آیا خلیج فارس وارد عصر «مدیریت اختلافات» با ایران میشود؟
واقعیتهای میدانی جنگ ایران و آمریکا، نگاه کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به تهران را وارد مرحلهای تازه کرده است؛ مرحلهای که در آن، هدف نه عادیسازی روابط، بلکه جلوگیری از تکرار درگیریهای پرهزینه و مدیریت اختلافات خواهد بود.
به گزارش ایلنا، جنگ اخیر میان ایران و آمریکا، صرفنظر از سرانجام آن، معادلات امنیتی غرب آسیا را وارد مرحلهای تازه کرده است. تجربه ماههای گذشته نشان داد که حتی گستردهترین ائتلافهای نظامی و پیشرفتهترین سامانههای دفاعی نیز قادر نیستند امنیت مطلق را برای بازیگران منطقه تضمین کنند. از همین رو، به نظر میرسد کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در حال بازنگری در راهبردهای امنیتی خود هستند؛ راهبردی که دیگر صرفا بر بازدارندگی نظامی تکیه نخواهد داشت، بلکه دیپلماسی و مدیریت تنش نیز به یکی از ارکان اصلی آن تبدیل خواهد شد.
ایران، با وجود فشارهای گسترده نظامی و اقتصادی، همچنان یکی از بازیگران تعیینکننده معادلات منطقهای باقی مانده است. همین واقعیت سبب میشود کشورهای عربی خلیج فارس، حتی در اوج اختلافات سیاسی، نتوانند نقش تهران را در ترتیبات امنیتی منطقه نادیده بگیرند. در چنین شرایطی، گفتوگو با ایران بیش از آنکه نشانه همگرایی سیاسی باشد، بازتاب درکی واقعگرایانه از هزینههای تقابل مستمر است.
در عین حال، هرگونه گفتوگوی احتمالی میان ایران و همسایگان جنوبی آن، با گذشته تفاوت خواهد داشت. اگر در سالهای گذشته هدف اصلی کاهش تنش و بازسازی اعتماد بود، اکنون اولویت اصلی، ایجاد سازوکارهایی برای جلوگیری از تکرار درگیریهای نظامی است. احترام متقابل به حاکمیت کشورها، خودداری از تهدید یا استفاده از زور و جلوگیری از تبدیل خاک کشورهای منطقه به بستری برای اقدامات خصمانه، میتواند از مهمترین محورهای چنین گفتوگوهایی باشد.
البته مسیر پیشرو ساده نخواهد بود. افزون بر رقابتهای ژئوپلیتیکی، اختلافات تاریخی و مذهبی نیز همچنان بر روابط منطقهای سایه انداخته و بر برداشتهای متقابل از تهدیدهای امنیتی اثر گذاشته است. به همین دلیل، حتی در صورت آغاز روند گفتوگو، نمیتوان انتظار داشت بیاعتمادیهای انباشتهشده در کوتاهمدت از میان برود؛ بلکه محتملتر آن است که طرفها به جای «اعتمادسازی»، به سمت «مدیریت اختلافات» حرکت کنند.
در این میان، رژیم صهیونیستی نیز تلاش خواهد کرد با تکیه بر نگرانی برخی کشورهای عربی نسبت به ایران، همکاریهای امنیتی و اطلاعاتی خود با آنها را گسترش دهد؛ روندی که آمریکا نیز از طریق احیای ابتکارهایی مانند توافقهای ابراهیم از آن حمایت میکند. با این حال، رژیم صهیونیستی به دلیل موقعیت جغرافیایی، محدودیتهای سیاسی و حساسیت افکار عمومی جهان عرب نسبت به مسئله فلسطین، نمیتواند جایگزین نقش ایران در معادلات منطقهای شود.
از سوی دیگر، تهران نیز در برابر یک انتخاب راهبردی قرار دارد؛ اینکه همچنان بر سیاست بازدارندگی مبتنی بر فشار متقابل تکیه کند یا همزمان با حفظ مؤلفههای قدرت، مسیر کاهش تنش با همسایگان را نیز دنبال کند. نوع تصمیم ایران در این زمینه، همراه با نحوه واکنش کشورهای عربی، میتواند شکلدهنده نظم امنیتی جدید خلیج فارس در سالهای آینده باشد.
آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری آشکار شده، این است که آینده امنیت خلیج فارس نه در ائتلافهای صرفا نظامی و نه در مصالحهای سریع و فراگیر با ایران رقم خواهد خورد؛ بلکه محتملترین سناریو، شکلگیری توازنی محتاطانه است که در آن بازدارندگی، دیپلماسی و مدیریت بحران، سه ضلع اصلی معادلات امنیتی منطقه خواهند بود.
زیبا اکبرزاده