ساداتیان در گفتوگو با ایلنا:
چین برای مقابله احتمالی، کره شمالی را تقویت میکند/پکن در حال بهرهبرداری از مشغولیتهای آمریکا است
کارشناس مسائل بینالملل گفت: چین به خوبی از خلأهای موجود در راهبردهای آمریکا استفاده میکند و گامبهگام برنامههای خود را پیش میبرد.
سیدجلال ساداتیان، کارشناس مسائل بینالملل با اشاره به دلایل و ابعاد سفر رییسجمهور چین به کره شمالی در گفتوگو با ایلنا عنوان کرد: واقعیت این است که پیونگیانگ در کنار چین، بهویژه در ارتباط با تنشهایی که میان پکن و آمریکا وجود دارد، نقش مهمی ایفا کرده و چین نیز همواره تلاش کرده است از ظرفیت کره شمالی در چارچوب کشمکشهای خود با آمریکا بهره ببرد. بنابراین طبیعی است که اکنون زمان آن رسیده باشد که پکن، کره شمالی را تقویت کرده و پاداش همکاریهایش را بپردازد. شرایط فعلی نیز برای چین مساعدتر شده است. آمریکا درگیر مسائل مربوط به تنگه هرمز، خلیج فارس و تحولات غرب آسیاست. بر اساس آماری که خود آمریکاییها منتشر میکنند، بخشی از موشکها و سامانههایی که قرار بود برای مقابله احتمالی با چین در ژاپن، کره جنوبی و منطقه شرق آسیا نگهداری شوند، به خلیج فارس و غرب آسیا منتقل شدهاند و در آنجا مورد استفاده قرار گرفتهاند. در نتیجه، تا حدی دست آمریکا خالی شده است. البته اینکه واقعیت این موضوع تا چه اندازه است، بحث دیگری است و من صرفاً مطالبی را که در رسانههای آمریکایی مطرح شده نقل میکنم. کارشناسان نظامی آمریکایی نیز از انتقال سامانههای پاتریوت و تجهیزات دیگر به غرب آسیا سخن میگویند و تأکید دارند که جایگزینی این تجهیزات به سرعت امکانپذیر نیست. لذا این مسئله، فرصت مناسبی برای چین فراهم کرده تا از این خلأ به بهترین شکل استفاده کند.
وی ادامه داد: در شرایطی که چین و آمریکا در کنار امتیازگیری از یکدیگر، همچنان یکدیگر را تهدید میکنند، بهترین جایی که چین میتوانست از آن بهره ببرد، کره شمالی بود و اکنون زمان آن رسیده است که این کشور پاداش خود را دریافت کند. در مقاطعی، بهویژه سال گذشته، اخبار مربوط به گرسنگی و مشکلات اقتصادی در داخل کره شمالی به بیرون درز کرد و بسیار درباره آن صحبت شد. چین در آن مقطع تا حدی به پیونگیانگ کمک کرد، اما اکنون باید پروژهها، طرحها و منابع مالی بیشتری را برای کره شمالی در نظر بگیرد تا این پاداش به شکل ملموستری محقق شود. نکته دوم، به روابط دوجانبه دو کشور بازمیگردد. من معتقدم در شرایط کنونی، بیش از هر چیز همین بعد دوجانبه روابط تقویت شده است. مسائل دیگر در سالهای گذشته مورد توجه قرار گرفتهاند، اما اکنون اولویت اصلی، مسائل داخلی و روابط مستقیم میان چین و کره شمالی است. البته طبیعی است که مسئله کره جنوبی نیز در چارچوب رقابتهای منطقهای مورد توجه قرار داشته باشد. اگر به خاطر داشته باشید، چند سال پیش تلاش شد تا با حضور ژاپن، کره جنوبی، کره شمالی و آمریکا نوعی موازنه برقرار شود و توافقاتی شکل بگیرد. برخی زخمها و اختلافات، بهگونهای هستند که همواره حفظ میشوند تا در زمان لازم بتوانند دوباره به آنها دامن بزنند. اکنون نیز فرصت مناسبی برای چین فراهم شده است. همانطور که اشاره کردم، آمریکا درگیر مسائل متعدد در منطقه است. از سوی دیگر، برگزاری مسابقات جام جهانی در آمریکا، کانادا و مکزیک و پس از آن انتخابات میاندورهای، فرصتهای مناسبی را برای چین ایجاد کرده است.
این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: در چنین شرایطی، پکن باید همکاریهای خود با کره شمالی را تقویت کند، این کشور را دلگرم نگه دارد و آن را برای اهداف آینده خود حفظ کند. به بیان ساده، چین باید «شکلاتهایی» را که لازم است به کره شمالی بدهد، در اختیار آن قرار دهد تا در صورت ورود به یک تقابل جدیتر، پشتوانه لازم را در اختیار داشته باشد. به اعتقاد من، آمریکا در نتیجه اشتباهات و حماقتهایی که دونالد ترامپ مرتکب شد، بسیاری از کارتهای مهم خود را در سطح جهانی از دست داد. ترامپ تصور میکرد میتواند با رویکردی متکبرانه، درباره الحاق کانادا، تصاحب گرینلند، پایان دادن به جنگ اوکراین یا تسلیم شدن جمهوری اسلامی، به دنیا دستور بدهد. او گمان میکرد همه کشورها آمادهاند هرگونه که او بخواهد با آنها رفتار شود. در حالی که آمریکا همچنان یک ابرقدرت است و در حوزههای اقتصادی، نظامی، دانشگاهی، فرهنگی، وسعت سرزمینی و ظرفیت انسانی، قدرت قابل توجهی دارد، اما نتوانسته از این برتری به شکل مطلوب استفاده کند. در مقابل، رقبای آمریکا از فرصتهایی که در نتیجه این وضعیت ایجاد شده، بهرهبرداری میکنند و منافع خود را پیش میبرند.
وی در پایان خاطرنشان کرد: به اعتقاد من، طرف مقابل آمریکا به اندازه کافی از اشتباهات واشنگتن سود برده و آرام، تدریجی و حسابشده در مسیر رسیدن به اهداف خود حرکت میکند؛ بهگونهای که اگر روزی تقابل جدیتری شکل بگیرد، آمادگی لازم را خواهد داشت. البته شاید اساساً نیازی به چنین تقابلی هم پیدا نشود و بتواند بدون ورود به رویارویی مستقیم، به اهداف خود دست یابد. اینکه آیا آمریکا میتواند با این روند مقابله کند یا خیر، پاسخش مثبت است. امکان واکنش وجود دارد و باید منتظر اقدامات متعارف واشنگتن بود. اما به نظر میرسد آمریکا نسبت به گذشته تا حدی تضعیف شده است. کافی است وضعیت امروز را با زمانی مقایسه کنیم که نانسی پلوسی، رئیس وقت مجلس نمایندگان آمریکا، با وجود نداشتن اکثریتی چشمگیر در مجلس، با اقتدار به تایوان سفر کرد و از ابزارهای قدرت آمریکا به شکلی حسابشده بهره برد. به هر حال، قدرت زمانی مؤثر است که در اختیار افراد کارآمد و عاقل قرار گیرد. نانسی پلوسی دستکم میدانست چگونه از ابزارهای موجود استفاده کند، اما ترامپ نتوانست ظرفیتهایی را که در اختیار داشت به درستی به کار گیرد. به همین دلیل، من معتقدم مجموعه این عوامل موجب شده است که چین به خوبی از خلأهای موجود استفاده کند و گامبهگام برنامههای خود را پیش ببرد.