خبرگزاری کار ایران

یادداشتی از حسن لاسجردی:

پیامدهای اقتصادی، تبلیغاتی و سیاسی جنگ برای آمریکا چیست؟

پیامدهای اقتصادی، تبلیغاتی و سیاسی جنگ برای آمریکا چیست؟

کارشناس مسائل بین‌الملل نوشت: پیامدهای یک جنگ فراتر از میدان نبرد است و عواقب آن در صحنهٔ سیاست داخلی و اقتصاد ملی به‌ سرعت نمود پیدا می‌کند.

حسن لاسجردی، کارشناس مسائل بین‌الملل طی یادداشتی برای ایلنا به تشریح تأثیرات افزایش هزینه‌های جنگ و بالا رفتن نارضایتی مردم آمریکا برای دولت ترامپ پرداخت که به شرح زیر از نظر می‌گذرد: 

بحث‌های مربوط به هر جنگی، به‌ویژه وقتی ایالات متحده وارد آن می‌شود، صرفاً نظامی نیست؛ بلکه واکنش‌های داخلی و بهای مالیِ آن برای جامعه و دولت از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. یکی از نکات اصلی این است که در ساختارهای غربی، به‌ویژه در آمریکا، مشارکت اقتصادی از طریق نظام مالیاتی و مسئولیت‌های اجتماعی جایگاه حساسی دارد و در نتیجه هر عملیات نظامی پرهزینه فوراً به تحریک حساسیت اجتماعی و سیاسی می‌انجامد. 

در وضعیت فعلی جنگ علیه ایران، هزینه‌های روزانه و مستمر حضور نظامی آمریکا در منطقه به‌وضوح فشار مضاعفی بر اقتصاد وارد می‌کند؛ چراکه انتقال حجم عظیمی از نیروها، ناوگان و تدارکات، تأمین پایگاه‌ها و تأمین لجستیک نیازمند منابع هنگفتی است. این هزینه‌ها باید توسط دولت پرداخت شوند تا در چارچوب شعارهایی مانند «قدرت برتر آمریکا» که بخشی از تبلیغات انتخاباتی ترامپ است، توجیه شوند؛ اما افزایش مخارج نظامی در کوتاه‌مدت و بلندمدت اقتصاد ملی آمریکا را تحت فشار قرار می‌دهد.

برآوردهایی که مراکز اقتصادی مطرح کرده‌اند، حتی اگر محافظه‌کارانه ارائه شوند، نشان از ارقام کلان دارد؛ برخی روزانه حدود یک میلیارد دلار یا حتی بیشتر را برای هزینه‌های مستقیم جنگ ذکر کرده‌اند. این رقم صرفاً هزینه نظامی مستقیم است و تبعات اقتصادی جنگ، مانند افزایش قیمت نفت، تضعیف سطح سرمایه‌گذاری در بخش‌های تحت‌تأثیر و هزینه بازسازی پایگاه‌ها و زیرساخت‌های آسیب‌دیده را در بر نمی‌گیرد. باید توجه داشت که بخشی از پایگاه‌ها و تاسیسات آمریکا در منطقه خسارت دیده‌اند و هزینه تعمیر، نگهداری و بازسازی این تأسیسات و همچنین هزینه‌های مرتبط با خدمات و ادوات نظامی که مورد استفاده قرار گرفته‌اند به‌طور قابل‌ملاحظه‌ای بر دوش دولت آمریکا سنگینی می‌کند.

از سوی دیگر، تبلیغات و روایت‌سازی سیاسی دربارهٔ موفقیت‌ها یا پیروزی‌ها در صحنه جنگ نیز هزینه‌زا است. تکرار ادعاهای مطرح‌شده توسط چهره‌هایی مانند ترامپ دربارهٔ نابودی ظرفیت‌های هسته‌ای یا تضعیف ساختارهای نظامی و سیاسی رقیب، اگر با واقعیت‌ها همخوانی نداشته باشد، خود بار سیاسی و مالی به همراه دارد؛ چراکه عدم تطابق ادعا و واقعیت می‌تواند در رقابت‌های انتخاباتی بعدی به‌ عنوان نقطه‌ضعف مطرح شود و به تکرار هزینه‌های تبلیغاتی و اثباتی منجر شود. هر گزاره‌ای که برای تقویت موقعیت انتخاباتی مطرح می‌شود به معنای ایجاد انتظاراتی است که باید پاسخ داده شوند؛ این پاسخ‌ها اغلب نیازمند منابع مالی و اطلاعاتی گسترده‌اند و در صورت ناکامی، ابزاری برای حملات رقبا خواهند شد.

تبعات اقتصادی جنگ تنها محدود به بودجه نظامی نیست؛ افزایش نوسانات بازار انرژی، کاهش سرمایه‌گذاری خارجی و داخلی در بخش‌هایی که تحت تأثیر نااطمینانی منطقه‌ای قرار می‌گیرند، و نیز فشار بر شبکه‌های مالی و تجاری، از جمله اثرات جانبی‌ آن هستند. این بار اقتصادی، در نهایت بخشی از آن از طریق مالیات‌ها یا کاهش خدمات عمومی بر شهروندان تحمیل می‌شود؛ این مسأله می‌تواند زمینهٔ بروز اعتراضات اجتماعی یا تقویت جناح‌های مخالف جنگ در داخل آمریکا را فراهم کند. مخالفان جنگ به‌طور طبیعی از این فرصت برای برجسته‌سازی هزینه‌ها، ناکامی‌های راهبردی و تضاد میان شعارها و واقعیت‌های ترامپ بهره خواهند برد و این موضوع می‌تواند در فضای رقابت‌های میان‌دوره‌ای و انتخاباتی به‌عنوان یک مسأله محوری مطرح شود.

نهایتاً جمع‌بندی هزینه‌های حضور نظامی، نگهداری لجستیک، هزینه‌های روزانه جنگ و تبعات اقتصادی و بازسازی، مجموعه‌ای از بارهای اقتصادی و سیاسی را بر سیستم ایالات متحده تحمیل می‌کند که پاسخ به آن مستلزم شفافیت، برنامه‌ریزی مالی و مدیریت انتظارات عمومی است. مخالفان و رقبا از این مسائل به‌عنوان موضوعاتی دقیق در تبلیغات و مهندسی افکار عمومی استفاده می‌کنند تا هم رقیب را تحت‌فشار قرار دهند و هم در صحنه رقابت انتخاباتی موقعیت خود را تقویت کنند؛ بنابراین پیامدهای یک جنگ فراتر از میدان نبرد است و عواقب آن در صحنهٔ سیاست داخلی و اقتصاد ملی به‌ سرعت نمود پیدا می‌کند.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز