خبرگزاری کار ایران

اعلمی فریمان در گفت‌وگو با ایلنا مطرح کرد؛

گام‌های اعتمادساز در دوحه برداشته شده است؟/ بدون اقدامات عملی، توافق در حد لفاظی باقی می‌ماند

گام‌های اعتمادساز در دوحه برداشته شده است؟/ بدون اقدامات عملی، توافق در حد لفاظی باقی می‌ماند

یک تحلیلگر مسائل بین الملل درباره سفر قالیباف به قطر گفت: این اقدام یک گام اعتمادساز است، چراکه بحث خیلی مهمی است که آقای قالیباف و آقای عراقچی به قطر رفتند و آقای همتی هم همراه‌شان بوده، این سفر ظاهراً برای این بوده که به‌صورت عملی ببینند آیا موضوعات قابلیت اجرا دارد. این گام‌های اولیه، گام‌های خیلی موثری در بحث اعتمادسازی هستند. اگر گام‌های اولیه انجام نشود و بحث‌ها صرفاً روی کاغذ باشد یا بحثِ لفاظی‌ها باشد، بعید می‌دانم که بحث چشمگیری در موضوع توافق پیش بیاید. اما این همان بررسی‌های اولیه است و باید نتیجه را به زمان موکول کرد که ببینیم آیا واقعاً اراده لازم را از طرف مقابل خواهیم دید. یعنی اگر این اراده وجود داشته باشد و بحث آزادسازی در عمل با آزادسازی دارایی‌ها محقق شود، گام اولیه مهمی برای پیگیری سایر مسائل خواهد بود.

هادی اعلمی فریمان تحلیل‌گر مسائل بین‌الملل در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا، درباره سفر قالیباف به قطر در روزهای گذشته و ارزیابی‌اش از وقایع روزهای گذشته گفت: اطلاعاتی که ما از شرایط موجود داریم، اطلاعات چندان شفافی نیست. البته قرائن و شواهدی داریم مبنی بر اینکه ارتباطات دیپلماتیک گسترش پیدا کرده، اما اطلاعات ما چندان قوی نیست و فعلاً موضوعات مشخصی ارائه نشده است. یک‌سری بحث‌هایی هم می‌شود که گمانه‌زنی است. جریان اطلاعات از هر طرف گمانه‌زنی‌هایی مختلفی می‌کنند.

وی ادامه داد: معتقدم اولین نکته‌ای که جمهوری اسلامی در نظر دارد، اعتمادسازی از سوی طرف مقابل است؛ همین که بحث‌های اجرایی شروع شده و بحث سفر به قطر هم هست، نشان می‌دهد که به احتمال قوی جمهوری اسلامی به دنبال بررسی گام اولیه است که آیا آمریکایی‌ها واقعاً بحث آزادسازی بخشی از دارایی‌ها را در عمل دنبال خواهند کرد یا نه.

این تحلیل‌گر مسائل بین‌‌الملل گفت: این اقدام به‌عنوان یک گام اعتمادساز است، چراکه بحث خیلی مهمی است که آقای قالیباف و آقای عراقچی به قطر رفتند و آقای همتی هم همراه‌شان بوده، این سفر ظاهراً برای این بوده که به‌صورت عملی ببینند آیا موضوعات قابلیت اجرا دارد. این گام‌های اولیه، گام‌های خیلی موثری در بحث اعتمادسازی هستند. اگر گام‌های اولیه انجام نشود و بحث‌ها صرفاً روی کاغذ باشد یا بحثِ لفاظی‌ها باشد، بعید می‌دانم که بحث چشمگیری در موضوع توافق پیش بیاید. اما این همان بررسی‌های اولیه است و باید نتیجه  را به زمان موکول کرد که ببینیم آیا واقعاً اراده لازم را از طرف مقابل خواهیم دید. یعنی اگر این اراده وجود داشته باشد و بحث آزادسازی در عمل با آزادسازی دارایی‌ها محقق شود، گام اولیه مهمی برای پیگیری سایر مسائل خواهد بود.

اعلمی فریمان در پاسخ به اینکه باتوجه به گمانه‌زنی‌های صورت گرفته  گفته می‌شود سند غیررسمی اولیه از چارچوب یادداشت تفاهم ایران و آمریکا منتشر شده که در یکی از بندهای آن آمده که در صورت دستیابی به توافق نهایی در بازه زمانی ۶۰ روزه، این توافق در قالب یک قطعنامه الزام‌آور شورای امنیت سازمان ملل تأیید خواهد شد. آیا این امر می‌تواند به‌عنوان تضمین در نظر گرفته شود، گفت: این بحث را ابتدا چینی‌ها مطرح کردند که  توافق را به شورای امنیت ببرند.

وی ادامه داد:  این جریان، جریانی است که ماهیت شکنندگی دارد؛ یعنی اینکه بازیگران خیلی متفاوت و متنوع و فعال در این فرایند هستند. کل بازیگران را می‌توان به دو بخش تقسیم کرد؛ یک مدل از بازیگران، بازیگرانی هستند که به همگرایی معتقدند، یعنی علاقه دارند که این مذاکرات محقق شود. این بازیگران در منطقه، بعضی کشورهای عربی هستند، پاکستان و  چین هستند، خیلی از کشورها دوست دارند که این روند اتفاق بیفتد. منتها یک‌سری از بازیگران نقش واگرایی را دارند که در منطقه هستند، در کشورهای دو طرف هستند، برخی در کشور ما هستند. این‌ها مخالف مذاکره و مخالف توافق هستند. اگر قرار است که یک توافق شکل بگیرد، حالا فراتر از آن که در شورای امنیت  یا در هر جای دیگری مطرح شود، به اراده دو طرف متکی است؛ یعنی اینکه دو طرف یک اراده واقعی و مطمئن برای پیشبرد اهداف خودشان، فراتر از بازیگران واگرا، داشته باشند. این بیشتر از هر چیزی تضمین‌کننده است. البته آن ابعاد بین‌المللی و بحث مطرح شدنش در سازمان ملل یا در شورای امنیت، قطعاً یک پشتوانه حقوقی هم ایجاد خواهد کرد. منتها این اراده طرفین است که مهم‌تر از هر عامل دیگری است.

این تحلیل‌گر مسائل بین‌الملل درباره اینکه جریان‌های مخالف در آمریکا، جمهوری‌خواهان که مخالف مذاکره هستند و لابی صهیونیست‌ها، چقدر می‌توانند شکنندگی در مذاکرات ایجاد کنند که دوباره فضا به سمت حمله به پیش برود، گفت: علیرغم اینکه در داخل کشور ما درباره جریان جمهوری‌خواه بحث می‌شود اما در ایالات متحده این جریان کاملاً با ترامپ هم‌نظر هستند. ما یک‌سری قرائن داریم که دموکرات‌ها به‌عنوان اپوزیسیون  مرتب دارند بحث‌های خودشان را مطرح می‌کنند و آن‌ها جریان مخالفی هستند، همچنین لابی‌های تند صهیونیستی جریان مخالفی هستند، معتقدم ترامپ و بدنه جمهوری‌خواهان به‌عنوان نو محافظه‌کاران تمایل دارند که یک توافقی باشد که آن ابعاد اصلی مسئله را حل‌وفصل و مدیریت کنند. ابعاد اصلی هم بحث هسته‌ای و اورانیوم غنی‌سازی شده است؛ البته بحث تنگه هرمز بحثی است که بعدها به مسئله اضافه شده منتها تمایل دارند که اگر آن دو مسئله حل‌وفصل و مدیریت شود، این را در داخل آمریکا هم بتوانند پذیرا باشند و به افکار عمومی به‌عنوان یک دستاورد بزرگ ارائه دهند. این مهم‌ترین مسئله است.

اعلمی فریمان گفت: اگر در این فازها مسئله حتی در ابتدا یا در گام‌های ۶۰ روزه حل‌وفصل نشود، من فکر می‌کنم بحران کماکان ادامه خواهد داشت. چون اولین مسئله‌ای که ترامپ مطرح کرده، بحث اورانیوم است، بحث ممانعت از دستیابی به سلاح هسته‌ای است. این دو باید در هر توافقی از منظر و ادراک آمریکایی‌ها در توافق‌نامه بگنجد؛ در غیر این صورت بعید می‌دانم که توافقی در این زمینه صورت بگیرد.  در داخل هم به همین شکل است. بخشی از تندروها به هر حال مخالف این توافق هستند، کماکان بحث‌هایی را پیش می‌برند و من فکر می‌کنم یک اراده در داخل باید باشد که بتواند آن جریان صلح را پوشش بدهد، بتواند با قدرت این را پیش ببرد. امیدوارم که اجماع داخلی قوی شکل بگیرد، چون می‌دانیم که آن جریانی که مخالف هستند اگرچه خیلی در اقلیت هستند اما سروصدا دارند و ممکن است بتوانند مثلاً توان اخلال در برنامه‌ها را هم داشته باشند.

وی درباره اینکه با توجه به فاصله بین خواسته‌های ایران و آمریکا به‌ویژه در بحث غنی‌سازی و اورانیوم ۶۰ درصدی‌مان، تا چه میزان  احتمال توافق وجود دارد یا مجدد احتمال حمله داده می‌شود، گفت:  اولین مسئله این است که جمع‌بندی حاکمیت و بدنه تصمیم‌گیری و  دولت و شورای عالی امنیت ملی مهم است، اگر عقلای قوم در شورای عالی امنیت ملی درباره این مسائل به یک جمع‌بندی برسند، قطعاً قابل اجرا خواهد بود. من فکر می‌کنم که الان با توجه به شواهد و قرائنی که ما می‌بینیم و صحبت‌هایی که رئیس‌جمهور اخیراً کرده، مبنا بر این است که به سمت همان مسائل جدید، مثل صلح، همزیستی مسالمت‌آمیز با کشورهای منطقه، امنیت برای همه در منطقه، ظاهراً حرکت می‌شود و امیدواریم که این حرکت شدت بگیرد. چراکه چیزی که قاطبه مردم می‌خواهند، قطعاً جریان صلح و مذاکره و توافق است.

این کارشناس مسائل بین‌الملل گفت: یک بحث دیگر هم وجود دارد و آن بحثی است که بیشتر می‌شود گفت در طول تاریخ هم زیاد مطرح می‌شود و آن بحث شرافت ملت‌هاست. یعنی بحث شرافت و حیثیت ملت‌ها هم مهم است؛ یعنی باید یک توافقی باشد که حالا علیرغم اینکه امتیازاتی داده می‌شود، امتیازاتی گرفته می‌شود، آن بحث‌های  شرافت و حیثیت ملت هم در آن باید حفظ شود. یعنی اگر این دستاورد ضمن آن مسئله حفظ شود، فکر می‌کنم توافق در دسترس خواهد بود.

اعلمی فریمان درباره نقش اسرائیل در عدم شکل‌گیری توافق گفت:  اسرائیل یک مقوله جداست. اسرائیلی‌ها یک بحثی را دارند و آن بحث بقای خودشان است. من فکر می‌کنم اصلاً استراتژی اسرائیل با آن بحثی که آمریکایی‌ها دنبال می‌کنند، خیلی تفاوت‌های بنیادی دارد. آنها دنبال این هستند که بتوانند بقای آن‌ها را در درازمدت حفظ کند و لااقل تهدیدی برای آن‌ها نباشد. اگر قرار باشد که وضعیتی باشد که در آینده یا در میان‌مدت و در آینده بقای آن‌ها تهدید شود، آن‌ها کماکان دست به حملات خواهند زد، برنامه‌ها و سناریویی را خواهند چید و سعی می‌کنند به هر شکلی توافق را به هم بزنند. این یک بحث خیلی بدیهی است؛ یعنی اینکه اگر یک توافقی باشد که بقای آن‌ها تضمین نشود، من احتمال می‌دهم که سناریوهای دیگر را داشته باشند، جنگ را در جبهه‌های دیگر شروع کنند، در لبنان بخواهند وارد شوند و یا سناریوهای جدیدی را برای همین بحث شکننده‌تر کردن توافق به کار بگیرند.

وی درباره تاکید ترامپ به کشورهای منطقه برای پیوستن به پیمان ابراهیم در صورت توافق ایران و آمریکا  ادامه داد: در مسئله تصمیم‌گیری‌های ترامپ دو مسئله باید تفکیک داده شود؛ یکی اینکه ترامپ لفاظی زیاد می‌کند، باید آن بحث تصمیم‌سازی اساسی‌اش با آن بحث‌های لفاظی و پست‌هایی که در فضای مجازی منتشر می‌کند، تفکیک داده شود. البته معتقدم یک برنامه‌ریزی کلانی را اسرائیلی‌ها از قبل تدارک دیده‌اند که همان بحث مشارکت در پیمان ابراهیم است که آمریکایی‌ها همراه هستند. منتها اسرائیل انتظار دارد که یک حداقلی در مسئله پذیرش بقای آن‌ها در منطقه ایجاد شود و در غیراینصورت برنامه اش این است که هر زمانی این وضع شکننده شود، وارد شوند، سناریوهای جدیدی را طراحی کنند و یا حتی اگر رئیس‌جمهور آمریکا ترامپ هم نباشد و کسی دیگر باشد، آن‌ها بحث بقای امنیت ملی خودشان را در هر حال دنبال خواهند کرد. 

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل درباره اینکه توجه به شرایط، در روزهای آینده به توافق نزدیک می‌شویم یا به جنگ مجدد، گفت:  در طرف مقابل که مشخص است باید چه اقداماتی صورت گیرد تا به سمت توافق برویم و  اما در سمت این را من بستگی به شرایط درونی کشور خودمان می‌دانم. ما در یک شرایط حساسی بودیم، جنگ ۱۲ روزه را داشتیم بعد از آن بحث ترورها و  بحث شهادت رهبری، پیش آمد جنگ چهل روزه که اخیراً بود، این‌ها همه بایستی سنجیده شود. اطلاعات و آن میزان خسارت‌ها، این‌ها همه بایستی در یک  ابعاد کلانی دیده شود. ما یک نمای کلی از وضعیت را به‌عنوان روزنامه‌نگار، به‌عنوان مفسر یا تحلیلگر نداریم که بدانیم واقعاً میزان خسارت‌ها و میزان درگیری‌ها در چه حد بوده، ولی من فکر می‌کنم اگر در داخل  به این نتیجه‌گیری رسیده باشند که به سمت توافق و مذاکره بروند، باید تصمیم بگیریم چطور تعامل داشته باشیم و این بستگی به تصمیم ما در داخل خواهد داشت.

 

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز