرچه بر اساس توافقات انجام‌شده، قرار بود در طول این دو ماه مذاکرات، تنگه هرمز با هماهنگی ایران و عمان باز باشد و تردد کشتی‌ها در آن ادامه پیدا کند. اما در این مدت، عمان هم مسیر دریایی دیگری را در آب‌های خود، به موازات مسیر اعلام‌شده از سوی جمهوری اسلامی ایران، برای عبور ایمن کشتی‌ها فعال کرده است. البته باید توجه داشت که عمان، برخلاف ایران، عضو کنوانسیون حقوق دریاهاست و به همین دلیل مسئولیت‌ها و تعهدات مشخصی در چارچوب این کنوانسیون و مقررات بین‌المللی بر عهده دارد.

نباید شرایط به گونه‌ای پیش برود که کشورها به‌دنبال مسیرهای جایگزین برای دور زدن تنگه هرمز و عدم عبور از این تنگه باشند

وی ادامه داد: همچنین سازمان بین‌المللی دریانوردی (IMO) نیز برای عمان تعیین تکلیفی کرده بود و این مسیر را IMO با ظرفیتی که در این سازمان وجود داشت و فشارهایی که آمریکایی‌ها بر این سازمان آورده‌اند ایجاد کرد.  همان‌گونه که مطلع هستید، دو شب پیش هم قطعنامه‌ای در این سازمان به تصویب رسید که بر آزادی کشتیرانی در آب‌های بین‌المللی تأکید دارد و با انحصار کامل کنترل تنگه هرمز از سوی جمهوری اسلامی ایران موافق نیست. این موضوع در چارچوب مقررات بین‌المللی و همچنین فشارهایی که آمریکا در این سازمان اعمال کرده، قابل بررسی است.

سفیر سابق ایران در فرانسه گفت: البته شرایط کنونی، شرایطی خاص و ناشی از وضعیت جنگی است، اما باید به گونه‌ای عمل شود که هرچند شرایط تنگه هرمز به وضعیت پیش از جنگ بازنخواهد گشت، اما جایگاه راهبردی آن در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی حفظ شود. حفظ این جایگاه به آن معناست که مسیر تردد کشتی‌های تجاری و نفتکش‌ها همچنان امن، قابل اعتماد و مسیر اصلی انتقال انرژی باقی بماند. نباید شرایط به گونه‌ای پیش برود که کشورها به‌دنبال مسیرهای جایگزین برای دور زدن تنگه هرمز و عدم عبور از این تنگه باشند.

دلفی گفت: همان‌طور که مشاهده کردیم، اسرائیل و شخص نتانیاهو پیشنهاد ایجاد خطوط لوله‌ای به اسرائیل را مطرح کردند که نفت تولیدکنندگان خلیج فارس را از مسیر دیگری به دریای مدیترانه منتقل کند. همین مسئله نشان می‌دهد که تلاش برای کاهش اهمیت تنگه هرمز، یک احتمال جدی است. از این رو، جمهوری اسلامی ایران باید با دقت عمل کند؛ به گونه‌ای که ضمن حفظ اشراف، کنترل و حاکمیت خود بر تنگه هرمز، جذابیت و کارکرد این گذرگاه به‌عنوان مهم‌ترین مسیر انتقال بخش قابل توجهی از انرژی جهان هم حفظ شود. این اهمیت، همواره یکی از اهرم‌های ما خواهد بود که در مقاطع مختلف می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین، تحولات و حوادث مقطعی را باید در حد یک عامل گذرا ارزیابی کرد و اجازه نداد این مسائل، ظرفیت‌های مهمی را که یادداشت تفاهم برای کشور ایجاد کرده است، تحت‌الشعاع قرار دهد.

وی در پاسخ به این سوال که با توجه به اتفاقات اخیر و همچنین اظهارات متناقض  ترامپ، آیا این احتمال وجود دارد که در صورت بروز درگیری جدید، محور اصلی جنگ از سوی آمریکا و اسرائیل به خلیج فارس منتقل شود، گفت: نکته‌ای که باید به آن توجه داشت این است که از سال‌های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ و در دوران ریاست‌جمهوری باراک اوباما، راهبرد کلان آمریکا بر این مبنا شکل گرفت که مهم‌ترین چالش و رقیب راهبردی این کشور، چین و منطقه هند ـ اقیانوس آرام است، یعنی چین به عنوان رقیب اصلی برای آمریکا ایجاد ضرر می کند. 

این دیپلمات پیشین گفت: بر همین اساس، سیاست آمریکا بر کاهش حضور و تمرکز خود در خاورمیانه و انتقال ظرفیت‌های نظامی، سیاسی و اقتصادی به منطقه هند ـ اقیانوس آرام استوار شد؛ زیرا واشنگتن معتقد است رقابت اصلی آینده با چین در آن منطقه رقم خواهد خورد. البته طی یکی دو سال اخیر، به دلایل مختلف، این روند تا حدودی دچار وقفه شده است. با وجود اینکه آمریکا سال‌ها برای کاهش حضور خود در غرب آسیا تلاش می‌کرد  که نمونه آن خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان بود، اتفاقاتی که در سوریه، فلسطین و دیگر نقاط منطقه رخ داد و همچنین تلاش آمریکا برای بستن پرونده فلسطین ، برای این بود که ظرفیت حضورشان را در منطقه خاورمیانه کاهش دهند،  بنابراین همچنان خط اساسی دیپلماسی نظامی آمریکا کاهش  حضور در خاورمیانه است؛ چراکه خطر اصلی را چین تلقی می‌کنند. 

تصور اینکه آمریکا قصد دارد بلندمدت در منطقه  بماند و جنگ را ادامه دهد، با استراتژی عمومی آمریکا همخوانی ندارد

دلفی تصریح کرد: بر همین اساس، تصور اینکه آمریکا قصد دارد به‌طور بلندمدت در منطقه باقی بماند و جنگ را ادامه دهد، با استراتژی عمومی این کشور در نظام بین‌الملل همخوانی ندارد. سیاست آمریکا بر کاهش حضور در غرب آسیا و انتقال توان و امکانات خود به منطقه هند ـ اقیانوس آرام استوار است و باید این واقعیت را در تحلیل‌ها مدنظر قرار داد و ما باید از این مسئله به خوبی آگاه باشیم و بدانیم که شرایطی باید فراهم شود که دل‌نگرانی‌ها و دلواپسی‌های بیشتری برای آنها ایجاد نشود. در مقابل، رژیم صهیونیستی تلاش می‌کند خاورمیانه همچنان ناامن باقی بماند و با ایجاد تضاد منافع برای آمریکا، ایران را به‌ویژه در موضوع هسته‌ای به‌عنوان یک تهدید اصلی معرفی کند تا واشنگتن ناچار شود حضور نظامی خود را در منطقه حفظ کرده و درگیر اهداف مورد نظر اسرائیل شود.

وی گفت: از این رو، همان‌طور که در ابتدای بحث اشاره کردم، ظرافت در نحوه مدیریت تحولات اهمیت زیادی دارد. باید با سعه‌صدر، دقت و شناخت دقیق شرایط منطقه عمل کرد و توجه داشت که هدف نهایی آمریکا، ماندگاری در خاورمیانه نیست. هرچه منطقه به سمت آرامش، ثبات و امنیت به‌ویژه امنیت دریایی در خلیج فارس و تنگه هرمز حرکت کند، زمینه برای کاهش حضور آمریکا در منطقه نیز بیشتر فراهم خواهد شد.

این دیپلمات پیشین تصریح کرد: از سوی دیگر، بر اساس ارزیابی‌هایی که درباره توان و ذخایر تسلیحاتی آمریکا منتشر شده است، ظرفیت این کشور برای حفظ یک حضور نظامی گسترده و طولانی‌مدت در خاورمیانه محدود است؛ مگر آنکه استراتژی  واشنگتن در قبال چین تغییر کند که در شرایط فعلی احتمال آن اندک به نظر می‌رسد. بنابراین، درک صحیح از تحولات منطقه باید ما را به سمتی هدایت کند که شرایط برای خروج آمریکا از منطقه فراهم شود؛ هدفی که خود آمریکایی‌ها هم در راهبردهایشان دنبال می‌کنند. در عین حال، نباید اجازه داد اسرائیل با فضاسازی، عملیات روانی و دروغ‌پردازی در عرصه بین‌المللی  آمریکا را از اهداف راهبردی خود منحرف کرده و بار دیگر به سمت افزایش تنش در منطقه سوق دهد.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز