رسانه؛ سنگر آرامش یا پیادهنظام اضطراب؟
فراموش نکنیم که در جنگ امروز، پیش از آنکه موشکها عمل کنند، این کلمات و تصاویر هستند که سرنوشت روحیه یک ملت را رقم میزنند. ماشین عملیات روانی دشمن نباشیم.
در روزهایی که غبار جنگ و تقابل، بیش از هر زمان دیگری فضای روانی جامعه را نشانه رفته است، بازخوانی رسالت رسانههای داخلی یک ضرورت است، نه یک انتخاب.
نگاهی به استراتژی رسانهای دشمن صهیونیستی نشان میدهد که آنها با اعمال سانسور آهنین، حتی کوچکترین تصاویر از اصابتها و ویرانیهای ناشی از حملات مقتدرانه ایران را در نطفه خفه میکنند تا اعتبار پوشالی امنیت خود را حفظ کنند. اما در این سوی میدان، متأسفانه شاهد پدیدهای عجیب و گزنده هستیم؛ مسابقهای نابرابر میان برخی کانالها و و حتی خبرگزاریهای داخلی برای انتشار بیکموکاست تصاویر انفجارات و ویرانیها، آن هم با تیترهایی که گویی برای تزریق وحشت طراحی شدهاند.
به عنوان یک پژوهشگر حقوق شهروندی، لازم میدانم یادآوری کنم که حق بر امنیت روانی یکی از اساسیترین مصادیق حقوق عامه است. شهروندان حق دارند در بحبوحهی بحران، اطلاعات را صادقانه دریافت کنند، اما هیچ رسانهای حق ندارد به بهانهی سرعت یا جذب مخاطب، بنزین بر آتش عملیات روانی دشمن بریزد.
وقتی ما تصویر هر تخریب جزئی را با آب و تاب منتشر میکنیم، در واقع در حال تکمیل پازل اطلاعاتی دشمن و تغذیه کردن ماشین جنگی آنها هستیم که اکنون در میدان واقعی دچار درماندگی شده است. دشمنی که تا بن دندان مسلح بود، امروز در برابر ارادهی این ملت مستأصل شده؛ روا نیست که رسانهی داخلی، آگاهانه یا ناآگاهانه، به این دشمن درمانده، تنفس مصنوعی رسانهای بدهد.
برادران و همکاران رسانهای!
بیایید با وجدان حرفهای خود خلوت کنیم. در این نبرد ارادهها، رسانهی ما باید سنگر آرامش و راوی پیروزی باشد، نه بلندگوی هراس. حفظ انسجام ملی و صیانت از آرامش خاطر مردم، نه یک دستور حکومتی، که یک وظیفهی اخلاقی و حقوقی است.
فراموش نکنیم که در جنگ امروز، پیش از آنکه موشکها عمل کنند، این کلمات و تصاویر هستند که سرنوشت روحیه یک ملت را رقم میزنند. ماشین عملیات روانی دشمن نباشیم.
عباس ماهیان، فعال رسانه و پژوهشگر حقوق شهروندی