قهرمانپور در گفتوگو با ایلنا:
عراقچی در سفر اخیر حامل پیشنهادهای وسیع یا شروط ایران برای دور جدید مذاکرات بود/ خیرجمعی در رقابتهای سیاسی ما غایب است
یک تحلیلگر مسائل سیاسی درباره سفر وزیر امور خارجه کشورمان به سه کشور گفت: بیانیهای که سران سه قوه و برخی مقامات بعد از لغو این دور از مذاکرات منتشر کردند، نشان از آن دارد که آقای عراقچی حامل پیشنهادهای وسیع ایران، یا شروط، یا خط قرمزهای ایران برای دور جدید مذاکرات است و به نظر میرسد که این بار حاکمیت ایران به صورت یکپارچه و به صورت اجماعی دنبال اعلام خط قرمزهای خودش است.
رحمان قهرمانپور تحلیلگر مسائل سیاسی در گفتوگو با خبرنگار ایلنا، درباره ارزیابیاش از سفر وزیر امور خارجه کشورمان به سه مقصد اسلام آباد، مسقط و مسکو گفت: این سفرها بعد از لغو مذاکرات دور دوم ایران و آمریکا در اسلامآباد صورت گرفت، آمریکاییها مدعی بودند که اختلافات داخلی در ایران سبب لغو دور دوم مذاکرات شده است. بیانیهای که سران سه قوه و برخی مقامات بعد از لغو این دور از مذاکرات منتشر کردند، نشان از آن دارد که آقای عراقچی حامل پیشنهادهای وسیع ایران، یا شروط، یا خط قرمزهای ایران برای دور جدید مذاکرات است و به نظر میرسد که این بار حاکمیت ایران به صورت یکپارچه و به صورت اجماعی دنبال اعلام خط قرمزهای خودش است.
ایران انجام مذاکرات را به لغو محاصره دریایی و احتمالاً به رسمیت شناختن حق ایران برای غنیسازی منوط کرده است
وی ادامه داد: ایران انجام مذاکرات را به صورت قطعی، به لغو محاصره دریایی و احتمالاً به رسمیت شناختن حق ایران برای غنیسازی منوط کرده است. این دو موضوعی است که درحال حاضر مورد اختلاف جدی بین ایران و آمریکا است و به نظرم سفر آقای عراقچی برای این بود که هم این پیام و این تصمیم را به اطلاع آمریکا برساند و هم از کشورهای منطقه بخواهد که از مواضع ایران دفاع کنند یا به یک معنا مواضع ایران را برای آنها تشریح کند.
سفر عراقچی به عمان شاید نشاندهنده این باشد که ایران بخواهد دوباره مسقط را به عنوان میانجی انتخاب کند
این تحلیلگر مسائل سیاسی درباره سفر روز گذشته وزیر امور خارجه کشورمان به عمان درباره اینکه در این سفر به موضوع تنگه هرمز هم پرداخته شده است، گفت: سفر به عمان، هم میتواند در مورد و در راستای مسئله تنگه هرمز باشد و هم در راستای میانجیگری سنتی مسقط بین ایران و آمریکا. با توجه به اینکه برخی اظهارات در داخل ایران مطرح شده مبنی بر اینکه شاید پاکستان قابل اعتماد نباشد، چه سفر آقای عراقچی به عمان و دیدار با سلطان هیثم برای این باشد که ایران بخواهد دوباره عمان به عنوان میانجی انتخاب کند، چون احساس میکند حواشی، پیامدهای منفی و نگرانیهای امنیتی مذاکرات در اسلام آباد بیشتر از عمان است یعنی عمان امنتر است از نظر ایران و قابل اعتمادتر است.
برخی رسانههای آمریکایی مدعی شدند که عاصم منیر در مورد مسائل داخلی ایران مواردی را به ترامپ منتقل کرده
قهرمانپور گفت: بعد از سفری که آقای عاصم منیر به تهران داشت، برخی رسانههای آمریکایی مدعی شدند که او به طور مثال در مورد مسائل داخلی ایران مواردی را به ترامپ منتقل کرده و چه بسا در تصمیم ترامپ مؤثر بوده است و به نظر میرسد که تردیدها در مورد میانجیگری پاکستان افزایش یافته است. مخصوصاً آقای عاصم منیر که روابط نزدیکی با ترامپ دارد و در زمان جنگ ۱۲ روزه بین ایران و آمریکا در کاخ سفید مهمان آقای ترامپ بود و همانطور که میدانید در داخل پاکستان هم میانه خوبی با جریان عمران خان ندارد، بنابراین به نظر میرسد که در ایران تردیدها نسبت به میانجیگری پاکستان در حال افزایش باشد.
شاید تجربه مسکو در زمینه غنیسازی کمک کند و پیشنهادهای مسکو بتواند راهگشا باشد
این تحلیلگر مسائل سیاسی همچنین درباره سفر وزیر امور خارجه کشورمان به روسیه گفت: مسکو و پکن جزو، دوستان ایران در نظام بینالملل هستند و بنابراین ایران در موارد مختلف اغلب با این کشورها مشورت میکند. نکته دوم این است که قبل از شروع جنگ اخیر هم آقای لاریجانی سفری به مسکو داشت که مرتبط با بحث اورانیوم غنیشده ۶۰ درصد بود و مسکو هم پیشنهاداتی در این زمینه داشت و از آنجایی که این موضوع یکی از اصلیترین موارد اختلاف ایران و آمریکاست، شاید تجربه مسکو در زمینه غنیسازی بتواند کمک کند و پیشنهادهای مسکو بتواند راهگشا باشد.
قهرمانپور گفت: روسیه از جمله کشورهایی است که انبار اورانیوم غنی شده دارد و بر اساس نظر آژانس بینالمللی انرژی اتمی آن را به سایر کشورها میفروشد لذا تجربه فنی و تجربه سیاسی مسکو چه بسا بتواند به گره گشایی در این زمینه کمک کند.
خیرجمعی متأسفانه در رقابتهای سیاسی ما غایب است
این تحلیلگر مسائل سیاسی در بخش دیگری از صحبتهایش با اشاره به برخی شایعات درباره برکناری یا استعفای قالیباف از ریاست تیم مذاکره کننده و برخی انتقادات جریانات تندرو به ایشان همزمان با رسانههای آمریکایی درباره ضرورت شنیده شدن یک صدای واحد درخصوص سیاست خارجی با توجه به شرایط فعلی کشور گفت: دو دیدگاه در مطالعات سیاست خارجی وجود دارد؛ دیدگاه اول، دیدگاه سنتی است که به آن مکتب انگلیسی گفته میشود. این دیدگاه معتقد است که سیاست خارجی جدای از سیاست داخلی و رقابتهای داخلی است و وقتی به آستانه سیاست خارجی میرسد، باید متوقف شود. در این نگاه گفته میشود که سیاست خارجی یک امر تخصصی است و دیپلماتهای حرفهای که جهان را میشناسند، باید سیاست خارجی را پیش ببرند. در نتیجه، سیاست خارجی عرصهی اجماع سیاسی است.
قهرمانپور گفت: نگاه دوم در مطالعات سیاست خارجی که به آن نسل دوم سیاست خارجی یا تحلیل سیاست خارجی گفته میشود، میگوید که نگاه اول یا رویکرد مکتب انگلیسی یا رویکرد مکتب سنتی، یک رویکرد تجویزی است و در عمل امکان ندارد که شما رقابتهای داخلی را کاملاً از سیاست خارجی جدا کنید. به هر حال، رهبران سیاسی تلاش میکنند وقتی در داخل دچار مشکل میشوند، در سیاست خارجی به دستاوردی برسند و آن را در داخل خرج کنند تا محبوبیت خودشان را افزایش دهند.
وی ادامه داد: بنابراین، لاجرم سیاست داخلی و سیاست خارجی بر یکدیگر تأثیرگذارند. هیچ کشوری در دنیا وجود ندارد که اینگونه نباشد. حتی فرض کنید در کشورهایی مثل انگلیس یا ژاپن که نمونههای روشن اجماع حداکثری در سیاست خارجی هستند، هم گاهی سیاست خارجی به سیاست داخلی پیوند میخورد؛ مثلاً خانم «سانائه تاکایچی»، نخستوزیر ژاپن، وقتی آمد سر کار، بلافاصله تنش با چین را بر سر تایوان آغاز کرد؛ چراکه در داخل به محبوبیت نیاز داشت. نیروهای ناسیونالیست را تحریک کرد و توانست در انتخابات به شکل بیسابقهای برنده شود.
این تحلیل گر مسائل سیاسی گفت: اما مسئله این است: آن چیزی که در ایران آسیبزاست، این است که مفهومی به نام خیر جمعی متأسفانه در رقابتهای سیاسی ما غایب است. وقتی از اجماع در سیاست خارجی حرف میزنیم، همه فکر میکنند که اجماع به نفع رقیب یا جناح مقابل است. یعنی هر موقع جناحی در قدرت است و کارش را پیش میبرد، جناح دیگر که در قدرت نیست، میگوید «اجماع کنیم». پس آن چیزی که مهم است، این است که باید مفهوم خیر عمومی، خیر جمعی و مصلحت جمعی مبنای اثرگذاری سیاست داخلی و سیاست خارجی قرار بگیرد؛ یا آن چیزی که اصطلاحاً به آن منافع ملی گفته میشود.
قهرمانپور تاکید کرد: تا زمانی که مفهومِ خیر جمعی غالب نشده و گسترش پیدا نکرده، هر جناحی فکر میکند که جناح مقابل یا حزب مخالف خودش میخواهد از سیاست خارجی برای تحقق اهداف خودش استفاده کند. هم در مورد برجام و هم در مورد جنگ اخیر شما همین را میبینید؛ یعنی جناحهای مختلف سیاسی تلاش میکنند از فضای بهوجودآمده در سیاست خارجی برای تضعیف رقیبشان استفاده کنند و توجهی به خیر جمعی که مبنای تعریف منافع ملی است، ندارند.
وی ادامه داد: متأسفانه ما شاهد این هستیم که سیاست خارجی در این راستا آسیب میبیند؛ یعنی حتی کسانی که قبول دارند فلان اقدام، مثلاً مذاکره، مفید است، در شرایط رقابتهای سیاسی تشدید میشود، قطبی میشود، هزینهزا میشود و عملاً نمیتوانند بیایند از مواضع خودشان دفاع کنند.
«دیپلماسی قایقهای توپدار» در تنگه هرمز جواب میدهد؟
ادامه محاصره ایران میتواند اقتصاد جهانی و مشخصاً واردات نفت از خلیج فارس را تحت تأثیر قرار بدهد
این تحلیلگر مسائل سیاسی در پاسخ به این سوال که محاصره دریایی ایران توسط آمریکا علاوه بر کشور ما چه تبعاتی میتواند بر جهان داشته باشد، گفت: تجربه تحریمها یک تجربه مشخصی است، اما تجربه تحریم دریایی در مورد کشورها متفاوت است. آن چیزی که در سیاست بینالملل به آن میگویند «دیپلماسی قایقهای توپدار» در مواردی موفق بوده، مثل کاری که آمریکا با ژاپن کرد و ژاپن را مجبور کرد بنادر خودش را به روی کشتیهای آمریکایی باز کند. در جاهایی هم موفق نبوده؛ بنابراین بستگی به شرایط دارد. در مورد اینکه آیا الان موفق هست یا نه، به نظر میرسد که فعلاً برای قضاوت کردن در این مورد زود است.
وی ادامه داد: اما آنچه مشخص است این است که ادامه این محاصره میتواند اقتصاد جهانی و مشخصاً واردات نفت از خلیج فارس را تحت تأثیر قرار دهد و آسیا و اروپا بیشترین ضرر را از این بابت میبینند. نکته دوم این است که خود ایران هم در صادرات نفت دچار مشکل خواهد شد. مسئله بعدی این است که امنیت خود کشتیهای آمریکا هم ممکن است در معرض خطر قرار بگیرد. بنابراین، محاصره دریایی در پیوند با کنترل تنگه هرمز توسط ایران شرایط پیچیدهای را ایجاد کرده که میتواند به تنشهای ناخواسته و به تشدید درگیری منجر شود.
آرایش نظامی دو طرف احتمال درگیری مجدد نظامی را جدی کرده است
وی درباره احتمال حمله مجدد به کشورمان گفت: خبرهایی که منتشر شده، احتمال درگیری مجدد نظامی را جدی میکند. هم ایران برای این کار آماده شده و هم آرایش نظامی آمریکا در منطقه این را نشان میدهد؛ مگر اینکه ترامپ به این جمعبندی برسد که محاصره دریایی مؤثرتر از جنگ دوباره است.