طرفداران پهلوی بازگشت قیصر به ایران را تحمل نکردند/ سرنوشت قیصر همانند حبیب نشود
نه «قیصر» و نه «شاهین نجفی» بهعنوان کسانی که چندسالی است از ایران دور بودهاند لحظهای را بدون اظهارنظر در مورد صحنه نبرد سپری نکردند، اما این اولی بود که بدون فلسفهبافی و افکار اجارهای و کرایهای پشت کشورش ایستاد و در حد وسع، سواد و مطالعات خود از شهرتش برای سیاه کردن روی دشمن و ستونپنجم آن بهره برد و حتی تا حد مطلوبی روی طرف دوم را با پستها و استوری اینستاگرامی سیاه کرد.
روزنامه فرهیختگان نوشت: همین مسئله باعث شد تا مقدمات حضور این خواننده لسآنجلسی در وطنش فراهم شود و او در یکی از مهمترین اعیاد اسلامی به ایران بیاید و در میدان امام حسین(ع) به اجرای زنده بپردازد.
حضور متفاوت این خواننده در تهران از جنبه مادی و عقلانی با منطق هزینه-فایده جور درمیآید و پیامی به دیگر چهرههای آنور آبی میفرستد که تا دیر نشده اروپا و آمریکا را ترک کنید و به آغوش گشوده وطن بازگردید.
باید این ادعا را بهروشنی توضیح داد که چرا منفعت بازگشت افراد مشهور و سلبریتیها به ایران از ماندن آنها در کشورهای خارجی نهتنها بیشتر است، بلکه بههیچوجه قابل مقایسه نیست.
ازسویدیگر وقتی به ماجرا از زاویهدیدی تازه و کمتر پرداختشده توجه نشان میدهیم دیگر صرفاً مسئله وطنپرستی و ایستادن روی اصول بهتنهایی شرایط را توضیح نمیدهد و این نفع شخصی است که میتواند ضامن بسیاری از اکتها و واکنشها باشد. تجربه نشان داده که نمیتوان تنها روی شرافت ذاتی چهرههای سرشناس و سلبریتیها در موارد خاص تکیه و تأکید کرد، چون آنها ممکن است در مواردی که کارگزاران فرهنگی احتیاجشان دارند توزرد از آب دربیایند و تجربه تلخ امثال تتلو را در نسخه و هیئتی بهظاهر متفاوت، اما در عمل مشابه، تکرار کنند.
بنابراین میتوان بازگشت قیصر را بدون شگفتزدگی به فال نیک گرفت و برایش ساختاری دستوپا کرد تا بهوسیله آن ضرر کمتری متوجه اشخاصی چون او، نهادهای تصمیمگیر و حتی ساخت فرهنگی و هنری کشور شود.
لسآنجلس علیه لسآنجلس
پس از بازگشت مجدد «بینش بلور» در هیئت و هیبت «قیصر» به ایران و خوانندگی در روز عید سعید غدیر بود که باورمندان همیشگی به لیبرالدموکراسی و انسانیت، نقاب از چهره برداشتند و در پلتفرم آنلاین Change.org کارزار سلب تابعیت آمریکایی از این خواننده را به راه انداخته و از نهادهای مسئول در ایالات متحده خواستند تا وضعیت شهروندی قیصر مجدداً مورد بررسی قرار بگیرد.
دلیل آنها برای انجام این کار، سفر قیصر به وطن و برخی از مواضع سیاسی او اعلام شد!
پرواضح است که در قاموس طالبان پهلوی بدیهیاتی نظیر حمایت از کشور در برابر دشمن خارجی هیچ جایی ندارد و آنها بدون ترمز و با سرعتی سرسامآور در حال زیر پا گذاشتن بسیاری از حد و مرزهای عقلانیت اومانیستی و حتی اخلاق عرفی -که خود روزی مدعی آن بودند- هستند، اما مسئله مهمتر در این میان آن است که مدل رفتار هیستریک و خطرناک جماعت چماقبهدست پهلویچی باید سلبریتیهای خارجنشین را به خود بیاورد و آنها را هرچه زودتر به این تصمیم برساند که بازگشتشان به ایران نهتنها، تنها انتخاب موجود است بلکه میتواند حیات اقتصادیشان را با تبعیت از قوانین داخلی تأمین کند.
پس سوای اهمیت مسئله وطندوستی و اشاره به حقانیت جمهوری اسلامی در نبرد با شیاطین، یک دودوتا چهارتای ساده است؛ بهطوریکه اگر کسی فارغ از شرافت، عقلی هم داشته باشد بازار پرمخاطب و سودمند داخلی را با نسیه لسآنجلس تاخت نمیزند. به بیان دیگر مغز در همراهی با قلب به فرد حکم میکند که برای 90 میلیون ایرانی داخل بخواند تا 2 میلیون خارجنشینی که اکثر آنها عملاً هیچ علاقهای به شنیدن صداهای تکراری ندارند.
البته ازسویدیگر نهادهای داخلی هم وظیفه دارند که از تمام ظرفیت ایراندوستان واقعی در جهت رونق بخشیدن به اقتصاد هنر و سرگرمی بهره ببرند و شکافهای اجتماعی را ترمیم کنند تا تجربه تلخ «حبیب محبیان» در موج جدید بازگشتها به ایران تکرار نشود.
رسانههای بیگانه نظیر «یورونیوز فارسی» اکنون با دستپاچگی به تقلا افتادهاند تا حضور دوباره امثال قیصر و خوانندگی در ایران را به تلاش برای افزایش تابآوری اجتماعی در برابر مشکلات اقتصادی و مسائلی ازایندست گره بزنند، ولی باید گفت که حضور هیچ بازیگر یا خواننده مطرح یا غیرمطرحی در کشور بدون آن که ارتباطی با تابآوری یا چیزهایی شبیه به این داشته باشد، تلاش برای گردآوردن تمام سلیقههای ممکن در دایره فرهنگی ایران انقلابی و مدیریت متمرکز آن است، تا عملاً دشمن نتواند با دست گذاشتن روی فرهنگ شهرت، در باغ سبز به سلبریتیها نشان دهد و در مواقع حساس از آب گلآلود نظیر آنچه در شورشهای خیابانی موفق به انجام آن شد، ماهی بگیرد. القصه اینکه، حکمرانی فرهنگی در شرایطی میتواند سودبخش و مفید باشد که سرورهای ارتباطی با سوژهها از خارج به داخل ایران بیایند. در این شرایط تازه میتوان به مقابله موفق با مکدونالیزهشدن فرهنگ امید داشت.