کد خبر: 611460 A

قانون مالیات بر ارزش افزوده پس از طی یک دوره پر فراز و نشیب در سال ۱۳۸۷ به تصویب رسید و از نیمه دوم همان سال تا به امروز یعنی یک دهه به صورت آزمایشی به اجرا درآمد.

جهان اقتصاد نوشت: قانون مالیات بر ارزش افزوده پس از طی یک دوره پر فراز و نشیب در سال ۱۳۸۷ به تصویب رسید و از نیمه دوم همان سال  تا به امروز یعنی یک دهه به صورت آزمایشی به اجرا درآمد.

اگرچه متولیان تصویب این قانون، اهدافی چون گسترش پایه های مالیاتی، انتقال بار مالیاتی از تولید و سرمایه‌گذاری به سوی مصرف، اجتناب از دریافت مالیات مضاعف از کالاها و خدمات و توسعه اطلاعات مالیاتی از طریق شفاف سازی فعالیت های مشمول مالیات بر ارزش افزوده را پیگیری می‌کردند اما این روزها با جستجویی ساده در میان اظهارنظرهای دست اندرکاران تولید کشور و حتی مسئولان صنعتی، می توان به نتایج کاملا متضاد این قانون آزمایشی با اهداف اعلام شده رسید.

موج عظیم انتقادات صاحبان صنایع و سیاستگذاران تولید از وضعیت ایجاد شده توسط این قانون در حالی در سال جدید گسترده تر شده است که برخی از کارشناسان با همراهی مسئولان مالیاتی کشور معتقدند چالش های به وجود آمده برای صنعت کشور به موضوع مالیات بر ارزش افزوده ارتباط چندانی ندارد و صاحبان صنایع برای گریز از این مشکلات باید به بهره وری در تولید فکر کنند.

برای بررسی چرایی پدیدار شدن این تناقضات به سراغ «دکترمرتضی عزتی»، رییس انجمن اقتصاد اسلامی ایران و عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس رفتیم و از او خواستیم درباره ریشه های مخالفت بخش صنعت با موضوع مالیات و دلایل ضعف اقتصاد نظرات خود را ارائه کند. او که دکترایش در اقتصاد را با گرایش «اقتصاداسلامی» گرفته است در بخشی از این گفتگو به صراحت می گوید: «هدف اول حکومت ما باید رشد اقتصادی باشد نه به زور به بهشت بردن مردم!».

مطلب پیش رو حاصل گفتگوی ما با این اقتصاددان ایرانی است.

**آقای دکتر! موج ایجاد شده در برابر مالیات بر ارزش افزوده، ازسوی دست اندرکاران تولید که دامنه اش به وزیر صنعت کشور هم رسیده است ریشه در کجا دارد؟

برای پاسخ به این سوال باید تاکید کنم اساسا هر تولیدکننده ای مخالف مالیات است و به صورت کلی تر هر فروشنده وعرضه کننده کالایی مخالف مالیات بستن بر کالاها و خدمات است چون مالیات هزینه کالاها و خدمات را بالا می برد و طبیعتا وقتی قیمت کالا و خدمات بالا رفت قدرت خرید مصرف کننده کم شده و تقاضا کاهش پیدا می کند.

شما تصور کنید می خواهیم به فروشگاهی برویم و ۱۰۰۰تومان هزینه کنیم، ۱۰ درصد این مبلغ مالیات بر ارزش افزوده ای است که در دل قیمت کالا وجود دارد، یعنی در اصل ما ۹۰۰ تومان خرید کرده ایم، بنابراین هم آن فروشنده، هم سلسله تولیدکنندگان وعرضه کنندگان ازاین موضوع ناراضیند.

اما باید به این مهم توجه کرد که این چیزی نیست که فقط در اقتصاد ایران باشد، در همه جای دنیا همین است و گلایه ها هم ریشه در همین موضوع دارد. اما این گلایه از سوی تولیدکننده غیرمنطقی است، چون اگر این مالیات بر ارزش افزوده از تولید اخذ شود یا مستقیم از درآمد مردم گرفته شود هر دوی اینها قدرت خرید مردم را کاهش می دهد و تقاضای موثر را از بین می برد.

متاسفانه برخی تولید کننده ها فکر می‌کنند که این مالیات فقط از آنها کم می شود، اما این طور نیست، به نظرمن اگرچه هنوز هم فرار مالیاتی در بخش هایی وجود دارد اما روند دریافت مالیات گسترش پیدا کرده و روی کل اقتصاد اثر داشته است.

** پس اعتراض ها برای چیست؟

این نکته نباید فراموش شود که دولت علاوه بر ارزش افزوده همچنان مالیات بردرآمدها را هم دارد اخذ می کند، از طرف دیگر مالیات بر سود را هم دارد.

دولت بالاخره باید هزینه هایش را از این مالیات ها تامین کند، دولت ما به طور نسبی حجمش بزرگ است. دولتهای خیلی بزرگ و اقتصادهای بزرگی در دنیا هستند که حجم و اندازه هزینه های دولتشان، حداقل دربخش هایی به این اندازه نیست. از آن سو در برخی از دولت ها هم حجم هزینه دولت خیلی بیشتر از هزینه دولت ما است و مالیات ها بسیار سنگین تر است و این مالیات ها عمدتا نهایتا به بخش تولید می تواند فشار بیاورد.

** و این یعنی ریشه مشکل را باید در جایی دیگر جستجو کرد؟

دقیقا؛ بخش اصلی مساله و مشکل دراقتصاد ما این است که صراحتا باید بگویم مساله ما مالیات نیست مساله ما این نیست که از کالایی مالیات گرفته شود یا نشود، مساله اصلی اقتصاد این است که حکمرانی در کشور ما یک حکمرانی اقتصادی نیست و طبیعتا اقتصاد اولویت آن نیست؛ اساسا تفکر چنین دولتی این نیست که چقدر رشد اقتصادی داشته باشیم یا نداشته باشیم.هدفهای حکمرانی در اقتصاد ایران هدفهایی غیر از اقتصاد است.

بنابراین ما نباید انتظار دشته باشیم در حکومتی که هدف اقتصاد نیست اقتصاد وضع خوبی پیدا کند. اگر ما حکومتی داشتیم که این حکومت هدف اولش رشد اقتصادی بود، نه به زور به بهشت بردن مردم و به زور دیکته کردن نظرات حاکمان بر مردم! آنگاه می توانست با ایجاد موازنه، رشد اقتصادی برقرار کند و با حفط منافع دیگر کشور اقتصاد را شکوفا کند.

برای روشن تر شدن مطلب به این نکته توجه کنید، ترکیه با خیل عظیم مشکلات سالانه رشداقتصادی ۱۰ درصدی را ثبت کرده یا اقتصاد چین نزدیک به ۴۰ سال است که رشد ۱۰ درصدی یا بالاتر دارد؛ اگر اقتصاد ما چنین بود وحکمرانان ما مثل حکمرانان این کشورها عقل اقتصادی وعلم اقتصاد را به کار می بردند، اقتصاد کشور، سالانه ۵ تا ۱۰ درصد تقاضا را برای تولیدکننده هایمان بالا می برد و وقتی تقاضا بالا می رفت دیگر تولید کننده نگرانی نداشت. وقتی رشد اقتصاد در سال ۱۰ درصد بالا می رود، مشکلی پیش نمی آمد که ۹درصد هم مالیات بدهد چراکه  ۹ درصد پیشرفت نسبت به سال قبلش دارد.

**با این وجود، رکود موجود و حرکت فوق العاده کند رشد اقتصادی درایران، صنعتگر را به چه سمتی می برد؟

وقتی رکود اقتصادی وجود داشته باشد و تولیدکننده ما در بهترین حالت  ۱ تا ۲ درصد تقاضای سالانه اش رشد کند یا حتی رشد منفی داشته باشد، هرفشاری حتی کوچکترین فشارها می تواند صدای تولیدکننده را در بیاورد. در وضعیت رکودی تولیدکننده ها با حداقل قیمت کالاهایشان را می فروشند و ذره ای فشار به این حداقل قیمتها بیاید ممکن است آنها را به سمت ورشکستگی ببرد و این اشکال اساسی اقتصاد کشور است.

سیاستهایی که رشد را فدای توهمات و تصورات شخصی افراد می کند و باعث می شود اقتصاد رشد نکند، مالیات که هیچ، ذره ای تغییر تقاضا ممکن است تولید کندده را به سمت مشکلات اساسی ببرد .

** به رغم تمام این دلایلی که فرمودید، وقتی وزیرصنعت مالیات را مانع مهمی سر راه تولید عنوان می کند آیا می شود اینگونه برداشت کرد که وزارت صنعت به جای انجام وظایفش در پیشبرد تولید و افزایش بهره وری، مالیات را مقصر اصلی وضعیت نا به سامان تولید قلمداد می کند؟

خیر، به نظر من وزارت صنعت هم در اقتصاد ما کاره ای نیست، اقتصاد مشکلات بزرگتری دارد و ما در سیاست های کلان ملی مشکل داریم، وزیر هم ناچار است برای حمایت از تولید حرف هایی بزند اما وزیر هم فقط می تواند در قالب آن سیاست های کلی صحبت کند. وقتی سیاست های کلی مانع سرمایه گذاری باشد، مانع رشد اقتصادی باشد، مانع رشد تولید باشد، وزیر صنعت کاره ای نیست، نهایتا می تواند تلاش کند نیم تا یک درصد به بهانه حمایت از تولید فعالیت هایی را انجام دهد که آن هم در نهایت این است که بگوید «مالیات مانع تولید است!»؛ در پاسخ باید گفت مالیات نگیریم، دولت خرجش را از کجا دربیاورد؟ ما خود را کلاف سردرگمی انداخته ایم، که اگر بخشی از آن را درست کنیم و گوشه دیگر درست نشود درعمق همان معضلات می مانیم؛ تنها و تنها علاج اقتصاد ما این است که هدف اصلی ما رشد اقتصادی باشد.

** آقای دکتر! حدود یک دهه است  که این قانون به صورت آزمایشی در حال اجراست، دراین ده سال، برآیندی که داشته یا ورشکستگی بوده یا ضعف تولید، یعنی تولید ضعیف تر شده است. الان بحث اصلاحش را مطرح کردند، فکر می کنید با اینکه ریشه چیز دیگری است، با اصلاح قانون مالیات بر ارزش افزوده اتفاق خاصی می افتد؟ چقدر می خواهد تغییر کند که این مشکلات از روی دوش تولید برداشته شود؟

مالیات بر ارزش افزوده، مالیات بر تولید نیست…

 

 در اقتصاد کشور ما بسیاری از مسئولین درک این را ندارند که هر چیزی را که می خواهند باید هزینه آن را بپردازند. اگر رشد اقتصادی می خواهند باید هزینه آن را بپردازند، باید از منیت ها، خودخواهی ها و توهمات شخصی خارج شوند

 

**خب الان که روی دوش تولید است.

نه، روی دوش تولید هم نیست، ببینید تولیدکننده با ۹ تومان یک کالا را تولید می کند و آن را ۱۰ تومان می فروشد، بنابراین هیچ فشاری روی تولید اعمال نمی شود، ۱۰ درصد مالیات را الان در بازار به قیمت تمام شده اضافه می کند. دقیقا به اندازه مالیات ارزش افزوده قیمت را بالا می برد و به همان اندازه می فروشد.

**پس مالیات تا الان نقشی در ورشکستگی بنگاه ها نداشته؟

فقط و فقط تاثیر مالیات این است که وقتی جنس ۹ تومانی را ۱۰ تومان به من می فروشد، قدرت خرید مصرف کننده کاهش پیدا می کند.

**فعالان صنعت گلایه دارند که با صادرکننده ها هم همانگونه برخورد می شود که با تولیدکننده ای که در بازار داخلی کالایش را می فروشد.

چون صادرات هم ارزش افزوده ایجاد می کند ومالیات بر ارزش افزوده باید اخذ شود.

** اما صادرکننده که از خارجی ها نمی تواند مالیات بگیرد 

صادرکننده کالای ۹ تومانی هم می تواند ۱۰ تومان بفروشد به خارجی.

** با وجود رقبای جهانی و منطقه ای ما قدرت رقابت نداریم.

نکته همین جاست! وقتی که اقتصاد ما رشد خوبی نداشته باشد، تولیدکننده ای که برای صادرات هم کار می کند، مشابه تولیدکننده داخلی گرفتار ذره ذره درآمد کسب کردن است، قیمت هایش را به حداقل می رساند، درباره کالاهای صادراتی ممکن است بیشتر از کالاهای داخلی از نظر قدرت رقابتی تاثیر بگذارد، چون ممکن است در کشورهای دیگر مالیات مشابهی نباشد اما درباره اقتصاد داخل کشور، همه اقتصاد مشابه هم است و همه رقبا این ۱۰ درصد مالیات را می پردازند.

 

**پس با این تفاسیر برای حل بحران راه صعب العبوری پیش رو داریم!

کاری نمی شود کرد؛ یا باید دولت حجمش را کوچک کند، یا هزینه نداشته باشد که با وضع فعلی بعید می دانم به این سادگی کسانی که در حکومت حکمرانی می کنند، تمایلی داشته باشند به کاهش حجم دولت.

**دولت که به دنبال تفکیک وزارتخانه های ادغام شده است.

این نشانگر این است که بنابراین تمایلی به کاهش هزینه نیست، این یک طرف قضیه. یک طرف دیگرش هم این است که تمایلی ندارند رشد اقتصادی را هدف و محور قرار دهند، تمایل دارند اهداف دیگرشان تامین بشود.

**این موضوع عقلانی نیست! یکی از راه های ثبات هر دولت و نظام و کشوری، رشد اقتصادی است، یعنی با ضعف اقتصاد اتفاقا خطر بیشتری مجموعه حاکمیت را تهدید می کند؛ چرا چنین تمایلی وجود ندارد؟ آیا از روی نادانی و ناآگاهی است؟

شما اسمش را بگذارید نادانی! در اقتصاد کشور ما بسیاری از مسئولین درک این را ندارند که هر چیزی را که می خواهند باید هزینه آن را بپردازند. اگر رشد اقتصادی می خواهند باید هزینه آن را بپردازند، باید از منیت ها، خودخواهی ها و توهمات شخصی خارج شوند، سر تعظیم دربرابر علم اقتصاد پایین بیاورند، و ببینید علم اقتصاد چه راهی برای رشد اقتصادیشان گذاشته است.

ما باید بپذیریم که اگر رشد اقتصادی می خواهیم، امنیت اقتصادی حرف اول را باید بزند، جذب سرمایه گذاری خارجی یکی از مهمترین راههاست، چون سرمایه در داخل کم داریم، جذب سرمایه باید مبنای اصلی ارتباطات خارجی ما باشد،اینها مستلزم تعامل مثبت و سازنده با کشورهای دیگر هم هست که ما الان نداریم و بسیاری از چیزهای مشابه اینها که من به چند مورد آن اشاره کردم. ما نمی توانیم واقعا بدون تعامل سازنده و بدون تقویت ارتباطات اقتصادی با خارج در یک فضای در بسته با کمبود امنیت اقتصادی و سرمایه گذاری داخلی، رشد اقتصادی داشته باشیم.

مهدی زاهدی

اسلامی ایران اقتصاد جهان درآمد مالیات بر ارزش افزوده
نرم افزار موبایل ایلنا
ارسال نظر