یادداشتی به بهانه روز صنعت و معدن؛
فولاد مبارکه؛ کوره مقاومت در برابر آتش تهاجم
فولاد مبارکه تنها یک بنگاه اقتصادی برای کسب سود نیست؛ بلکه یک نهاد اجتماعی و ستون فقرات امنیت صنعتی است.
ایلنا؛ تاریخ ملتها با لحظات گذرا و بحرانهای بزرگ رقم میخورد؛ لحظاتی که مرز میان بقاء و نابودی، تنها با یک تصمیم یا یک اراده مشخص میشود. کشور ما در اسفند ماه سال ۱۴۰۴، با یکی از تلخترین و سنگینترین لحظات تاریخ معاصر خود روبرو شد. تهاجم دشمن آمریکایی-صهیونیستی، که نه تنها با هدف نابودی سیاسی، بلکه با هدف فلج کردن ساختارهای حیاتی و اقتصادی ما طراحی شده بود، آغاز گشت. این دشمن با رویکردی کینهتوزانه و با بهرهگیری از تکنولوژیهای پیشرفته، ابتدا با هدف قرار دادن رهبر و بسیاری از فرماندهان عالی رتبه و لشکری، سعی در گسستن روحیه ملی و ایجاد خلاء قدرت داشت و سپس بلافاصله، سلاحهای خود را به سوی ستونهای فقرات اقتصادی کشور نشانه رفت.
هدف نهایی دشمن، ایجاد یک بنبست صنعتی و اقتصادی در قلب ایران بود؛ آنها میخواستند با هدف قرار دادن زیرساختهای استراتژیک و هدفگیری دقیق واحدهای صنعتی، از جمله کارخانجات حیاتی در استان خوزستان و پیکره عظیم و استراتژیک شرکت فولاد مبارکه اصفهان، چرخهای تولید را به طور کامل متوقف کنند. دشمن گمان میکرد با ضربه زدن به این مراکز، کشور را در تنگنای شدید نیازهای اولیه، کمبود مواد ساختمانی و فلزی قرار داده و در نهایت، با ایجاد بحران اقتصادی، اراده ملت را در هم میشکند. اما آنچه دشمن در تمام محاسبات پیچیده و استراتژیک خود نادیده گرفت، روحیه پولادین ایستادگی و مدیریت جهادی در این سرزمین بود؛ روحیهای که از دل تلاطمها برخاست تا بر آتش تهاجم، پیروز شود.
در جریان حملات بیرحمانه اسفندماه، دشمن با درک عمیق از اهمیت استراتژیک صنعت فولاد در زنجیره تأمین تمامی محصولات صنعتی و نظامی، به دنبال فلج کردن صنایع وابسته بود. هدف قرار گرفتن زیرساختهای صنعتی، تنها یک آسیب فیزیکی به ساختمانها و ماشینآلات نبود، بلکه تلاشی نظاممند برای ایجاد یک بحران اجتماعی گسترده از طریق ایجاد بیکاری، قطع درآمد و ایجاد کمبود کالا در بازار بود.
در این میان، ما شاهد فداکاریهای بینظیری بودیم که تاریخ هرگز فراموش نخواهد کرد. شهادت تعدادی از کارکنان و کارگران متخصص و خدوم که در لحظات حساس و در میانه ریزشها، در کنار ماشینآلات و کورههای خود ایستادگی کردند، زخمی عمیق بر پیکره صنعت گذاشت؛ اما این ایثار، خود به سوختی تبدیل شد که شعلههای غیرت و اراده را در دل بازماندگان، مدیران و تمامی پرسنل فولاد مبارکه شعلهور ساخت.
در ادبیات علمی و کتب مدیریت بحران، تعریف شده که یک مدیر موفق و مقتدر کسی است که در شرایط جنگی، ناپایداری و بحرانهای غیرقابل پیشبینی، بتواند میان «بقاء» و «تداوم تولید» تعادلی استوار برقرار کند. شرکت فولاد مبارکه اصفهان در این میدانِ آزمونِ سخت، به یک الگوی جهانی در مدیریت بحران تبدیل شد. برخلاف تصور غلط دشمن که گمان میکرد با ضربه زدن به هسته مرکزی تولید و آسیب رساندن به کورهها، خط تولید برای مدتهای طولانی از کار خواهد افتاد، مدیریت مقتدر و ارکان انقلابی فولاد مبارکه از مدیران و معاونین گرفته تا کارگران پرتلاش، تمامی نقشههای شوم دشمن را در هم شکست.
فولاد مبارکه با رویکردی کاملاً انقلابی و با تکیه بر توان داخلی، بلافاصله پس از برقراری آتشبس، عملیات سنگین بازسازی را آغاز کرد. بازسازی کورههای آسیبدیده و ترمیم زیرساختهای تخریبشده، تنها یک پروژه مهندسی یا بازسازی فیزیکی نبود، بلکه یک «جهاد ملی» و یک حرکت انقلابی برای حفظ استقلال کشور بود. تیمهای فنی، مهندسین و کارگران متخصص با سرعت، دقت و دقتی خیرهکننده، شبانهروزی برای جبران آسیبهای کلیدی تلاش کردند تا زنجیره تأمین محصولات قطعی نشود و ضربهای به بدنه اقتصاد ملی وارد نگردد.
یکی از بزرگترین موفقیتهای فولاد مبارکه در این دوران دشوار، مقابله با شایعات، جنگ روانی و ادعاهای بیاساس در حوزه تأمین مواد اولیه بود. در حالی که برخی از فعالان بخش خودروسازی و برخی گروههای اقتصادی، کمبود ورق خودرو را به عنوان بهانهای برای توقف تولید یا افزایش بیرویه قیمتها مطرح میکردند، فولاد مبارکه با نشان دادن توان عملیاتی و تداوم تولید خود، پاسخ کوبندهای به این ادعاها داد.
دشمن میخواست با هدف قرار دادن فولاد، صنعت کشور را فلج کرده و ارکان تولید را از هم بپاشد، اما نتیجه دقیقاً برعکس شد. فولاد مبارکه نه تنها تولید خود را در شرایط بحرانی متوقف نکرد، بلکه حتی در شرایطی که بسیاری از بخشهای صنعتی با چالشهای سنگین پس از جنگ دست و پنجه نرم میکردند، توانست مازاد تولید خود را در بورس کالا عرضه کند. مشاهده وضعیت بورس که در آن «عرضه بسیار بیشتر از تقاضا» بود، گواهی بر این حقیقت است که مدیریت، کارگران و تمامی معاونین این مجموعه، با رویکردی جهادی، تولید را از یک فعالیت اقتصادی به یک کار انقلابی و حماسی تبدیل کرده بودند. آنها در برابر جهانی که به دنبال خفه کردن صنعت ایران بود، ثابت کردند که تولید در ایران تحت تأثیر فشارهای خارجی متوقف نمیشود، بلکه با هر ضربه، مقاومتر و پولادینتر میگردد.
فولاد مبارکه تنها یک بنگاه اقتصادی برای کسب سود نیست؛ بلکه یک نهاد اجتماعی و ستون فقرات امنیت صنعتی است. در تمام طول دوران جنگ و حتی در دوران سخت و پرچالش پس از آن، این شرکت تعهد اخلاقی و اجتماعی خود را به کارگران فراموش نکرد. حفظ اشتغال، حمایت همهجانبه از معیشت کارگران و نگاه حمایتی به خانوادههای آسیبدیده، نشان داد که در این مجموعه، «انسان» و «کرامت انسانی» بر «سودآوری» مقدم است. این همان روحیهای است که باعث شد کارگران، با تمام خستگیها، با وجود خطرات ناشی از آسیبهای جنگی و در میان گرمای طاقتفرسا و محیطهای نفسگیر کورهها، همچنان با ایمان و تمام توان به فعالیت خود ادامه دهند.
در دهم تیرماه و در روز صنعت و معدن، وقتی به پشت سر و به این حماسه نگاه میکنیم، مشاهده میکنیم که فولاد مبارکه اصفهان از یک واحد صنعتی بزرگ، به یک «نماد ماندگار مقاومت ملی» تبدیل شده است. و به معنای واقعی فولاد مبارکه نماد اراده فولادین است.
اگرچه آثار جانبی جنگ و چالشهای اقتصادی ناشی از آن همچنان وجود دارد، اما با توجه به تجربه در مدیریت بحران و روحیه جهادی حاکم بر این مجموعه، اطمینان داریم که این مشکلات بهزودی برطرف شده و شاهد شکوفایی بیسابقه و پیشرفتهای چشمگیر خواهیم بود.
اینجانب به نمایندگی از خبرگزاری کار (ایلنا) تنها خبرگزاری کار و کارگر کشور که همواره حامی توسعه و رشد اقتصادی بوده است پیشرفت و شکوهِ صنعت را به تمامی کارگران، بهویژه قهرمانان شرکت فولاد مبارکه، تبریک عرض میکنم. فولاد مبارکه با همان روحیه مقاوم و پولادین، همچنان قطب نخست صنعت ایران و مایه افتخار ملی خواهد ماند.
مرتضی بلوکی
کارشناس امور رسانه