زرگر در گفتوگو با ایلنا:
در صورت حمایت سیاسی و مالی آمریکا از مخالفان نتانیاهو، احتمال شکست او بالا خواهد بود/امکانسنجی مداخله سوریه علیه حزبالله
کارشناس مسائل منطقه گفت: در صورت دریافت تجهیزات یا تشویق آمریکا، بعید به نظر میرسد دمشق در شرایط کنونی بخواهد وارد تقابل با حزبالله شود، هرچند در آینده نمیتوان چنین احتمالی را به طور کامل رد کرد.
علیاصغر زرگر، کارشناس مسائل منطقه در تشریح دلایل تنش میان نتانیاهو و ترامپ و ادامه تقابل در جنوب لبنان در گفتوگو با ایلنا عنوان کرد: تحلیل تحولات خاورمیانه در شرایط کنونی تا حدی دشوار است، زیرا رخدادها گاه بهصورت روزانه در حال تغییر هستند. با این حال، چند عامل وجود دارد که میتوان بر اساس آنها تصویری تحلیلی از اوضاع ارائه کرد. نخست آنکه به نظر میرسد بنیامین نتانیاهو در مجموع با توافق اولیه میان ایران و آمریکا موافق نیست و تمایل چندانی به همراهی با آن ندارد. دلیل این مسئله میتواند این باشد که دونالد ترامپ، بدون هماهنگی و رایزنی کامل با وی، تلاش کرده است نوعی تفاهم اولیه یا آنچه در ادبیات سیاسی از آن به عنوان «تفاهم» یاد میشود، با ایران به دست آورد تا از طریق پایان دادن به جنگ، کاهش قیمت نفت و باز نگه داشتن تنگه هرمز در ازای کاهش تهدیدات دریایی ایران، شرایط جدیدی را ایجاد کند. در همین چارچوب، نتانیاهو تلاش کرد با انجام حملاتی در لبنان، عملاً ضربهای مشخص به این تفاهم اولیه میان ایران و آمریکا وارد کند. با این حال، به نظر میرسد که او نتوانسته است در برابر فشارهای ترامپ مقاومت کند. هرچند نتانیاهو از نظر سیاسی و نظامی تا حدی استقلال عمل دارد، اما اسرائیل از لحاظ تجهیزات نظامی و بهویژه کمکهای بلاعوض آمریکا که سالانه بیش از سه میلیارد دلار برآورد میشود، وابستگی قابل توجهی به واشنگتن دارد. کافی است ترامپ دستور توقف یا کاهش بخشی از محمولههای نظامی ارسالی از آمریکا یا حتی اروپا را صادر کند؛ در چنین شرایطی، نتانیاهو ناچار خواهد شد تا حدی خود را با خواستههای رئیسجمهور آمریکا هماهنگ کند.
وی ادامه داد: در شرایط کنونی، با توجه به آغاز مذاکرات اولیه در ژنو و حضور نمایندگان قطر، پاکستان و همچنین نمایندگان دولت ترامپ، به نظر میرسد همزمان با آغاز اجرای تفاهم میان ایران و آمریکا، نتانیاهو نتوانسته در برابر فشارهای واشنگتن مقاومت کند و در نهایت با آتشبس موافقت کرده است. در کنار این موضوع، مذاکرات مستقیمی نیز میان دولت لبنان و اسرائیل با میانجیگری آمریکا در جریان است. این احتمال وجود دارد که نتانیاهو با خروج بخشی از نیروهای اسرائیلی از مناطق اشغالی جنوب لبنان موافقت کند و کنترل این مناطق به ارتش لبنان واگذار شود. در چنین حالتی، اسرائیل میتواند این اقدام را نه نتیجه فشار ایران یا آمریکا، بلکه ناشی از توافق با دولت لبنان معرفی کند. با این حال، از منظر تاریخی، موجودیت اسرائیل همواره با ایجاد بحران در کشورهای همسایه گره خورده است. همانگونه که در سوریه، علاوه بر بلندیهای جولان، به دنبال ایجاد یک کمربند امنیتی بوده، در لبنان نیز همین سیاست را دنبال میکند. این رویکرد پیشتر در صحرای سینا نیز دنبال شده بود و پس از توافق صلح با مصر، اسرائیل از آن منطقه عقبنشینی کرد. به طور کلی، ایجاد مناطق حائل در کشورهای دیگر بخشی از سیاستهای تهاجمی اسرائیل بوده است؛ سیاستی که بر این تصور استوار است که ایجاد عمق امنیتی در سرزمین دیگران میتواند امنیت اسرائیل را تضمین کند، در حالی که با وجود موشکها و پهپادهای امروزی، حتی فاصله دهها کیلومتری نیز امنیت مطلقی برای این کشور ایجاد نخواهد کرد.
این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: در خصوص برخی اظهارات آمریکاییها درباره واگذاری پرونده حزبالله به سوریه، به نظر میرسد این ایده ریشه تاریخی دارد. در دوران حافظ اسد، سوریه حدود ۳۰ هزار نیرو در لبنان مستقر کرده بود و جنوب لبنان بخشی از کمربند امنیتی سوریه در برابر اسرائیل محسوب میشد. ممکن است آمریکا و اسرائیل تصور کنند که میتوان چنین الگویی را دوباره احیا کرد، اما به نظر نمیرسد دولت کنونی سوریه حاضر به ورود به چنین ماجرایی باشد. چنین اقدامی میتواند هم دولت سوریه و هم حزبالله را تضعیف کند، زیرا میان جریانهای حاکم بر سوریه و حزبالله اختلافات عمیق مذهبی و سیاسی وجود دارد. برخی تصور میکنند که درگیر کردن این دو طرف، به نفع اسرائیل و آمریکا خواهد بود، اما دولت فعلی سوریه نه از نظر توان نظامی و نه از نظر امکانات لازم، آمادگی مقابله با حزبالله را ندارد. تجربه دو سال گذشته نیز نشان میدهد که دولت کنونی سوریه، با وجود بمبارانهای مکرر اسرائیل علیه مراکز نظامی و صنعتی و حتی پیشروی در خاک سوریه، واکنش نظامی جدی نشان نداده است. این مسئله تنها ناشی از ضعف نیست، بلکه بیانگر نوعی ترجیح اجتناب از درگیری مستقیم با اسرائیل است. حتی در صورت دریافت تجهیزات یا تشویق آمریکا، بعید به نظر میرسد دمشق در شرایط کنونی بخواهد وارد تقابل با حزبالله شود، هرچند در آینده نمیتوان چنین احتمالی را به طور کامل رد کرد.
وی افزود: به اعتقاد من، چنین رویاروییای به زیان دولت فعلی سوریه خواهد بود و حتی میتواند به بیثباتی یا فروپاشی آن منجر شود. زیرا در داخل سوریه نیز جمعیتهایی از علویان و گروههای نزدیک به شیعیان حضور دارند که در صورت وقوع چنین تقابلی، ممکن است به عامل جدیدی برای بحران داخلی تبدیل شوند. در خصوص آینده سیاسی بنیامین نتانیاهو نیز باید گفت که او و ترامپ به اهدافی که در قبال ایران در ذهن داشتند، دست نیافتند. تصور آنان این بود که با حملات اولیه و حذف برخی شخصیتهای کلیدی، شرایط برای فروپاشی سریع نظام سیاسی ایران فراهم خواهد شد و امکان تغییر حکومت و روی کار آمدن نیروهای مورد حمایت آنان به وجود خواهد آمد، اما چنین اتفاقی رخ نداد. در مقابل، هرچند خسارتهای زیادی به ایران وارد شد، اما به باور بسیاری، آمریکا و اسرائیل نیز متحمل آسیبهای قابل توجهی شدند که ترمیم آنها سالها زمان خواهد برد. همین مسئله باعث شده است که در محافل سیاسی و افکار عمومی اسرائیل این درک به وجود آید که هرگونه حمله مجدد به ایران، با پاسخهای متقابل و هزینههای سنگینی همراه خواهد بود.
زرگر گفت: با نزدیک شدن به انتخابات آینده اسرائیل، احتمال قدرتگیری مخالفان نتانیاهو افزایش یافته است و ممکن است او نتواند بار دیگر ائتلاف سیاسی لازم برای حفظ قدرت را تشکیل دهد. علاوه بر این، دولتهای اسرائیل همواره به حمایتهای سیاسی و مالی آمریکا وابسته بودهاند. اگر ترامپ به این نتیجه برسد که حضور نتانیاهو مانعی بر سر راه دستیابی به توافق نهایی با ایران است، ممکن است حمایت خود را از او کاهش دهد. زمزمهها و پیامهای منتشرشده در فضای رسانهای نیز میتواند نشانهای از این واقعیت باشد که یا نتانیاهو باید در برخی سیاستهای خود تجدیدنظر کند، یا اینکه جای خود را به نیروهایی بدهد که هماهنگی بیشتری با سیاستهای آمریکا و شخص ترامپ دارند. در صورت حمایت سیاسی و مالی آمریکا از مخالفان نتانیاهو، احتمال شکست او بسیار بالا خواهد بود.
وی در پایان خاطرنشان کرد: البته تغییر نخستوزیر، لزوماً به معنای تغییر بنیادین در سیاستهای اسرائیل نیست. از زمان تأسیس اسرائیل در سال ۱۹۴۸، این رژیم هیچگاه مرزهای تثبیتشده و نهایی نداشته و همواره امنیت خود را فراتر از مرزهای رسمی و در قلمرو کشورهای همسایه جستوجو کرده است. این سیاست امروز در سوریه، لبنان و حتی در قبال اردن نیز مشاهده میشود و ممکن است در آینده به مناطق دیگری نیز گسترش یابد. به همین دلیل، چه نتانیاهو در قدرت باشد و چه فرد دیگری، اصل راهبرد امنیتی اسرائیل بر ایجاد عمق امنیتی در خارج از مرزهای خود استوار خواهد بود. با این حال، چنین رویکردی نمیتواند برای همیشه امنیت ایجاد کند، زیرا نسلهای آینده در غزه، لبنان و سوریه، اقدامات نظامی و تجاوزهای اسرائیل را فراموش نخواهند کرد و به همین دلیل، امنیت این کشور در آیندهای نه چندان دور، با چالشهای جدی مواجه خواهد شد.