آیا خرید کالای لوکس، واقعا سرمایهگذاری است؟ | نسلی که از سرِ ناامیدی خرج میکند | پدیده «توخالی شدن طبقه متوسط» رخ داده است
افزایش هزینههای زندگی، بحران مسکن، نااطمینانی شغلی و فشار شبکههای اجتماعی باعث شده موج تازهای از خریدهای احساسی و لوکس در میان جوانان شکل بگیرد؛ پدیدهای که اقتصاددانان از آن با عنوان «خرجکردن از سر نومیدی» یاد میکنند.
سالها تصور میشد خرید کالاهای لوکس بیشتر نشانه رفاه و قدرت مالی است؛ اما حالا بخشی از این خریدها نه از سر ثروت، بلکه از دل اضطراب، ناامیدی و احساس ازدسترفتن آینده بیرون میآید.
یک الگوی رفتاری در اقتصاد مصرفی
فایننشالتایمز نوشته است؛ نسلی که با تورم، بحران مسکن، بدهی و آیندهای مبهم روبهروست، بیش از گذشته به خریدهایی پناه میبرد که دستکم برای لحظهای حس کنترل، آرامش یا حتی موفقیت را بازسازی کنند. در چنین فضایی، مفهوم «دوماسپندینگ» یا خرجکردن از سر نومیدی به یکی از مهمترین الگوهای رفتاری اقتصاد مصرفی تبدیل شده است.
به گفته مکس فاست، مدیر جهانی بخش جواهرات کریستیز، کالاهای لوکس کمیاب در سال گذشته «دوران طلایی» را تجربه کردهاند و رکوردهای قیمتی در حراجها با سرعتی سرسامآور شکسته شدهاند.
در ماه دسامبر، یک ساعت جیبی متعلق به سال ۱۹۱۴ از برند اودمار پیگه به قیمت ۷.۷ میلیون دلار فروخته شد؛ گرانترین کالایی که تاکنون این ساعتساز سوئیسی به حراج گذاشته است. جولای گذشته نیز هرمس کیف دستی اصلی جین بیرکین را در پاریس به قیمت ۱۰ میلیون دلار فروخت.
داراییهای کمیاب پوششی در برابر تورم
فاست در توضیح این روند به کاهش ارزش دلار از ابتدای سال گذشته اشاره میکند. او در تماس ویدیویی میگوید: «داراییهای کمیاب، چه ساعت باشند، چه جواهرات یا کیفهای دستی که جایگزینکردنشان دشوار است، همچنان ارزششان افزایش پیدا میکند و پوشش بسیار خوبی در برابر تورم هستند.» او اضافه میکند بسیاری از مشتریانش جواهرات را بهعنوان «محل ذخیره ارزش» و بخشی از یک پرتفوی متنوع خریداری میکنند.
یک خریدار می گوید؛ «وقتی حتی پیشپرداخت آپارتمانهای رنگورورفته هم فعلاً از دسترس من خارج است و تازه بازار هم بیش از حد متورم به نظر میرسد، چرا نباید پولم را صرف چیزی زیبا کنم؟ اگر دکمه خرید را فشار میدادم، شاید میشد مرا بخشید: پدیدهای که به آن «خرجکردن از سرِ نومیدی» یا Doom Spending میگویند، بهویژه در میان افراد همنسل من، رو به افزایش است.»
این اصطلاح به خرید کالاهای لوکس یا غیرضروری برای مهار احساس اضطراب یا ناامیدی اشاره دارد؛ رفتاری که اغلب با ناتوانی در خرید خانه یا دستیابی به مظاهر یک زندگی راحت مرتبط است. برخی میگویند در چرخهای معیوب گرفتار میشوند؛ جایی که برای بیحسکردن احساس گناه ناشی از خرید، دوباره خرید میکنند.
خرجکردن از سر نومیدی
بر اساس نظرسنجی سال ۲۰۲۴ مؤسسه ایپسوس، حدود نیمی از بریتانیاییها میگویند چنین رفتاری دارند. در میان گروههای سنی جوانتر، این پدیده حتی رایجتر است؛ بیش از دوسوم نسل هزاره و نسل Z به آن اعتراف کردهاند، که اغلب تحتتأثیر استفاده از شبکههای اجتماعی است.
شاید بتوان این رفتار را به سادهلوحی نسبت داد، اما مطالعه نشان داد کسانی که بیش از همه مرتکب خرجکردن از سر نومیدی میشوند، افراد ۱۸ تا ۳۴ ساله، بیش از دیگران درباره آن آگاهی دارند. به بیان دیگر، بیشتر جوانان میدانستند این پدیده ریشه احساسی دارد، اما باز هم انجامش میدادند.
نظرسنجی دیگری که در نشریه Journal of Economics, Finance and Management Studies منتشر شد، نشان داد حتی افرادی با سطح بالای سواد مالی نیز ممکن است تسلیم این رفتار شوند.
نسل خشمگین؛ اقتصاد ناامیدکننده و بحران آینده
پس چه چیزی محرک آن است؟ وندی دِ لا روزا، دانشمند رفتار مصرفکننده در مدرسه وارتون دانشگاه پنسیلوانیا، درباره علت آن تردیدی ندارد. او میگوید: «مردم عصبانیاند. آن نوع “توافق نانوشته درونی” درباره اینکه جامعه قرار بود چه شکلی باشد، محقق نشده است. و این موضوع باعث خشم و دلخوری میشود.»
در حال حاضر، تصویر اقتصادی تیرهوتار به نظر میرسد. همزمان با کاهش فرصتهای شغلی، افزایش تعدیل نیرو و نگرانیها درباره رشد اختلالات ناشی از هوش مصنوعی، نرخ بیکاری بریتانیا در ماه ژانویه به ۵.۲ درصد رسید؛ بالاترین سطح از سال ۲۰۱۶ به این سو، خارج از دوران همهگیری، طبق دادههای اداره ملی آمار بریتانیا. حتی پس از کاهش آن به ۴.۹ درصد در سهماهه منتهی به فوریه، همچنان بالاتر از برآوردها باقی ماند. جوانان بیشترین آسیب را از رکود استخدام دیدند؛ بهطوریکه نرخ بیکاری افراد ۱۸ تا ۲۴ ساله در سهماهه منتهی به فوریه به ۱۴.۳ درصد رسید.
اما حتی برای کسانی که شاغل هستند، رشد کند دستمزدها، در کنار افزایش مداوم هزینههای زندگی و اقساط بالاتر وامهای دانشجویی، پسانداز کردن را دشوار کرده است؛ تا جایی که بسیاری میترسند هرگز نتوانند خانه بخرند یا بازنشسته شوند.
اگرچه دستمزدها در بریتانیا از نظر فنی سریعتر از تورم رشد میکنند، با افزایش واقعی ۰.۶ درصدی، اما تحقیقات نشان میدهد بسیاری همچنان زیر فشار افزایش هزینهها احساس خفگی میکنند. مطالعه اخیر مؤسسه Citizens Advice نشان میدهد ۴ میلیون نفر در انگلستان و ولز درآمد کافی برای تأمین نیازهای اولیه ندارند و سطح بدهیها نسبت به سال ۲۰۲۰ یکچهارم افزایش یافته است.
توخالیشدن طبقه متوسط
در همین حال، پدیده موسوم به «توخالیشدن طبقه متوسط» نیز رخ داده است؛ بهطوریکه مدیران ارشد بریتانیایی اکنون بیش از ۱۰۰ برابر متوسط دستمزد کارکنان خود حقوق میگیرند، در حالی که این نسبت در دهه ۱۹۷۰ حدود ۲۰ برابر بود؛ طبق پژوهشی از مدرسه اقتصاد لندن.
بازار مسکن نیز وضعیت بهتری ندارد. دادههای اداره ملی آمار نشان میدهد نسبت قیمت خانه به درآمد در لندن طی ۳۰ سال گذشته از ۴.۶ به ۱۰.۵ جهش کرده است. همچنین طبق پژوهش گروه ساختمانی Skipton، سن خریداران خانهاولی از ۲۹ سال در دهه ۱۹۹۰ به ۳۴ سال رسیده است.
خشم مردم کاملاً ملموس است. یکی از میمهای محبوب دهه گذشته میگوید: «یادتان هست وقتی بچه بودیم گریه میکردیم و والدینمان میگفتند: “الان بهت یه چیزی میدم برای گریهکردن”؟ فکر میکردیم قرار است ما را بزنند، اما در عوض بازار مسکن را نابود کردند، شهریه دانشگاه را چهار برابر کردند و کلاهکهای یخی را آب کردند.»
به گفته دِ لا روزا، ولخرجی به مصرفکنندگان جوان «نوعی حس کنترل» در اقتصادی نامطمئن میدهد. این میل، با مقایسههای استرسزا با سبک زندگی تجملی همسالان ثروتمندتر در شبکههای اجتماعی، تشدید میشود.
او میگوید: «فکر نمیکنم در تاریخ بشر زمانی وجود داشته که مردم عادی تا این حد از درون زندگی فوقثروتمندان خبر داشته باشند.»
روانشناسی خریدهای لوکس؛ وقتی کالاها جای امنیت را میگیرند
برای مقابله با میل به خرجکردن از سر نومیدی، ویکی رینال، رواندرمانگر مالی، توصیه میکند افراد چیزی را تمرین کنند که او آن را «آگاهی هیجانی مالی» مینامد؛ حالتی که با آوردن احساسات مرتبط با پول به سطح آگاهی به دست میآید. او میگوید: «در این صورت میتوانید اجازه دهید این احساسات انتخابهایتان را هدایت کنند»، بهجای آنکه «کورکورانه تصمیمهایتان را کنترل کنند.»
نمادگرایی، نقش مهمی در پیوند عاطفی ما با اشیا دارد. رینال میگوید: «حقوق بازنشستگی انتزاعی است.» خریدهای ملموس میتوانند حس اطمینان ایجاد کنند و خلأهای احساسی ناشی از محرومیت را پر کنند. اشیای کمیاب و وینتیج این موضوع را یک قدم جلوتر میبرند؛ آنها بهنوعی جایگزین میراث خانوادگیای میشوند که وجود ندارد، توهم دلگرمکنندهای از تداوم بیننسلی ایجاد میکنند و حتی مدعیاند فاصله ما را با گذشتهای که شاید با آن در جنگیم، پر میکنند.
قالبکردن آن خرید بهعنوان «سرمایهگذاری» میتواند آرامش زیادی ایجاد کند؛ چیزی که رینال آن را «راهی برای مشروعیتبخشیدن به زیادهروی و بازگرداندن حس انسجام درونی» توصیف میکند. برندهای میراثدار، مانند کارتیه یا هرمس، به خریدار اجازه میدهند حتی در حالی که نیازهای احساسیاش به زیبایی، جایگاه اجتماعی یا تعلق را برآورده میکند، احساس کند فردی محتاط و عاقل است.
او پرسید: «چرا انگشتر؟»
بیخیال.
آیا خرید کالاهای لوکس واقعاً سرمایهگذاری است؟
یک خریدار می گوید؛ «راستش را بخواهید، اگر فکر میکردم انگشتر کارتیهام قرار است مثل یک دارایی سنتی رفتار کند، داشتم خودم را گول میزدم.»
اوبی نوچیری، مشاور مشتریان خصوصی در شرکت مدیریت ثروت St James’s Place، میگوید بازدهی داراییهای لوکس غیرقابل پیشبینی است و نیاز به ارزیابی تخصصی درباره کمیابی، اصالت، منشأ و آمادگی بازار دارد. او اضافه میکند برای سوددهی، فروش این اقلام باید توان تحمل طیف گستردهای از هزینههای پنهان، از جمله نگهداری، بیمه، امنیت و کارمزد دلالها یا خانههای حراج را داشته باشد.
رابین کاپلان، مدیر ثروت در First Wealth، میگوید بیشتر کالاهای لوکس هرگز به اندازه فروشهای خبرساز رشد قیمت پیدا نمیکنند. و همین موارد هم تنها بخش کوچکی از بازار را تشکیل میدهند. حتی ساعتهای لوکس کمیاب، که سودآورترین طبقه دارایی لوکس تلقی میشوند، بهطور متوسط بازده سالانهای کمتر از آنچه از سهام آمریکا انتظار میرود ایجاد میکنند. تازه این بدون درنظرگرفتن هزینههای سنگین نگهداری و کارمزد فروشندگان است.
او میگوید: «صحبتکردن درباره سهام آمریکا سر میز شام بهاندازه جدیدترین ساعت یا کیف دستی جذاب نیست، اما این داراییها قویترند، نقدشوندگی بیشتری دارند و [اگر در حسابهای Sipp یا Isa نگهداری شوند] از نظر مالیاتی هم بهصرفهترند.»
پول «سبد بازی» مناسب چه سرمایه گذارانی است؟
کاپلان به مشتریانش توصیه میکند به چیزی که خودش «سبد بازی» مینامد، تن بدهند؛ بخشی جداشده از پرتفوی که به خریدهای ناشی از علاقه اختصاص دارد و تضمینی برای بازدهی ندارد؛ بخشی که سقف آن باید ۱۰ درصد کل ثروت قابلسرمایهگذاری باشد.
اما یک مشکل وجود دارد: به گفته کاپلان، پول «سبد بازی» فقط مناسب سرمایهگذارانی است که در مرحله «انباشت سرمایه» قرار دارند و بیش از ۵ میلیون پوند ثروت خالص قابلسرمایهگذاری دارند — فاصلهای نجومی با میانگین پسانداز بریتانیاییهای ۲۵ تا ۳۴ ساله که وبسایت Moneysupermarket آن را ۹ هزار و ۳۵۷ پوند برآورد کرده است.
او بیپرده میگوید حرفهایهایی با درآمد متوسط و پساندازی بسیار کمتر از ۵ میلیون پوند «نباید حتی یک پنی را هدر بدهند.»
بهجای کمالگرایی، از پیشرفت شروع کنید
در عوض، هالی مککی، بنیانگذار شرکت تحقیقاتی سرمایهگذاری Boring Money، به کسانی که میخواهند ثروت بسازند توصیه میکند «بهجای کمالگرایی، از پیشرفت شروع کنند.»
او اضافه میکند: «اگر میدانید از سر نومیدی خرج میکنید، چرا آن را با “پسانداز از سر نومیدی” خنثی نمیکنید؟» او به سرمایهگذاران جوان توصیه میکند یک حساب آنلاین Isa مبتنی بر سهام و اوراق بهادار باز کنند و «فقط پا را در آب بگذارند». پیشنهاد دیگر او این است که افراد بررسی کنند تاکنون چقدر پیشرفت کردهاند؛ مثلاً ببینند چه میزان در صندوق بازنشستگی محل کارشان پسانداز شده است، موضوعی که شاید برای برخی شوکهکننده باشد، چون بهدلیل ثبتنام خودکار، بیش از چیزی که تصور میکنند ذخیره دارند.
نوچیری میگوید: «فقط باید درباره بازه زمانیتان واقعبین باشید. [پساندازتان] شاید نتواند برایتان خانهای بخرد، اما ممکن است پیشپرداخت خوبی برای خانهای خارج از لندن باشد؛ جایی که بتوانید شروع به ساختن سرمایه کنید.»
به گفته او، چیزی که اهمیت دارد، تسلیمنشدن و داشتن برنامه است.
و اما درباره انگشتر کارتیه من؛ آیا در نهایت دل را به دریا زدم؟
خواهش میکنم، مسخره نباشید. لپتاپ را محکم بستم. البته شاید صفحهاش را بوکمارک کرده باشم.