خبرگزاری کار ایران

۷ باور قدیمی در مورد ازدواج که نسل z زیر پا گذاشت

۷ باور قدیمی در مورد ازدواج که نسل z زیر پا گذاشت

زمان به سرعت می‌گذرد، مردم تغییر می‌کنند و نسل‌ها هنجارهای جدیدی را ایجاد می‌کنند. نسل زد که به دنبال ازدواج یا شروع یک رابطه طولانی مدت است حاضر نیست مثل نسل های پیشین خود رفتار کند.

نسل زد در حال تعریف مجدد یک ازدواج سالم هستند و در حال پشت سر گذاشتن بسیاری از باورهای قدیمی در مورد نقش‌های جنسیتی و انتظارات رابطه‌ای هستند که نسل‌های قبلی به سادگی به عنوان واقعیت پذیرفته بودند.

در اینجا به ۷ کاری که گذشتگان در موردش باور داشتند و انجام می دادند اشاره خواهیم کرد که دیگر نسل زد به آنها اعتقاد ندارد و برایش مهم نیست چون اولویت های دیگری دارد. 

۱. اولویت دادن به وظیفه بالاتر از آزادی شخصی

نسل‌ زد، ساختارهای سنتی ازدواج و هنجارهای عرفی را که مانع استقلال فردی، آزادی و خودشکوفایی‌شان شود، نمی‌پذیرند. برای این نسل‌ها، تعهد به معنای پایبندیِ کورکورانه به وظیفه نیست؛ بلکه بر پایه اعتماد، احترام متقابل، حفظ حریم فردی و مسئولیت‌پذیری شخصی بنا شده است. آن‌ها آزادی برای «خود بودن» را بر وفاداری‌های تحمیلی ترجیح می‌دهند.

۲. پذیرش یک ازدواج نابرابر

پذیرش برابری و رفاه عاطفی توسط نسل زد، الگوهای مرسوم ازدواج را تغییر می‌دهد. آن‌ها ایده تک‌نفره بودن نان‌آور خانواده را رد می‌کنند، از تعهدات مالی مشترک حمایت می‌کنند و می‌خواهند به جای پیروی از هنجارهای مرسوم جنسیتی، کارهای خانه را بر اساس راحتی طرفین تقسیم کنند.

آن‌ها از توسعه فردی و آزادی در روابط حمایت می‌کنند، بنابراین در برابر خواسته‌های جامعه برای تطبیق با انتظارات منسوخ، از جمله ازدواج در سن خاص یا انجام مسئولیت‌های همسری تعیین‌شده، مقاومت می‌کنند.

۳. انتظار از زنان برای حمل بار روانی

در حالی که مردان ممکن است وظایف مشخصی مانند خرید مایحتاج منزل را بر عهده بگیرند، اما مدیریت کلی امور خانه و اطمینان از برطرف شدن نیازهای خانواده، عمدتاً بر دوش زنان است. این «بار روانی» – مسئولیت مداومِ پیش‌بینی و رسیدگی به نیازها – هیچ‌گاه پایان نمی‌پذیرد، چرا که مستقیماً با زندگی و آسایش اعضای خانواده گره خورده است.

زنان نه تنها لیست خرید را تهیه می‌کنند، بلکه در مورد جزئیات انتخاب‌ها (مانند کدام ماست را بخرند) نیز تصمیم‌گیرنده نهایی هستند. اغلب، این وظایف ذهنی همراه با کارهای عملیِ پخت‌وپز، اطمینان از تغذیه سالم کودکان و مرتب نگه داشتن خانه، همه و همه بر عهده آن‌هاست. این حجم از مسئولیت، زنان را گاهی تا مرز خستگی مفرط پیش می‌برد. حتی در این شرایط نیز، برای دریافت کمک، ناچار به توضیح دقیقِ نیازها و وظایف به همسران خود هستند؛ امری که همچنان بار ذهنی را بر دوششان باقی می‌گذارد.

در مقابل، همسران نسل زد، انتظاری فراتر دارند: آن‌ها خواهانِ مشارکت فعال و خودجوشِ همسرانشان در امور خانه، بدون نیاز به یادآوری مداوم هستند؛ هدفی که نسل‌های پیشین در روابط زناشویی خود کمتر به آن دست یافتند.

۴. پذیرفتن نقش‌های جنسیتی سنتی

نسل زد تمایل دارند نقش‌های فرضی مانند آشپزی، نظافت و مراقبت از بچه‌ها را در مقابل نگهداری از حیاط و ماشین که نسل‌های قبلی پذیرفته بودند، رد کنند. بخشی از این تغییر با پایان دادن به نقش‌های جنسیتی خاص که بسیار مورد نیاز بود، همراه بوده است.

۵. سکوت در برابر هر نوع زخم زبان

دیگر خبری از شوخی‌های نیش‌دار یا بی احترامی های رایج درباره عروس وجود ندارد؛ نسل جوان امروزی، کمتر به خانواده همسر اجازه دخالت در امور شخصی خود و همسرش را می دهد در حالی که در قدیم بسیاری از نوعروسان مجبور بودند زخم زبان های خانواده شوهر به ویژه مادرشوهر را تحمل کنند و دم نزنند و این خشم درونی موجب طلاق عاطفی در روابط زوجین می شد. تمسخرها بی‌ملاحظگی ها بسیار زننده بود که نسل امروز آن را نمی پذیرد.

بیشتر زوجین نسل زد سعی می کنند فضایی را فراهم کنند تا با آنها در جمع با احترام برخورد شود. این تغییر نگاه نسلی، نشان‌دهنده درک عمیق‌تر نسل زد از اهمیت حفظ احترام و پرهیز از تحقیر دیگران است. و اساسا این نسل به جای انتخاب سکوت، به هر نوع بی احترامی پاسخ کوبنده می دهد.

۶. وفاداری را بالاتر از شادی قرار دادن

نسل زد صرفاً به این دلیل که همه از آنها انتظار دارند، در یک رابطه‌ ناخوشایند باقی نمی‌مانند. اگر در رابطه‌شان احساس بدبختی کنند، آن را تمام می‌کنند، چه به معنای درخواست طلاق باشد و چه جدایی. نسل‌های قدیمی‌تر آستانه‌ تحمل رنج بسیار بالاتری داشتند. و نسل امروز دلیلی برای ماندن در یک رابطه‌ی دردناک نمی‌بیند.

۷. ازدواج در سن خاصی

در فرهنگی که بهای بالایی برای جوانی قائل است، فراموش کرده‌ایم که بهترین دوران زندگی ما دیرتر شروع می‌شود. ما انسان ها با افزایش سن جالب‌تر، خودآگاه‌تر و نسبت به آنچه هستیم احساس امنیت می‌کنیم. ما همچنین عاشقان بهتری می‌شویم. یافتن عشق و ازدواج در سنین بالاتر به این معنی است که احتمال بیشتری وجود دارد که شریکی پیدا کنیم که واقعاً مناسب ما باشد. نسل Z این را فهمیده‌ است.

منبع همشهری آنلاین
انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز