خبرگزاری کار ایران

جنگ صهیوآمریکایی علیه ایران چگونه پایان می‌یابد؟ سه سناریو و یک گزینه محتمل‌تر

جنگ صهیوآمریکایی علیه ایران چگونه پایان می‌یابد؟ سه سناریو و یک گزینه محتمل‌تر

ناتوانی در تبدیل برتری نظامی به دستاورد سیاسی، هزینه‌های فزاینده جنگ و اختلاف اهداف واشنگتن و تل‌آویو، آینده درگیری‌ها را به سه مسیر احتمالی گره زده است؛ مسیرهایی که از تشدید تقابل تا توافقی موقت برای مهار بحران امتداد دارند.

به گزارش ایلنا، با گذشت حدود هشت ماه از آغاز جنگ صهیوآمریکایی علیه ایران، پرسش اصلی دیگر صرفا این نیست که کدام طرف در میدان نبرد دست بالا را دارد، بلکه این است که جنگ چگونه و با چه هزینه‌ای پایان خواهد یافت. تجربه جنگ‌های گذشته نشان می‌دهد که برتری نظامی لزوما به پیروزی سیاسی منجر نمی‌شود و عواملی مانند توان تحمل هزینه‌های جنگ، شرایط بین‌المللی و محاسبات سیاسی طرفین در تعیین نتیجه نهایی نقش تعیین‌کننده‌ای دارند.

تجربه جنگ ایران و عراق، تقابل تاریخی ایران و عثمانی و همچنین جنگ‌های آمریکا در ویتنام، عراق و افغانستان نشان می‌دهد که حتی قدرت‌های برتر نظامی نیز در صورت ناتوانی از تحمیل اراده خود، ناچار به پذیرش توافق یا عقب‌نشینی می‌شوند. بر همین اساس، می‌توان سه سناریوی اصلی برای پایان جنگ کنونی در نظر گرفت.

سناریوی اول؛ تحمیل توافق یا تغییر نظام سیاسی

نخستین سناریو، تحقق اهداف حداکثری اسرائیل از طریق تشدید حملات نظامی و فشار اقتصادی با هدف وادار کردن ایران به پذیرش شروط طرف مقابل یا تغییر ساختار سیاسی آن است.

با وجود برتری هوایی و اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل، تحقق چنین هدفی با موانع جدی روبه‌روست. توان وارد کردن خسارت به زیرساخت‌ها و مراکز نظامی ایران، الزاما به معنای توانایی تحمیل نتیجه سیاسی نیست. به‌ویژه آنکه تغییر ساختار سیاسی یک کشور از طریق حملات هوایی، بدون عملیات زمینی گسترده یا فروپاشی از درون، با محدودیت‌های جدی مواجه است.

از سوی دیگر، فشار خارجی ممکن است به‌جای تضعیف ساختار سیاسی ایران، به تقویت نهادهای امنیتی و افزایش انسجام در برابر تهدید خارجی منجر شود. تجربه تاریخی نیز نشان داده است که برخورداری از عمق جغرافیایی و ظرفیت ادامه مقاومت می‌تواند مانع تبدیل برتری نظامی دشمن به پیروزی سیاسی شود.

از این رو، سناریوی تحمیل کامل خواسته‌های اسرائیل یا تغییر نظام سیاسی ایران، با توجه به دشواری تحقق اهداف حداکثری از طریق حملات نظامی، با موانع جدی روبه‌روست.

سناریوی دوم؛ تشدید حملات آمریکا و گسترش جنگ

سناریوی دوم، افزایش فشار نظامی آمریکا با هدف تغییر محاسبات تهران و وادار کردن ایران به پذیرش شروط واشنگتن است. در این چارچوب، ممکن است دولت آمریکا پس از انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره در سوم نوامبر ۲۰۲۶ (۱۲ آبان ۱۴۰۵)، در صورت شکست مذاکرات، به تشدید حملات یا افزایش فشار اقتصادی و دریایی روی بیاورد.

با این حال، گسترش حملات لزوما بن‌بست کنونی را برطرف نمی‌کند. تجربه جنگ ویتنام نشان داد که برتری تسلیحاتی، بدون توانایی تحمیل نتیجه سیاسی، می‌تواند به فرسایش تدریجی قدرت و اراده طرف مهاجم منجر شود.

در جنگ کنونی نیز افزایش فشار نظامی ممکن است با واکنش ایران و گسترش ناامنی در منطقه همراه شود. اختلال در کشتیرانی، بی‌ثباتی بازار انرژی و افزایش هزینه‌های اقتصادی و امنیتی برای آمریکا و متحدانش، از جمله پیامدهای احتمالی ادامه جنگ است.

به این ترتیب، واشنگتن با یک تناقض راهبردی مواجه خواهد شد: افزایش فشار نظامی ممکن است برای وادار کردن ایران به عقب‌نشینی ضروری به نظر برسد، اما همین مسیر می‌تواند هزینه‌های جنگ را افزایش دهد، بدون آنکه دستیابی به اهداف حداکثری را تضمین کند.

سناریوی سوم؛ آتش‌بس بلندمدت و توافق مرحله‌ای

محتمل‌ترین سناریو، دستیابی به توافقی مرحله‌ای میان ایران و آمریکا و برقراری آتش‌بسی بلندمدت است؛ توافقی که به درگیری گسترده پایان دهد، اما همه اختلافات دو طرف را حل نکند.

این سناریو با محدودیت‌های نظامی، اقتصادی و سیاسی طرفین سازگاری بیشتری دارد. آمریکا و اسرائیل با وجود برتری نظامی، با دشواری تحمیل نتیجه‌ای قطعی روبه‌رو هستند و ایران نیز برای ادامه جنگ باید هزینه‌های اقتصادی و نظامی سنگینی را تحمل کند. در چنین شرایطی، توافق می‌تواند راهی برای خروج از بن‌بست باشد.

در این چارچوب، تفاهم‌نامه اسلام‌آباد می‌تواند مبنای مذاکرات تازه قرار گیرد و با اصلاح مفاد آن، زمینه کاهش تنش فراهم شود. توافق احتمالی می‌تواند بر چند محور استوار باشد: توقف حملات گسترده، تضمین آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز، کاهش تدریجی محدودیت‌های دریایی علیه ایران و موکول کردن اختلافات مربوط به برنامه هسته‌ای به مذاکرات بعدی.

چنین توافقی به واشنگتن امکان می‌دهد پایان عملیات نظامی گسترده را به‌عنوان دستاوردی سیاسی معرفی کند، حتی اگر همه اهداف اعلام‌شده آن محقق نشده باشد. تهران نیز می‌تواند با حفظ ساختار سیاسی و بخشی از ظرفیت‌های راهبردی خود، توافق را نتیجه مقاومت در برابر فشار نظامی ارزیابی کند.

با این حال، این مسیر لزوما به صلح پایدار منجر نخواهد شد. اختلافات بر سر برنامه هسته‌ای ایران، امنیت منطقه‌ای و اهداف اسرائیل همچنان باقی می‌ماند و می‌تواند زمینه‌ساز تنش‌های بعدی شود.

اختلاف واشنگتن و تل‌آویو؛ مانع اصلی صلح پایدار

یکی از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده در سرنوشت جنگ، تفاوت اهداف آمریکا و اسرائیل است. واشنگتن ممکن است به دنبال توافقی درباره پرونده هسته‌ای، امنیت کشتیرانی و کاهش هزینه‌های جنگ باشد، در حالی که اهداف اسرائیل فراتر از محدود کردن برنامه هسته‌ای ایران است و تغییر ساختار سیاسی این کشور را نیز در بر می‌گیرد.

این اختلاف می‌تواند حتی در صورت توافق ایران و آمریکا، آتش‌بس را شکننده نگه دارد. در چنین شرایطی، احتمال دارد واشنگتن برای مهار درگیری به توافقی موقت روی بیاورد، اما اسرائیل با حملات محدود و عملیات هدفمند، مانع تثبیت کامل آن شود.

بنابراین، پایان جنگ گسترده لزوما به معنای پایان تقابل نخواهد بود و ممکن است رویارویی مستقیم جای خود را به دوره‌ای از تنش کنترل‌شده و درگیری‌های پراکنده بدهد.

پایان جنگ، بدون پایان منازعه

سه سناریوی پیش رو، از تحمیل خواسته‌های حداکثری تا تشدید حملات و توافق مرحله‌ای، هر یک با محدودیت‌هایی روبه‌رو هستند. با این حال، دشواری تحمیل نتیجه سیاسی از طریق حملات نظامی و افزایش هزینه‌های ادامه جنگ، احتمال دستیابی به توافقی موقت را تقویت می‌کند.

در چنین شرایطی، ممکن است هر دو طرف توافق را پیروزی خود معرفی کنند، اما نتیجه عملی آن بیش از آنکه صلحی پایدار باشد، آتش‌بسی برای مهار درگیری خواهد بود. توافقی که جنگ گسترده را متوقف می‌کند، بی‌آنکه ریشه‌های سیاسی و امنیتی تقابل را از بین ببرد.

در نهایت، سرنوشت جنگ به این بستگی دارد که آیا واشنگتن می‌تواند اهداف خود را از خواسته‌های حداکثری تل‌آویو جدا کند و آیا تهران و آمریکا به این جمع‌بندی می‌رسند که هزینه ادامه جنگ از منافع احتمالی آن بیشتر است یا خیر.

اگر جنگ با توافقی میان ایران و آمریکا متوقف شود، پرسش اصلی این خواهد بود که آیا اسرائیل به آتش‌بسی پایبند می‌ماند که ممکن است اهداف حداکثری آن را محقق نکند؟

زیبا اکبرزاده

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز