خبرگزاری کار ایران

ایلنا گزارش می‌دهد؛

پاشنه آشیل جایگزین‌های تنگه هرمز؛ چرا مسیرهای دور زدن، راه‌حل کامل نیستند؟

پاشنه آشیل جایگزین‌های تنگه هرمز؛ چرا مسیرهای دور زدن، راه‌حل کامل نیستند؟

بررسی گزینه‌های جایگزین تنگه هرمز نشان می‌دهد که اگرچه مسیرهای متعددی برای دور زدن این گلوگاه راهبردی وجود دارد، اما هیچ‌یک از آنها در کوتاه‌مدت یا حتی میان‌مدت قادر به جبران کامل نقش حیاتی این تنگه نیستند. محدودیت‌های فنی، نیاز به سرمایه‌گذاری گسترده، و مهم‌تر از همه عدم هم‌راستایی با بازارهای اصلی مصرف انرژی، باعث شده‌اند این گزینه‌ها بیشتر نقش مکمل داشته باشند تا جایگزین واقعی.

به گزارش خبرنگار ایلنا،با افزایش نگرانی‌ها درباره ادامه انسداد تنگه هرمز، یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انتقال انرژی در جهان، سناریوهای مختلفی برای دور زدن این مسیر حیاتی مطرح شده است. تنگه هرمز روزانه محل عبور بخش قابل توجهی از صادرات نفت کشورهای حاشیه خلیج فارس است و هرگونه اختلال در آن، بازار جهانی انرژی را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد. در این میان، گزینه‌های جایگزین عمدتاً بر خطوط لوله منطقه‌ای تکیه دارند؛ اما بررسی دقیق‌تر نشان می‌دهد این مسیرها با محدودیت‌های جدی مواجه‌اند.

 گزینه‌های اصلی جایگزین

یکی از مهم‌ترین مسیرهای مطرح، خط لوله IPSA(خط لوله عراق از طریق عربستان سعودی) با ظرفیت ۱.۶۵ میلیون بشکه در روز است. این خط لوله از میدان الزبیر در جنوب عراق آغاز شده و از طریق عربستان سعودی به بندری در دریای سرخ، در نزدیکی ینبع، می‌رسد. این پروژه در سال ۱۹۸۷ و در واکنش به جنگ نفتکش‌ها ساخته شد، اما بعدها عربستان بخش عمده آن را مصادره و برای مصارف داخلی استفاده کرد.

گزینه دیگر، خط لوله تاپ‌لاین (Trans-Arabian Pipeline) با ظرفیت حدود ۵۰۰ هزار بشکه در روز است. این خط لوله که در سال ۱۹۵۰ افتتاح شد، نفت عربستان را از طریق اردن به بندر صیدا در لبنان منتقل می‌کرد، اما از سال ۱۹۸۳ به دلیل اختلافات بر سر هزینه‌های ترانزیت متوقف شد. هرچند بخش‌هایی از آن در عربستان نگهداری شده، اما برای احیا نیازمند بازسازی گسترده، به‌ویژه در ایستگاه‌های پمپاژ است.

در شمال منطقه، خط لوله کرکوک–جیحان با ظرفیت اسمی ۱.۶ میلیون بشکه در روز قرار دارد. این مسیر که نفت عراق را به بندر جیحان در ترکیه منتقل می‌کند، از نظر تئوری ظرفیت بالایی دارد، اما در عمل صادرات آن بسیار کمتر، حدود ۲۰۰ هزار بشکه در روز، است. برای بهره‌برداری کامل از این ظرفیت، نیاز به بازسازی زیرساخت‌ها و همچنین توافقات سیاسی میان بغداد، آنکارا و اقلیم کردستان عراق وجود دارد.

خط لوله کرکوک–بانیا نیز با ظرفیت ۷۰۰ هزار بشکه در روز، گزینه دیگری است که در سال ۱۹۵۲ افتتاح شد اما از ۱۹۸۲ به دلیل اختلافات میان عراق و سوریه متوقف مانده است. احیای این مسیر نیز مستلزم سرمایه‌گذاری و بازسازی قابل توجه است.

در همین حال، کویت نیز به دنبال توسعه یک خط لوله انتقال نفت از شرق به غرب است که بتواند به شبکه خطوط لوله عربستان متصل شود. پیش‌بینی می‌شود صندوق‌های ثروت ملی در تأمین مالی این پروژه‌ها نقش داشته باشند.

چالش کلیدی

با وجود این گزینه‌ها، یک چالش اساسی وجود دارد که کارایی آنها را زیر سؤال می‌برد: جهت‌گیری جغرافیایی این خطوط لوله است، بطوریکه اغلب این مسیرها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که نفت را به سمت دریای سرخ و در نهایت بازارهای اروپایی منتقل کنند.

این در حالی است که بخش عمده صادرات نفت و گاز کشورهای خلیج فارس به بازارهای شرق آسیا، از جمله چین، ژاپن، کره جنوبی و هند اختصاص دارد. بنابراین، حتی در صورت فعال‌سازی کامل این مسیرهای جایگزین، تطابق چندانی با الگوی فعلی تقاضا نخواهند داشت.

بررسی گزینه‌های جایگزین تنگه هرمز نشان می‌دهد که اگرچه مسیرهای متعددی برای دور زدن این گلوگاه راهبردی وجود دارد، اما هیچ‌یک از آنها در کوتاه‌مدت یا حتی میان‌مدت قادر به جبران کامل نقش حیاتی این تنگه نیستند. محدودیت‌های فنی، نیاز به سرمایه‌گذاری گسترده، و مهم‌تر از همه عدم هم‌راستایی با بازارهای اصلی مصرف انرژی، باعث شده‌اند این گزینه‌ها بیشتر نقش مکمل داشته باشند تا جایگزین واقعی.

در نتیجه، تنگه هرمز همچنان یکی از حیاتی‌ترین شریان‌های انرژی جهان باقی خواهد ماند؛ گلوگاهی که هرگونه اختلال در آن، تبعاتی فراتر از منطقه خلیج فارس به همراه خواهد داشت.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز