خبرگزاری کار ایران

مدیرگروه موسسه مطالعات بین المللی انرژی وین در گفت‌وگو با ایلنا:

بعد از هرمز، ترامپ سراغ کدام آبراه می‌رود؟/ جزئیات پروژه های کریدوری عربستان و امارات

بعد از هرمز، ترامپ سراغ کدام آبراه می‌رود؟/ جزئیات پروژه های کریدوری عربستان و امارات

مدیر گروه موسسه مطالعات بین المللی انرژی وین با بیان اینکه جنگ امریکا ‌و اسراییل با ایران منجر به از دست رفتن یک پنجم عرضه نفت جهان شده است، گفت: امریکا قصد دارد تا حتی الامکان تمام معابر مهم دریایی دنیا را در اختیار داشته باشد. فکر می کنم که پس از تنگه هرمز به سمت باب المندب، سپس مالاکا و بقیه گذرگاه های آبی دنیا خواهند رفت. منظورم این نیست که موفق خواهند شد، قطعا شکست می‌خورند. چین پروژه موسوم به “یک کمربند، یک جاده” را شروع کرد و اکنون امریکا هم به دنبال پروژه “یک کمربند، یک درست” است.

به گزارش خبرنگار اقتصادی ایلنا، در حالی جهان با شوک بزرگ نفتی جنگ‌ ایران و امریکا دست و پنجه نرم می کند که بزرگترین آبراهی که اکنون صحنه رویایی امریکا و ایران شده همچنان مسدود مانده تا ذخایر استراتژیک نیز به خط پایان نزدیک شوند. گلوگاهی که سرنوشت حدود یک پنجم نفت و یک سوم گاز طبیعی مایع به آن گره خورده تا جایگاه کم نظیر خود را یادآور شود. مسیری که به گفته رییس گروه مرکز مطالعات بین المللی انرژی وین؛ اسراییل علاقمند است تا وابستگی کشورهای منطقه به آن را تا حدامکان کاهش دهد و امریکا با نقشه دور زدن آن، سودای در اختیار گرفتن دیگر معابر مهم دنیا از  باب المندب، مالاکا و...  را نیز در سر می پروراند. 

وی با اشاره به سناریوی نفتی امریکا-رژیم صهیونیستی معتقد است: ژئوپلیتیک انرژی در سال‌های پایانی همین دهه، تغییرات مهمی خواهد کرد.

این کارشناس ارشد حوزه انرژی تاکید می کند که یک پنجم عرضه نفت جهان از دست رفته و دیسیپلین اوپک زیر سوال رفته است.

در ادامه مشروح گفت و گوی ایلنا با فریدون برکشلی را می خوانید: 

-سناریوی نفتی که امریکا و رژیم صهیونیستی در جنگ اخیر با ایران دنبال می کنند چیست؟ 

 سناریوی نفتی امریکا؛ از ونزوئلا تا ایران

تا آنجا که من متوجه می شوم، دونالد ترامپ، سناریوی مشخص و مدونی برای در بخش نفت و گاز، در پی حمله هوایی به ایران داشته است. به نظر می رسد که ترامپ، از روی برنامه ونزوئلا در مورد ایران الگوبرداری کرده بود. چنانچه الگوی ونزوئلا به همان شکل در ایران پیاده شده بود، امریکا تمام درآمد حاصل از صادرات نفت خام این کشور را به یک حساب امانی در بانک فدرال تگزاس نگهداری می کرد تا پس از فراهم شدن شرایط مقتضی منجمله برداشت هزینه های عملیات در کاراکاس، در مورد نحوه استفاده از آن با ونزوئلا مذاکره کند.

بر اساس گزارش سه ماهه اول ۲۰۲۶ شرکت ملی نفت ونزوئلا (PDVSA)، این شرکت ناچار است که کماکان با چین با یوان و با دیگر کشورها با پزوتا معاملات نفتی خود را تنظیم کند تا بتواند، هزینه های جاری شرکت ملی نفت ونزوئلا را تامین کند. اما در هر حال تاکنون برنامه مشخصی از سوی امریکا در خصوص برنامه های نفتی در قبال ایران ملاحظه نشده است.

آیا می توان گفت که هدف رژیم صهیونیستی به دنبال وادار کردن نفتکش ها برای ایجاد مسیر جدیدی برای تردد غیر از تنگه هرمز و درواقع ایجاد مسیری تحت نفوذ اسراییل است؟ 

جزییات پروژه های کریدوری عربستان و امارات

این درست است. در واقع آن تعداد از کشورهای منطقه خلیج فارس که برایشان به لحاظ جغرافیایی میسر بوده است، از مدتها قبل برنامه های مربوط به احداث خطوط لوله برای دور زدن و گریز از تنگه هرمز را دنبال کرده بودند. عربستان، پیشگام این برنامه بود. این کشور از زمان جنگ تحمیلی عراق با ایران و شروع عملیات موسوم به جنگ نفتکش ها در خلیج فارس، برای احداث خطوله برنامه ریزی کرد. البته با پایان جنگ و شروع دوره ای نسبتا طولانی از صلح و امنیت، عربستان به سراغ خط لوله در مسیر دریای سرخ نرفت. لازم به توضیح است که خط لوله مورد نظر، در ابتدا برای انتقال گاز طراحی شده بود و لوله ها قطر کمی دارند. اما در شرایط کنونی عربستان به طور آزمایشی بهره برداری از آن را شروع کرده است. ظرفیت این خط لوله ۵.۵ میلیون بشکه در روز ذکر شده که تقریبا می تواند نیمی از تولید و صادرات این کشور را پوشش دهد. امارات متحده عربی هم از بندر فجیره خط لوله ای با ظرفیت اسمی ۶۵۰ هزار بشکه در روز را احداث کرده است. کویت تنها تولیدکننده نفت منطقه است که هیچ راهی برای صادرات، غیر از تنگه هرمز در اختیار ندارد. 

روزهای سخت تردد کشتی ها؛ از نفت تا مواد غذایی 

بنابراین در عین حالی که اسراییل علاقمند است تا وابستگی کشورهای منطقه به تنگه هرمز را تا حدامکان کاهش دهد، جبر جغرافیا و سابقه ناآرامی در منطقه کشورهای حاشیه خلیج فارس را به تامین مبادی انتقال نفت و گاز، خارج از مسیر آبهای سرزمینی ایران، ترغیب کرده بود. لازم به توضیح است که عبور و مرور از مسیر تنگه هرمز، محدود به نفت و گاز نیست. محصولات پتروشیمی و واردات و صادرات مواد غذایی و کالاهای صنعتی هم لازم است که از مسیر خلیج فارس و تنگه هرمز تردد داشته باشند.

-فکر می کنید بعد از پایان جنگ شاهد نقشه جدیدی در کریدورها و معادلات نفتی باشیم؟

نقشه امریکا برای باب المندب، مالاکا و.،،

بله، فکر می کنم که نقشه ژئوپلیتیک نفتی منطقه و بلکه جهان تغییرات مهمی را تجربه خواهد کرد.

در ابتدا در مورد استراتژی انرژی ایالات متحده پرسیدید. از این منظر، امریکا قصد دارد تا حتی الامکان تمام معابر مهم دریایی دنیا را در اختیار داشته باشد. فکر می کنم که پس از تنگه هرمز به سمت باب المندب، سپس مالاکا و بقیه گذرگاه های آبی دنیا خواهند رفت. منظورم این نیست که موفق خواهند شد. قطعا شکست می خورند. چین پروژه موسوم به “یک کمربند، یک جاده” را شروع کرد. امریکا هم به دنبال پروژه “یک کمربند،یک درست”.

از نظر امریکا، مسیرهای زمینی آینده ای ندارند. مسیرهای زمینی منتسب به جاده ابریشم، مربوط به کشورهای در حال توسعه است. مسیرهای دریایی هم برای کشورهای صنعتی.

نگرانی شرق آسیا و ترکیه از دست درازی امریکا به آبراه ها

بنابراین امریکا، در مسیر دست درازی به گذرگاه های آبی مهم دنیاست. اما در عین حال، قضیه تنگه هرمز، یک هشیاری و شاید بگویم، تنگه-شناختی در میان کشورهایی که در مسبر این تنگه ها قرار دارند، ایجاد کرده است. طی چند روز گذشته اندونزی، فیلیپین و سنگاپور هم در مورد تنگه مالاکا، صحبت هایی داشته اند. تنگه ترکیه و تنگه دانمارک هم که اهمیت محدوتری نسبت به هرمز، باب المندب و مالاکا دارند هم، به سوژه های بحث و تبادل نظر تبدیل شده اند. اهمیت اصلی تنگه هرمز به لحاظ امنیت انرژی است. یک پنجم نفت دنیا و نزدیک به چهل درصد ال.ان.جی دنیا، از هرمز عبور می کند. لذا هرمز اینک کانون توجهات است. در حقیقت حمله امریکا و اسراییل به ایران، دنیا را بیشتر از هر زمانی متوجه تنگه هرمز کرد. 

کسری روزانه ۱۳ میلیون بشکه نفت در بازار 

درست می فرمایید، ژئوپلیتیک انرژی در سال های پایانی همین دهه، تغییرات مهمی خواهد کرد. در حال حاضر علیرغم جنگ و انسداد مضاعف تنگه هرمز، از سوی ایران و بعد امریکا، تا سطح ۶.۵ الی ۷ میلیون بشکه نفت در روز راهی برای عبور می یابند. تقریبا خالص کسری بازار معادل ۱۱ الی ۱۳ میلیون بشکه در روز است. کشورهای عمده مصرف کننده شامل امریکا و چین به سرعت به سمت برداشت از ذخایر استراتژیک،SPR رفته اند. اما این ذخایر باید مجددا پر شوند، یعنی یک کسری عرضه غیر قابل تحمل در بازار تجمیع خواهد شد. 

دیسیپلین اوپک زیر سوال رفته است

من بی صبرانه منتظر تشکیل اجلاس وزارتی نظارت بر بازار اوپک(پلاس) در ششم ژوئن هستم. اوپک چه چیزی برای ارائه دارد؟  آیا در بستر چنین شرایطی، سازمان اوپک هنوز موضوعیت خواهد داشت؟ البته این بستگی به این دارد که تا چه زمانی بحران ادامه خواهد یافت. کار اصلی اوپک، تنظیم بازار جهانی نفت از طریق اعمال دیسیپلین در تولید است. در شرایطی که نفت اندکی تولید می شود و ادامه تولید در سطوح گذشته هم زیر سوال است، چه ابزاری در اختیار سازمان اوپک باقی است که توسط آن بازار را مدیریت کند؟

-ارزیابی تان از وضعیت تنگه هرمز، تردد کشتی های تجاری و بخصوص نفتکش ها و اوضاع قیمت نفت را بفرمایید.

یک پنجم عرضه نفت از دست رفته است 

اشاره کردیم، بازار نفت با یک کسری عرضه نفت بی سابقه روبروست. در شوک اول نفتی ۱۹۷۳، قیمت جهانی نفت چهار برابر شد. در شوک نفتی دوم در ۱۹۷۹، قیمت جهانی نفت حدودا سه برابر افزایش پیدا کرد. اما امروز که یک پنجم عرضه نفت جهان از دست رفته، قیمت های جهانی نفت با دشواری از ۱۰۰ دلار در بشکه عبور می کنند.

علائم گمراه کننده بورسی ها به بازار نفت

 بازارهای بورس نفت، با عملیات بشکه های کاغذی، مسیر وقوع یک شوک درخور و متناسب قیمت را مسدود ساخته اند. این قیمت های برنت و دبلیوتیای(WTI) منعکس کننده عمق بحران نیستند. بازارهای بورس علائم گمراه کننده ای را به بازارهای جهانی ارسال می کنند. 

تک محموله به ۱۴۰ دلار رسید

بازارهای تک محموله برای تحویل فوری بیش از ۱۴۰-۱۳۰ دلار در بشکه است. احتمال قوی وجود دارد که در پی آرام شدن شرایط، بازار نفت خاورمیانه ترجیح دهد تا قیمت گذاری در مبدا تولید صورت گیرد و نه در انتهای مسیر و محل مصرف.

-این شرایط چقدر بازار نفت را تحت تاثیر قرار داده و حدف پترودلار در معاملات را منجر خواهد شد؟

طلای سیاه بلاتکلیف شد

یکی از دلایل اصلی بی ثباتی در بازار جهانی نفت، تحریم هاست. تحریم های نفتی، بازار جهانی نفت را از مسیر عادی خارج و بازار را بلاتکلیف ساخته است. نفت، وجود دارد ولی در دسترس نیست. این بلاتکلیفی را در آمارهای سازمان های ذینفع بین المللی مانند اوپک و آژانس بین المللی انرژی می توان دید. در نتیجه تحریم های طولانی مدت؛ بی ثباتی در بازار نهادینه شده و اینکه نفت با چه ارزی معامله شود، ناشی از وضع تحریم هاست.

امریکا دلار را تسلیحاتی کرد/ دلارگریزی کشورهای تحریمی 

کشورهای تحت تحریم برای تحریم گریزی، دلارگریزی می کنند. اگر چه قیمت گذاری و معاملات نفتی با دلار است، اما کشورها غالبا با آن کنار می آیند. اما مکانبسم هایی که امریکا توسط آن دلار را بر علیه کشورها به کار می گیرد، مهم است. همه تولیدکنندگان نفت، به دنبال راهکارهای دلارگریز هستند. ارز حاصل از فروش بخش اعظم نفت خام های خاورمیانه در بانک های امریکا ذخیره و سپس جا به جا می شود. کسی با دلار مشکل ندارد. مشکل با مکانیسم هایی است که معاملات دلاری بر اقتصاد کشورهای دارنده دلار، با آن مواجه اند. این که کشورهای صادر کننده نفت، اینک دلارگریز شده اند، ناشی از نحوه اعمال مدیرت دلار توسط امریکاست. امریکا، دلار را تسلیحاتی کرده است. اتحادیه اروپا هم با دلار مشکل دارد و طرح ارزی با عنوان یورو دلار در شرایط عملیاتی قرار گرفته است.

بخش عمده نفت خاورمیانه، به مقصد بازارهای آسیایی بارگیری می شود. اینک برای تولید کنندگان نفت منطقه دلایلی متقنی وجود ندارد که حتما با دلار معامله کنند و دلارها برای تسویه به بانک های امریکا هدایت شوند.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز