کد خبر: 238542 A

تاریخ ایران باستان و اساطیر و فرهنگ در دیدار با ژاله آموزگار:

دوره ما برای کسی که درس‌ می‌خواند، راه باز بود / کتاب «باورهای ایران در دوره باستان» مجموعه درس‌هایی است که در دوره دکتری می‌دادم و امیدوارم تا چند ماه آینده منتشر شود.

دیدار و گفتگوی سوم از سلسله دیدار پنجشنبه‎ها صبح با اساتید در کتابفروشی آینده، روز یازدهم دی ماه ۱۳۹۳ برگزار شد. دو دیدار قبلی با توفیق سبحانی و سیدعبدالله انوار بود. و در جلسه پنجشنبه ۱۱ دی ماه، داریوش شایگان، جمشید ارجمند، ایرج پارسی نژاد، سیروس علی‎نژاد، میلاد عظیمی و دانشجویان رشته تاریخ و ادبیات دانشگاه تهران حضور داشتند.

به گزارش ایلنا؛ این دیدار با همکاری بنیاد فرهنگی اجتماعی ملت، دایره‌العمارف بزرگ اسلامی، بنیاد موقوفات محمود افشار و گنجینه پژوهشی ایرج افشار برگزار شد.

ژاله آموزگار در این دیدار گفت: همین اول از آمدن همه تشکر می‎کنم. و خداوند اگر هیچ چیزی به من نداده باشد، این را به من داده که هیچ وقت فکر نکنم واقعاٌ آدم مهمی هستم. دربرابر این همه کاری که دانشمندهای درجه یک و طراز اول انجام داده‎اند واقعاٌ کار من هیچی نیست. این را اصلاٌ تعارف نمی‎کنم و خدا را شکر اصلاٌ این غرور مرا نگرفته که خیال کنم دارم شاهکار می‎آفرینم یا کار فوق‎العاده‎ای می‎کنم.

او با بیان اینکه من دانشجوی ساده و درسخوانی بودم؛ گفت: دورۀ ما طوری بود که بخت یارمان بود. وقتی کسی درسخوان بود می‎توانست پیشرفت کند. موضوع این است که وقتی من در دانشگاه شاگرد اول شدم، به من برای رفتن به خارج بورس دادند. آن موقع به همه می‎دادند. بدون درنظر گرفتن این است که دانشجو زن هست، مرد هست، ازدواج کرده یا ازدواج نکرده البته من آن موقع با دختر و همسرم رفتم ولی می‎خواهم بگویم که ما در دوره‎ای بودیم که اگر کسی می‎خواست درس بخواند راه برایش باز بود در آن دوره یک چنین بورسی فقط به درسخوان‌ها تعلق می‎گرفت. من واقعاٌ فکر می‎کنم این یک شانس بود. هیچ چیز خارق‎العاده‎ای در من نیست. من هم یک آدم عادی هستم. فقط یک کم بچه درسخوان بودم. همین.

او ادامه داد: بخت یارم بود که توانستم بروم و استادان خوبی داشته باشم. بعدهم وقتی برگشتم اینجا، در خدمت مرحوم خانلری بود که افتخار همه ایران است. به قول معروف باید بگذاریم زمان بگذرد تا آدم ارزشش‎های آنها را درک کند. وقتی در دانشگاه مشغول کار شدم، باز یکی از شانس‎های من بود که همکاران دانشمند داشتم. می‎دانید با آدم‎های بزرگ نشست و برخاست کردن شانس است. آدم وقتی دور و برش کسانی باشند که هیچی ندانند، خوب مثل این است که در شهر کورها آدم یک چشمی پادشاه است. من با خیلی از این دانشمندان که شما هم مثل من به آنها خیلی ارادت دارید، همکار بودم. یکی از همکاران بسیار نازنین من مرحوم احمد تفضلی بود که خیلی نا به هنگام این دنیا را ترک کرد. من خیلی سعی کردم که به کارهای او سر و سامان بدهم. می‎خواهم به شما مژده بدهم که به زودی مجموعه مقالات او را منتشر می‎کنم. مقالات فارسی چیده شده و دارند تصحیح می‎کنند و به دنبال آن مجموعه مقالات فرانسه و انگلیسی هم منتشر خواهد شد.

آموزگار در پاسخ به این پرسش که کار انتشار کتاب «باورهای ایران در دوره باستان» به کجا کشید؛ گفت: این کتاب مجموعه درس‏‎هایی بود که من در دوره دکتری می‎دادم و شرمنده هستم که به دلیل مشغله‎های کاری هنوز نتوانسته‎ام آن را به چاپ برسانم ولی بخشی از کارهایش انجام شده و امیدوارم که تا چند ماه دیگر منتشر شود. من تا جایی که از دستم برآمده سعی کردم ساده بنویسم تا همه بتوانند بخوانند ولی این دلیلی نمی‎شود که سطحش بیاید پایین.

او در پاسخ به این سوال که در کتاب‌هایتان از سیاه و سفید بودن به عنوان یک ویژگی خاص یاد می‌کنید به نظر شما آیا این سیاه و سفید دیدن، در اندیشه کنونی ایرانیان نقشی ایفا می‌کند؟ اظهار داشت: البته من این سیاه و سفید بودن را از خودم نگفتم. اساطیر ما طوری است که یک دفعه تبدیل می‎شود به خیر و شر. متأسفانه دیوار می‎کشند و به همین دلیل روحیه ما هم همین طور است. فکر می‎کنم پاسخ مثبت است.

آموزگار افزود: ایرانشناسی در دوره اخیر شکلش عوض شده و بیشتر به مباحثایران معاصر در حوزۀ سیاست و فرهنگ می‎پردازد و متأسفانه مطالعات بر روی پژوهش‎های ایران قبل از اسلام ناقص مانده است. اما هنوز هستند کسانی که به این زمینه علاقمند هستند. در این نسل جدیدی که به مطالعه و پژوهش‎ درباره ایران باستان می‎‎پردازند.

ژاله آموزگار آن زمان بورسیه را فقط به درسخوان‌ها می‌دادند دیدار پنجشنبه‎ها صبح با اساتید در کتابفروشی آینده
نرم افزار موبایل ایلنا
ارسال نظر